لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ تهران ۲۰:۵۰

رأی دیر هنگام ایران به نفع مسلمانان میانمار پس از فشار افکار عمومی


گروهی از اقلیت روهینگیا که به بنگلادش گریختند

اوت ۲۰۱۷ جهان شاهد یکی از وحشیانه‌ترین جنایات دولتی علیه مسلمانان روهینگیا در کشور میانمار بود. برای درک آنچه رخ داد کافی است به یاد آوریم که کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل آنچه را بر مسلمانان روهینگیا رفته، پاکسازی قومی (نسل کشی) توصیف کرد.

وی گفت کشتار مسلمانان روهینگیا و سوزاندن خانه‌هایشان یک اقدام برنامه‌ریزی‌شده از سوی ارتش میانمار بود. به گزارش سازمان ملل حدود ۳۷۰ هزار نفر از مسلمانان روهینگیا مجبور به ترک میانمار شدند.

دبیرکل سازمان ملل نیز تأیید کرد که مسلمانان روهینگیا با یک "فاجعه انسانی" روبرو هستند. تصاویر و گزارش‌های ارسالی از آنچه بر مسلمانان روهینگیا رفت، برای هر انسان صاحب وجدانی هول انگیز بود.

اما، واکنش‌ها در جمهوری اسلامی به این جنایت دیرهنگام صورت گرفت. این تأخیر تا آنجا بود که علی مطهری، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی، از اینکه مقام‌های ایران به «کشتار» مسلمانان «بی‌توجه» بوده، انتقاد کرد و گفت جمهوری اسلامی بیشتر به فکر شیعیان است.

سه هفته پس از جنایات هول انگیز علیه مسلمانان روهینگیا و چهار روز پس از تذکر مطهری بود که آیت الله خامنه ای در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ از "سکوت و بی‌عملی مجامع جهانی و مدعیان حقوق بشر" در قبال کشتار مسلمانان میانمار انتقاد کرد. وی ضمن "بی رحم" خواندن دولت میانمار" یادآور شد که «جمهوری اسلامی باید علیه ظلم در هر نقطه از جهان، صریح و شجاعانه، اعلام موضع کند.»

غیبت در رأی‌گیری علیه دولت میانمار؛ رسوایی دیپلماتیک

به رغم آن که خامنه ای خواستار اعلام موضع مجامع بین‌المللی نسبت به کشتار مسلمانان روهینگیا شده بود وقتی پای رأی دادن در سازمان ملل پیش‌آمد جمهوری اسلامی رفتاری به شدت متناقض از خود نشان داد که موجبات شگفتی و حیرت بسیاری را برانگیخت.

اما، واکنش‌ها در جمهوری اسلامی به این جنایت دیرهنگام صورت گرفت. این تأخیر تا آنجا بود که علی مطهری، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی، از اینکه مقام‌های ایران به «کشتار» مسلمانان «بی‌توجه» بوده، انتقاد کرد و گفت جمهوری اسلامی بیشتر به فکر شیعیان است.

شرح این رفتار متناقض از این قرار است که به رغم جار و جنجالی جمهوری اسلامی در حمایت از مسلمانان میانمار، روز دوشنبه (۴ دی) جمهوری اسلامی با «غیبت عمدی» از مشارکت در رأی دادن در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل به نفع قطعنامه ای که قویاً جانب مسلمانان روهینگیا را گرفته بود، خودداری کرد. غیبت جمهوری اسلامی در نتیجه آرای بالایی که قطعنامه کسب کرد بی اثر بود به گونه ای که قطعنامه با ۱۲۲ رأی مثبت، ۲۴ ممتنع و ۱۰ مخالف از تصویب گذشت. کشورهای روسیه، چین و سوریه از مخالفان قطعنامه بودند.

غیبت جمهوری اسلامی در حالی بود که قطعنامه مزبور سراسر به نفع مسلمانان روهینگیا تهیه شده بود. در این قطعنامه سازمان ملل از دولت میانمار خواسته که:


- به خشونت نظامی علیه اقلیت مسلمان این کشور پایان دهد.
- اجازه دهد امدادگران و کمک‌های انسان‌دوستانه به اقلیت روهینگیا برسند.
- بازگشت امن پناهجویانی که از کشور گریخته‌اند را فراهم سازد.
- به این اقلیت حق شهروندی اعطا کند.
- از دبیرکل خواسته تا برای میانمار یک نماینده ویژه انتخاب کند.

به رغم چنین مضامین مهمی به ویژه بند اول که خواستار پایان خشونت نظامی علیه مسلمانان روهینگیا شده، جمهوری اسلامی از رأی مثبت به قطعنامه ای که حمایت سازمان همکاری اسلامی را نیز به همراه داشت، خودداری کرد. به این ترتیب، تهران و دمشق دو کشور مسلمان بودند که از رأی مثبت به قطعنامه مزبور خودداری کردند.
دلیل امتناع سوریه قابل فهم است چرا که رژیم بشار اسد به عنوان دولتی جنایتکارکه خود رفتار مشابه دولت میانمار علیه مردمش به کار بسته، اگر رضایت به محکومیت دولت جنایتکار میانمار بدهد، نگران خواهد بود که قطعنامه مشابهی علیه رفتار سوریه از تصویب مجمع عمومی بگذرد.

به این ترتیب، تهران و دمشق دو کشور مسلمان بودند که از رأی مثبت به قطعنامه مزبور خودداری کردند.

در این میان، رفتار جمهوری اسلامی که خود را در جهان اسلام ام القرا (مادرشهر) می‌داند و بر همین مبنا خود را داعیه دار حمایت از فلسطینیان می‌پندارد، بسیار پرسش برانگیز شد. اگر آیت الله خامنه ای به «سکوت مجامع جهانی و مدعیان حقوق بشر علیه دولت بی رحم میانمار» معترض بود، خودداری نظام تحت زعامت او از رأی دادن به چنان قطعنامه ای چه معنا دارد؟ چگونه جمهوری اسلامی می‌تواند برای فلسطینیان دلسوزی کند وقتی چشم خود را بر «نسل کشی» مسلمانان میانمار می‌بندد؟

عذر بدتر از گناه

به دنبال خودداری جمهوری اسلامی از رأی دادن به قطعنامه مزبور، موج بزرگی از اعتراض و شگفتی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی به پا خاست. مثالی دیگر از تناقض رفتار و گفتار جمهوری اسلامی نمایان شده بود. ناگزیر توجیهی لازم آمد تا این خطای فاحش را «ماله کشی» کند.

ابتدا دفتر نمایندگی ایران نزد سازمان ملل در نیویورک اعلام داشت که دلیل غیبت در نشست «کمیته سوم» سازمان ملل «سیاست زدگی و ضد ایرانی بودن» این کمیته بود. با این استدلال، دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل به دروغ مدعی شد که «سیاست اصولی ایران در قبال طرح وضعیت‌های کشوری در کمیته سوم، مخالفت با آن بوده‌است».

این دروغ از دید کاربران تیزبین شبکه‌های اجتماعی دور نماد. این کاربران اسنادی از آرای قبلی قطعنامه‌های پیشنهادی کمیته سوم را منتشر کردند که نشان می‌داد جمهوری اسلامی در همین کمیته در مواردی مانند کریمه و سوریه با رأی منفی و در مواردی مانند حمایت از فلسطین با رأی مثبت مبادرت به رأی دادن نموده بود. بنابر این، ادعای مخالفت ایران با کمیته سوم جز دروغ و عذر بدتر از گناه نیست.

نوش دارو بعد مرگ سهراب/ سه نتیجه تلخ

شدت اعتراضات به رأی ندادن ایران به نفع مسلمانان روهینگیا کم نبود که اعتراضات به دروغ گفتن وزارت خارجه نیز مزید بر اعتراضات شد. موج فشارها آن قدر زیاد بود که سخنگوی خارجه با ۲۴ ساعت تأخیر از روز رأی‌گیری، اعلام داشت که به دلیل اهمیت «دفاع» از حقوق مسلمانان میانمار در نهایت جمهوری اسلامی رأی مثبت خود را از طریق ارسال نامه ای به دبیرخانه سازمان ملل متحد ابلاغ کرده‌است. این یعنی تغییر غیبت ایران به رأی مثبت که در بهترین حالت مصداق «نوش دارو بعد مرگ سهراب» تفسیر می‌شود.

صرف نظر از اینکه جمهوری اسلامی در نهایت مجبور شد رفتار خود را تصحیح کند، آنچه رخ داد، نتایج مهم زیر را بر ما آشکار می سازد:

یکم؛ جمهوری اسلامی در ادعای خود مبنی بر حمایت از مسلمانان جهان صادق نیست. جمهوری اسلامی چگونه می‌تواند می‌تواند مدعی حمایت از مسلمانان فلسطین باشد وقتی چشم بر نسل‌کشی مسلمان میانمار می‌بندد؟

دوم؛ فشار افکار عمومی در نهایت جمهوری اسلامی را در دو مورد وادار به واکنش کرد؛ بار اول با جعل دروغ مبنی بر اینکه کمیته سوم را صالح برای رسیدگی نمی‌داند و بار دوم (پس از بر ملا شدن دروغش) با تصحیح رأی خود به قطعنامه.

سوم؛ هنگامی که در نظر می‌گیریم دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در عرض ۴۸ ساعت رأی غایب خود را نخست با «ماله کشی» در صدد جبران برآمد و سپس ماله‌کشی خود را با ارسال نامه (که سابقه نداشت) به رأی مثبت تغییر داد، باید نتیجه گرفت که دستگاه سیاست خارجه جمهوری اسلامی پس از چهار ده به شدت دچار «رفتار ناشیانه» است؛ رفتاری که حکایت «چوب دو سر طلا» است.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG