بن‌بست در هرمز؛ سخنگوی پیشین سنتکام: ایران و آمریکا هر دو معتقدند زمان به نفع آن‌هاست

ناوشکن موشک‌انداز هدایت‌شونده «یواس‌اس رافائل پرالتا» روز ششم اردیبهشت پس از آن‌که کشتی «ام/تی استریم» تلاش کرد به یکی از بنادر ایران برود، راه آن را سد کرد

از ۲۴ فروردین که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، رسماً محاصرهٔ دریایی علیه ایران را اعلام کرد، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، به‌طور پیوسته هشدار داده است که هیچ شناوری مرتبط با ایران اجازهٔ ورود یا خروج از تنگهٔ هرمز را ندارد.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی روز هفتم اردیبهشت با جو بوچینو، سرهنگ بازنشستهٔ ارتش آمریکا و مدیر پیشین ارتباطات سنتکام، گفت‌وگو کرد و دیدگاه او را دربارهٔ تشدید تنش‌ها و آنچه او «زورآزمایی فرسایشی» توصیف کرده است، جویا شد.

سرهنگ بوچینو که در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری ترامپ سخنگوی جیمز متیس، وزیر دفاع، نیز بود، نویسندهٔ کتابی است با عنوان «وقتی هر کلمه اهمیت دارد»؛ کتابی دربارهٔ اعتمادسازی، جلب توجه مخاطب و ارتباط مؤثر در موقعیت‌های حساس.

رادیو اروپای آزاد: از تصویر کلی شروع کنیم. وضعیت کنونی استقرار دریایی آمریکا در تنگهٔ‌ هرمز را چطور توصیف می‌کنید و این وضعیت چه چیزی دربارهٔ جایگاه فعلی این درگیری به ما می‌گوید؟

جو بوچینو: خب، تا حدودی یک بن‌بست است. به نظر من هر دو طرف احساس می‌کنند اهرم فشار دارند و هر دو هم در این برداشت محق هستند.

به نظر می‌رسد دولت ترامپ تحت فشارِ زمانی نیست و در حال حاضر نیازی نمی‌بیند از هیچ‌یک از اهداف خود عقب‌نشینی کند. گمان می‌کنم ایران هم همین احساس را دارد.

شاهد کاهش تردد از تنگه هستیم و حرکت کشتی‌ها محدود شده است. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که ایران برخی کشتی‌ها را تحت شرایط خاص عبور می‌دهد و حتی خواسته که پرداخت‌ها به پول ایران انجام شود. این را چگونه تفسیر می‌کنید؟

ایران احساس می‌کند کنترل این گذرگاه حیاتی را در دست دارد و می‌تواند در ماه‌های آینده آن را حفظ کند. آن‌ها به استفاده از این اهرم علیه دولت ترامپ ادامه خواهند داد.

از نگاه تهران، آن‌ها در حال افزایش فشارهای اقتصادی، روانی و جنگ اقتصادی هستند. آن‌ها مدعی وجود مین در تنگه هستند، هرچند مشخص نیست آیا این مین‌ها هنوز وجود دارند، در کجا قرار دارند یا از چه نوعی هستند.

این تصویر روشنی از شیوه‌ای است که ایران قصد دارد این رویارویی را ادامه دهد.

رویارویی فرسایشی در جنگ اقتصادی

از منظر راهبردی، تنگهٔ هرمز تا چه اندازه برای اهرم فشار ایران حیاتی است و آمریکا چگونه این موضوع را در برنامه‌ریزی خود لحاظ می‌کند؟

زمانی که این درگیری در اواخر فوریه (هفتم اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد، تنگه باز بود، اما اکنون عملاً بسته است و این تغییر در سطح جهانی اهمیت دارد. ایران می‌داند این وضعیت، فشار اقتصادی گسترده‌ای ایجاد می‌کند و بازار نفت، تجارت جهانی و امنیت انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در عین حال، آمریکا قدرت دریایی قابل‌توجهی مستقر کرده است، از جمله سه ناوگروه رزمی هواپیمابر که برای اولین بار از سال ۲۰۰۳ به بعد در منطقه حضور دارند.

در حال حاضر، وضعیت به نوعی رویارویی و زورآزمایی فرسایشی تبدیل شده و هر طرف منتظر است ببیند کدام‌یک زودتر عقب‌نشینی می‌کند.

آیا زمان به نفع ایالات متحده است یا ایران؟

به نظر من هر دو طرف احساس می‌کنند زمان به نفع‌شان است. ایران به سیاست داخلی آمریکا نگاه می‌کند، از جمله قیمت نفت در آمریکا و اروپا، نتایج نظرسنجی‌ها و این واقعیت که پنج ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است. همهٔ این عوامل در محاسبات آن‌ها نقش دارد.

در مقابل، رئیس‌جمهور ترامپ بیش از هر زمان دیگری نشان داده که برای اقدام سریع، تحت فشار نیست. او معتقد است که این فرصت را دارد تا به توان هسته‌ای ایران ضربهٔ نهایی بزند و این موضوع همواره برای او اهمیت داشته است. دست‌کم در ظاهر، ترامپ فشاری به‌لحاظ زمانی احساس نمی‌کند.

توانمندی‌های کم‌هزینهٔ ایران چه تأثیری بر عملیات دریایی آمریکا دارد؟ فرماندهان برای حفاظت از نیروها، بیشتر بر چه چیزی تمرکز دارند؟

خطرات در تنگهٔ هرمز اغلب از سامانه‌های تسلیحاتی کم‌هزینه (ارزان) ناشی می‌شود. برای مثال، مین‌های شناور وجود دارند که نمونه‌هایی ساده و شبیه به مین‌های دوران جنگ جهانی اول هستند. این مین‌ها به جایی متصل نیستند و روی سطح آب حرکت می‌کنند. ما نمی‌دانیم کجا هستند و حتی ایران هم از محل دقیق آن‌ها اطلاع ندارد. این مین‌ها با زباله‌ها، چوب و تجهیزات ماهیگیری در هم آمیخته می‌شوند.

سناریوی دیگری هم وجود دارد که می‌توان آن را «سه نفر در یک وانت» نامید [اصطلاحی برای تیم‌های کوچک و چابک]، یعنی نقاط شلیک ساحلی که پهپادهایی با هزینهٔ چند هزار دلار پرتاب می‌کنند. این پهپادها بسیار نزدیک به سطح آب پرواز می‌کنند و به همین دلیل به‌سختی روی رادار دیده می‌شوند. زمانی که شناسایی می‌شوند، تقریباً به هدف رسیده‌اند.

با وجود تجهیزات پیشرفته، این تهدیدها همچنان جدی هستند. با این حال، ما علناً متعهد شده‌ایم این محاصره را ادامه دهیم تا زمانی که ایران تنگه را باز کند و با توقف غنی‌سازی اورانیوم موافقت کند.

تلاش برای وارد کردن «ضربهٔ نهایی»

مأموریت اخیر نجات خلبان آمریکایی در عمق خاک ایران توجه زیادی جلب کرد. چه درس‌هایی از چنین عملیات‌هایی برای وضعیت فعلی قابل استفاده است؟

این عملیات نشان داد که ما توانایی انتقال نیروهای ویژه و واحدهای تفنگداران دریایی به داخل خاک ایران برای حفاظت از نیروها را داریم.

اگر هدف، خارج کردن اورانیوم غنی‌شده از کشور باشد، چنین عملیاتی به منابع گسترده‌ای نیاز دارد، از جمله نیروهای زمینی، پوشش هوایی و تجهیزات سنگین، و آن هم در شرایطی که نیروها زیر آتش قرار دارند.

آن مأموریت نجات نشان داد که این کار از طریق هماهنگی سنتکام و نیروهای عملیات ویژه امکان‌پذیر است.

ایران همچنین در سطح بین‌المللی، از جمله با چین و روسیه، در حال تعامل است. این روابط تا چه اندازه اهمیت دارد؟

اگر کشوری نفوذ خارجی داشته باشد، احتمالاً چین است، هرچند همین هم محدود است. گفته می‌شود چین ممکن است جدیدترین سامانه‌های پدافند هوایی خود را به ایران ارسال کند؛ سامانه‌هایی که می‌توانند جنگندهٔ اف-۱۵ را شناسایی کنند. ایران در حال حاضر این توانمندی را ندارد.

روسیه هم همچنان درگیر جنگ با اوکراین است.

ولادیمیر پوتین هفتم اردیبهشت با وزیر خارجهٔ ایران دیدار کرد و گزارش‌ها حاکی است که پیامی از سوی رهبر جمهوری اسلامی دریافت کرده است. آیا این موضوع نشانهٔ مهمی محسوب می‌شود؟

این‌که مجتبی خامنه‌ای [پس از رهبر شدن] نه دیده شده و نه صدایش شنیده شده، بی‌دلیل نیست. او احتمالاً در عمق زمین و زیر لایه‌های بتنی قرار دارد و از طریق یادداشت‌های مکتوب ارتباط برقرار می‌کند. رساندن اطلاعات به او و دریافت تصمیم از او کار ساده‌ای نیست.

رهبری در ایران میان سپاه پاسداران، مجلس و روحانیون پراکنده است و همین موضوع باعث ایجاد تأخیر زمانی می‌شود، زیرا باید منتظر دریافت پاسخ از مجتبی خامنه‌ای بود. من هرگز تصور نمی‌کردم این روند در عرض چند هفته به نتیجه برسد.

اولویت حکومت، حفاظت از رهبر است و این موضوع هرگونه مذاکرهٔ احتمالی را پیچیده‌تر می‌کند.

اگر تنش‌ها بیشتر تشدید شود، به چه نشانه‌هایی توجه خواهید کرد؟

من حواسم به این خواهد بود که آیا حرکتی به سمت جزیرهٔ خارگ انجام می‌شود یا نه، چون به نظر من این گام طبیعی بعدی است. بخش عمدهٔ سامانه‌های پدافند هوایی این جزیره پیش‌تر از بین رفته و به این ترتیب تا حدی تضعیف شده است. همچنین لشکر ۸۲ هوابرد در منطقه مستقر است و برای اجرای عملیات هجوم هوایی با هدف تصرف تأسیسات نفتی آمادگی دارد.

اگر این منابع نفتی تصرف شوند، توانایی حکومت برای پرداخت حقوق و تأمین سپاه پاسداران آسیب خواهد دید. در صورتی که سپاه با کمبود منابع مالی و مهمات روبه‌رو شود، ممکن است نیروها سلاح‌های خود را کنار بگذارند و در آن صورت می‌توان ضربهٔ نهایی را وارد کرد.

ما هنوز فاصلهٔ زیادی با این مرحله داریم و همچنان این امید وجود دارد که برنامهٔ هسته‌ای تهران از طریق مذاکره پایان یابد، اما اگر به آن هدف برسیم، همهٔ این تلاش‌ها ارزشش را خواهد داشت.