روز جهانی کارگر در حالی فرا رسید که کارگران ایران سالی بسیار دشوار را گذراندند و دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه، وضعیت شغلی و معیشتی آنان را بیش از پیش ناامن و ناپایدار کرده است.
در پی این جنگها، بسیاری از کارگاهها تعطیل شده و فرصتهای کاری روزمزد کاهش یافته و در نتیجه، کسب درآمد برای کارگران سختتر شده است.
افزایش بیکاری بر بستر یک «بیکاری ساختاری»
روزنامه «اعتماد» به تازگی در گزارشی از وضعیت کارگران ایران، به نقل از غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی خبر داد که طبق برآوردهای اولیه، جنگ اخیر منجر به از دست رفتن «بیش از یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دو میلیون نفر» شده است.
این در حالی است که قطعی سراسری اینترنت و اعمال محدودیتها در زمینه اطلاعرسانی موجب شده که این آمار دولتی از سوی منابع مستقل قابل تأیید نباشد و ممکن است که این رقم بالاتر از این میزان باشد.
بهروز فراهانی، فعال کارگری ساکن فرانسه، در این باره به رادیو فردا میگوید که حتی بر اساس آمارهای رسمی، ایران وارد فاز جدیدی از بحران بیکاری شده است.
او گفت اقتصاد ایران از پیش با یک بیکاری انبوه و مزمن روبهرو بوده و عملاً وارد مرحلهای تازه از بیکاری شده است.
آقای فراهانی تاکید کرد که حتی پیش از جنگ نیز میتوان گفت اقتصاد ایران با نوعی «بیکاری ساختاری» مواجه بوده، چرا که تولید در وضعیت رکود تورمی قرار داشته و از این نظر توان جذب نیروی کار جدیدی را که وارد بازار کار میشدند نداشته است.
او ادامه داد: «پس از وقوع جنگ و خسارتهای ناشی از آن، این وضعیت تشدید شده و اکنون کشور با بحرانهای جدیتری روبهرو است.مسئله بیکاری یکی از بزرگترین چالشهایی خواهد بود که دولت با آن مواجه میشود».
وعدههای دولت چه قدر عملی است؟
برخی رسانههای ایران به طور جزئیتر آمارهایی را دربارهٔ بیکاریهای گسترده کارگران ارائه کردهاند. به عنوان نمونه، خبرگزاری ایلنا خبر داده که از یکی دو ماه پیش، روند تعدیل نیرو در برخی واحدهای تولید و صنعتی رشت آغاز شده و تاکنون دستکم دو هزار کارگر شغل خود را در این واحدها از دست دادهاند.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران، وعده داده که بیمههای بیکاری تسهیل میشود و همچنین تلاش دولت جلوگیری از تعدیل نیروست. اما آقای فراهانی معتقد است که در شرایط کنونی وعدههای دولت در زمینهٔ بازسازی کارگاهها و کارخانههایی که در جنگ آسیب دیدهاند، چندان قابل اتکا نیست.
این فعال کارگری گفت: «در حال حاضر تلاش میشود با سیاستهای کوتاهمدت از تشدید بحران جلوگیری شود و ارزیابیها نیز این است که بازسازی صنایع و از سرگیری فعالیت آنها در برخی مناطق حدود سه ماه و در برخی دیگر تا سه سال زمان خواهد برد».
او افزود: «اینکه چگونه میتوان در این بازه زمانی این روند را مدیریت و مهندسی کرد، کار بسیار دشواری است؛ بهویژه با این دولت بهدلیل سلطه یک رویکرد ایدئولوژیک نئولیبرالی و تمرکز بر امور مالی، همواره در زمینهٔ سرمایهگذاری در بخش تولیدی با مشکل مواجه بوده است. در واقع، شوک کنونی، حاصل همزمان جنگ و بحران پیش از جنگ است».
در چنین شرایطی، بهطور کلی فشار اقتصادی بر کارگران معمولاً با افزایش تورم و کاهش ارزش واقعی دستمزدها تشدید میشود و حتی در صورت پرداخت حمایتهای دولتی، این حمایتها اغلب توان جبران کامل افت قدرت خرید را ندارند.
به گفتهٔ فراهانی، بیمهٔ بیکاری که دولت وعده داده و همچنین وعدهٔ تلاش برای حفظ اشتغال، «به این معنا نیست که معیشت کارگران نیز بهطور متناسب تأمین خواهد شد، زیرا کارگران و حقوقبگیران ثابت در ایران وارد دورهای از بحران شدید در قدرت خرید و تأمین حداقلهای معیشتی شدهاند؛ بهگونهای که هزینههای زندگی، از مسکن تا خوراک، با درآمد آنها همخوانی ندارد».
او دربارهٔ کمکهایی که دولت برای حمایت از بنگاهها به منظور تثبیت اشتغال ارائه میکند، نیز گفت: «بر اساس تجربههای گذشته، در ایران بخش قابل توجهی از این کمکهای دولتی نه صرف تثبیت اشتغال و نه صرف توسعه تولید، بلکه در مواردی برای فعالیتهای غیرمولد و سوداگری به کار گرفته شده است. باید دید اینبار کارفرمایان و بنگاهها چه واکنشی نشان میدهند و این منابع چگونه مدیریت خواهد شد».
نقض حقوق صنفی و برخورد با فعالان کارگری
به غیر از مسائل اقتصادی، کارگران ایران در سالها و دهههای گذشته، در مواجهه با حکومت با مشکلات کلیتری نیز روبهرو بودهاند و حکومت هرگز آنها را به عنوان یک نیروی مستقل به رسمیت نشناخته و محدودیتهایی را برای تشکلهای صنفی آنان وضع کرده است.
پایگاه حقوق بشری «هرانا» به مناسبت «روز جهانی کارگر» در گزارشی نوشت که در یکسال گذشته کارگران بسیاری بهدلیل برگزاری تجمع مسالمتآمیز و اعتراض به دستمزدهای پایین بازداشت و یا محکوم شدهاند.
بر اساس این گزارش، طی ۱۲ ماه گذشته دستکم، ۱۰ کارگر و فعال کارگری بازداشت شده است که از جمله مهمترین این بازداشتها میتوان به بازداشت شماری از کارگران ذوب آهن اصفهان و پنج تن از کارگران کارخانه قند خاورمیانه شوش اشاره کرد.
سعید پیوندی، جامعهشناس در پاریس، دربارهٔ رفتار حکومت ایران با فعالان کارگری به رادیو فردا میگوید: «شوراهای کارگری محصول دورهٔ نخست انقلاب و فضای پویای آن دوره بودند و تا حد زیادی توانستند کارگران را جذب کنند و در نتیجه، حکومت نیز در ابتدای انقلاب از نوعی حمایت کارگری برخوردار شد. اما هرچه زمان گذشت، فاصلهٔ میان حکومت و کارگران بیشتر شد؛ زیرا تفسیرهایی که بعدها از واژه “مستضعفین” توسط چهرههایی مانند آقای خامنهای ارائه شد، دیگر با خوانش آقای خمینی همخوان نبود که آن را بهطور مشخص به تهیدستان نسبت میداد».
این جامعهشناس ادامه داد: «در این چارچوب، تهیدستان بهتدریج از اولویتهای اصلی حکومت خارج شدند و همین مسئله باعث شد شوراهای کارگری بهتدریج به سمت تشکلهایی حرکت کنند که ناچار به مطالبهگری و حتی اعتصاب شدند. از دل همین روند، بعدها سندیکاهایی شکل گرفتند؛ مانند سندیکای شرکت واحد، سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه و دیگر سندیکاهایی که در گذشته فعال بودند، و اینها به دلیل ناکارآمدی شوراها توانستند نقش پررنگتری بگیرند و تا حدی به نماینده کارگران تبدیل شوند، هرچند که بهطور کامل از سوی دولت به رسمیت شناخته نشدند».
پیوندی افزود: «در واقع دولت تلاش کرده این تشکلها را نادیده بگیرد یا تا حد امکان محدود کند، تا به یک نیروی اجتماعی بزرگ و سازمانیافته در برابر حکومت تبدیل نشوند».
چرخه نارضایتی و بازگشت اعتراضات صنفی
آخرین موج اعتراضات ایران، با اعتصابات صنفی در بازار تهران آغاز شد که در پیامد وضعیت ناگوار اقتصادی به ویژه بازار ارز بود.
از آنجا که طی چند ماه گذشته، وضعیت اقتصادی ایران وخیمتر شده، کارشناسان پیشبینی میکنند که موجهای اعتراض جدید دیگری و به ویژه تنشهایی میان کارگران و کارفرماها در آینده نزدیک شکل بگیرد.
بهروز فراهانی به رادیو فردا گفت که برای مقابله با چنین وضعیتی و در دفاع از حقوق کارگران، هم دولت مسئول است و هم فعالان مستقل کارگری. او در زمینه حمایت دولتی گفت دولت احتمالاً برای مقابله با بحران باید به سمت اعلام نوعی «اقتصاد نیمهجنگی» و دخالت مستقیم برود، زیرا در شرایط فعلی و با ابزارهای اقتصادی عادی نمیتوان از فروپاشی بنگاهها و گسترش بیکاری جلوگیری کرد.
به عقیدهٔ این فعال صنفی، در شرایط فعلی، بسیاری از کارفرمایان بزرگ و کوچک با تعدیل نیرو و نقض قراردادها تلاش میکنند فشار بحران را به کارگران و حقوقبگیران ثابت منتقل کنند و این روند میتواند نارضایتیهای جدی ایجاد کند.
او تأکید کرد به همین دلیل، جنبش کارگری باید برای دفاع از معیشت کارگران فعال باشد و اجازه ندهد بار کامل شرایط بحرانی و وضعیت جنگی صرفاً بر دوش کارگران و «زحمتکشان» قرار گیرد.
با این حال، با وجود افزایش اعتراضات کارگری در ایران، برخی معتقدند که جنبشهای کنونی کارگران در کشور نتوانسته با دیگر جنبشهای اجتماعی و سیاسی گره بخورد و همین امر موفقیت آنان را کمتر کرده است.
آقای پیوندی در این زمینه گفت: «شرایط کاری کارگران در ایران وضعیت ویژهای دارد، زیرا بخش قابل توجهی از آنها قراردادهای دائمی ندارند و در نتیجه گاه از پوشش کامل تأمین اجتماعی نیز برخوردار نیستند. شرایط استخدامی در برخی موارد بهگونهای است که شباهتهایی با "بردهداری مدرن" پیدا میکند و همین مسائل باعث افزایش نارضایتی و مشارکت بیشتر کارگران در حرکتهای اعتراضی شده است».
این جامعهشناس ادامه داد: «با این حال، این حرکتهای کارگری عمدتاً بر مطالبات معیشتی و مسائل مرتبط با شرایط کار متمرکز بودهاند و کمتر با جنبشهای اجتماعی سالهای اخیر مانند ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ پیوند خوردهاند. در مقایسه با گروههایی مانند جوانان یا طبقه متوسط، کارگران کمتر مطالبات سیاسی یا تغییرات کلان سیاسی را در اولویت قرار دادهاند».
چشمانداز نامطمئن وضعیت کارگران در ایران
در مجموع، کارگران ایران با فشارهای فزایندهٔ اقتصادی، بیکاری گستردهٔ ناشی از جنگ و رکود، و ضعف حمایتهای دولتی روبهرو هستند و همزمان با محدودیت در فعالیتهای صنفی و نبود تشکلهای مستقل، چشمانداز روشنی برای بهبود وضعیت آنان دیده نمیشود.
در صورتی که سیاستگذاران و مقامات حکومتی نتوانند راهکارهای مؤثر برای حمایت از تولید و نیروی کار و ایجاد شرایط تامین اجتماعی واقعی ارائه دهند، خطر گسترش بیثباتی اقتصادی و اجتماعی بیش از پیش افزایش خواهد یافت.