سریال اسرائیلی «فائودا» که در میان ایرانیها نیز مخاطبان زیادی دارد، از سال ۲۰۱۶ با روایت عملیات نیروهای ویژه اسرائیلی که با پوشش مبدل وارد جامعهٔ فلسطینی میشوند، به یکی از شناختهشدهترین تولیدات تلویزیونی اسرائیل در جهان تبدیل شده است.
این مجموعه از همان ابتدا از رویدادهای واقعی و فعالیت واحدهای موسوم به «یگان عربنماها» در ارتش و پلیس اسرائیل الهام گرفته است؛ نیروهایی که به زبان و فرهنگ فلسطینی مسلطاند و برای انجام مأموریتهای اطلاعاتی و عملیاتی با هویت جعلی در میان فلسطینیان رفتوآمد میکنند.
اما فصل تازه «فائودا» بیش از هر زمان دیگری به یک رویداد واقعی و بسیار نزدیک به سازندگانش گره خورده است؛ حملهٔ هفتم اکتبر ۲۰۲۳ گروه افراطی حماس به جنوب اسرائیل و جنگی که پس از آن در غزه آغاز شد.
در حملهٔ هفتم اکتبر که امروز سومین سالگرد آن است، حدود ۱۲۰۰ نفر در اسرائیل کشته و ۲۵۱ نفر گروگان گرفته شدند و پیرو آن جنگ اسرائیل در غزه آغاز شد که علاوه بر ویرانیهای بسیار گسترده، تاکنون بهگفتهٔ مقامهای فلسطینی بیش از ۷۳ هزار کشته بر جای گذاشته است.
آوی ایساخاروف، روزنامهنگار و یکی از دو خالق سریال «فائودا»، در گفتوگو با رویترز میگوید این فصل برای او و همکارانش شخصیتر از همهٔ فصلهای قبلی بوده است، چون یکی از اعضای گروه تولید در جریان خدمت نظامی در غزه کشته و فرد دیگری هم زخمی شد.
ایساخاروف در این گفتوگو از چرایی تمرکز فصل تازه بر هفتم اکتبر، محبوبیت غیرمنتظرهٔ سریال در کشورهای عربی، انتقادها از نحوهٔ بازنمایی عربها، تحریمهای فرهنگی علیه اسرائیل و همچنین تصمیم سازندگان برای نشان ندادن ویرانی غزه سخن گفته است.
متن این گفتوگو برای اختصار و روشنی ویرایش شده و ذکر این نکته هم ضروری است که دیدگاههای مطرحشده در این گفتوگو بازتابدهندهٔ دیدگاههای رادیو فردا نیست.
- هفتم اکتبر کجا بودید و از آن روز چه به خاطر دارید؟
آوی ایساخاروف: چنین روزی را نمیشود فراموش کرد. برای اسرائیل یک ضربهٔ ملی بود، نه فقط تجربهای شخصی.
خانه بودم. دخترم ساعت ۶:۲۹ صبح مرا بیدار کرد و گفت: «بابا، آژیر خطر به صدا درآمده.» رفتیم به اتاق امن. کمی بعد الجزیره را روشن کردم؛ عربی را روان صحبت میکنم.
محمد ضیف، فرمانده شاخه نظامی حماس، را دیدم که اعلام جنگ میکرد و از حزبالله، فلسطینیان کرانه باختری و عربهای اسرائیل میخواست به نبرد علیه «موجودیت صهیونیستی» بپیوندند.
چند ساعت طول کشید تا تازه ابعاد آنچه رخ داده بود، روشن شود.
- فصل تازه «فائودا» که بر هفتم اکتبر و پیامدهای آن متمرکز است، در کشورهای عربی هم مخاطبان زیادی داشته. این استقبال برایتان غیرمنتظره نبود؟
فصلهای قبلی هم در لبنان، قطر، امارات و خیلی جاهای دیگر مخاطب داشتند.
چیزی که انتظارش را نداشتیم این بود که این فصل هم، با وجود موضوع هفتم اکتبر، موفق شود. تصور میکردیم شاید افراد کمتری حاضر باشند یک سریال اسرائیلی را ببینند.
چرا اینطور نشد؟ پاسخ دقیقی ندارم. شاید چون سریال خوبی است و قصه خوبی دارد. شاید هم بهخاطر کنجکاوی درباره طرف مقابل باشد.
ممکن است مخاطبان بخواهند بفهمند اسرائیلیها هفتم اکتبر را چگونه تجربه کردند. شاید ترکیب همین دو عامل باعث شده سریال همچنان مخاطب داشته باشد.
- موفقیت این فصل را در کنار نمایش اخیر مستند اسرائیلی «NAZA» و بحثهایی که درباره آن شکل گرفته چگونه میبینید؟ آن را دیدهاید؟
نه، ندیدهام و بنابراین واقعاً نمیتوانم دربارهاش نظر بدهم. نمیدانم دقیقاً چه نوع فیلمی است.
- فکر میکنید «فائودا» به بهبود تصویر اسرائیل در جهان کمک میکند؟
ما بخشی از برنامهٔ دولت اسرائیل نیستیم و هیچ ارتباطی با دولت نداریم. این را باید روشن بگویم.
ما میخواهیم داستانی را روایت کنیم که برای خودمان اهمیت دارد. این انگیزه در فصلهای قبلی هم وجود داشت، اما بعد از ضربهٔ هفتم اکتبر خیلی پررنگتر شد.
نمیخواهم بخشی از آنچه در اسرائیل «هَسبارا» خوانده میشود، یعنی تلاش برای توضیح و دفاع از مواضع اسرائیل در افکار عمومی جهان، باشم. این هدف ما نیست.
فکر میکنم یکی از دلایل موفقیت سریال هم همین باشد؛ از دل تجربهٔ خودمان میآید، نه از یک برنامه برای توضیح یا توجیه سیاستهای اسرائیل. ما میخواهیم داستان تعریف کنیم.
- برخی منتقدان میگویند این فصل هم کلیشههایی درباره عربها بازتولید میکند. پاسخ شما چیست؟
فکر نمیکنم در این فصل چنین کاری کرده باشیم. تمرکز زیادی روی شخصیتهای اروپایی داریم؛ اروپاییهای سفیدی که حماس آنها را جذب کرده است.
بنابراین فکر نمیکنم عربها یا مسلمانان را یکدست نشان داده باشیم. حتی برعکس؛ در آغاز فصل یکی از شخصیتهای مثبت یک مسلمان بدوی است که پسرش در هفتم اکتبر کشته شده است.
عربهایی هم بودند که در هفتم اکتبر کشته شدند یا گروگان گرفته شده و به غزه برده شدند. ما تلاش کردهایم آدمها و موقعیتهای متفاوتی را نشان دهیم.
بیشتر در این باره:
آنچه از «یگان عربنماها» در ارتش و پلیس اسرائیل میدانیم- در شرایطی که فراخوانهایی برای تحریم هنرمندان و نهادهای فرهنگی اسرائیلی مطرح است، این روزها هنرمند اسرائیلی بودن چه وضعیتی دارد؟
غمانگیز است. واقعاً غمانگیز است که جامعهٔ هنری و خلاق اسرائیل با چنین برخورد سردی روبهرو شده است.
البته من شخصاً نمیتوانم خیلی گلایه کنم، چون سریال ما بسیار موفق بوده است. اما امروز ساخت اثری با محتوای اسرائیلی بسیار پیچیدهتر از چهار سال پیش شده است.
از نظر من، نقطه آغاز این وضعیت این نبود که اسرائیل حملهای را شروع کرد؛ حماس بود که در اسرائیل دست به آنچه من نسلکشی میدانم زد، نه برعکس.*
لیور راز، شریک من، و من کارمان را ادامه میدهیم و همچنان میخواهیم محتوای خوب تولید کنیم. این وضعیت نه ما را متوقف کرده و نه باعث شده سرعتمان کم شود.
چالش است، اما ما به چالش عادت داریم. تقریباً هر روز با نوعی چالش روبهرو هستیم و شاید بخشی از جذابیت کار هم همین باشد.
- ویرانی غزه در این فصل «فائودا» دیده نمیشود. چرا چنین تصمیمی گرفتید؟
وقتی فصل پنجم را مینوشتیم و فیلمبرداری میکردیم، جنگ هنوز ادامه داشت.
نمیدانستیم جنگ چگونه تمام خواهد شد. نمیدانستیم در پایان، وضعیت انسانی غزه چگونه خواهد بود یا این منطقه از نظر فیزیکی چه شکلی پیدا خواهد کرد.
نمیتوانستیم درباره نتیجه نهایی جنگ حدس بزنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم قصه را از غزه دور کنیم و بیشتر بر اروپا، بعد سوریه و سپس کرانه باختری تمرکز کنیم.
مسئله دیگر تولید بود. آیا اصلاً میشود در اسرائیل جایی پیدا کرد یا ساخت که شبیه غزه امروز باشد؟ عملاً نه، مگر اینکه بخواهید صدها میلیون دلار هزینه کنید.
در عین حال، از ابتدا هم تصمیم ما این بود که بیشتر بر هفتم اکتبر، تجربه اسرائیلیها و تأثیری که این اتفاق بر جامعه اسرائیل گذاشت تمرکز کنیم.
درباره فلسطینیها مطمئنم فیلمها و سریالهای زیادی ساخته خواهد شد که آنچه بر آنها گذشته را روایت کند؛ مثلاً همین «NAZA».
اما برای من مهم بود که داستان خودمان را بگوییم؛ تجربه خودم و ضربهای را که ما متحمل شدیم.
- آیا انتشار این فصل در آستانهٔ انتخابات اسرائیل عمدی بود؟
نه. قرار نبود در این مقطع منتشر شود. زمان پخش تصمیم نتفلیکس بود و به توافقی با شبکه اسرائیلی Yes مربوط میشد.
چیزی که ما میخواستیم این بود که مردم فراموش نکنند.
اتفاقی در این کشور افتاد که چهرهٔ خاورمیانه را تغییر داد. نمیشود هفتم اکتبر را فراموش کرد.
کسانی در داخل اسرائیل میخواهند توجه را از آن روز به موضوعات دیگری ببرند و در خارج از اسرائیل هم افرادی هستند که، از نگاه من، روایت ماجرا را از پیامدهای جنگ آغاز میکنند و آنچه در هفتم اکتبر رخ داد را کنار میگذارند.