سرانجام، پس از ۸۸ روز قطع سراسری اینترنت در ایران، شهروندان کشور توانستند بهطور نسبی و محدود به اینترنت جهانی دست پیدا کنند و از دل خاموشی دیجیتال به جهان آزاد سرک بکشند.
از بعدازظهر سهشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵ گزارشهای شهروندی و رسمی حاکی از امکان دستیابی به اینترنت بینالملل در سرویس خانگی و ثابت مخابرات و بعدتر در تلفنهای همراه بود.
نتبلاکس، نهاد پایش وضعیت اینترنت در جهان، نیز اگرچه این خبر را تأیید کرد، اما خبر داد برخی کاربران هنوز به اینترنت دسترسی ندارند و افزود: «فیلترنت همچنان پابرجاست اما میتوان آن را دور زد. واتساپ نیز اکنون محدود شده و نیاز به دور زدن فیلتر دارد.»
قطع اینترنت در ایران که بیش از ۲۰۹۳ ساعت ادامه داشت، و طولانیترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ معاصر نام گرفت، بعد از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ و کشتهشدن علی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی آغاز شد.
اگرچه قطع اینترنت و فیلترینگ در ایران مسبوق به سابقه است، اما انزوای اینترنتی شهروندان ایران هرگز تا این اندازه به طول نینجامیده و هزینههای مالی، اجتماعی و روانی به بار نیاورده بود.
آنچه حکومت ایران در حدود ۹۰ روز گذشته انجام داد، دیگر صرفاً محدودسازی یا کندی اینترنت نبود، بلکه قطع تقریباً کامل دسترسی عمومی به اینترنت جهانی بود؛ وضعیتی که بهگفتۀ نتبلاکس، از نظر شدت و مدت، از همهٔ نمونههای مشابه در ایران و حتی در سطح جهانی پیشی گرفته است.
افشین کلاهی، رئیس کمیسیون اقتصاد دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران، اخیراً خسارت مستقیم ناشی از اختلال اینترنت را روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد کرده و گفته بود با احتساب خسارتهای غیرمستقیم، این رقم میتواند به حدود ۸۰ میلیون دلار در روز برسد.
اولین پیام: دستگاهها را بهروز کنید
همزمان با اتصال نسبی شهروندان ایران به اینترنت جهانی، احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات، از در خطر بودن گوشیهای شهروندان به خاطر «سوءاستفاده مهاجمان از دستگاههای بهروزرسانینشده» خبر داد.
او در اظهاراتی که نشاندهنده عقبماندن مردم ایران از دنیای دیجیتال برای حدود سه ماه بود، از شهروندان خواست پیش از استفاده از اینترنت، برنامههای بانکی و ابزارهای امنیتی را بهروزرسانی کنند.
پیشتر نیز برخی کارشناسان اینترنت و امنیت شبکه نیز گفته بودند قطع اینترنت در ایران طی نزدیک به سهماه اخیر، زیرساختها و سرورهای کشور را «مستعد خطر» و نفوذ اینترنتی کرده است.
کارشناسان اینترنت و امنیت شبکه در ایران در گفتوگو با روزنامههای ایران گفته بودند: «یکی از آسیبپذیرترین و خطرناکترین بخشها الان بحث زیرساخت است، الان زیرساخت ما تقریباً در بخش زیادی از سرورها به مدت نزدیک دو ماه که اینترنت قطع بوده، هیچگونه بهروزرسانی امنیتی نگرفته و این خودش به طور بالقوه خیلی مستعد خطر است.»
حکومت ایران طی این حدود سه ماه، بهرغم انتقادهای فراوان و مشخصبودن خسارات هنگفت اقتصادی و آسیبهای اجتماعی آن، قطع اینترنت برای کسبوکارها، یکقدم از این تصمیم عقبنشینی نکرده و حتی به دفاع از آن علیرغم آتشبس میان طرفین منازعه در جریان جنگ اخیر پرداخته بود.
علی یزدیخواه، نایبرئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در آخرین روز اردیبهشت سال جاری در این زمینه گفته بود بر اساس تصمیم «نهادهای بالادستی، فعلاً نیازی به باز کردن اینترنت وجود ندارد» و مدعی شده بود دلیل آن «خطرات امنیتی و تهدید شخصیتها و کشور» است.
او همچنین مدعی شده بود که نمایندگان مجلس مراجعات مردمی گستردهای دربارهٔ اعتراض به قطع اینترنت دریافت نکردهاند و ادعا کرده بود که «تقریباً بیش از ۹۰ درصد نیازها و احتیاجات مردم در شبکهٔ ملی اطلاعات برآورده میشود».
این در حالی است که منتقدان و شماری از کارشناسان حوزهٔ فناوری، استناد مقامهای جمهوری اسلامی به ملاحظات امنیتی را بارها زیر سؤال برده و میگفتند حکومت ایران از آغاز جنگ، اجرای عملی طرحی را سرعت بخشید که سالها با عنوان «شبکهٔ ملی اطلاعات» و محدودسازی اینترنت جهانی دنبال میکرد.
دولت پزشکیان؛ سیبلِ اعتراض منتقدان
تیغ تیز انتقاد در این میانه متوجه دولت مسعود پزشکیان بود که با شعار «باید اینترنت را آزاد کنیم»، یکی از وعدههای انتخاباتیاش را «اصلاح نظام ناکارآمد فیلترینگ» در ایران معرفی کرده بود.
دولت اگرچه همواره بر دسترسی شهروندان به اینترنت به عنوان یک «حق»، تأکید میکرد، اما بعد از مدتی اعلام کرد تنها به افراد همصدا با روایت جمهوری اسلامی، اینترنت میدهد و حتی فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، نیز در مواجهه با انتقادهای خبرنگاران در این زمینه، گفت که شرایط جنگی است، «چه انتظاری دارید؟»
بعد از انتقادها از رانت اینترنت «سفید»، روند دیگری به نام اینترنت «پرو» یا «طبقاتی» در کشور به راه افتاد که اگرچه برای کسبوکارها در نظر گرفته شده بود، اما آنقدر افراد مختلف و غیرمرتبط با پرداخت مبالغ کلان آن را دریافت کردند که صدای رئیس قوه قضائیه هم درآمد و دستور رسیدگی به آن داد.
انتقادها از دولت پزشکیان به اندازهای بالا گرفت که او در هفتادوپنجمین روز قطع اینترنت در ایران، محمدرضا عارف، معاون اول خود را، با حفظ سمت بهعنوان رئیس «ستاد ویژهٔ ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» منصوب کرد و به او مأموریت داد تا «با لحاظ حساسیتهای حکمرانی، نظر رهبری و وعدهای که به مردم داده بودم، در قالب ساختاری چابک موجبات خدمترسانی بهتر دولت و تحقق انتظارات عمومی را فراهم سازند.»
با آنکه روزنامهٔ شرق در گزارشی در ۲۹ اردیبهشت نوشته بود که این ستاد به یکی از «مبهمترین و پرحاشیهترین ساختارهای سیاستگذاری دیجیتال کشور» تبدیل شده، کمتر از دو هفته بعد از تشکیل، تصمیم بازگشت به اینترنت جهانی و وضعیت قبل از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در این ستاد، توسط رئیسجمهور ابلاغ شد.
با این حال، روز سهشنبه پنجم خرداد، در حالی که مقامهای دولت مسعود پزشکیان از آغاز روند اتصال کامل به اینترنت تا ۲۴ ساعت آینده خبر میدادند، دیوان عدالت اداری اعلام کرد دستور توقف اجرای مصوبه تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» را پس از دریافت شکایاتی صادر کرده است.
مرکز رسانه قوه قضاییه نیز اعلام کرد دستورات و مصوبات ستاد ویژه «به دلیل بررسی غیرقانونی بودن ساختار ستاد، تا زمان رسیدگی قانونی قابل اجرا نیست».
علیرغم این چالشها، در همان روز خبرگزاریها در ایران گزارش دادند که کاربران سرویسهای پهنباند ثابت، از جمله افتیتیاچ، ویدیاسال و ایدیاسال، اکنون بدون محدودیت به شبکه جهانی اینترنت متصل هستند و «امکان استفاده کامل از وبسایتها و خدمات بینالمللی برای آنها فراهم شده است.»
بعد هم اعلام شد که «اتصال کامل» اینترنت بینالملل در مخابرات ایران برقرار شده است.
با این حال هنوز مشخص نیست که این وضعیت تا چه اندازه پایدار است و آیا اختیار مطلق حکومت ایران در زمینه باز و بستهکردن اینترنت به روی شهروندان تا چه اندازه میتواند آن را به راهی امن دستکم در حوزه فعالیت اقتصادی تبدیل کند.
محرومیت سهماهه شهروندان از این حق شهروندی پس از اتصال گروهی از آنها به اینترنت و با پیامهایی از جمله «سلام از عصر حجر»، «تازه برگشتیم به همانی که به آن اعتراض میکردیم» و «بیزاری از آنچه بعد از سه ماه به دست آمد»، حاکی از استیصال و نارضایتی عمیق آنها از این وضعیت است.
طی حدود سه ماه اخیر، گزارشهای شهروندی حاکی از فشارهای روانی بر افراد در گروههای مختلف سنی و آسیب گسترده به بسیاری از کسبوکارها بوده است.
شماری از کاربران فارسیزبان مقیم ساکن کشور نوشتهاند باید منتظر روایتهای دستاول شهروندان از حدود ۹۰ روزی که در خاموشی دیجیتال بر آنها گذشت، زیر فشار سرکوب حکومت و دعواهای سیاسی از یک سو و بمباران و نگرانیها از وضعیت نامشخص کشور و فشارهای سهمگین اقتصادی از دیگر سو ماند.
این انتظار از آن رو قابل توجه است که پس از سرکوب مرگبار و خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز حکومت ایران اینترنت را قطع کرد و مانع شنیدن روایتهای مردمی در آن دوره شد.