رسانههای دولتی در ایران از سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران به پاکستان در روز سهشنبه دوم تیر خبر میدهند.
این سفر در پی مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در سوئیس انجام میشود؛ مذاکراتی که اسلامآباد همراه با قطر در میانجیگری آن نقش داشته است.
بر اساس گزارش خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، حبیبالله عباسی، مدیرکل روابط عمومی دفتر ریاستجمهوری، اعلام کرد که یکی از اهداف این سفر، «ابراز قدردانی از نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، به خاطر میانجیگری او میان ایران و ایالات متحده» است.
نقش پاکستان در میانجیگری برای دستیابی به توافق صلح در جنگ ایران، تحسین گسترده دیپلماتیک را برای این کشور به همراه داشته است؛ تحسینی که به باور برخی کارشناسان میتواند برخی منافع اقتصادی برای اسلامآباد ایجاد کند. با این حال، تحلیلگران تردید دارند که چنین دستاوردهایی بتواند مشکلات ریشهای اقتصاد پاکستان را حل کند.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، آخر هفته گذشته در مذاکرات میان ایران و آمریکا در شهر بورگناشتوک سوئیس شرکت کردند؛ مذاکراتی که نتیجه چندین ماه نقشآفرینی پاکستان در یکی از مهمترین مذاکرات دیپلماتیک جهان بود.
آمریکا و چندین رهبر جهانی دیگر از اسلامآباد به خاطر کمک به کاهش تنش در درگیریای که میتوانست برای مدت طولانی تنگه هرمز را مختل کند، عرضه جهانی نفت را به خطر بیندازد و اقتصاد جهان را دچار بحران کند، قدردانی کردهاند.
این موفقیت، جایگاه بینالمللی پاکستان را ارتقا داده است و تحلیلگران میگویند کشور ۲۵۰ میلیونی پاکستان اکنون فرصت دارد این حسن نیت را به دستاوردهایی برای اقتصادی تبدیل کند که دههها با دورههای رونق و رکود دستوپنجه نرم کرده است.
با این حال، آنها معتقدند که این مزایا بهتنهایی قادر به حل مشکلات ساختاری عمیقتر، از جمله نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، پایه محدود مالیاتی و وابستگی مکرر به بستههای نجات مالی صندوق بینالمللی پول نخواهند بود.
پاکستان در انتظار امتیازات اقتصادی
پاکستان برای سال مالی آینده رشد اقتصادی چهار درصدی و نرخ تورم ۸.۲ درصدی را هدفگذاری کرده است. این در حالی است که رشد اقتصادی سال مالی ۲۰۲۶ که در ماه جاری میلادی (ژوئن) پایان مییابد، ۳.۷ درصد پیشبینی شده و میانگین تورم در دوره ژوئیه تا مه سال مالی جاری ۶.۷ درصد بوده است.
رویترز به نقل از خرم شهزاد، مشاور وزیر دارایی پاکستان، نوشته: «دستور کار اقتصادی مبتنی بر رشد، همراه با شهرتی بهعنوان نیرویی برای صلح و ثبات، پاکستان را در موقعیتی بسیار مطلوب برای جذب سرمایهگذاری در نیروی انسانی، زیرساختها، فناوری و بخشهای رشد آینده قرار میدهد.»
بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند آمریکا امتیازاتی به پاکستان بدهد، هرچند تاکنون نشانهای از چنین حمایتهایی دیده نشده است.
الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد و مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه در واشینگتن، میگوید یکی از دستاوردهای پاکستان این است که «ظرفیت عظیمی برای تبدیل شدن به بخشی یکپارچهتر از خاورمیانه گستردهتر» پیدا کرده و در آینده میتواند شراکتهای اقتصادی گستردهتری در منطقه، از جمله در حوزه دفاعی، ایجاد کند.
مفتاح اسماعیل، وزیر دارایی پیشین پاکستان، نیز گفت که کاهش تحریمهای ایران میتواند زمینهساز «تجارت عظیم میان ایران و پاکستان» شود؛ بهویژه از طریق مرز زمینی بلوچستان.
اسلامآباد در نقش میانجی صلح
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حمله آمریکا به افغانستان، همسویی پاکستان با واشینگتن موجب شد بدهیهای پاکستان دوباره زمانبندی شود، حمایت صندوق بینالمللی پول و سایر وامدهندگان چندجانبه از سر گرفته شده و کمکهای آمریکا به پاکستان افزایش یابد. اما به گفته تحلیلگران، پاکستان به دلیل ضعفهای ساختاری نتوانست از آن فرصت بهرهبرداری کند.
خرم حسین، روزنامهنگار و تحلیلگر اقتصادی، میگوید شرایط کنونی شباهت زیادی به دوران پس از ۱۱ سپتامبر دارد، اما با یک تفاوت مهم: آن زمان آغاز یک جنگ طولانی و ویرانگر بود که پاکستان ناچار شد در خط مقدم آن قرار گیرد، اما این بار پاکستان در نقش «صلحساز» ظاهر شده است.
به گفته او، همین تفاوت باعث شده اهرم نفوذ پاکستان این بار از توانایی آن در تعامل همزمان با چندین طرف مختلف، آمریکا، ایران، کشورهای خلیج فارس، ترکیه و چین، ناشی شود.
مفتاح اسماعیل، وزیر دارایی پیشین پاکستان، نیز میگوید این نقش دیپلماتیک اعتبار بینالمللی پاکستان را افزایش داده، اما تأثیری بر مشکلاتی مانند هزینههای بالای تولید، صادرات ضعیف و بازپرداخت بدهیهای خارجی که این کشور را به صندوق بینالمللی پول وابسته نگه داشتهاند، نداشته است.
او میافزاید: «خانه ما آنقدر آشفته است که خارجیها نمیتوانند واقعاً به ما کمک کنند، مگر اینکه خودمان به خودمان کمک کنیم. هیچچیز در این جنگ این واقعیت را تغییر نمیدهد و ما همچنان به صندوق بینالمللی پول وابسته خواهیم بود.»
عاطف میان، استاد اقتصاد، سیاست عمومی و مالی دانشگاه پرینستون، نیز میگوید پاکستان نباید دیپلماسی را صرفاً راهی دیگر برای دریافت سپردههای خارجی، تمدید بدهیها یا کمکهای مشابه صندوق بینالمللی پول تلقی کند.
به گفته او، جایزه واقعی یک «چرخش به سوی صلح» است؛ چه در سیاست خارجی و چه در داخل کشور. این چرخش میتواند بر پایه تجارت منطقهای، پیوندهای انرژی با ایران و ادغام عمیقتر با کشورهای خلیج فارس و ترکیه از طریق صادرات، انتقال فناوری و صنایع مکمل شکل گیرد.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که هرگونه دستاورد اقتصادی جدید نیز مشکلات عمیق پاکستان را حل نخواهد کرد.
عادل ملک، دانشیار اقتصاد توسعه در دانشگاه آکسفورد میگوید: «اگر اصلاحات ساختاری اجرا نشوند، کشور در دهههای آینده در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت.»