لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ تهران ۲۰:۵۷

پاراگراف اول؛ ریزش قبح کشتار حکومتی، چراغ سبز مداخلهٔ آمریکا؟


از هجدهم دی‌ماه به این طرف، حکومت با قطع کامل اینترنت و ارتباطات میان شهروندی (تلفن‌های ثابت و همراه داخلی در پاسی از شب) به ظاهر وارد فاز تازه‌ای شده است.

مقام‌های تهران بر تهدیدهای خود شدت بیشتری داده‌اند و ضربان حوادث تندتر می‌زند. شاهزاده رضا پهلوی از معترضان خواسته خیابان را ترک نکنند. اما شدت برخوردهای حکومتی از حضور معترضان کم کرده است.

اعتراض‌ها محله‌محور شده و حالا همه چشم انتظارند تا ببینند دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا چه تصمیمی خواهد گرفت.

تهران، آمریکا و اسرائیل را تهدید به مقابله به مثل کرده است. اما در ساعات آینده کدام سناریو محتمل است.

گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی که در صورت «جمع اضدادند» و در باطن نوعی تکثر را به نمایش می‌گذارند نیز از رئیس‌جمهور آمریکا خواسته‌اند تا به یاری معترضان بشتابد همان‌گونه که وعده داده بود.

در اسرائیل هم گویا نگاه‌ها به ترامپ دوخته شده است، اما مقام‌هایی در ایالات متحده به رسانه‌های این کشور گفته‌اند که هر گونه اقدام نظامی به این سادگی نخواهد بود.

در برنامهٔ پاراگراف اول، احسان مهرابی روزنامه‌نگار حوزه سیاسی در برلین، فرد پطروسیان روزنامه‌نگار حوزه آزادی بیان و حقوق بشر از بروکسل و عطا محامد تبریز کارشناس روابط بین‌الملل از بارسلونا با هم به گفت‌وگو نشستند.

پاراگراف اول؛ ریزش قبح کشتار حکومت، چراغ سبز مداخله امریکا؟
please wait

No media source currently available

0:00 0:50:00 0:00
لینک مستقیم

«ریختن قبح کشتار با توجیه شرایط جنگی»

در شرایطی که مقام‌های جمهوری اسلامی از «وضعیت جنگی» سخن می‌گویند و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز در همین چارچوب موضع‌گیری کرده است، برنامهٔ «پاراگراف اول» به بررسی وضعیت کنونی اعتراضات، نوع سرکوب و احتمال مداخله خارجی پرداخت. در این گفت‌وگو، احسان مهرابی، فرد پطروسیان و عطا محمد تبریز دیدگاه‌های خود را درباره تحولات اخیر بیان کردند.

احسان مهرابی با اشاره به تجربهٔ مطالعاتی خود دربارهٔ سرکوب‌ها، به‌ویژه در جریان جنبش موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، می‌گوید ساختار سرکوب نسبت به آن دوره تغییر نکرده، اما شکل اعتراض‌ها و نحوهٔ مواجههٔ نیروهای امنیتی بیش از هر چیز به اعتراض‌های آبان ۱۳۹۸ شباهت دارد.

به گفتهٔ او، نوع تجمع‌ها، شدت درگیری‌ها و تعداد کشته‌ها یادآور همان دوره است.

آقای مهرابی توضیح می‌دهد که نیروهای امنیتی، به‌ویژه در برخورد با افرادی که به‌عنوان لیدر(سردسته) شناسایی می‌شوند، از سلاح‌های جنگی استفاده می‌کنند و هدف‌گیری مستقیم در دستور کار قرار دارد؛ رویکردی که به گفتهٔ او در اعتراض‌های سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۴۰۱ کمتر دیده می‌شد و تمرکز بیشتر بر متفرق‌کردن جمعیت بود.

این روزنامه‌نگار پیشین پارلمانی، شبانه بودن اعتراض‌ها را دلیلی برای افزایش شدت سرکوب می‌داند. به گفتهٔ آقای مهرابی، ساختار اصلی سرکوب همچنان بر دوش نیروهای انتظامی است، روندی که از سال ۱۴۰۱ تقویت شده، اما در نقاط مختلف، نیروهای لباس‌شخصی و بسیج نیز حضور دارند و از تیراندازی مستقیم استفاده می‌کنند.

احسان مهرابی، الگوی استفاده‌شده را مانند سال ۱۳۹۸ در برخی شهرهای کردستان و آذربایجان غربی می‌داند؛ وقتی معترضان به مناطق و مراکز حساس نزدیک می‌شوند، شدت برخورد افزایش پیدا می‌کند و تیراندازی‌هایی شبیه رگبار در دستور کار قرار می‌گیرد.

به اعتقاد این روزنامه‌نگار، نقش سپاه پاسداران در شهرستان‌ها پررنگ‌تر از تهران است.

آقای مهرابی می‌گوید پس از جنگ ۱۲روزه، قبح کشتار نسبت به گذشته کمتر شده؛ هم به‌دلیل تجربه‌های پیشین جمهوری اسلامی در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و هم به این دلیل که مسئولان خود را در شرایط جنگی می‌بینند.

با این حال، او احتمال می‌دهد که کنترل تعداد کشته‌ها به دو دلیل در دستور کار باشد؛ نگرانی برخی مقام‌ها از مداخلهٔ غرب یا حملهٔ آمریکا، و از سوی دیگر به نظر می‌رسد فعلاً در محاسبات‌شان اعتراض‌ها را به‌عنوان عامل محرک حملهٔ آمریکا در نظر نمی‌گیرند. آن‌ها تصور می‌کنند اگر حمله‌ای صورت بگیرد، بیشتر در ارتباط با پروندهٔ هسته‌ای یا اسرائیل خواهد بود، نه اعتراض‌های داخلی.

در ادامهٔ برنامه و در پی بحث دربارهٔ درخواست مداخلهٔ خارجی، به نامه‌ای اشاره شد که گروهی از فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی خطاب به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، منتشر کرده‌اند. در این نامه، امضاکنندگان از آقای ترامپ خواسته‌اند با اقدام علیه دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، به وعده خود برای یاری رساندن به معترضان در ایران عمل کند.

مخملباف و درخواست کمک از ترامپ برای معترضان

هفت چهرهٔ سیاسی، مدنی و فرهنگی نامه‌ای را خطاب به دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا امضا کرده‌اند؛ محمدجواد اکبرین، روحانی پیشین و دین‌پژوه، نازنین انصاری، مدیرمسئول روزنامهٔ کیهان لندن، فواد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران، یزدان شهدایی، سخنگوی شورای ملی گذار، شیرین عبادی، نخستین برندهٔ ایرانی جایزهٔ صلح نوبل، محسن مخملباف، فیلمساز، و عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران.

محسن مخملباف در پیامی صوتی برای برنامهٔ پاراگراف اول توضیح داد که چرا امضای خود را پای این درخواست گذاشته است. او در این پیام، جمهوری اسلامی را «تهدیدی دوجانبه» دانست و گفت:
«از یک طرف مردم ایران را تا حد مرگ به گرسنگی کشانده و آزادی‌خواهی مردم را سرکوب کرده و از طرف دیگر با گروه‌های نیابتی و پروژه اتمی‌اش دنیا را تهدید می‌کند.»

به گفتهٔ آقای مخملباف، تجربهٔ چهار دههٔ گذشته نشان داده است که نه مردم ایران به‌تنهایی توانسته‌اند این حکومت را کنار بزنند و نه جهان بدون همراهی مردم ایران از شر آن خلاص شده است. او تأکید کرد اکنون زمان آن رسیده که «مردم ایران و مردم دنیا که توسط این حکومت تهدید می‌شوند، دست به دست هم بدهند».

کارگردان فیلم «تست دموکراسی» با اشاره به نقش خود در جنبش سبز گفت در آن دوران یکی از فعال‌ترین افرادی بود که جنبش را در خارج از کشور نمایندگی می‌کرد و با دولت‌ها و گروه‌های مختلف گفت‌وگو داشته است. او افزود در آن مقطع بارها از دولت آمریکا خواسته بود از مردم ایران حمایت کند، اما دولت باراک اوباما به‌دلیل تمایل به مذاکره با رهبر جمهوری اسلامی از این حمایت خودداری کرد؛ موضوعی که به گفتهٔ او، اوباما سال‌ها بعد بابت آن عذرخواهی کرد.

محسن مخملباف همچنین به نگرانی‌هایی اشاره کرد که کمک‌خواهی از خارج را معادل تکرار تجربهٔ ۲۸ مرداد می‌داند و گفت این قیاس نادرست است. به گفتهٔ او، «کودتا علیه یک حکومت ملی» با «درخواست کمک مردمی که علیه یک رژیم سرکوبگر قیام کرده‌اند» تفاوت دارد.

او یکی از اهداف انتشار این بیانیه را شکستن «تابوی کمک خواستن از خارج» دانست و گفت این تصور که مبارزه باید فقط از داخل رهبری شود، یکی از عواملی بوده که به تداوم سرکوب انجامیده است. به گفتهٔ کارگردان فیلم «سلام سینما»، کمک‌خواهی به معنای دخالت در حکومت آینده نیست، بلکه تلاشی برای حمایت از یک جنبش مردمی است.

آقای مخملباف گفت، حقیقت، «آینه‌ای شکسته» است و هر بخش آن در دست گروهی از ایرانیان قرار دارد. او گفت دستیابی به دموکراسی، حکومت غیردینی و حقوق بشر تنها با پذیرش کثرت‌گرایی ممکن است.

این فیلمساز ساکن لندن، جنبش کنونی را حاصل انباشت تجربه و رنج جنبش‌های پیشین دانست؛ از جنبش اصلاحات و جنبش سبز گرفته تا جنبش زنان، روزنامه‌نگاران و اعتراض‌های سال‌های ۹۶ و ۹۸. به گفتهٔ او، نمی‌توان نقش رهبران در حصر، کشته‌شدگان خیابان‌ها و زندان‌ها و اعدام‌شدگان را نادیده گرفت و پتانسیل کنونی جنبش محصول ایثار همه آن‌هاست.

مخملباف در ادامه به انتقاد از دوگانهٔ «داخلی و خارجی» پرداخت و گفت نمی‌توان صرفاً به دلیل «داخلی بودن»، یک دیکتاتور را برتر از یک سیاستمدار خارجی دانست. او افزود بخشی از انرژی جنبش کنونی از پیام دونالد ترامپ دربارهٔ حمایت از مردم ایران در صورت سرکوب آمده و تأکید کرد نباید اجازه داد تأخیر در عمل به این وعده، به ناامیدی و سرکوب بیشتر منجر شود.

او با اشاره به قطع اینترنت و کشتار در تاریکی خبری گفت: «چطور می‌توانیم ساکت بمانیم وقتی مردم جان می‌دهند؟ اگر مردم جان می‌دهند، ما هم باید پاسخ بدهیم.»

مخملباف در بخش پایانی سخنانش گفت آیندهٔ ایران به آگاهی جمعی و مشارکت همه نیروها وابسته است و تأکید کرد حضور همگانی می‌تواند مانع بازتولید چرخه خشونت شود. او پیشنهاد داد همه جریان‌ها، از جمله برای شکل‌گیری یک دولت موقت، به راه‌حلی مشترک برسند تا هیچ گروه، قوم یا منطقه‌ای از آینده ایران حذف نشود.

مداخلهٔ بشر‌دوستانه

فرد پطروسیان روزنامه‌نگار با اشاره به انتشار نامه‌ها و بیانیه‌ها خطاب به دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، از سوی چهره‌هایی مانند شاهزاده رضا پهلوی و شیرین عبادی اولین برندهٔ ایرانی جایزهٔ صلح نوبل، این اقدام را نشان‌دهندهٔ نقش تعیین‌کنندهٔ آمریکا در سیاست جهانی دانسته و با یادآوری شعار «اوباما یا با اونا یا با ما» در دوران جنبش سبز می‌گوید، این اولین‌بار نیست که شهروندان ایرانی خواستار حمایت رئیس‌جمهور آمریکا می‌شوند.

آقای پطروسیان با استناد به دیدگاه‌های مایکل والزر دربارهٔ «مداخلهٔ بشردوستانه» می‌گوید، شرایط کنونی ایران به مرحله‌ای رسیده که می‌توان از چنین مفهومی سخن گفت؛ شرایطی که به گفتهٔ او با سرکوب بی‌رحمانهٔ معترضان و سیاست‌هایی همراه است که میلیون‌ها نفر را در معرض فقر و گرسنگی قرار داده است. او انتشار بیانیه و نامه‌نگاری با رئیس‌جمهور آمریکا را در چنین وضعیتی اقدامی موجه دانسته ومی گوید، شهروندان ایران عملاً بی‌دفاع مانده‌اند.

عطا محامد تبریز، کارشناس روابط بین‌الملل، هم وضعیت کنونی را «استثنایی» توصیف کرده و معتقد است در کنار سرکوب، گزارش‌هایی دربارهٔ حضور نیروهای خارجی یا منطقه‌ای منتشر شده که هنوز به‌طور رسمی تأیید نشده و بیشتر بر مشاهدات میدانی و بررسی پروازها متکی است.

آقای محامد تبریز می‌گوید، هنگام سخن گفتن از مداخلهٔ خارجی باید مشخص شود منظور کدام نوع مداخله است؛ از حمله‌های محدود به زیرساخت‌های سرکوب گرفته تا اقدام‌های سایبری برای رفع قطع اینترنت یا فشار اقتصادی.

به گفتهٔ این تحلیلگر روابط بین‌الملل، مسئله اصلی توقف کشتار است. او افزود جمهوری اسلامی با توصیف اعتراض‌ها به‌عنوان «جنگ» یا «داعش‌گونه» می‌کوشد سرکوب را مشروع جلوه دهد، در حالی که مردم بی‌سلاح‌اند و خواهان تغییرند؛ جایی که به باور او مفهوم مداخلهٔ بشردوستانه معنا پیدا می‌کند.

احسان مهرابی دربارهٔ صحبت‌های محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی، که گفته است جمهوری اسلامی در چهار جبهه در حال جنگ است، می‌گوید حکومت همچنان در حوزهٔ داخلی احساس اعتمادبه‌نفس می‌کند و بعید است امتیاز جدی بدهد. به گفتهٔ او، مقام‌ها تلاش می‌کنند با کنترل نسبی فضا مانع پیوستن گروه‌های جدید به اعتراض‌ها شوند.

آقای مهرابی می‌گوید تفاوت امروز با گذشته در این است که حاکمیت احساس می‌کند اعتراض‌ها دارای نوعی رهبری است، اما تجربه نشان داده فرسایش ساختار حکومت تنها در صورت تداوم چندماهه اعتراض‌ها و پیوند آن با اعتصاب‌ها ممکن است؛ مسئله‌ای که به گفتهٔ این روزنامه‌نگار، هنوز محقق نشده است.

احسان مهرابی از رویکرد دوگانهٔ حکومت در مورد حملهٔ خارجی می‌گوید و بر این باور است که در حال حاضر تمرکز اصلی جمهوری اسلامی بر مهار داخلی است.

به اعتقاد فرد پطروسیان، خارج از کشور بودن مانع نقش‌آفرینی نیست و می‌گوید سکوت در برابر خشونت خود نوعی شر است.

عطا محامد تبریز هم بر این باور است که با حذف آیت‌الله علی خامنه‌ای معادله می‌تواند تغییر کند. زیرا به گفتهٔ او تصمیم‌گیر نهایی است. او می‌گوید وقتی کشتار بی‌محابا ادامه دارد، درخواست مداخلهٔ خارجی برای بسیاری به گزینه‌ای ممکن تبدیل می‌شود.

XS
SM
MD
LG