لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ تهران ۲۰:۵۷

روش‌های سرکوب در جمهوری اسلامی ایران؛ از تیر ۷۸ تا دی‌ ۱۴۰۴

گشت‌زنی ماموران ویژه نقابدار سرکوب در خیابان‌‌های شهسوار
گشت‌زنی ماموران ویژه نقابدار سرکوب در خیابان‌‌های شهسوار

آیا روش‌های سرکوب در جمهوری اسلامی به‌طور مشخص از دو دههٔ پیش به این سو تغییر کرده است؟ کالبدشکافی برخورد با مخالفان حکومت در دو دههٔ گذشته و به‌طور مشخص از تابستان ۱۳۷۸ و وقایع کوی دانشگاه تهران تا زمستان ۱۴۰۴ و اعتراض خون‌بار دی‌ماه به ما چه می‌گوید؟

اگر به ابتدای استقرار نظام جمهوری اسلامی برگردیم، از همان نخستین ماه‌ها پس از بهمن ۵۷، سرکوب معترضان و مخالفان سیاسی نه‌تنها واکنشی به حضور خیابانی آن‌ها، که بخشی از شیوه و روش حکمرانی برای تثبیت قدرت و ادامهٔ بقای جمهوری اسلامی بود.

یک مکانیسم دفاعی چندلایه که هم‌زمان سرکوب فیزیکی در میدان و خیابان، به زندان انداختن یا اعدام مخالفان و هم‌چنین روش‌های کم‌هزینه‌تری چون تطمیع و فریب منتقدان و مخالفان نظام اسلامی حاکم را دنبال کرده است.

در یکی‌دو دههٔ اخیر اما روش‌های دیگر، از جمله مقابلهٔ سایبری و دخالت گروه‌های نیابتی و شبه‌نظامی خارجی و متحد نظام اسلامی، به روش‌های سرکوب افزوده شده است.

از سال ۱۳۷۸ و یورش شبانه به خوابگاه‌های دانشجویی و ضرب‌وجرح دانشجویان در حادثهٔ کوی دانشگاه تهران تا سرکوب خونین با به‌کارگیری انواع سلاح‌ها در زمستان ۱۴۰۴، همه و همه به ما می‌گوید که در تمام این سال‌ها آنچه تا حدودی تغییر کرده، شکل و ابزار سرکوب است، نه منطق وجودی آن؛ حفظ قدرت با زندان و اعدام و فشار از مسیر ترس و تولید روایت‌های جعلی و نادرست.

روش‌های سرکوب در جمهوری اسلامی، از تیر ۷۸ تا دی‌ ۱۴۰۴
please wait

No media source currently available

0:00 0:25:06 0:00
لینک مستقیم

فصل داغ سرکوب؛ تابستان ۷۸

اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران، نخستین تجربهٔ عریانِ سرکوب سازمان‌یافته در دوران پس از جنگ هشت‌ساله با عراق بود؛ تجربه‌ای که بعدها به الگوی نیروهای امنیتی و انتظامی تبدیل شد.

یورش شبانه به خوابگاه‌ها، ضرب‌وشتم، پرتاب دانشجویان از ساختمان، تخریب اتاق‌ها و بازداشت‌های کور، بیش از آن‌که برای نظام هدف امنیتی فوری باشد، کارکرد روانی داشت؛ شکستن حس امنیت و القای این موضوع که قرار نیست با اصلاحات، ماهیت جمهوری اسلامی تغییر کند.

در این سال و از چند سال قبل از آن، نقش نیروهای لباس‌شخصی با پوشش سیاه به نام «انصار حزب‌الله» در کنار مأموران نیروی انتظامی، الگویی را تثبیت کرد که بعدها بارها تکرار شد: اعمال خشونت و انکار مسئولیت از سوی مأموران رسمی حکومت.

در واقع، میراث سرکوب ۱۳۷۸ اتصال خشونت خیابانی به پرونده‌سازی امنیتی و رسانه‌ای بود؛ الگویی که در همهٔ اعتراض‌های بعدی نیز تکرار شد. شیوهٔ فیزیکی سرکوب اما در این سال بیشتر ضرب‌وجرح معترضان و بازداشت خشن آن‌ها بود.

فصل خودنمایی سپاه؛ ۸۸

دههٔ ۱۳۸۰ شاهد گذار سرکوب از سطح خیابان به سطح ساختار سیاسی بود. این گذار در ۱۳۸۸ به اوج رسید.

در جنبش سبز که پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ آغاز شد، نیروهای سرکوب دیگر پراکنده عمل نمی‌کردند. خیابان به میدان عملیات چندلایه تبدیل شد؛ پلیس ضدشورش، بسیج، لباس‌شخصی‌ها، نیروهای موتوری و واحدهای اطلاعاتی.

بازداشت‌های گسترده، سلول‌های انفرادی طولانی‌مدت، بازجویی‌های فرسایشی و فشار برای اعتراف، بخشی از مهندسیِ پس از برخورد خیابانی بود.

هدف، شکستن فرد و بازتولید ترس اجتماعی بود؛ در این دوره چندین تن از معترضان در خیابان یا در بازداشتگاه مخوف کهریزک کشته شدند.

اعتراف اجباری نیز، هم‌چون همهٔ سال‌های حکومت جمهوری اسلامی، به ابزار اصلی روایت‌سازی تبدیل شد. بازجوها در لباس قاضی، عدالت دادگاه را به چالش کشیدند و «نمایش عدالت» به‌جای عدالت واقعی نشست. در این دوره بود که نام قاضی صلواتی، قاضی مقیسه و سعید مرتضوی شهرهٔ خاص و عام شد.

نقطهٔ تاریک بازداشت‌های این سال، گزارش‌های متعدد از شکنجه و مرگ در برخی بازداشتگاه‌ها، به‌خصوص بازداشت‌گاه کهریزک بود؛ خبری که برای همیشه در حافظهٔ جمعی باقی ماند.

حسین همدانی، از فرماندهان ارشد و وقت سپاه پاسداران، در مهر ۱۳۹۴ در گفت‌وگو با هفته‌نامهٔ «جوان همدان» دربارهٔ سرکوب معترضان جنبش سبز در سال ۸۸ گفت: «برآورد من این بود که در عاشورای ۸۸ اتفاقاتی در پیش است. همهٔ سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. نزدیک به ۳۰ هیئت مذهبی را هم که با من مرتبط بودند آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به میدان انقلاب بیاورید.»

نکتهٔ مهم این صحبت‌های حسین همدانی اما در جایی است که می‌گوید: «پنج هزار نفر از کسانی که از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و کنترل کردیم. بعد این‌ها را عضو سه گردان کردم. این‌ها نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند پای کار بیاوریم و در روز عاشورا ۷۸ همین سه گردان غائله را جمع کردند.»

وقایع عاشورای ۸۸ نشان‌دهندهٔ یک الگوی امنیتی چندلایه است که در آن نیروی نظامی و شبه‌نظامی رسمی (سپاه پاسداران و بسیج)، نیروی غیررسمی (اراذل شناسنامه‌دار) و نهادهای مذهبی (هیئت‌ها) با یک فرماندهی واحد برای درهم‌شکستن اعتراض‌های مردمی همکاری کردند.

فصل پایان ماجرا؛ دی ۹۶

از دی ۱۳۹۶، اعتراض‌ها ماهیت تازه‌ای یافتند؛ پراکنده در جای‌جای ایران، با حضور خیابانی مخالفان ضدساختار سیاسی، نه به امید اصلاح نظام، با شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا».

شاید برای همین است که پاسخ حکومت نیز به‌مراتب خشن‌تر شد. دقیقاً از دی ۹۶ بود که شعار تازهٔ دیگری نیز به شعارهای قبلی ضدحکومتی افزوده شد: «رضاشاه، روحت شاد»؛ شعاری که حکومت را سخت آشفته کرد و برای نخستین بار به شکل گروهی در شهر مهم مشهد سر داده شد.

اعتراض سراسری دی‌ماه ۱۳۹۶ البته به دلیل حضور خیابانی نه‌چندان وسیع، خیلی زود با کشته‌شدن ده‌ها تن سرکوب شد. درست از همین سال بود که برخی گروه‌ها و اصناف اجتماعی، چون کشاورزان یا کارگران کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی و صنعتی و زنان مخالف حجاب اجباری، به شکل منسجم‌تری اعتراض کردند.

فصل هدف گرفتن سرها؛ آبان ۹۸

در آبان ۱۳۹۸، که به «آبان خونین» نیز شهره است، استفاده از گلولهٔ جنگی و کشته‌شدن صدها تن نشان داد که آستانهٔ خشونت به‌طور جدی پایین آمده است. در این دوره بود که تک‌تیراندازهای آموزش‌دیده، سر و مغز جوانان مخالف حکومت را هدف گرفتند.

قطع اینترنت، در وقایع چندروزهٔ آبان، مهم‌ترین تلاش جمهوری اسلامی برای سانسور خبرها و جلوگیری از مستندسازی جنایت‌ها بود که البته در نهایت ناکام ماند.

مخالفان جمهوری اسلامی در آبان ۹۸ در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ ایران به خیابان‌ها آمدند. خاموشی اینترنت و محدودکردن راه‌های ارتباطی چند هدف را دنبال می‌کرد: جلوگیری از هماهنگی معترضان برای حضور هدفمند، تلاش برای جلوگیری از مستندسازی روایت‌های قتل و اخلال در واکنش به‌هنگام افکار عمومی و دولت‌های خارجی.

در مجموع، میراث نامیمون آبان ۹۸ تثبیت سرکوب دیجیتال در کنار شلیک به معترضان و مخالفان و کشتن صدها ایرانی، عمدتاً جوان، بود.

فصل زن، زندگی، آزادی؛ ۱۴۰۱

خیزش ۱۴۰۱ چالشی بی‌سابقه بود؛ فراگیر، نسلی و ضدکنترل‌گری حکومت از سوی زنان و مردان ایرانی. پاسخ حکومت نیز پیچیده‌ترین شکل سرکوب در تاریخ جمهوری اسلامی تا آن سال را رقم زد: یورش به کوچه‌ها و خانه‌ها، بازداشت‌های سریع و نابینا کردن مخالفان و معترضان با تفنگ‌های ساچمه‌ای، با هدف شکستن تداوم اعتراض و ایجاد ناامنی دائمی.

در سال ۱۴۰۱ حکومت سعی کرد کشتن دختران و پسران جوان را با انتشار اعتراف تلویزیونی نزدیکان و خانواده‌ها زیر سؤال ببرد. در واقع حکومت تمام تلاش خود را برای بی‌اعتبارسازی کشته‌شده‌ها و خانواده‌ها با ایجاد اختلاف و پخش اطلاعات نادرست و جهت‌دار انجام داد.
در ۱۴۰۱ پرونده‌سازی‌های فوری و صدور احکام سنگین، از جمله اعدام جوانان برای ارعاب مخالفان، در دستور کار قرار گرفت و قوهٔ قضائیه هم‌چون دههٔ ۶۰ به بازوی مستقیم سرکوب تبدیل شد.

فصل خون؛ دی ۱۴۰۴

اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، در امتداد ماه‌ها نارضایتی شکل گرفت؛ سالی که با موج‌های پراکندهٔ نارضایتی اقتصادی، اعتصاب اصناف و بازاریان و تجمع‌های اعتراضی پراکندهٔ معلمان و بازنشسته‌ها در شهرهای مختلف همراه بود و در نهایت با جنگ ۱۲روزهٔ ایران و اسرائیل در تابستان امسال و سپس سقوط مداوم ارزش پول ملی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، به موجی خروشان تبدیل شد و از سوی حکومت با سرکوبی خونین پاسخ داده شد.

این سرکوب با کشته‌شدن هزاران تن از مخالفان و معترضان، بازداشت‌های گسترده، قطع اینترنت و استفاده از گلولهٔ جنگی و حتی سلاح‌های نیمه‌سنگین از سوی مأموران حکومتی همراه بود. علاوه بر این، گزارش‌هایی از به‌کارگیری نیروهای خارجی و نیابتی جمهوری اسلامی در رسانه‌ها منتشر شد و حتی واکنش وزارت خارجهٔ آمریکا را نیز به‌دنبال داشت.

کمپین حقوق بشر ایران در گفت‌وگو با یک پزشک که در روزهای پنجشنبه ۱۸، جمعه ۱۹ و شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ در چند مرکز درمانی حضور داشته، به جزئیاتی دربارهٔ شدت سرکوب و وضعیت معترضان دست یافت؛ روایتی از یک شاهد عینی که نشان‌دهندهٔ شدت سرکوب و کشتار تکان‌دهندهٔ معترضان است.
در این روایت تأکید می‌شود که شکل و اندازهٔ شلیک به معترضان از شلیک ساچمه به شلیک مستقیم تیر جنگی و شلیک تک‌تیرانداز، شبیه آنچه در آبان ۹۸ شاهد بودیم، تغییر کرد؛ از جمله استفاده از سلاح‌های خودکار و تیربارهای سنگین که معمولاً در اختیار یگان‌های سپاه پاسداران هستند. این تغییر در نوع سلاح‌ها در ماهیت جراحات از پنجشنبه ۱۸ دی به‌وضوح دیده می‌شد.

بیمارستان‌ها به‌سرعت پر شدند و تعداد بی‌سابقه‌ای از عمل‌های جراحی اورژانسی ناشی از جراحات گلوله انجام می‌شد؛ به‌ویژه جراحات شدید ناحیهٔ سر، قفسهٔ سینه، شکم و چشم‌های معترضان.

مأموران حکومتی لباس‌شخصی و مأموران یگان ویژه در بیمارستان‌ها حضور داشتند و اطلاعات شخصی مجروحان و برخی پزشکان را ثبت می‌کردند.

بیش از دو هفته نیز اینترنت و شبکه‌های موبایل کاملاً قطع یا مختل شده بودند.

افرادی که به‌طور عمده از ناحیهٔ سر هدف قرار گرفتند، از نوجوانان تا سالمندان بودند و بسیاری فقط به این دلیل کشته شدند که در فضای عمومی حضور داشتند.

این روایت، تصویری تکان‌دهنده، دقیق و مبتنی بر مشاهدهٔ مستقیم از شیوهٔ سرکوب جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد.

این اعتراض‌ها و ناآرامی‌ها که عمدتاً ریشه در فروپاشی معیشتی، سرکوب سیاسی و خشم انباشته پس از سال‌ها اعتراض بی‌پاسخ داشت، نشان داد که شکاف میان جامعه و حاکمیت عمیق‌تر از همیشه است.

دی‌ماه ۱۴۰۴ نه یک نقطهٔ آغاز، بلکه ادامهٔ زنجیره‌ای از اعتراض‌های خونین بود که از سال‌ها پیش آغاز شده بود. سرکوب دی‌ماه ۱۴۰۴ اما نه‌تنها خونین‌ترین سرکوب سال‌های پس از انقلاب ۵۷، که از نظر تعداد جان‌باختگان و استفاده از تجهیزات نظامی در تاریخ معاصر ایران تا کنون بی‌سابقه بوده است.

با این حال، تداوم اعتراض‌ها در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که سرکوب حکومت، اگرچه شاید اعتراض را عقب براند، اما نمی‌تواند خواست ایرانی‌ها برای رسیدن به آزادی و زندگی بهتر را حذف کند؛ موجی که هر بار سهمگین‌تر از قبل برمی‌خیزد.

  • 16x9 Image

    بنیامین صدر

    بنیامین صدر از سال ۱۳۸۰ فعالیت حرفه‌ای خود را در روزنامه‌های مختلف ایران آغاز کرد. او از سال ۱۳۹۲ به تحریریه رادیو فردا پیوست و در مدت فعالیت خود در رادیو فردا علاوه بر تهیه و اجرای برنامه‌های رادیویی، تهیه‌کننده و مجری برنامه تلویزیونی فرداگرام نیز بوده است.

XS
SM
MD
LG