ژنرال جک کین، ژنرال چهارستاره و بازنشستهٔ ایالات متحده آمریکا و معاون پیشین رئیس ستاد ارتش این کشور، میگوید کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل که ۹ اسفند آغاز شد، تلاشی حسابشده برای برچیدن ساختار سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی است.
ژنرال کین، که اکنون رئیس مؤسسه «مطالعه جنگ» است، در گفتوگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: حملات انجامشده و گزارشها دربارهٔ کشتهشدن آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در این عملیات، «روزی تاریخی و بسیار بااهمیت» را رقم زده است.
این مقام ارشد نظامی آمریکا تصریح کرد که مرحلهٔ نخست عملیات فراتر از انتظارها پیش رفته است.
ژنرال کین در عین حال توضیح داد که این عملیات دو تا سه هفته، تا زدودن کامل رهبری سیاسی جمهوری اسلامی و ساختارهای پشتیبان آن از جمله سپاه پاسداران ادامه خواهد داشت.
نخست بفرمایید دربارهٔ این روز بسیار پرحادثه، از جمله تأیید رئیسجمهور ترامپ مبنی بر کشته شدن خامنهای، چه نظری دارید؟
به نظر من این روزی تاریخی و بسیار بااهمیت است، زیرا رئیسجمهور ترامپ و نخستوزیر اسرائیل، نتانیاهو، تصمیم گرفتهاند اجازه ندهند رژیم ایران به بیثباتسازی خاورمیانه، جنگهای نیابتی، توسعهٔ برنامهٔ موشکهای بالستیک و برنامهٔ هستهای خود ادامه دهد.
آنها تصمیم گرفتهاند رژیم ایران را در مسیری قرار دهند که به فروپاشی آن و در نهایت بازگشت به نوعی حکومت دموکراتیک منتهی شود. این تصمیم گرفته شده و در عملیات نظامی درخشانی که امروز در حال اجراست، بازتاب یافته است.
بنابراین، نخست، ما توانایی ایران برای تحمیل ارادهاش در منطقه را متوقف میکنیم و دوم، شرایطی را فراهم میکنیم که رژیم فروبپاشد و در نهایت مردم ایران کشورشان را بازپس بگیرند.
ارزیابی شما از این عملیات نظامی چیست؟ روز اول چگونه پیش رفته و چه اتفاقی در ادامه خواهد افتاد؟
در گفتوگو با فرماندهان نظامی آمریکا و اسرائیل، که تمام روز با آنها در تماس بودهام، عملیات در چند حوزه فراتر از انتظار پیش رفته است. نخست، در بعد تهاجمی، کشته شدن ۴۰ نفر از رهبران، از جمله شخص آیتالله، همان چیزی بود که انتظار داشتیم، اما هرگز چنین سطحی از موفقیت را پیشبینی نمیکردیم.
برای درک بهتر مخاطبان، امروز ماه رمضان بود و همچنین شنبه، یعنی شبات در اسرائیل. نشستهایی هم در طول روز برگزار میشد. ساختار نظامی ایران بهطور معمول شبها در آمادهباش است، زیرا تصور میکند اسرائیل و آمریکا شبانه حمله خواهند کرد. عملیات در اصل برای اواخر امشب برنامهریزی شده بود، اما به دلیل فرصت بهوجودآمده برای هدف قرار دادن این رهبران، جلو افتاد و بسیار موفقیتآمیز هم بود.
دوم اینکه ما در انهدام پرتابگرهای موشکهای بالستیک ایران، سامانهها، راکتها و انبارهای پهپاد و همچنین در پدافند در برابر این حملات موفقیت قابلتوجهی داشتهایم.
تا زمان انجام این مصاحبه، با وجود شمار زیاد حملات، هیچ تلفات آمریکایی گزارش نشده است. ظاهراً تلفات محدودی در اسرائیل وجود داشته، از جمله یک کشته و چند زخمی سطحی. بنابراین سامانههای دفاعی عموماً کارآمد بودهاند.
این عملیات میتواند در صورت لزوم دو تا سه هفته ادامه یابد. بسیار بستگی دارد که آیا رژیم پابرجا میماند یا شروع به فروپاشی میکند.
اگر تسلیم شود و حاضر به واگذاری قدرت باشد، احتمالاً توافقی با آن صورت خواهد گرفت. در غیر این صورت، عملیات ادامه مییابد تا اهداف نظامیمان محقق شود.
چه چالشهایی را پیش رو میبینید؟
دو چالش وجود دارد. نخست، چالش دفاعی در حفاظت از پایگاههای متعدد آمریکا در منطقه که در نزدیکی ایران و بهویژه در برد پهپادهای آنها قرار دارند.
ایران در تولید پهپاد بسیار توانمند است. پهپادهای «شاهد» که دربارهشان میشنوید و در روسیه استفاده میشوند، پهپادهای ایرانی هستند که در روسیه تولید میشوند. پهپادهایی که هر شب پنج، شش یا صد بار مردم اوکراین را هدف قرار میدهند، ما آنها را «پهپادهای قاتل» مینامیم، چون بازنمیگردند؛ یک سامانه تسلیحاتیاند و همینها علیه پایگاههای آمریکا استفاده میشوند. این چالش است، اما تاکنون عملکردمان خوب بوده است. اسرائیلیها نیز نگران توان ایران برای اجرای حمله انبوه موشکهای بالستیک هستند، اما ایران تاکنون نتوانسته سامانههای دفاعی آنها را در هم بشکند.
چالش دوم، زمان است. ما برنامهای سنجیده و مرحلهبهمرحله برای برچیدن کامل رهبری سیاسی و ساختارهای پشتیبان آن داریم: مجلس، نهادهای مختلف، شورای عالی امنیت ملی؛ و در بخش نظامی و امنیتی، برچیدن کامل سپاه، نه فقط رهبران بلکه کل زیرساخت و فناوری پشتیبان آن. همچنین بسیج، نیروهای انتظامی و صنایع دفاعی و توان تولیدی. این برنامهای بسیار جامع برای از میان برداشتن همه ابزارهای بقای رژیم است؛ این چالشبرانگیز است، اما ما کاملاً به آن متعهدیم. نخستوزیر نتانیاهو و رئیسجمهور ترامپ این برنامه را تأیید کردهاند و ما هم در مراحل اولیه اجرای آن هستیم.
آیا این مأموریت بدون حضور نیروهای زمینی قابل انجام است؟
بله، از نظر آنچه میخواهیم انجام دهیم. مردم درباره «نیروهای زمینی» بیش از حد بزرگنمایی میکنند. دلیلش هم این است که وضعیت فردا در ابهام قرار دارد. ما برای تغییر رژیم در گذشته نیرو اعزام کردهایم، در پاناما ۱۹۸۹، هائیتی ۱۹۹۴، افغانستان ۲۰۰۱ و عراق در ۲۰۰۳ این کار را انجام دادیم. اما در هر چهار مورد به استثنای هائیتی به چالش برخوردیم. و در سه مورد از چهار مورد دیگر، ما هنوز درگیر این مسئله هستیم که دولت جدید متشکل از چه کسانی است؟ چقدر قرار است مؤثر باشد، چه نوع کمکی از سوی ما نیاز دارد؟ رژیم برکنارشده در واکنش به این تحولات چه خواهد کرد؟ آیا به حمله به ما ادامه خواهد داد؟
حضور نیروهای زمینی لزوماً کار را آسانتر نمیکند. من وجود چالش بهدلیل عدم حضور نیروهای زمینی در میدان را رد نمیکنم. اما معتقدیم میتوانیم بدون اشغال کشور به اهدافمان برسیم. نمیخواهیم کشور را اشغال کنیم؛ میخواهیم مردم ایران کشور خود را اداره کنند.
معمولاً رژیمهای اقتدارگرا به یک رژیم اقتدارگرای دیگر واگذار میشوند، شاید کمتر ایدئولوژیک و ملیگراتر که فکر میکنم در اینجا اتفاق خواهد افتاد. اما این چیزی است که ما میتوانیم با آن کار کنیم و به اراده خود آن را شکل بدهیم و در مرحله بعد میتوان آن را به سمت انتخابات و دموکراسی سوق داد؛ فرآیندی که زمانبر است. این روند به سرعت انجام نمیشود، چنانکه در ونزوئلا هم بیدرنگ انجام نمیشود، اگرچه مورد ونزوئلا متفاوت است اما از جهت مثال مورد مناسبی است.
بنابراین من منکر وجود چالشها نمیشوم. اگر موفق شویم رهبری رژیم را از میان برداریم و توان بقای آن از جهت توانایی نظامی و اعمال قدرت بر مردم ایران از بین ببریم، دستاورد بزرگی حاصل شده است. سپس دوره گذار آغاز خواهد شد که خودش هم زمانبر خواهد بود. اما به این فکر کنید که کجا بودیم و به کجا داریم میرویم و این همه چقدر برای مردم ایران فوقالعاده است.
میدانم مردم ایران پناه گرفتهاند، اما گمان میکنم در عین حال خیلی مسرور و شاد هستند. هیچ قصدی برای آسیب رساندن به مردم ایران از سوی نیروهای اسرائیلی یا آمریکایی وجود ندارد، اما انسانها و همچنین ادوات در جنگ دچار خطا میشوند.
بنابراین مردم باید پناه بگیرند و در همین حالت بمانند. اما وقتی این عملیات به پایان برسد، میتوانند از جا برخیزند، که همینطور هم خواهد شد، و مطمئنم که چنین خواهند کرد. چه لحظهٔ باشکوهی خواهد بود وقتی جهان شاهد آن باشد که مردم ایران با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل برمیخیزند.
و نباید آنچه مردم ایران انجام دادند را فراموش کرد، استقامتشان و آنچه برای عقب راندن رژیم انجام دادند؛ اینکه صدها هزار نفر به خیابانها آمدند، با وجود آنکه به دست این رژیم شیطانی زخمی و کشته میشدند. این مردم چه رشادتی از خود نشان دادند.
و هنگامی که با پایان خصومتها بار دیگر به خیابانها میآیند، میدانم که در دل خود آرمان مبارزان جانباخته را خواهند داشت؛ همانهایی که در همان خیابانها حضور یافتند و برای انجام همین کارها خون دادند؛ چیزی که مردم ایران بار دیگر انجام خواهند داد.
آزادی برای ایران همان چیزی است که ما میخواهیم، و در این مسیر گام برداشتهایم.
ژنرال، دیدگاه شخصی شما چیست؟ اگر این واقعاً پایان جمهوری اسلامی باشد، ۴۷ سال گذشته، شما با چشمان خود خطراتی را که این رژیم ایجاد کرده دیدهاید. دیدگاههای شخصیتان در این لحظه چیست؟ آیا اکنون به فرد خاصی فکر میکنید؟
خوب، من به هموطنان آمریکاییام و به همرزمها و تفنگداران دریاییام فکر میکنم که بهدست این رژیم کشته شدند؛ از سال ۱۹۸۳ که پادگان تفنگداران دریایی را هدف قرار دادند و ۲۴۱ تفنگدار و چند غیرنظامی کشته شدند، تا سفارت آمریکا در لبنان، سفارت آمریکا در کویت در سال ۱۹۸۴، و سپس برجهای الخبر که محل استقرار نیروی هوایی در عربستان سعودی بود. آنجا هم از ما کشتهاند و هم زخمی کردهاند.
بعد هم که ایرانیها یک نوع بمب کنار جادهای پیشرفته طراحی کردند که میتوانست به تانکها و زرهیترین خودروهای رزمی ما نفوذ کند. دستکم ۶۰۰ نیروی آمریکایی را که هدف قرار داده بودند، کشتند. واقعیت این است که از آخرین فرماندهمان پرسیدم: «به نظر شما رقم واقعی چقدر است؟»
ژنرال لوید آستین بود که بعدها در دولت بایدن وزیر دفاع شد. او گفت: «ژنرال کین، فکر میکنم عدد به دو هزار نفر نزدیک باشد.» بنابراین آنها هزاران آمریکایی را کشتهاند و البته بهمراتب بیشتر از آن، دهها هزار ایرانی را هم کشتهاند.
من برای آمریکاییهایی که جانشان را فدا کردند و برای خانوادههایشان احساس التیام میکنم؛ همانطور که برای خانوادههای ایرانی که به دست این رژیم شکنجه، کشته و معلول شدهاند، و نیز از آزادیها و شیوه زندگیای که مردم برای فرزندان و نوههایشان میخواهند محروم شدهاند.
ما اکنون در آستانهٔ دروازهٔ آزادی ایستادهایم. هنوز به آن نرسیدهایم، اما نزدیک شدهایم و در نتیجه آن، احساس آسودگی در حال شکلگیری است. گاهی ناگزیر باید از نیروی نظامی برای متوقف کردن شر و جلوگیری از تحمیل اراده آن بر دیگران استفاده کرد. این همان چیزی است که رئیسجمهور ترامپ را به پیش میبرد. او خود را رئیسجمهور صلح میداند؛ این شعار اوست. اما از بهکارگیری نیرو برای متوقف کردن شر و جلوگیری از تحمیل ارادهاش بر دیگران هراسی ندارد، و این همان چیزی است که اینک شاهد وقوع آن هستیم.