چند روز پیش و در جریان یک سفر به بوداپست، پایتخت مجارستان، بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به معاونش، جیدی ونس ماموریتی بزرگ محول کرد: مذاکره با جمهوری اسلامی ایران که پس از شش هفته جنگ، تن به یک آتش بن دوهفته ای داده بود.
معاون رئیسجمهور آمریکا روز ۱۹ فروردین اعلام کرد که ترامپ دستور داده است «با حسننیت» وارد مذاکره با ایران شود.
او این ماموریت را در شرایطی بهشدت ناپایدار در منطقه، با زمانی محدود و طرف مذاکرهکننده نه چندان آسان پذیرفت و مصمم شد که برای پایان دادن به درگیریها با ایران مذاکره کند.
آقای ونس در بوداپست، دو مسیر پیش روی ایران را ترسیم کرد و از مقامات جمهوری اسلامی خواست که به گفتهٔ او، «عاقلانه» تصمیم بگیرند.
او گفت: «مسیر اول این است که ایرانیها تصمیم بگیرند یک کشور عادی باشند. دیگر از تروریسم حمایت نکنند. بخشی از نظام تجارت و مبادلات جهانی باشند. و این برای آنها از نظر اقتصادی بسیار بهتر خواهد بود. برای صلح و امنیت جهان نیز بهتر خواهد بود».
معاون رئیسجمهور آمریکا افزود: «مسیر دیگر این است که اگر ایرانیها پای میز مذاکره نیایند و همچنان به تروریسم، به ترساندن همسایگانشان، نه فقط اسرائیل، بلکه البته همسایگان عرب خود نیز متعهد بمانند، در آن صورت وضعیت اقتصادی ایران همچنان بسیار بسیار بد باقی خواهد ماند و صادقانه بگویم احتمالاً بدتر هم خواهد شد».
او تاکید کرد هرچند جمهوری اسلامی تلاش میکند از طریق اختلال در عبور و مرور در تنگهٔ هرمز «تا حد ممکن هزینهٔ اقتصادی بر ما یا دوستان ما در جهان ایجاد کند، ایالات متحده نیز توانایی دارد هزینههای اقتصادی بسیار بیشتری بر ایران تحمیل کند. بنابراین امیدوارم آنها عاقل باشند».
بالاترین سطح یک هیئت آمریکایی در مذاکره با ایران
این برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی بود که یک معاون رئیسجمهور آمریکا به ریاست هیئتی منصوب شد که با مذاکرهکنندگان ایرانی گفتوگو کرد. از زمانی که روابط دیپلماتیک تهران و واشینگن بهدلیل حمله به سفارت آمریکا در ایران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ قطع شد، بالاترین سطح گفتوگوها زمانی بود که منجر به توافق هستهای موسوم به «برجام» شد.
یک مقام ارشد دولت آمریکا به روزنامه والاستریت جورنال گفت که ترامپ به این دلیل معاون خود را مأمور رهبری مذاکرات با ایرانیها کرد تا به این تلاش، وزن و اعتبار بیشتری بدهد.
اما به عقیدهٔ تحلیلگران، انتخاب معاون رئیسجمهور آمریکا برای مذاکره با ایران، صرفا حاصل یک فرایند اداری یا سازمانی نبود که خود شخصیت آقای ونس در آن تعیینکننده نباشد، بلکه این انتخاب بیش از هر چیز به نظر میرسد که ناشی از مواضع او در قبال جنگ ایران و اساساً عقایدش دربارهٔ نوع مداخله آمریکا در کشورهای جهان است.
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی گفته بود که در نشستهای کاخ سفید برای تصمیمگیری دربارهٔ حمله به ایران، ونس تنها کسی بوده که توصیه به احتیاط کرده بود. رسانهها گزارش دادند که مقامات جمهوری اسلامی بهدلیل همین مواضع ونس، خواستار مذاکره با او بودند. اما خود ونس این گزارشها را رد کرد و گفت که این خواست او بوده که درگیر چنین مذاکراتی شود.
منتقد مداخلههای آمریکا و ایدهٔ تغییر رژیم در ایران
به عقیده بسیاری از ناظران، ونس سیاستمداری است که به کلی منتقد مداخلهگریهای آمریکا به سبک پیشین است و در روزهای آغازین جنگ ایران نیز تلاش کرده بود از آن فاصله بگیرد.
آقای ونس در ۱۲ اسفند، درست چند روز پس از آغاز جنگ ایران، مداخلههای نظامی پیشین آمریکا در افغانستان و عراق را یادآور شد و گفت هر چند مداخلهٔ آمریکا در عراق کوتاهتر از افغانستان بود، اما جنگ کنونی به هیچ وجه به سرنوشت آن دو جنگ دچار نخواهد شد.
او به رسانهها گفت: «ترامپ هدف را اینگونه تعریف کرده که ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد و باید بهصورت بلندمدت متعهد شود که هرگز تلاش نکند ظرفیت هستهایش را بازسازی کند. این کاملاً روشن و ساده است، و فکر میکنم این یعنی ما وارد مشکلاتی که در عراق و افغانستان داشتیم نخواهیم شد».
جنگ ایران در حالی به آتشبس موقت رسید که گفته میشد یکی از اهداف اصلی آن، تغییر حکومت در ایران بود. اما آقای ونس در این زمینه نیز موضعی متفاوت داشت و مدتها بود که نسبت به احتمال تغییر رژیم در ایران تردید داشت.
او در همان روزهای آغازین جنگ گفت که این هدف، اولویت اول آمریکا نیست: «در یک دنیای ایدهآل، ما دوست داشتیم کسی در ایران به قدرت برسد که مایل باشد با ایالات متحده همکاری کند، مایل باشد به ایالات متحده احترام بگذارد، و مهمتر از همه، آن تعهد بلندمدت را بدهد که ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. اما در نهایت، هر اتفاقی که با شکل رژیم بیفتد، در برابر هدف اصلی رئیسجمهور امری حاشیهای است؛ و آن هدف این است که اطمینان حاصل شود رژیم تروریستی ایران بمب هستهای نمیسازد».
ونس در برابر یک پروندهٔ پیچیده و قدیمی
پروندهٔ هستهای ایران اکنون دهههاست که به چالشی بزرگ در روابط تهران و غرب تبدیل شده و اکنون ونس با ابعاد پیچیدهٔ این پرونده به ویژه موضوع غنیسازی اورانیوم در خاک ایران روبهروست.
در حالی که ترامپ بر برچیده شدن کامل تاسیسات غنیسازی در ایران تاکید دارد، جمهوری اسلامی غنیسازی را حق خود در چارچوب پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی (انپیتی) میداند.
ونس در این زمینه نیز گفته است که اظهارات مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر اهداف صلحآمیز بودن غنیسازی اورانیوم در ایران با آن چه در عمل انجام میدهند متفاوت است: «هیچکس مخالف این نیست که ایرانیها بتوانند ایزوتوپهای پزشکی تولید کنند. بلکه مخالفت با این تأسیسات غنیسازی است که فقط برای ساخت سلاح هستهای کاربرد دارند».
او با اشاره به تأسیسات زیرزمینی غنیسازی اورانیوم در ایران تاکید کرد: «این اصلاً با عقل جور درنمیآید که بگویی برای ایزوتوپهای پزشکی غنیسازی میخواهی، در حالی که همزمان تأسیسات را ۷۰ یا ۸۰ فوت زیر زمین میسازی».