فرد فلیتز: در صورت شکست مذاکرات، ترامپ ممکن است زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار دهد

فرد فلیتز، معاون مرکز «امنیت آمریکایی» در مؤسسه سیاستگذاری «اول آمریکا»

فرد فلیتز، معاون مرکز «امنیت آمریکایی» در مؤسسه سیاستگذاری «اول آمریکا»، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی می‌گوید نسبت به احتمال مذاکرات میان آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ «محتاطانه خوش‌بین» است، اما تأکید می‌کند که واشینگتن همزمان در حال تقویت موضع نظامی خود برای افزایش فشار بر تهران به‌منظور دستیابی به توافق است.

فلیتز، که در گذشته ریاست دفتر کارکنان شورای امنیت ملی آمریکا را هم بر عهده داشته است، می‌گوید ظاهراً ایالات متحده به دنبال یافتن مقام‌هایی در ایران است که آمادهٔ پایان دادن به خشونت‌ها باشند، و همزمان تلاش می‌کند تندروهای سپاه پاسداران را دور بزند؛ احتمالاً از طریق محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و میانجی‌های منطقه‌ای.

او همچنین می‌گوید نخستین واکنش علنی ایران به گزارش‌ها دربارهٔ طرح ۱۵ بندی آمریکا نباید بیش از حد تفسیر شود و آن را نشانه‌ای از شکاف در رهبری ایران می‌داند. به‌گفتهٔ او، اگر دیپلماسی شکست بخورد و ایران همچنان کشتیرانی در تنگه هرمز را تهدید کند، دونالد ترامپ ممکن است با هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران تنش را تشدید کند.

بر اساس گزارش‌ها، واشینگتن یک پیشنهاد ۱۵ بندی به ایران ارائه کرده که شامل آتش‌بس، باز نگه داشتن تنگه هرمز، برچیدن برنامهٔ هسته‌ای ایران، پایان دادن به حمایت از گروه‌های نیابتی و لغو تحریم‌ها علیه ایران است.

رسانه‌های ایرانی نیز گزارش داده‌اند که تهران شرایط خود را برای پایان دادن به جنگ مطرح کرده است.

رادیو اروپای آزاد: آقای فلیتز، به نظر می‌رسد نوعی حرکت محدود به سمت مذاکرات میان آمریکا و ایران شکل گرفته است. آیا شما خوش‌بین هستید که این گفت‌وگوها به نتیجه برسد؟

فرد فلیتز: من با احتیاط خوش‌بین هستم. باید اضافه کنم که ترجیح اولیهٔ دونالد ترامپ استفاده از دیپلماسی پیش از توسل به نیروی نظامی است. به نظر من او به دنبال راهی برای یافتن رهبران مسئول در ایران است که بخواهند خشونت، جنگ و بمباران را متوقف کنند.

کاری که ما داریم می‌کنیم، این است که از تندروهای سپاه پاسداران و احتمالاً تندروهای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی عبور کنیم. واقعاً مشخص نیست رهبر تا چه اندازه ادارهٔ کشور را در دست دارد. به همین دلیل به نظر می‌رسد، طبق برخی گزارش‌ها، ما با رئیس مجلس ایران در تماس هستیم تا ببینیم آیا می‌توان به یک توافق مذاکره‌شده برای پایان دادن به جنگ و تأمین امنیت تنگهٔ هرمز دست یافت یا نه.
فرد فلیتز

فکر می‌کنم کاری که ما می‌کنیم، این است که تلاش داریم از تندروهای سپاه پاسداران و احتمالاً تندروهای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی عبور کنیم. واقعاً مشخص نیست رهبر تا چه اندازه ادارهٔ کشور را در دست دارد. به همین دلیل به نظر می‌رسد، طبق برخی گزارش‌ها، ما با رئیس مجلس ایران در تماس هستیم تا ببینیم آیا می‌توان به یک توافق مذاکره‌شده برای پایان دادن به جنگ و تأمین امنیت تنگهٔ هرمز دست یافت یا نه.

وقتی ترامپ می‌گوید آمریکا با «افراد درست» در ایران گفت‌وگو می‌کند، دقیقاً منظورش چه کسانی است؟ آیا رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، مد نظر است؟

گزارش‌هایی شنیده‌ام که ممکن است منظور همین فرد باشد، اما احتمال دارد افراد دیگری هم در میان باشند. مشکل این است که این حکومت دچار چنددستگی است. برخی عناصر آن، مانند سپاه پاسداران، تندرو هستند و حتی ممکن است مقام‌هایی را که خواهان مذاکره برای صلح هستند، هدف قرار دهند. شاید به همین دلیل رئیس‌جمهور ترامپ از نام بردن دقیق طرف‌های مذاکره خودداری می‌کند.

اگر هنوز طرف مشخصی از سوی ایران به‌طور علنی وجود ندارد، واشینگتن تا چه حد می‌تواند مطمئن باشد که با افرادی صحبت می‌کند که قادر به تحقق توافق هستند؟

من در دولت نیستم، اما فکر می‌کنم وزارت خارجهٔ ما منابع قابل توجهی دارد. ما همچنین با ترکیه، پاکستان، مصر و دیگر کشورهایی که در ایران ارتباطاتی دارند، همکاری می‌کنیم. نمی‌توانم توضیح دهم دقیقاً چگونه این موضوع را می‌دانیم، اما باور دارم دولت آمریکا با افرادی در تماس است که می‌توانند از طرف حکومت ایران صحبت کنند.

گزارش‌هایی منتشر شده که واشینگتن طرحی ۱۵ بندی به ایران ارائه کرده است، شامل مواردی چون آتش‌بس، باز بودن تنگهٔ هرمز، برچیده شدن برنامهٔ هسته‌ای ایران، پایان حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه و خاتمه دادن به تحریم‌های ایران. به نظر شما این طرح چه شانسی برای رسیدن به صلح دارد؟

این طرح اهدافی را بیان می‌کند که آمریکا برای ایجاد ثبات در منطقه دنبال می‌کند، اما شامل مواردی است که حکومت ایران تاکنون از پذیرش آن‌ها خودداری کرده است. ایران تمایلی به مذاکره با حسن‌نیت نشان نداده، می‌خواهد به غنی‌سازی اورانیوم ادامه دهد و حاضر نیست برنامهٔ موشکی خود را کنار بگذارد. اکنون می‌دانیم که این کشور یک برنامهٔ موشکی گسترده دارد که می‌تواند اروپای غربی، از جمله پاریس و لندن، را هدف قرار دهد. این‌ها تهدیدهایی غیرقابل قبول برای امنیت جهانی هستند و اگر قرار است توافقی حاصل شود، باید به آن‌ها رسیدگی شود.

مهم‌ترین موارد اختلاف چیست و در مقابل، چه گزینه‌هایی آسان‌تر قابل حل هستند؟

فکر می‌کنم مسئلهٔ اصلی این است که راهی برای تأمین سریع امنیت تنگهٔ هرمز پیدا شود. امیدوارم ایران به‌سرعت با توقف پیگیری غنی‌سازی اورانیوم و کنار گذاشتن ذخایر هگزافلوراید اورانیوم نزدیک به درجهٔ تسلیحاتی، که می‌تواند برای تولید سلاح هسته‌ای به کار رود، موافقت کند. دربارهٔ گزینه‌های سهل‌الوصول، مطمئن نیستم چیزی وجود داشته باشد. بزرگ‌ترین چالش این است که حکومت ایران اصولاً به هرگونه توافقی تن دهد. ما هنوز در مرحله‌ای هستیم که تلاش می‌کنیم آن‌ها را به پذیرش اصل مذاکره برسانیم.

با توجه به این‌که در دوره‌های قبل، گفت‌وگوها به‌دلیل حملات آمریکا قطع شد، مسئلهٔ اعتماد تا چه حد مشکل‌ساز است؟

ایران چنین ادعایی مطرح می‌کند و می‌گوید به آمریکا اعتماد ندارد، چون در حالی که در ماه ژوئن و بعد در ژانویه مذاکراتی در جریان بود، حملاتی از سوی آمریکا و اسرائیل آغاز شد. اما این تصویر کاملاً دقیق نیست. ایران از مذاکره با حسن‌نیت خودداری می‌کرد و با اولتیماتوم‌های آمریکا روبه‌رو بود و از آن آگاه بودند. آن‌ها تصور می‌کردند می‌توانند مذاکرات را به‌طور نامحدود به تأخیر بیندازند. وقتی چنین کردند، عملیات نظامی آغاز شد. و به نظر من دولت ایران، هرچه از آن باقی مانده، اکنون نگران است، زیرا نیروهای آمریکایی، از جمله تفنگداران دریایی و نیروهای هوابرد، در حال اعزام هستند. این موضوع دست آمریکا را باز می‌گذارد. با این حال، اگر هر دو طرف با حسن‌نیت وارد مذاکره شوند، می‌توان به توافق خوبی دست یافت.

اگر آمریکا به سمت دیپلماسی حرکت می‌کند، چرا همزمان حضور نظامی خود را در منطقه تقویت می‌کند؟

فکر می‌کنم ترامپ می‌خواهد دیپلماسی را امتحان کند، اما نمی‌داند آیا موفق خواهد شد یا نه. اعزام نیروهای بیشتر به منطقه اهرم فشار آمریکا را تقویت می‌کند و مقام‌های ایرانی را برای رسیدن به توافق تحت فشار قرار می‌دهد.

نخستین واکنش‌ها از سوی ایران به طرح ۱۵ بندی منتشر شده است. بر اساس گزارش‌ها، ایران خواهان تضمین‌های مشخص برای جلوگیری از تکرار جنگ است. این کشور پیشنهادهای ارائه‌شده را بررسی کرده و طبق گزارش‌ها آن را بیش از حد می‌داند. ایران اعلام کرده که عملیات دفاعی‌اش تا زمان برآورده شدن شروطش ادامه خواهد یافت. همچنین خواستار عزم جدی و تضمین پرداخت خسارات جنگی است. نخستین شرط برای پایان جنگ «توقف حملات و ترورها» عنوان شده است. نظر شما چیست؟

نمی‌دانم این گزارش‌ها تا چه حد دقیق است. همچنین شنیده‌ام که مقام‌های ایرانی گفته‌اند اصلاً مذاکراتی در کار نبوده و تماسی با آمریکا نداشته‌اند. بسیاری از آن‌چه می‌شنویم، بازتاب‌دهندهٔ شکاف درون حکومت ایران و مخالفت برخی با هرگونه مذاکره است. باید دید وقتی گفت‌وگوهایی میان ایالات متحده و یک نماینده ایران، یا میان یک نماینده ایرانی و یک میانجی که از طرف آمریکا مذاکره می‌کند، انجام می‌شود چه اتفاقی می‌افتد. بنابراین، من خیلی به این موضوع بها نمی‌دهم. و قرار نیست غرامتی پرداخت شود؛ ایران مسئول این درگیری است.

اگر این مذاکرات شکست بخورد، وضعیت چگونه پیش خواهد رفت؟

اگر این مذاکرات شکست بخورد و ایران همچنان کشتیرانی در تنگه هرمز را تهدید کند، ترامپ ممکن است تهدید خود را عملی کند و زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار دهد. فکر می‌کنم رهبران ایران مایل‌اند از چنین سناریویی جلوگیری کنند.

به نظر من اگر این مذاکرات شکست بخورد و ایران همچنان کشتیرانی در تنگه هرمز را تهدید کند، ترامپ ممکن است تهدید خود را عملی کند و زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار دهد. فکر می‌کنم رهبران ایران مایل‌اند از چنین سناریویی جلوگیری کنند.

سال گذشته که صحبت می‌کردیم، گفتید نگران این هستید که در صورت سقوط رهبر جمهوری اسلامی، چه کسی قدرت را به دست خواهد گرفت. آیا هنوز چنین نگرانی‌ای دارید؟

من نگران این هستم که دورهٔ گذار پس از سقوط این رژیم چگونه خواهد بود. فکر می‌کنم این رژیم در نهایت سقوط خواهد کرد، اما نمی‌دانم چه زمانی. برخی چهره‌ها، از جمله پسر شاه سابق، می‌توانند گزینه‌های مناسبی برای رهبری باشند، اما نمی‌دانم در داخل کشور چه میزان حمایت دارند. با این حال، معتقدم وزارت خارجهٔ آمریکا و اسرائیل دربارهٔ انتقال قدرت به یک دولت موقت فکر کرده‌اند؛ هرچند از جزئیات آن اطلاعی ندارم.

هدف واقعی آمریکا در این مقطع چیست؟

به نظر من آمریکا به اهداف خود دست یافته است. این کشور عملاً تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را نابود کرده و مانع ایجاد یک‌ سپر موشکی شده که می‌توانست از توسعهٔ برنامهٔ سلاح هسته‌ای ایران محافظت کند.

و تا پایان سال، اگر ما توان تولید موشکی ایران را از بین نبرده بودیم، فکر نمی‌کنم دیگر امکان حملات بعدی علیه ایران وجود داشت. ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا می‌کرد. این‌ها دستاوردهای بزرگی هستند.

همچنین توانایی ایران برای اعمال نفوذ در خارج از کشور و ظرفیت نهادهای امنیتی داخل کشور برای سرکوب مردم به‌طور قابل توجهی تضعیف شده است. این‌ها دستاوردهای مهمی هستند که می‌توانند امنیت جهانی را تقویت کنند و به مردم ایران فرصت دهند کشورشان را بازپس بگیرند.

اگر این جنگ بدون تغییر رژیم پایان یابد، فکر می‌کنید مردم ایران چگونه به آن نگاه خواهند کرد؟

فکر نمی‌کنم کسی از ابتدا تصور می‌کرد که بتوان صرفاً با حملات هوایی رژیم را تغییر داد. این موضوع دربارهٔ تغییر رژیم نیست، بلکه دربارهٔ تضعیف آن است؛ ایجاد فرصت برای مردم ایران تا کشورشان را بازپس بگیرند.

این شامل حملات نسبتاً تهاجمی به نیروهای بسیج هم می‌شود؛ نیروهایی که عملاً به‌عنوان «نازی‌های ایران» توصیف می‌شوند و برای کشتن ایرانیانی که به خیابان می‌آیند و اعتراض می‌کنند به کار گرفته می‌شوند. گفته می‌شود آن‌ها توسط پهپادهای تهاجمی اسرائیل تعقیب و هدف قرار می‌گیرند. این موضوع واقعاً قابل توجه است. تصاویری منتشر شده است که نشان می‌دهد آن‌ها زیر پل‌ها پنهان می‌شوند و کارهای دیگری انجام می‌دهند تا هم به نوعی بتوانند مردم ایران را مورد آزار و اذیت قرار دهند و هم مخفی بمانند. همچنین شنیده‌ام که در تاکسی‌ها هم پنهان می‌شوند.

می‌دانید، اگر تظاهرات گسترده دیگری شکل بگیرد، که می‌دانم برای مردم ایران بسیار پرخطر خواهد بود، توان حکومت برای سرکوب آن‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است.