سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۸:۱۴ - ۷ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

اکبر گنجی: به سود ما نيست امروز رژيم جمهوری اسلامی سرنگون شود

اندازه متن - +
اكبر گنجى، روزنامه نگار ایران و فعال سیاسی، در چهارمين سال آزادى اش از زندان، روز بيست و سوم ارديبهشت ماه، جايزه دو سالانه حقوق بشرى انستيتوى «ميلتون فريدمن» را به ارزش ۵۰۰ هزار دلار آمريكا دريافت مى كند.

هيئت داوران انستيتوى «ميلتون فريدمن» اين جايزه را به سبب آنچه كه فعاليت هاى برجسته حقوق بشرى آقای گنجی عنوان کرده اند به وی اهدا كرده است.

همچنين، نشريه بين المللى «فارين پاليسى» در تازه ترين شماره خود، به نام ده ها تن از برجسته ترين فعالان جامعه مدنى پرداخته كه به دليل تلاش براى دست يابى كشورهايشان به دمكراسى، حقوق زنان، آزادى روزنامه ها وحاكميت قانون به اصلى ترين مخالفان حكومت ها تبديل شده اند.

در اين ليست نام هاى شيرين عبادى و اكبر گنجى در كنار نام هايى مانند گرى كاسپاروف از روسيه، آنگ سان سوچى از برمه و سيما ثمر از افغانستان ديده مى شود.



اكبر گنجى در گفت و گو با رادیو فردا درباره تاثير اين گونه جايزه ها بر فعاليت ها و فعالان جامعه مدنى می گوید:

اكبر گنجى: اكثر اين جوايز هيچ چيز مالى ندارد. مثلاً من خودم در همين موسسه اى كه داريم مصاحبه مى كنيم در سال ۲۰۰۶ جايزه آزادى بيان اينجا به من دادند ولى هيچ چيز مالى ندارد. شما روى ديوار مى توانيد ببينيد يك تابلو است و همان تابلو را به شما مى دهند. اين همان بخشى از حمايت معنوى اخلاقى است. يعنى رژيم به عنوان ناقض حقوق بشر محكوم مى شود و متقابلاً از كسانى كه براى آزادى، دمكراسى و حقوق بشر فعاليت مى كنند، حمايت مى شود. اين در واقع حمايت هاى اخلاقى معنوى از من نيست. اگر به من هم يك چنين جايزه مى دهند، به خاطر جنبش سبز است.

ساختار جمعيتى ما يك ساختار جمعيتى جوان است. پنجاه ميليون نفر زير سى و پنج سال داريم و من اصلاً برايم قابل قبول نيست كه اين نسل جوان چيزى به نام ولايت فقيه را قبول داشته باشد. اصلاً رفتار اين نسل رفتارى است كه اين رژيم دائماً دارد سركوب مى كند. از سبك زندگى اينها، از لباس پوشيدن اينها، از خوردن اينها... از چه چيزى، شما در كجا در نسل جوان ايرانى يك چيزى مى بينيد كه با ارزش هاى اين نظام تناسبى داشته باشد. لذا من اصلاً چنين تصورى ندارم كه مردم ايران ولايت فقيه را مى خواهند.

اکبر گنجی، روزنامه نگار و فعال سیاسی
آقاى گنجى، شما سال ۲۰۰۶ يعنى چهار سال پيش كه از ايران خارج شديد، به راديوى ما گفتيد كه قصد داريد به ايران باز گرديد. آيا باز اميدواريد كه در آينده نزديك بتوانيد به ايران برگرديد؟


همه ايرانى هايى كه در كشورهاى جهان زندگى مى كنند، آرزويشان اين است، آرزوى هر روزشان است كه به كشور خودشان برگردند. ولى پيش بينى خيلى كار دشوارى است. يا خدا بايد باشيد يا پيامبر. من هم نه خدا هستم و نه پيامبر. يك آدم عادى هستم. همچنان آرزوى من و آرزوى هر ايرانى بازگشت به ايران است. كشور خودمان است و همه بايد برويم آنجا.

يادم مى آيد زمانى كه شما آزاد شديد، من به عنوان خبرنگار آمدم منزل شما براى راديو فردا داشتم گزارش تهيه مى كردم. آنجا طيف گسترده اى از دوستان شما آمده بودند. شما مبارزه را از خارج از ايران داريد ادامه مى دهيد. كيفيت مبارزه خارج از ايران تا چه اندازه تفاوت دارد؟ آيا فكر مى كنيد تاثيرش به همان اندازه اى هست كه شما زمانى كه در ايران بوديد و تمام رسانه ها چه بين المللى و چه رسانه هاى داخل ايران متوجه شما بودند؟

به هرحال مبارزه در خارج و داخل خيلى تفاوت دارد. يعنى ممكن است اهداف واحد باشد. اصل مبارزه همان چيزى است كه در داخل كشور است. شما براى گذار به دمكراسى نياز به جنبش اجتماعى داريد. بنابر اين نمى شود از خارج كشور جنبش درست كرد. ولى به هرحال شما در خارج هم كه هستيد، مى توانيد آن پيام جنبش را به جهان خارج منتقل كنيد. مى توانيد متقابلاً كمك كنيد به داخل، اطلاع رسانى كنيد. خيلى كارها مى شود انجام داد. اين طور نيست كه همه يا هيچ باشد. كاملاً رنگين نگاه كنيد. يك طيف... جنبش يك جنبش رنگين است... مبارزه هم مبارزه رنگين است. بايد از هر راهى كه اخلاقاً قابل دفاع باشد، بايد استفاده كنيم براى مبارزه با اين رژيم.

در صحبت هايتان گفتيد كه جنبش سبز و مردم ايران زياد موافق اصل ولايت فقيه نيستند. آقاى عطاءالله مهاجرانى، وزير فرهنگ پيشين دولت آقاى خاتمى، همين چند روز پيش به یک روزنامه عرب گفته است كه جنبش سبز  از اصل ولايت فقيه حمايت مى كند . مى خواستم بدانم واكنش شما به اين حرف ها چيست؟ آيا آقاى مهاجرانى سخنگوى حنبش سبز اند؟

هر كسى آزاد است نظر خودش را بگويد. كسى نمى تواند ادعا كند من سخنگو هستم. آقاى موسوى به صراحت گفته اند كه ما هيچ سخنگويى در خارج نداريم. سخن آقاى موسوى هميشه اين بوده كه همه ايرانى ها سخنگوى اين جنبش اند. جنبش هم به يك شخص تعلق ندارد. كسى مالك اين جنبش نيست. هر كسى مى تواند حرف بزند، نظر خود را بگويد. طبعا موقعى كه من الان حرف مى زنم، نظرات شخص خودم را دارم مى گويم. طبعا همان طور كه آقاى موسوى گفتند هر ايرانى سخنگوى جنبش است، من هم به اين عنوان عام مى توانم سخنگوى اين جنبش باشم. ولى اينكه به يك نفر احساس اين دست بدهد كه مالك جنبش است، نه. ضمن اينكه تحليل ها متفاوت است.

ساختار جمعيتى ما يك ساختار جمعيتى جوان است. پنجاه ميليون نفر زير سى و پنج سال داريم و من اصلاً برايم قابل قبول نيست كه اين نسل جوان چيزى به نام ولايت فقيه را قبول داشته باشد. اصلاً رفتار اين نسل رفتارى است كه اين رژيم دائماً دارد سركوب مى كند. از سبك زندگى اينها، از لباس پوشيدن اينها، از خوردن اينها... از چه چيزى، شما در كجا در نسل جوان ايرانى يك چيزى مى بينيد كه با ارزش هاى اين نظام تناسبى داشته باشد. لذا من اصلاً چنين تصورى ندارم كه مردم ايران ولايت فقيه را مى خواهند.

اين عدم تمركز و اينكه آقاى موسوى هم مى گويند سخنگويى براى جنبش در خارج از كشور وجود ندارد و اين تفسيرهاى گوناگونى كه مى شود، فكر نمى كنيد تاثير مى گذارد روى مردم و آنها را سردرگم مى كند؟

نه لزوماً. جنبش رفته رفته شكل مى گيرد. اين جنبش زمانى كه هى ادامه پيدا كند، رفته رفته رهبرى تثبيت شده پيدا خواهد كرد. ما نياز داريم كه اين زمان ببرد. اصلاً به سود ما نيست كه امروز اين رژيم سرنگون شود. شما بايد يك نيروى جايگزين دمكرات جاافتاده تثبيت شده داشته باشيد. نبايد داستان انقلاب ۵۷ دوباره تكرار شود و يك ديكتاتورى بد تر از اين ديكتاتورى بيايد سر كار.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۸
    بعدی 
توسط: arjang از: canada
۲۵ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۰:۱۰
به سود شما نیست جمهوری اسلامی سر نگون شود،چون بعد از سرنگونی رژیم ارزش شما چیست؟؟؟؟؟؟؟

توسط: ایران
۲۵ ۰۲ ۱۳۸۹ ۰۳:۲۳
نظرشخصی شما محترم اما من بعنوان یک ایرانی سرنگونی نظام را غیرقابل پیشگیری میدانم دست من و شما هم نیست برای آن زمان تعیین کنیم حالا چه به نفع ما باشد چه نباشد.درضمن بسیاری از مردم جنبش سبز را نه در چنبره امثال موسوی و مهاجرانی و کروبی بلکه سقوط کامل نظام با هر دسته و گروه از جمله اصلاح طلبان و امثال مهاجرانی ها که ولایت قفیه با کمی اصلاح در بدنه جنبش میدانند، می شناسند.

توسط: sina از: US
۲۵ ۰۲ ۱۳۸۹ ۰۳:۰۴
تا زمانی که حکومت مذهبی بطوز کل و بر خلاف آنچه آقای گنجی در ذهن دارد از بین نرود ما به آزادی و ایران به سربلندی نخواهد رسید - سرنگونی رژیم به سود آقای گنجی نیست جون میداند در سیستم بعدی هیچ کاره خواهد بود و جوایز بین المللی در کار نخواهد بود

توسط: عباس از: سوئد
۲۵ ۰۲ ۱۳۸۹ ۰۰:۵۹
آقای گنجی به امید (يك نيروى جايگزين دمكرات جاافتاده تثبيت شده ) است که هرگز در زمان ج ا. بوجود نخواهد آمد. این رژیم کوچکترین حرکت مردم و حتی نهادهای قانونی را هم سرکوب میکند. با وجود جمعیت جوان و تحصیل کرده و دمکرات و سکولار هر چه زودتر این رژیم سرنگون شود به نفع همه مردم است. ما در هر صورت یک دوره هرج و مرج بعد از ج ا. خواهیم داشت.

توسط: shaaki از: tehran
۲۴ ۰۲ ۱۳۸۹ ۲۲:۲۱
هر لحظه ای که نظام تعویض بشود، به نفع ایران و مردم ایران است. یادمان باشد که اگر منتظر همگرایی آراء ایده آل یا اتفاق آراء همه مردم بمانیم، خودمان را سرکار گذاشته ایم و تداوم ظلم و تذویر نظام را فربه تر کرده ایم. میدانید که رنسانس در اروپا بعد از چندصد سال انجام شد؟!

توسط: علی از: ایران
۲۴ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۷:۲۴
بنظرم حرفشان صحیح است سرنگونی حکومت بجز هرج و مرج حاصل دیگری نخواهد داد

توسط: عالیجناب بیرنگ از: ایران
۲۴ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۶:۱۵
آقای گنجی داشتم بیوگرافی شما را در سایت ویکیپدیا می خواندم. نظرم جلب شد به کتاب عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری شما. بخاطر آن کتاب به زندان رفتید اما نتیجه چه شد. اکنون رژیم آن عالیجناب را ستون خیمه جریان فتنه می نامد! در زندان کتاب مانیفست جمهوری خواهی مبنی بر جدایی دین از سیاست را نوشتی اما اکنون چیز دیگری را می گویی. کمی انصاف داشته باش و فکر کن که چرا اینقدر تغییر عقیده می دهی؟ آیا می توان در خارج نشست و برای 70 میلیون ایرانی که در زندانی بنام جمهوری اسلامی زندگی می کنند برنامه ریزی کرد؟ راستی اگر بخواهی کتاب جدیدی بنویسی اسمش را چه می گذاری؟ عالیجناب سبز پوش یا سفید پوش یا طلایی پوش؟

توسط: Reza از: TEHRAN
۲۴ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۵:۵۵
به زبان ساده ميگويم كه براي مرسدس بنز بايد جاده ساخت اون هم از نو ع اسفالت٠براي ايجاد دموكراسي بايد زيرساخت ها آماده شوند٠ دموكراسي نياز به آدم هائي دارد كه دموكراتيك فكر كنند و رفتار كنند٠دموكراسي مقوله اي مدرن است و نياز به آدم هائي دارد كه مدرن فكر كنند٠در جائي كه پدر دختر جوان خود را در خانه سنگسار ميكند آنهم در قرن ٢١ چطور انتظار دارند بعضي ها كه در يك چشم به هم زدني همه كارها درست شود٠مردم اروپا براي ايجاد دموكراسي ۵٠٠ سال مرارت كشيدند٠

توسط: ارگان از: بلژیک
۲۴ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۵:۵۰
اگر در 57 تامل شده بود وزود به پای انقلاب نرفته بودیم، شاید امروز مشکلی اینچنینی نداشتیم، هنوز اپوزیسیون وزن دار ی در صحنه نیست آنچه قابل تماشاست حضور وصدای ناراضیانست، اکبر گنجی هم بدلیلی از این رژیم جدا شد و زندان رفت وآواره شد و بما سی سالگان پیوست، مقدمش گرامی باد واگر جرمی هم کرده باید شاکی داشته باشد و یا قوه قضائیه عادلی باشد که ووضعیت گذشته اورا روشن کند، واما با اینکه بعد از سی سال یافته ام که انقلاب 57 جایز نبود وما میتوانتسیم با رفورمی حتی سیستم سلطنتی را به جمهوری تبدیل کنیم، و بچنین نتیجه ای نرسیم، ولی اکنون هنگام انقلاب و از ریشه کندن این رژیم مذهبیست ،همه چیز بهم ریخته ومخشوش ولی ریسک آن بی نهایت است،زیرا معادلات تغییر کرده جمعیت دوبرابر، فقر بیداد میکند و روزافزون، خلاف کاری بی سابقه،اعتیاد و سوداگری ،تفکر انتقام گیری وتلافی نگران کننده ،که هریک ازین مشکلات میتواند کشوری را به قهقرا سوق دهد ونباید درد سرهای پیرامونی کشورمان را هم از قلم بیندازیم.
با این توصیفات اگر واقعا بتوان از گذر اصلاحات گشایشی یافت و اعدام را ملغا کرد، حجاب را آزاد،رهبری را بدو دوره 5 یا شش ساله تقلیل داد ویانخست وزیری را زنده کرد ورهبری را حذف ،که درینصورت رییس جمهور نظارت را برعهده خواهد داشت و نخست وزیر رییس دولت، چون کشورهای آلمان،سویس ،اطریش واسراییل.این حقیر درین مقوله ایدالیست اندیشیدم واذعان دارم که باواقیعت فاصله زیادست ،ولی این آروزست، ضمنا دست اندرکاران رژیم از روز انقلاب تا به امروز با مردم وکشور بد وجفا کرده اند وباید معذرت خواهی کرده ،طالب عفو شوند آنهم اگر جنایتی مرتکب نشده باشند ،که شده اند!ولی چه کسانی؟ این کار دادگاهی و داوری عادلانه است، بعضی مواقع شنیده میشود که رژیم خارج از کشوریها را بخشیده، ولی سئوال اینجاست که چکسی باید چکسی یا چه کسانی را ببخشد واگر بخششی باشدمسلما مولف آن سردمداران رژیم ونظام نمیتواند باشد!

توسط: Azadeh
۲۴ ۰۲ ۱۳۸۹ ۱۵:۳۳
عنوان خبر رو بد تنظیم کردید و بعضیها دچار سوء تفاهم شدند !!!
صفحه از ۸
    بعدی 

به ما بپیوندید