تعلیق حملهٔ آمریکا به ایران؛ یک تحلیلگر می‌گوید واشینگتن به‌دنبال «راه خروج» است

پرتاب موشک از یک ناو جنگی ایالات متحده همزمان با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴

همزمان با اعلام دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که می‌گوید به درخواست کشورهای خلیج فارس حملات احتمالی به ایران را فعلاً متوقف کرده، گمانه‌زنی‌ها دربارهٔ این‌که واشینگتن و تهران به توافق نزدیک‌تر شده‌اند یا فقط در حال به‌تعویق انداختن یک رویارویی گسترده‌تر منطقه‌ای هستند، افزایش یافته است.

مارک کانسیان، مشاور ارشد بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی می‌گوید دولت آمریکا بیش از پیش به‌دنبال پیدا کردن «راه خروج» از بحران است، هرچند اختلاف‌های اساسی بر سر تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و ادعاهای مقامات تهران دربارهٔ تنگه هرمز همچنان پابرجا است.

به‌‌گفتهٔ مارک کانسیان، هرچند بسیاری از خواسته‌های مطرح‌شده از سوی ایران برای آمریکا قابل‌قبول نیست، اما نشانه‌هایی دیده می‌شود که دو طرف در حال نزدیک شدن به تفاهمی دربارهٔ پرونده هسته‌ای و کاهش تنش‌ها در آبراه‌های منطقه هستند.

  • رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: با تازه‌ترین تحولات شروع کنیم. دونالد ترامپ می‌گوید به درخواست کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس حمله به ایران را متوقف کرده است. این موضوع دربارهٔ وضعیت دیپلماسی کنونی چه تصویری به ما می‌دهد؟

مارک کانسیان: ظاهراً ایرانی‌ها پیشنهاد تازه‌ای برای ایالات متحده فرستاده‌اند. مشخص نیست چه چیزی در آن مطرح شده، اما این یکی از عوامل تصمیم رئیس‌جمهور ترامپ بوده است. او همیشه خواهان پایان مذاکره‌شدهٔ جنگ بوده است. او معتقد است دست بالا را دارد و مذاکرات می‌تواند به یک مصالحهٔ قابل‌قبول منجر شود. بنابراین چند بار عملیات نظامی احتمالی را به نفع مذاکرات متوقف کرده است. خواهیم دید آیا از این پیشنهاد جدید ایران چیزی حاصل می‌شود یا نه.

  • هنوز جزئیات کامل پیشنهاد تازهٔ ایران را نمی‌دانیم، اما گزارش‌ها حاکی است که جمهوری اسلامی خواهان غرامت جنگی، کاهش تحریم‌ها و به رسمیت شناخته شدن حاکمیتش بر تنگه هرمز است. از نگاه طرف آمریکایی، این‌ها صرفاً مواضع اولیه برای چانه‌زنی هستند یا خواسته‌هایی‌اند که اساساً قابل‌پذیرش نیستند؟

بدون تردید برخی از این موارد غیرقابل‌قبول هستند. اما فکر می‌کنم توافقی وجود دارد که می‌توان به آن رسید. دو طرف فاصلهٔ خود را بر سر توانمندی‌های هسته‌ای کاهش داده‌اند، از جمله احتمال ارسال بخشی از مواد هسته‌ای ایران به یک طرف ثالث و تضمین این‌که ایران برای مدتی اورانیوم غنی‌سازی نکند. فکر می‌کنم رئیس‌جمهور ترامپ خواهان ۲۰ سال بود، اما ایران چنین دوره‌ای را نمی‌خواهد، شاید ۱۰ سال یا چیزی در همین حدود.

مارک کانسیان

فکر می‌کنم اکنون امکان توافق وجود دارد. هر دو طرف باید محاصرهٔ تنگه هرمز را لغو کنند. شاید ایران همچنان ادعای حاکمیت داشته باشد، به شرط آن‌که برای اعمال آن اقدام نکند، و ایالات متحده هم بخشی از تحریم‌ها، احتمالاً در حوزهٔ نفت، را کاهش دهد. فکر نمی‌کنم هیچ شانسی برای پرداخت غرامت وجود داشته باشد، اما این شاید توافقی باشد که هر دو طرف بتوانند با آن کنار بیایند. دست‌کم در موضوع هسته‌ای، اوضاع به سمت چنین توافقی حرکت کرده است. حالا باید دید آیا واقعاً می‌توانند آن را نهایی کنند یا نه.

  • اگر تهران مذاکرات را به کنترل تنگهٔ هرمز گره زده باشد، آیا این بحران از یک رویارویی هسته‌ای به بحران امنیت جهانی انرژی تبدیل می‌شود؟

امنیت انرژی قطعاً عنصر کلیدی در موضوع تنگهٔ هرمز است، اما مسئله‌ای فراتر از آن مطرح است. تنگه‌های زیادی در جهان وجود دارند که کشورها ممکن است بخواهند بر آن‌ها ادعای حاکمیت کنند. برای مثال، تنگهٔ مالاکا و اندونزی را در نظر بگیرید. موارد بسیار دیگری هم وجود دارد.

اگر حکومت ایران بتواند بر این تنگه ادعای حاکمیت کند، کشورهای دیگر هم احتمالاً همین کار را خواهند کرد و با وضعیتی بسیار آشفته در نظام بین‌الملل روبه‌رو خواهیم شد؛ وضعیتی که هم تجارت دریایی را مختل می‌کند و هم زمینهٔ درگیری ایجاد می‌کند، چون بسیاری از کشورها چنین ادعاهایی را به رسمیت نخواهند شناخت.

  • جهان تا چه اندازه باید احتمال نظامی‌تر شدن وضعیت تنگهٔ هرمز از سوی ایران، مانند دریافت عوارض یا محدود کردن عبور و مرور، را جدی بگیرد؟

ایرانی‌ها همین حالا هم این کار را می‌کنند. دسترسی را محدود می‌کنند و فقط به کشتی‌های کشورهای دوست یا کشورهایی که عوارض یا هزینهٔ عبور پرداخت کرده‌اند اجازهٔ عبور می‌دهند. نام‌های مختلفی برای آن به کار برده‌اند، اما در عمل همین حالا هم چنین وضعیتی وجود دارد.

البته آمریکا این موضوع را نمی‌پذیرد و بیشتر کشورها هم آن را قبول ندارند. اما اکنون در همین نقطه قرار داریم و این چیزی است که ایالات متحده باید در هر توافق نهایی مانع آن شود.

  • به نظر می‌رسد دونالد ترامپ میان بازدارندگی و تعویق حمله در حال ایجاد توازن است. آیا به تعویق انداختن حمله نشانهٔ صبر راهبردی است یا نشانه‌ای از آن‌که دولت آمریکا به دنبال راه خروج می‌گردد؟

هیچ تردیدی نیست که دولت آمریکا به‌دنبال راه خروج است. آن‌ها واقعاً می‌خواهند به درگیری پایان دهند. انتخابات پاییز آمریکا در پیش است. اقتصاد خوب عمل می‌کند، اما قیمت بنزین بالا رفته و این مسئله به شهروندان آمریکایی فشار وارد کرده است.

بنابراین چندین تلاش دیپلماتیک برای رسیدن به توافق انجام داده‌اند، اما تا این‌جا موفق نبوده است.

  • اکنون یک راه خروج واقع‌بینانه چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟ آیا هنوز فرمولی دیپلماتیک وجود دارد که هم واشینگتن و هم تهران بتوانند آن را در داخل کشور به‌عنوان موفقیت معرفی کنند؟

همان چیزی که پیش‌تر توضیح دادم. توافق هسته‌ای که ایران در آن بپذیرد برای مدتی، مثلاً ۱۰ سال، اورانیوم غنی‌سازی نکند. ممکن است بخشی از مواد غنی‌شدهٔ خود را تحت نظارت طرف ثالث از ایران خارج کند.

هر دو طرف تنگه هرمز را بازگشایی کنند. ایران بپذیرد عوارض عبور دریافت نکند و آمریکا هم تحریم‌های نفتی ایران را لغو کند. چنین توافقی شاید بتواند از سوی هر دو طرف در داخل کشور به‌عنوان یک پیروزی عرضه شود.

  • به نظر شما شش ماه دیگر کدام تیتر محتمل‌تر است: رسیدن به یک توافق تازه برای مهار تنش‌ها در خاورمیانه، یا گسترش درگیری‌ها به فراتر از تنگهٔ هرمز؟ آیا هنوز هدف، جلوگیری از یک جنگ گسترده‌تر است یا آمریکا فقط دارد مرحله‌به‌مرحله تنش‌ها را کنترل می‌کند؟

نخست باید بگویم چیزهایی که نمی‌توانند تا ابد ادامه پیدا کنند، در نهایت متوقف می‌شوند. در این مورد، محاصرهٔ صادرات نفت از خلیج فارس و محاصرهٔ ورود کالاها به ایران نمی‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد. هر دو طرف به‌تدریج فشار اقتصادی بیشتری احساس خواهند کرد و بنابراین فشار برای رسیدن به توافق بیشتر و بیشتر خواهد شد.

این اتفاق تا شش ماه دیگر باید رخ دهد. من فکر می‌کردم تا حالا رخ داده باشد. در نهایت توافقی شکل خواهد گرفت که هر دو طرف بتوانند با آن زندگی کنند. سؤال فقط این است که چقدر زمان می‌برد و آن توافق نهایی چه شکلی خواهد داشت.