ناتان سلز، پژوهشگر ارشد بخش خاورمیانهٔ شورای آتلانتیک، میگوید اهداف آمریکا در جنگ با ایران هم نظامی و هم سیاسی است، از جمله ایجاد شرایطی برای تغییر سیاسی در داخل ایران.
آقای سلز که قبلاً سفیر سیار سابق ایالات متحده و هماهنگکنندهٔ مبارزه با تروریسم وزارت خارجهٔ آمریکا بوده، در گفتوگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی میگوید که معیار کلیدی موفقیت در کوتاهمدت این است که حملات ایران با چه سرعتی شروع به کاهش میکند.
از نظر او، کاهش حملات موشکی و پهپادی نشان میدهد که کارزار ایالات متحده در حال تضعیف توانایی ایران برای ادامهٔ حمله است.
متن کامل این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
- هدف ایالات متحده در این مرحله از جنگ با ایران را چطور میبینید؟
دو هدف وجود دارد، یکی مربوط به امنیت و دیگری مربوط به آیندهٔ ایران. در مورد امنیت، فکر میکنم هدف واشینگتن خنثی کردن تهدیدی است که جمهوری اسلامی برای ایالات متحده و متحدان و شرکای ما در منطقه ایجاد میکند. به همین دلیل است که شما شاهد تمرکز بر موشکهای بالستیک هستید. به همین دلیل است که شما شاهد تمرکز بر حمایت رژیم ایران از گروههای تروریستی نیابتی و همچنین تمرکز بر برنامهٔ تسلیحات هستهای رژیم ایران هستید.
من فکر میکنم هدف رئیسجمهور (دونالد ترامپ) تضعیف و نابودی این قابلیتهاست تا آمریکاییها و شرکایمان در منطقه دیگر توسط خشونت رژیم ایران تهدید نشوند.
معتقدم یک هدف سیاسی نیز وجود دارد و رئیسجمهور در مورد لحظهٔ آزادی برای مردم رنجکشیدهٔ ایران صحبت کرده است. آنها ۴۷ سال قربانی جمهوری اسلامی بودهاند. آنها اولین و طولانیترین قربانیان در جهان از حکومت ملاها در تهران هستند.
من فکر میکنم اقدام نظامی با هدف تضعیف پایههای جمهوری اسلامی و ایجاد گشایشها و فرصتهایی برای مردم ایران در راستای بازپسگیری حکومت خود و ایجاد دولتی دموکراتیک که به حقوق بشر آنها پاسخ داده و احترام بگذارد، انجام میشود.
- آیا این اهداف از زمان شروع جنگ تغییر کردهاند؟
فکر نمیکنم. فقط چهار روز یا بیشتر از شروع عملیات جنگی گذشته است. بنابراین فکر میکنم پیامهایی که از کاخ سفید منتشر میشود در این روزها ثابت بوده است.
اهداف فوری ماهیت نظامی دارند: موشکهای بالستیک و تروریسم و سلاحهای هستهای. در حالی که اهداف بلندمدتتری نیز وجود دارد و آن این است که مردم ایران بتوانند حکومت خود را پس بگیرند و آزادی و دموکراسی را برقرار کنند.
- اگر ایران هنوز بتواند به تأسیسات ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس و زیرساختهای کلیدی انرژی حمله کند، آمریکا چگونه موفقیت را اندازهگیری خواهد کرد؟
خب، من فکر میکنم موفقیت در کوتاهمدت با سرعت حملهٔ نیروهای مسلح ایران به همسایگان خود، از جمله تأسیسات و نیروهای آمریکایی در منطقه، سنجیده میشود.
میدانید، ما شاهد استفادهٔ واقعاً وحشتناک از نیروی نظامی علیه زیرساختهای غیرنظامی در بحرین، قطر، امارات متحدهٔ عربی، عمان، اردن، اسرائیل بودهایم. این فهرست ادامه دارد.
چیزی که ما میخواهیم ببینیم، این است که حجم این حملات شروع به کاهش کند. این نشان میدهد که جنگ هوایی در شناسایی پرتابگرهای موشک بالستیک و ذخایر موشک بالستیک و همچنین تأسیسات مرتبط با پهپاد که میتوانند برای پرتاب آنها استفاده شوند، موفق بوده است.
به نظر من این یک معیار کلیدی کوتاهمدت برای موفقیت است؛ اینکه این قابلیتهای ایران با چه سرعتی میتوانند تضعیف شوند.
اگر موقعیت نظامی ایران در حال تضعیف است، به نظر شما مرحلهٔ بعدی سیاست ایالات متحده چه باید باشد؟
مرحلهٔ اولیهٔ عملیات برای از بین بردن رهبری غیرنظامی و نظامی رژیم، همراه با سرکوب پدافند هوایی رژیم، طراحی شده بود.
هنگامی که ایالات متحده و شرکای ما به برتری هوایی دست یابند، و من فکر میکنم آنها بسیار به انجام این کار نزدیک هستند، بعد از آن تمرکز بر از بین بردن موشکهای بالستیک، پهپادها و سایر سلاحهایی خواهد بود که ایران برای حمله به تأسیسات ایالات متحده و همچنین زیرساختهای غیرنظامی در منطقه استفاده میکند.
ناتان سلز: مهمترین متحد آمریکا در جنگ با رژیم ایران خود مردم ایران هستند
ما همچنین شاهد گزارشهایی هستیم مبنی بر اینکه ایالات متحده و اسرائیل شروع به هدف قرار دادن سرویسهای امنیتی کردهاند که مسئول قتلعام هزاران معترض مسالمتآمیز در ژانویهٔ امسال بودند. و این به دلایل مختلفی مهم است.
رئیسجمهور، با اعمال خط قرمز خود، به رژیم هشدار داد که مردم خود را قتلعام نکنید. آنها او را نادیده گرفتند و به هر حال این کار را انجام دادند. بنابراین این معیاری برای پاسخگویی و اجرای آن خط قرمز است.
اما من فکر میکنم عملیات برای هدف قرار دادن سرویسهای امنیتی نیز مهم است زیرا آنها عناصری از رژیم هستند که سعی میکنند هرگونه خیزش، هر خیزش آیندهٔ مردم ایران برای بازگرداندن دموکراسی و آزادی به کشورشان را سرکوب کنند.
تا جایی که ایالات متحده ـ در کوتاهمدت تا میانمدت ـ بتواند آن عناصر سرکوب را تضعیف کند، این به مردم ایران کمک خواهد کرد تا کشور خود را پس بگیرند و سعی کنند یک دولت پاسخگو را احیا کنند.
- به نظر شما اگر این جنگ برای مدت طولانیتری ادامه یابد، خطر اصلی چیست؟
هر جنگی خطراتی دارد. اقدام نکردن هم خطراتی دارد. من فکر میکنم چند خطر فوری وجود دارد. یکی تلفات برای نیروهای آمریکایی و نیروهای شریک است. ما قبلاً گزارشهایی مبنی بر کشته شدن شش سرباز آمریکایی در کویت داشتیم و این غمانگیز است. مردم آمریکا به فداکاری آنها احترام میگذارند و برای از دست دادنشان سوگواری میکنند.
متأسفانه، در نبردهایی مانند این، تلفات رخ میدهد. من فکر میکنم باید واقعبین باشیم و احتمالاً با ادامهٔ جنگ، متحمل تراژدیها و تلفات بیشتری در آینده مانند این خواهیم شد.
خطر دیگری که واشینگتن میخواهد مراقب آن باشد، آن است که سرویسهای امنیتی در ایران به قدرت بچسبند و از شنیدن خواستههای مردم و واگذاری قدرت به غیرنظامیان یا نوعی قدرت انتقالی خودداری کنند.
به نظر من، نحوهٔ مدیریت این خطر دو جنبه دارد. همانطور که اشاره کردم، اعمال فشار نظامی بر ابزارهای سرکوب، بخشی از این کار است.
همچنین نیاز به تلاش برای شناسایی و بهرهبرداری و بهرهگیری از اختلافات و شکافهای درون سرویسهای امنیتی است. سعی کنید شناسایی کنید. شاید افراد عملگرا یا افرادی باشند که به اندازهٔ بقیه ایدئولوژیک نباشند؛ کسانی که قدرتی دارند و مایل به همکاری با ایالات متحده و همکاری با مردم ایران برای تسهیل گذار به یک دولت دموکراتیک آینده هستند.
این کار سختی است. شناسایی افرادی که قابل اعتماد و دارای اقتدار و اعتبار در نظام ایران هستند و همزمان مایل به همکاری با مردم ایران برای دستیابی به دموکراسی باشند، بسیار دشوار است.
اما این یکی از راههای مدیریت کردن خطر چسبیدن بازماندگان رژیم به قدرت و به زیر کشیدن مردم با خودشان همزمان با فروپاشی رژیم است.
- اگر این درگیری طولانیتر و مهار آن دشوارتر شود، حمایت متحدان چقدر اهمیت دارد؟
حمایت متحدان فوقالعاده مهم است. و فکر میکنم با این جمله شروع کنم که مهمترین متحد ما در این تلاش، خود مردم ایران هستند.
مردم ایران سربازانی هستند که مسئول سرنگونی دیکتاتوری جمهوری اسلامی هستند؛ دیکتاتوری که ۴۷ سال بر آنها حکومت کرده است و نیروی جایگزینی آن با یک دموکراسی خواهند بود که به آزادی و حقوق بشر احترام بگذارد. این مهمترین متحدی است که هر کسی میتواند به آن امیدوار باشد.
سلز: خطر دیگر آن است که سرویسهای امنیتی در ایران به قدرت بچسبند واز واگذاری قدرت به غیرنظامیان یا نوعی قدرت انتقالی خودداری کنند.
به غیر از این، فکر میکنم ایالات متحده از کمکهای متحدان اروپایی که با تهدید ایران هستهای یا ایرانی که از تروریسم حمایت میکند یا ایرانی که موشکهای بالستیک دارد که میتواند به اروپا برسد مواجه هستند نیز بهرهمند خواهد شد.
همچنین ایالات متحده به شرکا و متحدانش در خلیج فارس که تحت حملهٔ رژیم ایران هستند نگاه خواهد کرد. من فکر میکنم برای این کشورها ارزشمند خواهد بود که قدم پیش بگذارند و از نظر نظامی به این تلاش کمک کنند، نه به عنوان لطفی به ایالات متحده، بلکه صرفاً به عنوان موضوعی مربوط به منافع ملی خودشان.
اگر مورد حملهٔ همسایهٔ خود هستید، نمیتوانید اجازه دهید همسایهتان از مجازات فرار کند. شما باید برای جلوگیری از آن، برای محافظت از مردم خود، اقدامی انجام دهید.
- چه نوع حمایت متحدان در عمل بیشترین اهمیت را دارد؟
پاسخ به این سؤال از روی صندلی که در حاشیه نشستهام و بازی را تماشا میکنم، برای من دشوار است. میدانم که طبق گزارشها، قطریها چند بمبافکن ایرانی را که حریم هوایی قطر را تهدید میکردند سرنگون کردند. بنابراین فکر میکنم این نوع مأموریت برتری هوایی ارزشمند خواهد بود.
حملات به زیرساختهای ایران که برای هدف قرار دادن شرکای خلیج فارس، سرزمینهای ما، چه پایگاههای هوایی یا تأسیسات پهپادی یا تأسیسات موشکهای بالستیک یا چیز دیگری استفاده میشود، [مهم است]. سرویسهای اطلاعاتی که میتوانند سهم ارزشمندی در تلاشهای جنگی داشته باشند.
اما فکر میکنم مهمترین نکتهای که میتوانم در اینجا تأکید کنم این است که چنین کمکی لطفی به ایالات متحده نخواهد بود. این سرمایهگذاری متحدان عرب خلیج فارس ما در امنیت خود و محافظت از مردم خودشان خواهد بود.
آیا این درگیری میتواند تهدیدات امنیتی را در خارج از خاورمیانه، از جمله در اروپا یا ایالات متحده، ایجاد کند؟
این یک نگرانی بسیار واقعی است و از این واقعیت ناشی میشود که ایران مدتهاست بدترین حامی تروریسم دولتی در جهان بوده است. ایران به مجموعهای از گروههای تروریستی، نه تنها در خاورمیانه، بلکه در سراسر جهان، بودجه، آموزش و سلاح داده است. گروههایی مانند حزبالله حملات تروریستی را در اروپا، آمریکای جنوبی و همچنین در ایالات متحده انجام دادهاند.
میدانید، از اواخر دههٔ ۱۹۹۰، تخمین زده میشود که حدود ۱۳۰ نفر از عوامل حزبالله اینجا در ایالات متحده دستگیر شدهاند. ما نمیدانیم که امروز با توجه به اینکه جنگ در ایران در جریان است، چند نفر از آنها اینجا هستند. اما باید فرض کنیم که برخی از آنها اینجا هستند و ما باید برای شناسایی و جلوگیری از هرگونه تهدیدی که ممکن است ایجاد کنند اقدام کنیم.
بنابراین خطر جهانی تروریسم تحت حمایت ایران بسیار نگرانکننده است و واقعاً باید مورد توجه سیاستگذاران در سراسر جهان باشد.
- اما شما بیشتر نگران چه نوع تهدیدهایی هستید؟
خب، دو نوع تهدید مختلف وجود دارد که باید نگران آنها باشیم. یکی تهدیدهای تروریستهایی است که به نوعی رسماً به جمهوری اسلامی وابسته هستند. شاید آنها برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا وزارت اطلاعات کار میکنند.
سایر تهدیداتی که باید نگران آنها باشیم، افرادی هستند که مستقل هستند. آنها وابستگی رسمی به حزبالله یا گروه دیگری تحت حمایت ایران ندارند، اما همدرد هستند و میخواهند امور را به دست خودشان بگیرند و خودشان یک حملهٔ تروریستی انجام دهند.
ممکن است چند روز پیش نمونهای از آن را در آستین تگزاس دیده باشیم که یک فرد مسلح به تعدادی از مردم در خیابانهای آستین تیراندازی کرد. ظاهراً او تیشرتی با طرح پرچم ایران پوشیده بوده و ممکن است به دلیل همدردی با رژیم ایران، این اقدام تروریستی را انجام داده باشد. بنابراین ما باید نگران هر دو نوع تهدید باشیم.