لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ تهران ۰۲:۰۸

محاصره دریایی و جنگ اقتصادی چگونه حکومت ایران را زیر فشار می‌گذارد؟

ساختمانی در تهران که در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل ویران شده است. ۲۴ فروردین
ساختمانی در تهران که در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل ویران شده است. ۲۴ فروردین

هم‌زمان با افزایش حضور نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز برای مقابله با اقدامات تحریک‌آمیز دریایی ایران، واشینگتن بیش از پیش به «ابزارهای اقتصادی قدرت» روی آورده تا عزم راهبردی تهران را در هم بشکند.

برای درک ارتباط بین محاصره‌های دریایی و جنگ مالی، رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی با مکس مایزلیش، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) و مقام پیشین دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC)، گفت‌وگو کرده است.

مایزلیش می‌گوید اگرچه آن‌چه توجه رسانه‌ها را بیشتر جلب می‌کند حملات نظامی است، اما نبرد واقعی علیه شریان‌های مالی چین و شبکه‌های تجاری پنهانی در جریان است؛ یعنی همان چیزهایی که حکومت ایران را سرپا نگه می‌دارند.

  • رادیو اروپای آزاد: با توجه به تحولات اخیر پیرامون ایران و تنگه هرمز، هدف راهبردی حضور نیروی دریایی آمریکا در منطقه را در این مقطع چگونه باید درک کرد؟

مکس مایزلیش: به نظر می‌رسد آمریکا به‌سمت هدف‌گیری تهاجمی‌تر مرکز ثقل منافع اقتصادی حکومت ایران حرکت می‌کند، یعنی همهٔ مسیرهای اقتصادی‌ای که برای عملکرد رژیم و تداوم اقتصادی این کشور حیاتی هستند.

پیش‌تر شاهد حملات هوایی به تأسیسات پتروشیمی بودیم و اکنون این اقدام در امتداد همان راهبرد قرار دارد. هر کشتی که به بنادر ایران رفت‌وآمد کند، ممکن است هدف محاصرهٔ دریایی آمریکا و اقدامات توقیف قرار گیرد.

این روند، تشدید اقداماتی است که در چند هفتهٔ گذشته آغاز شده است.

  • در نگاه کلان، چین، روسیه و سایر بازیگران، که برخی آن‌ها را «محور دور زدن تحریم‌ها» می‌نامند، تا چه اندازه در تاب‌آوری شبکه‌های لجستیکی و زنجیرهٔ تأمین ایران نقش دارند؟

چین بازیگر اصلی است و این بخش از ماجرا به اندازهٔ کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. بدون چین، ایران نمی‌توانست این جنگ را پیش ببرد. چین طی سال‌ها با خرید تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران، هرچند با تخفیف قابل توجه، عملاً منابع مالی رژیم را تأمین کرده و میلیاردها دلار در اختیار حکومت ایران گذاشته است.

چین همچنین فناوری، حمایت دیپلماتیک و مواد اولیهٔ شیمیایی برای سوخت موشک‌های بالستیک فراهم می‌کند. از نظر مالی نیز مسیرهای پرداخت را مهیا می‌کند، از جمله سازوکارهای تهاتری «نفت در برابر فلزات».

بانک کونلون [بانکی در چین که برای ارتباط با ایران تأسیس شده] و ارتباط با سامانه‌های پیام‌رسان مالی بین‌بانکی فرامرزی نیز در این میان نقش دارند. در واقع، هیچ بازیگری مهم‌تر از چین در کمک به دور زدن تحریم‌های ایران وجود ندارد. آمریکا باید این موضوع را به‌روشنی مطرح کند و شرکای خود در اروپا و خلیج فارس را برای برجسته کردن این نکته بسیج کند که اقدامات مخرب ایران بدون سال‌ها حمایت چین ممکن نبود.

  • با توجه به سفر پیشِ روی دونالد ترامپ به چین، آیا نقاط فشاری وجود دارد که واشینگتن بتواند برای تغییر سریع محاسبات پکن از آن‌ها استفاده کند؟

آمریکا می‌تواند تحریم‌های اقتصادی هدفمند را علیه یک بانک کوچک یا متوسط چینی که با نهادهای بزرگ دولتی در ارتباط است، تشدید کند.

من اخیراً به همراه همکارم، ایلین دزنِسکی، پژوهشی منتشر کرده‌ام که در آن به یک پالایشگاه موسوم به «تی‌پات» در چین، یعنی گروه واندا، اشاره شده که از طریق یک سیستم بسته در استان شاندونگ نفت تحریمی ایران را دریافت می‌کند [تی‌پات به پالایشگاه‌های کوچک و مستقل خصوصی در چین می‌گویند].

چین تمایل دارد خود را جدا از دور زدن تحریم‌ها نشان دهد، اما وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، این ادعا درست نیست. اگر آمریکا بخواهد برای اعمال فشار یا بازگرداندن نظم در تنگه هرمز اقدام کند، می‌تواند این نهادهای مشخص را هدف قرار دهد. چین از باز بودن تنگه سود می‌برد، اما زمان‌بندی آن ممکن است با آمریکا همسو نباشد.

  • برای روشن‌تر شدن موضوع، آیا منظورتان این است که چین به بازگشایی تنگه نیاز دارد، اما ممکن است از طولانی شدن اختلال نیز سود ببرد؟

دقیقاً. آمریکا و چین منافع مشترکی دارند، اما زمان‌بندی آن‌ها متفاوت است.

  • انتظار دارید پکن در کوتاه‌مدت چگونه به محاصرهٔ اعمال‌شده از سوی آمریکا واکنش نشان دهد؟

به نظر می‌رسد چین در ظاهر موضعی مبهم حفظ کند. احتمالاً تأکید خواهد کرد که دسترسی دریایی نباید مختل شود و جریان آزاد تجارت باید ادامه داشته باشد. بعید است به‌طور جدی از طرفی انتقاد کند، مگر این‌که آمریکا فشار مستقیم‌تری برای مهار ایران بر پکن وارد کند.

  • در هفته‌های آینده، چه نشانه‌هایی می‌تواند نشان دهد که این «ابزارهای اقتصادی قدرت» به هدف مورد نظر رسیده‌اند؟

هدف نهایی بازگرداندن ایران به میز مذاکره است. اگر آمریکا بتواند این هدف را به‌صورت قابل راستی‌آزمایی و اجرایی محقق کند، می‌توان آن را موفقیت تلقی کرد. با این حال، اهداف سیاسی ظاهراً روزبه‌روز تغییر می‌کنند و همین امر ارزیابی موفقیت را دشوار می‌سازد.

در نهایت، موفقیت یعنی محروم کردن حکومت از منابعی که از مردم کشورش به‌دست می‌آورد، جلوگیری از تسلیح مجدد از طریق چین و روسیه، و تضعیف بیشتر توان آن برای مقاومت در برابر فشارها.

این گفت‌وگو برای اختصار و وضوح ویرایش شده است.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG