«با وجود آن که بازاریان ایران که همیشه قدرت فراوانی داشتهاند در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد بخشی از نفوذ و امتیازات اقتصادی خود را از دست دادهاند، ولی آنها وضعیت حاکم را به چالش نخواهند کشید.» علی هدایت، پژوهشگر ایرانی ساکن خارج، در مطلبی که وبسایت «اوپن دموکراسی» آن را منتشر کرده است تحلیل خود را از این موضوع ارائه میدهد.
علی هدایت در مقدمه مطلب خود به نقش و موضعگیری نهاد «بازار» در تحولات سیاسی معاصر ایران اشاره کرده و خاطرنشان میکند که این نهاد در دوران مبارزه برای سرنگونی حکومت محمدرضا پهلوی در کنار روحانیت نقش مهمی ایفا کرد. سابقه ائتلاف بازار با روحانیت بسیار طولانی است و این نهاد به خاطر نقش خود در عرصه اقتصاد داخلی ایران همیشه از نظر سیاسی و اجتماعی عامل بسیار مهمی بوده است.
بازار صرفا شامل گروه محدودی از تجار و کسبه نیست، بلکه طیف گستردهای از بازرگانان، مغازهداران، دستفروشها، نزولخواران و شبکه توزیع و مبادله کالاها را شامل میشود و بنابراین یک فضای گسترده از تماس، مبادله و مداخله در امور اجتماعی و سیاسی را فراهم میکند. بازار که به روشهای سنتی مبادله کالا و تجارت کار میکند ارتباط بسیار نزدیکی با روحانیون داشته و حتی از نظر خانوادگی و فامیلی این تماس تقویت شده است.
تضاد بین سنت و مدرنیته
علی هدایت با بررسی تحولات سده اخیر در ایران چنین نتیجهگیری میکند که بازاریان برای گسترش نفوذ اقتصادی خود در برابر امتیازات انحصاری اقلیت بزرگ زمیندار و تجار وابسته به دربار شاهان ایرانی، به سمت مبارزه سیاسی کشیده شدند. در سالهای انقلاب مشروطیت بازاریان زیر پرچم روحانیون منتقد به جمع مخالفان استبداد پیوسته و در اولین دورههای مجلس پس از مشروطیت توانستند برای خود جایگاه سیاسی اختیار کنند.
تلاش بازار برای کسب سهم بیشتر یا به اعتباری مقابله با قدرت دربار و طبقه وابسته به آن ادامه یافت و در این مسیر ائتلاف سیاسی روحانیت با این نهاد تقویت شد. در سالهای ۱۳۴۰ خورشیدی به توصیه آیتالله خمینی بازاریان اولین گروه سیاسی منسجم خود را به نام «جمعیت موتلفه اسلامی» تشکیل دادند.
به نوشته علی هدایت، محصول این ائتلاف تامین هزینههای مالی روحانیت و مراکز دینی توسط بازاریان و در مقابل تبدیل شدن بخش عمدهای از شبکه روحانیت به نمایندگان سیاسی و حافظان منافع بازاریان بود. روحانیت با مشروعیت دینی و نفوذ گسترده خود در مناطق روستایی و بخشی از لایههای شهری، تبلیغات و بسیج خود را به نفع بازاریان هدایت میکرد. این بازار بود که در تمام دوران تبعید آیتالله خمینی به نجف و سپس رفتن وی به فرانسه مخارج و هزینههای شخصی و فعالیتهای سیاسی وی را تامین میکرد.
بازار در دوران جمهوری اسلامی
علی هدایت مینویسد که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آیتالله خمینی سهم عمدهای از قدرت سیاسی را به جناح وابسته به بازار داد و علاوه بر امتیازات اقتصادی برای گسترش نفوذ تجاری آن، بسیاری از سرمایهها و موسسات مصادره شده از قشر صاحب امتیاز در دوران شاه را در قالب نهادهای خیریهای مثل بنیاد مستضعفان و امثال آن به بازاریان واگذار کرد.
در دوران جنگ عملا بخش اعظم اقتصاد ایران در دست بازاریان بود، ولی هدایت امور جنگ به بخش دیگری از جناحهای حکومتی و به خصوص نیروهای پیرامون سپاه پاسداران تعلق داشت.
در دوره پس از جنگ اقتصاد ایران با مشکلات فراوانی روبهرو بود و اکثریت مردم تحت فشار شدیدی بودند. ولی بازار ثروتمندتر از گذشته به برتری خود در عرصه اقتصادی کشور ادامه میداد. اما از طرف دیگر برخی از مقامات و فرماندهان سپاه نیز به سوی کسب امتیازات اقتصادی و در کنترل گرفتن عواید حاصل از فروش نفت روی آوردند.
به اعتقاد علی هدایت، از زمان روی کار آمدن جناحی که محمود احمدینژاد نماینده آن است بخشی از امتیازات بازاریان محدود شده است. درآمد سرشار دولت ناشی از افزایش بهای نفت در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ عملا در کنترل جناحهایی قرار دارد که برای خود سهم بیشتری از بازاریان قائل هستند. همزمان بخشی از صادرات غیرنفتی ایران مثل فرش که محل درآمد بزرگ بازاریان بود به شدت کاهش یافته است.
تحت تاثیر تغییر بنیادی در تعادل قدرت میان جناحهای مختلف حکومت در ده سال اخیر گروهی از فرماندهان سابق و فعلی سپاه پاسداران در حوزههای سیاسی و اقتصاد کلان ایران قدرت بیشتری پیدا کردهاند. کنترل بودجه و درآمدهای دولتی، کنترل نیروهای مسلح و امنیتی و قوه مجریه ایران در اختیار این جناح است. آنها شبکههای اجتماعی و نهادهای بهاصطلاح مردمی حامی خود را تشکیل داده و با توزیع کمکهای نقدی و حمایتهای دیگر، یک لایه گسترده از اقشار فرودست را به حامیان خود بدل کردهاند. برای این گروه که نسل جوانتری از مدعیان قدرت سیاسی و اقتصادی هستند بازار سنتی رقیبی بزرگ محسوب میشود.
با این همه بازار شورش نخواهد کرد
علی هدایت در پایان تحلیل خود نتیجه میگیرد که با وجود همه این تغییرات بازار با سیاستهای دولت احمدینژاد و رهبری آیتالله خامنهای مخالفت چندانی نکرده است. نهاد بازار هنوز ائتلاف خود با بخش بانفوذ روحانیت را حفظ کرده و در برخی از نهادهای قدرت سیاسی و حتی سپاه پاسداران حامیان خود را دارد.
حکومت جمهوری اسلامی ساختار و شیوههای متناقضی دارد. از یک سو ظاهری شبیه به حکومتهای مدرن دارد، ولی از سوی دیگر بسیاری از سیاستهای آن وابسته به ساختار و ارتباطات سنتی و شبکههای فامیلی است. به همین خاطر میتوان دید که افراد وابسته به بازار در کنار افراد وابسته به سپاه در کنترل و بهرهبرداری از عرصههای گوناگون اقتصادی در کنار یکدیگر هستند و حتی پیوندهای فامیلی دارند.
به همین دلیل بازار از مخالفان حکومت اسلامی حمایت نکرده و هیچ گاه این حکومت را به چالش نخواهد کشید. چون بازاریان از نظر سیاسی هنوز هم به روحانیت وابستهاند.
علی هدایت در مقدمه مطلب خود به نقش و موضعگیری نهاد «بازار» در تحولات سیاسی معاصر ایران اشاره کرده و خاطرنشان میکند که این نهاد در دوران مبارزه برای سرنگونی حکومت محمدرضا پهلوی در کنار روحانیت نقش مهمی ایفا کرد. سابقه ائتلاف بازار با روحانیت بسیار طولانی است و این نهاد به خاطر نقش خود در عرصه اقتصاد داخلی ایران همیشه از نظر سیاسی و اجتماعی عامل بسیار مهمی بوده است.
بازار صرفا شامل گروه محدودی از تجار و کسبه نیست، بلکه طیف گستردهای از بازرگانان، مغازهداران، دستفروشها، نزولخواران و شبکه توزیع و مبادله کالاها را شامل میشود و بنابراین یک فضای گسترده از تماس، مبادله و مداخله در امور اجتماعی و سیاسی را فراهم میکند. بازار که به روشهای سنتی مبادله کالا و تجارت کار میکند ارتباط بسیار نزدیکی با روحانیون داشته و حتی از نظر خانوادگی و فامیلی این تماس تقویت شده است.
تضاد بین سنت و مدرنیته
علی هدایت با بررسی تحولات سده اخیر در ایران چنین نتیجهگیری میکند که بازاریان برای گسترش نفوذ اقتصادی خود در برابر امتیازات انحصاری اقلیت بزرگ زمیندار و تجار وابسته به دربار شاهان ایرانی، به سمت مبارزه سیاسی کشیده شدند. در سالهای انقلاب مشروطیت بازاریان زیر پرچم روحانیون منتقد به جمع مخالفان استبداد پیوسته و در اولین دورههای مجلس پس از مشروطیت توانستند برای خود جایگاه سیاسی اختیار کنند.
تلاش بازار برای کسب سهم بیشتر یا به اعتباری مقابله با قدرت دربار و طبقه وابسته به آن ادامه یافت و در این مسیر ائتلاف سیاسی روحانیت با این نهاد تقویت شد. در سالهای ۱۳۴۰ خورشیدی به توصیه آیتالله خمینی بازاریان اولین گروه سیاسی منسجم خود را به نام «جمعیت موتلفه اسلامی» تشکیل دادند.
به نوشته علی هدایت، محصول این ائتلاف تامین هزینههای مالی روحانیت و مراکز دینی توسط بازاریان و در مقابل تبدیل شدن بخش عمدهای از شبکه روحانیت به نمایندگان سیاسی و حافظان منافع بازاریان بود. روحانیت با مشروعیت دینی و نفوذ گسترده خود در مناطق روستایی و بخشی از لایههای شهری، تبلیغات و بسیج خود را به نفع بازاریان هدایت میکرد. این بازار بود که در تمام دوران تبعید آیتالله خمینی به نجف و سپس رفتن وی به فرانسه مخارج و هزینههای شخصی و فعالیتهای سیاسی وی را تامین میکرد.
بازار در دوران جمهوری اسلامی
علی هدایت مینویسد که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آیتالله خمینی سهم عمدهای از قدرت سیاسی را به جناح وابسته به بازار داد و علاوه بر امتیازات اقتصادی برای گسترش نفوذ تجاری آن، بسیاری از سرمایهها و موسسات مصادره شده از قشر صاحب امتیاز در دوران شاه را در قالب نهادهای خیریهای مثل بنیاد مستضعفان و امثال آن به بازاریان واگذار کرد.
در دوران جنگ عملا بخش اعظم اقتصاد ایران در دست بازاریان بود، ولی هدایت امور جنگ به بخش دیگری از جناحهای حکومتی و به خصوص نیروهای پیرامون سپاه پاسداران تعلق داشت.
در دوره پس از جنگ اقتصاد ایران با مشکلات فراوانی روبهرو بود و اکثریت مردم تحت فشار شدیدی بودند. ولی بازار ثروتمندتر از گذشته به برتری خود در عرصه اقتصادی کشور ادامه میداد. اما از طرف دیگر برخی از مقامات و فرماندهان سپاه نیز به سوی کسب امتیازات اقتصادی و در کنترل گرفتن عواید حاصل از فروش نفت روی آوردند.
به اعتقاد علی هدایت، از زمان روی کار آمدن جناحی که محمود احمدینژاد نماینده آن است بخشی از امتیازات بازاریان محدود شده است. درآمد سرشار دولت ناشی از افزایش بهای نفت در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ عملا در کنترل جناحهایی قرار دارد که برای خود سهم بیشتری از بازاریان قائل هستند. همزمان بخشی از صادرات غیرنفتی ایران مثل فرش که محل درآمد بزرگ بازاریان بود به شدت کاهش یافته است.
تحت تاثیر تغییر بنیادی در تعادل قدرت میان جناحهای مختلف حکومت در ده سال اخیر گروهی از فرماندهان سابق و فعلی سپاه پاسداران در حوزههای سیاسی و اقتصاد کلان ایران قدرت بیشتری پیدا کردهاند. کنترل بودجه و درآمدهای دولتی، کنترل نیروهای مسلح و امنیتی و قوه مجریه ایران در اختیار این جناح است. آنها شبکههای اجتماعی و نهادهای بهاصطلاح مردمی حامی خود را تشکیل داده و با توزیع کمکهای نقدی و حمایتهای دیگر، یک لایه گسترده از اقشار فرودست را به حامیان خود بدل کردهاند. برای این گروه که نسل جوانتری از مدعیان قدرت سیاسی و اقتصادی هستند بازار سنتی رقیبی بزرگ محسوب میشود.
با این همه بازار شورش نخواهد کرد
علی هدایت در پایان تحلیل خود نتیجه میگیرد که با وجود همه این تغییرات بازار با سیاستهای دولت احمدینژاد و رهبری آیتالله خامنهای مخالفت چندانی نکرده است. نهاد بازار هنوز ائتلاف خود با بخش بانفوذ روحانیت را حفظ کرده و در برخی از نهادهای قدرت سیاسی و حتی سپاه پاسداران حامیان خود را دارد.
حکومت جمهوری اسلامی ساختار و شیوههای متناقضی دارد. از یک سو ظاهری شبیه به حکومتهای مدرن دارد، ولی از سوی دیگر بسیاری از سیاستهای آن وابسته به ساختار و ارتباطات سنتی و شبکههای فامیلی است. به همین خاطر میتوان دید که افراد وابسته به بازار در کنار افراد وابسته به سپاه در کنترل و بهرهبرداری از عرصههای گوناگون اقتصادی در کنار یکدیگر هستند و حتی پیوندهای فامیلی دارند.
به همین دلیل بازار از مخالفان حکومت اسلامی حمایت نکرده و هیچ گاه این حکومت را به چالش نخواهد کشید. چون بازاریان از نظر سیاسی هنوز هم به روحانیت وابستهاند.