اکبر گنجی: محمود احمدى نژاد خطرى براى آقاى خامنه اى ندارد

محمود احمدی نژاد (راست) در یکی از جلسات سران نظام در کنار آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران.

در هفته هاى اخير آيت الله خامنه اى، شمارى از روحانيون، دولتمردان و چهره هاى پرنفوذ جمهورى اسلامى در سخنرانى ها و گفته هايشان با رسانه هاى داخلى بر ضرورت اتحاد نيروهاى طرفدار نظام تاكيد كرده اند.

روز يكشنبه گذشته آيت الله خامنه اى در ديدارى با دانشجويان از گسترده تر كردن دايره مخلصان نظام سخن گفت و با تاكيد بر اتحاد بر مبناى اصول گفت: «با هر كس به همان اندازه كه اصول را قبول دارد متصل و متحديم و هر كس اصول را قبول ندارد، طبعاً از اين دايره وحدت خارج است.»



رهبر جمهوری اسلامی ایران پيش از آن هم بر جذب حداكثرى و دفع حداقلى با معيار و ميزان اصول و ارزش تاكيد كرده بود. در بحث افزايش قدرت دولت در كنترل دانشگاه آزاد كه به رو در رويى علنى مجلس و دولتيان تبديل شده بود، نيز آيت الله خامنه اى گفت که حفظ وحدت و همدلى و انسجام در جامعه و پرهيز از هرگونه اختلاف و شكاف نظر رهبرى در اين برهه حساس است.

در نخستين نشست مشترك مجلس و دولت هم كه هفته پيش برگزار شد، محمود احمدى نژاد و على لاريجانى، روساى قواى مجريه و مقننه بر ضرورت افزايش همدلى دو قوه براى حل مشكلات كشور تاكيد كردند.

اين در حالى است كه تا چندى پيش اختلافات تا به آن حد شديد بود كه آقاى لاريجانى چند مصوبه مجلس را شخصاً به مسئولان اجرايى دولت ابلاغ كرد و آقاى احمدى نژاد هم چند مصوبه مجلس را غيرقانونى و خلاف قانون اساسى خواند.

اخيراً هم موضوع شركت محمود احمدى نژاد در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شده بود و گفته مى شود كه على رغم اينكه آيت الله خامنه اى از او خواسته است در اين جلسات شركت كند، آقاى احمدى نژاد به شركت در جلساتى كه به رياست هاشمى رفسنجانى برگزار مى شود، تمايل نشان نداده است.

ميهمان گفت و گوى ويژه اين هفته راديو فردا اكبر گنجى، روزنامه نگار منتقد و محقق است كه درباره مسئله وحدت ميان اصول گرايان اظهار نظر مى كند.

رادیو فردا: آقاى گنجى، موضع گيرى هاى رهبر جمهورى اسلامى براى فرونشاندن اختلافات درونى اصول گرايان در هفته هاى اخير و مسئله وحدت بر مبناى اصول كه آيت الله خامنه اى مطرح كرده به نظر شما در شرايط كنونى تا چه حد امكان پذير است؟

اكبر گنجى: اگر شما به وضعيت جمهورى اسلامى در اين سى و يك سال گذشته توجه كنيد، جنگ قدرت يكى از ويژگى هاى پايدار اين رژيم بوده است. آن طور نيست كه امروز با يك پديده شگرف مواجه باشيم. ما با چهار منبع ارزشمند كه با آن كمبود داريم مواجه ايم. اين منابع يكى ثروت، يكى قدرت، يكى منزلت و يكى معرفت است. همه انسانها به دنبال اين پديده هستند. منتها در عالم واقع با كسرى آنها مواجه هستيم و نابرابرى ايجاد مى شود در اينها و رقابت ها و جنگ ها پيرامون آنها صورت مى گيرد. در جمهورى اسلامى هم هميشه اين بوده. على رغم شعارهاى اخلاق، اصول گرايى، دين، معنويت و خدا و پيغمبر، هميشه اين نزاع و جنگ قدرت بوده. اگر در سه سال اول انقلاب توجه كنيد به جنگ هاى مسلحانه و بعد سال ۶۷ كه چند هزار اعدامى داشتيم از مخالفان، اين نزاع ها حتى در دوران آقاى خمينى هم وجود داشت.

آقاى خمينى مهندس موسوى را تحميل كرد به آقاى خامنه اى. بعد از آن دوره هم كه آقاى خامنه اى آمده، اين درگيرى ها هميشه بوده. چه در دورانى كه آقاى هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور شد و اينها به سرعت اصلاح طلبان را شروع كردند به زدن و بعد بين خودشان و هاشمى اختلاف پيش آمد و جناح راست به دو بخش شد كه از دل آنها كارگزاران سازندگى بيرون آمد و آخرهاى دولت هاشمى اين دعواها بالا گرفت و بعد اصلاح طلبان آمدند... دعواى با اصلاح طلبان و بعد هم آمدن احمدى نژاد و در اين دوران كه توانستند اصلاح طلبان را كامل حذف كنند، دعواهاى ميان چيزى كه اصول گرا خوانده مى شد بالا گرفت و اينها به گروه هاى مختلف تقسيم شدند. اين دعواها هم چيز ظاهرى نيست و عميق است به طور عمده بر سر قدرت و ثروت صورت مى گيرد. ولى فقيه هم سعى مى كند به نوعى وحدت ايجاد كند. منتها تفاوت اين ولى فقيه با ولى فقيه قبلى اين است كه آن يكى شخصيت كاريزماتيك داشت كه اين ندارد و آن يك مقدار سعى مى كرد خودش را بالاتر از اين نزاع ها قرار دهد و اين آقا خودش طرف نزاع ها است.

الان هم جناح راست به هيچ وجه احمدى نژاد را قبول ندارد. آن چيزى كه باعث شده است اين آدم تا به حال بماند، دفاع بى چون و چراى آقاى خامنه اى است. شما مى بينيد كه از يك طرف آقاى خامنه اى اينها را دعوت به وحدت مى كند و از طرف ديگر با حمايتى كه از احمدى نژاد مى كند در واقع آنها را دارد به زور وادار به سكوت مى كند در مقابل احمدى نژاد. از اين لحاظ به نظر من وحدتى صورت نمى گيرد. شما موقتاً با سكوت چند روزه اى مواجه خواهيد شد ولى باز اين نزاع ها بالا خواهد گرفت.

آقاى خامنه اى در ديدارى كه با عده اى از دانشجويان داشتند، تاكيد كردند بر اتحاد برمبناى اصول كه نقل از ايشان مى كنم: «بر اين مبنا با هر كسى به همان اندازه كه اصول را قبول دارد متصل و متحديم و هركس اصول را قبول ندارد طبعاً از اين دايره وحدت خارج است»، منظور از اين «اصول» چيست؟

اين اصول را آقاى خامنه اى در ۲۱ سال زمامدارى اش بارها گفته است. اين اصول را هميشه مى گويد. قانون اساسى، اصل ولايت فقيه، شخص ولى فقيه و امام. ولى عمده مطلب بر مى گردد به آن تفسيرى كه خود ايشان از اين چيزها مى دهد. درست است كه هميشه ايشان چهار موضوع قانون اساسى، اسلام، ولايت فقيه و امام را مى گويد، ولى موقعى كه ازشان بپرسيد كه اين چهارتا چيست... چون اصلاح طلبان هم خيلى هاى اين چهار اصل را قبول دارند... ولى ايشان مى گويد نه، آن تفسيرى كه من از اين اصول دارم.

محمود احمدى نژاد خطرى براى آقاى خامنه اى ندارد. اين هم فردى است مثل نقدى، مثل سعيد امامى، سعيد مرتضوى. از اينها استفاده اش را مى كند در راه هايى كه مى خواهد و هر موقع خواست به راحتى مى گويد آقاى نقدى فعلاً شما يك مدت برويد كنار. لذا اينكه مى پرسيد تا كى احمدى نژاد... احمدى نژاد خطرى براى او محسوب نمى شود... احمدى نژاد اگر همين روال چارچوب جمهورى اسلامى حفظ شود، و ثبات خودش را داشته باشد، دو سال و نيم ديگر رياست جمهورى اش تمام مى شود و يك رئيس جمهور ديگر ايشان مى آورد داخل اينجا هم يك پستى در كنار به احمدى نژاد مى دهد.

اکبر گنجی
در واقع در نهايت امر وحدتى كه ايشان مى گويد وحدت به معناى تبعيت از «من» است. چنين وحدتى نمى تواند كاملاً شكل بگيرد. در موقعى كه آقاى خامنه اى احمدى نژاد را آورد، و احمدى نژاد شد رئيس جمهور، در واقع پيام آقاى خامنه اى به گروه هاى مخالف اين بود كه وضعيت جديد كه شما خودتان را سازگار مى كنيد، احمدى نژاد بخشى از وضعيت جديد است.

حتى ايشان در رابطه با فردى مثل هاشمى رفسنجانى كه چهل پنجاه سال با هم رفيق بودند، اين كار را انجام داده و مى گويد آقا تو اگر مى خواهى بمانى ماندنت منوط به اين است كه بپذيرى وجود احمدى نژاد را. نمى توانى احمدى نژاد را حذف كنى با من هماهنگ باشى و در اين چارچوب بمانى. اين جزيى از فرايند جديد است. اين دعوا به راحتى تمام شدنى نيست.

شما اشاره كرديد به آقاى رفسنجانى. چند هفته اى است كه بازهم مسئله حذف آقاى رفسنجانى حتى از مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شده. در زمانى كه آقاى خامنه اى مطرح مى كند كه بايد همه جناح ها دور هم جمع شوند بر مبناى اصول، آيا به نظر شما ايشان موافق است كه در موقع زمانى آقاى رفسنجانى به هر نوعى كنار گذاشته شود؟

در واقع بازى را يك جورى تعريف كرده اند كه هاشمى رفسنجانى كه امروز در بى قدرت ترين وضعيت خودش در سى، سى و دو سال گذشته است. هيچ موقع هاشمى در قدرت سياسى جمهورى اسلامى به اندازه امروز فاقد قدرت و نمايشى نبوده. ولى همين ميزانش هم تحمل نمى شود. همين ميزان هم دارند به او پيام مى دهند كه بايد راه بيايى. فقط اين نيست كه شما هر روز بگوييد رهبرى را مى پذيرم و هر چه رهبرى گفت تابع هستم. اين رهبرى كه شما مى پذيريد همين رهبرى مى گويد محمود احمدى نژاد هم رئيس جمهور است و شما به عنوان رئيس جمهور بايد بپذيريد. با اين ساز و كار نمى توانيد مخالفت كنيد. لذا اگر نخواهيد بپذيريد اين را معلوم نيست ديگر بتوانيد رئيس مجلس خبرگان باشيد. ديگر نمى توانيد، معلوم نيست كه اصلاً توى مجمع تشخيص مصلحت بتوانى باشى و رئيس آنجا باشى. چون رئيس مجمع تشخيص مصلحت و اعضاى آن را خود آقاى خامنه اى تعيين مى كند. لذا اين آدم مى بيند كه كسى نيست. زير پايش شل شل است.

اگر به صحبت هاى آقاى هاشمى رفسنجانى در يكى، دو ماه مانده به انتخابات رياست جمهورى ۲۲ خرداد ۸۸ تا به امروز نگاه كنيد، عنصر ثابتى كه در صحبت هاى آقاى هاشمى بوده، اين بوده كه مبناى وحدت شخص آقاى خامنه اى و فرمايشات ايشان است. آن چيزى كه در واقع هاشمى هميشه مى زند و انتقاد مى كند، محمود احمدى نژاد است و نه چيز ديگر. توى آن زاويه هم موفق نشده. يعنى همچنان آقاى خامنه اى دفاعش از احمدى نژاد سر جايش است و پشت اين آدم ايستاده و از حمايت مى كند و مى گويد كه شما ها بايد اين آدم را بپذيريد. تاحالا هم على الاصول آن آدم را پذيرفته اند.

از طرف ديگر اصلاح طلبان هم در روزهاى اخير اين مسئله را مطرح كرده اند كه بايد به نوعى بنشينند با اصول گرايان و اختلاف ها را در سطحى حل كنند. به نظر شما آنها از چه زاويه اى به اين مسئله نگاه مى كنند؟

من نمى دانم اين حرفى كه بعضى افراد زده اند، اين حرف آيا حرف جنبش سبز است يا نه. من اولين نكته اى كه در آن ترديد دارم اين است.
نكته دوم اين است كه فرض كنيم اصلاً اينها بخواهند چنين كارى كنند. مسئله اين است كه آقاى خامنه اى نمى پذيرد. آقاى خامنه اى تكليف را روشن كرده. به صراحت و بدون تعارف و ايما و اشاره. ايشان مى گويد كه آقا شما بايد بياييد به صراحت (در رابطه با به خصوص كسانى مانند رهبران جنبش سبز) بايد بگوييد اشتباه كرديم. بايد بياييد بگوييد كارى كه ما كرديم دروغ بوده. بايد بگوييد كارى كه كرديم خيانت بوده. بايد بياييد محكوم كنيد و مرزبندى كنيد با كسانى كه به نظر ايشان خائن اند و منافق و بيگانه و جريان اين فتنه اند.

اين شرطى كه ايشان مى گذارد، پروژه بى حيثيت كردن اينهاست پروژه بدنام كردن اينهاست. اصلاً طرف مذاكره كه نمى خواهد با كسى بكند كه شما بتوانيد با او مذاكره كنيد. او يك چيزهايى را اعلام كرده و مى گويد شما بايد اين چيزها را بپذيريد. همين. تازه اين چيزها را هم بپذيريد كه اينها را وارد بازى نمى كند. لذا من گمان نمى كنم اصلاً چنين پروژه اى شكل بگيرد.

شما اشاره كرديد باز هم، كه آقاى خامنه اى تا الان به هر قيمتى از احمدى نژاد پشتيبانى كرده. اين به نظر شما در آينده تا چه حد ادامه خواهد يافت. با وجود فشارهايى كه بر اثر تحريم ها به ايران وارد مى شود و از داخل دعواهايى كه بين آقاى لاريجانى و احمدى نژاد يا بقيه جناح ها هست، در بين اصول گرايان و حتى نمايندگان مجلس؟

من همچنان معتقدم كه رژيم ايران رژيم سلطانى است. قدرت اصلى، اختيارات اصلى دست رهبر است. اين نكته كه محمود احمدى نژاد را ايشان حمايت مى كند... خب محمود احمدى نژاد دو سال و نيم ديگر دوره اش تمام مى شود و مى رود.

آقاى خامنه اى وقتى آمد بر خلاف آقاى خمينى چند تا چيز را تغيير داد. يكى اينكه هر مسئوليتى را زمان مند كرد. آقاى خمينى وقتى مسئوليت مى داد، زمان نمى داد. ايشان اين را زمانى كرد. گفت به مدت سه سال. بعد نظامى ها را توى احكام سه ساله اى كه داده بود، تند تند جابجا مى كرد. به خاطر اينكه نمى خواست كسى جاى پاى محكمى پيدا كند و تبديل به خطر شود.

يكى از كارهايى كه اين آقاى خامنه اى در مدت بيست و يك سال زمامدارى كرد، اين بود كه در عرصه سياسى بسيارى از افرادى كه در دوره خمينى خيلى قدرتمند بودند، در دوره پيش از انقلاب چهره هاى فعال، زندانيان سياسى، همه اينها را گذاشت كنار و افرادى آورد كه هيچ سابقه ای ندارند. يكى اش همين احمدى نژاد است.

آدم هايى را مى آورد كه نتوانند شاخ شوند در برابرش. آدم هایى مى آورد كه فاقد پيشينه هستند. جابجا كردن اين آدمها راحت است.

لذا محمود احمدى نژاد خطرى براى آقاى خامنه اى ندارد. اين هم فردى است مثل نقدى، مثل سعيد امامى، سعيد مرتضوى. از اينها استفاده اش را مى كند در راه هايى كه مى خواهد و هر موقع خواست به راحتى مى گويد آقاى نقدى فعلاً شما يك مدت برويد كنار. لذا اينكه مى پرسيد تا كى احمدى نژاد... احمدى نژاد خطرى براى او محسوب نمى شود... احمدى نژاد اگر همين روال چارچوب جمهورى اسلامى حفظ شود، و ثبات خودش را داشته باشد، دو سال و نيم ديگر رياست جمهورى اش تمام مى شود و يك رئيس جمهور ديگر ايشان مى آورد داخل اينجا هم يك پستى در كنار به احمدى نژاد مى دهد.

اگر هم احساس كند كه ممكن است خطرات چيزى باشد، ممكن است برخورد ديگرى كند. ولى على الاصول غير از سعيد امامى كه در يك موقعيت ويژه قرار گرفت و چاره اى جز كشتنش نداشتند، بقيه افراد را موقعى كه خيلى فضا عليه شان... يك مدت مى بردشان كنار و بعد در جاى ديگر يك پست ديگر به شان مى دهد. ولى على الاصول هيچ كدام اينها خطرى براى آن چارچوبى كه او هست نداشته و ندارند.