پس از جنگ ۴۰ روزهٔ اسرائیل و آمریکا با ایران، خاورمیانه وارد مرحلهٔ تازهای از بازآرایی ژئوپولیتیکی شده است؛ مرحلهای که در آن کشورهای عربی میان سه ملاحظهٔ اصلی در حال موازنهاند: مهار قدرت منطقهای ایران، حفظ روابط امنیتی با ایالات متحده، و مدیریت حساسیت افکار عمومی نسبت به اسرائیل و مسئلهٔ فلسطین.
در این چارچوب، پیمانهای ابراهیم که در سال ۲۰۲۰ با میانجیگری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شکل گرفت، همچنان بهعنوان مهمترین الگوی عادیسازی روابط با اسرائیل مطرح است؛ هرچند جنگ غزه و افزایش تنشهای منطقهای، آینده و دامنهٔ آن را با ابهام روبهرو کرده است.
امارات، بحرین و مراکش با تکیه بر منافع اقتصادی، امنیتی و فناورانه به این روند پیوستهاند، در حالی که عربستان سعودی عادیسازی را به پیشرفت واقعی در تشکیل کشور فلسطین مشروط کرده است. همزمان، برخی بازیگران منطقهای مانند پاکستان نسبت به گسترش این چارچوب موضعی کاملاً مخالف گرفتهاند.
اکنون بحث درباره توافقی فراتر از پیمان ابراهیم و حتی احتمال نوعی تفاهم محدود با ایران نشان میدهد که دولت دونالد ترامپ در پی ترسیم نظمی جدید برای خاورمیانه است؛ نظمی که در آن نفوذ آمریکا در منطقه حفظ شود، روابط اسرائیل با کشورهای مسلمانِ منطقه و فراتر از آن تقویت گردد و حضور چین محدود شود. اینها موضوعهایی هستند که به عناصر تعیینکننده برای آیندهٔ خاورمیانه تبدیل شدهاند.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، نوید طوبیان، دانشآموخته اسلامشناسی، خاورمیانه و ایران از دانشگاه عبری اورشلیم و ساکن تلآویو، علی معموری دانشآموخته فلسفه سیاسی و الهیات و پژوهشگر در مؤسسه مطالعات شهروندی در دانشگاه دیکن از سیدنی به همراه میثم بادامچی فلسفه سیاسی از دانشگاه لوئیس رم و پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعه بینمنطقهای قانون اساسیگرایی وابسته به بخش حقوق دانشگاه چارلز از پراگ در اینباره تبادل نظر کردهاند.
Your browser doesn’t support HTML5
پاراگراف اول؛ تابوی اسرائیل و منطق عادیسازی در سایهٔ جنگ
اسرائیل؛ «امنیت دائمی-تهدید مستمر»
نوید طوبیان با پیش کشیدن منشور استقلال اسرائیل در بهار ۱۳۲۷(۱۹۴۸) که بر اساس آن دولت آینده اسرائیل تعهد میدهد که اعراب مقیم این کشور از آزادی و تساوی حقوق کامل برخوردار باشند، میگوید که این منشور صراحتاً اعلام کرده اسرائیل قصد دارد با همسایگان خود روابط دوستانه برقرار کند و بر این اساس، اسرائیل به گفتهٔ این تحلیلگر سیاسی، «دست دوستی» دراز کرده است.
به گفتهٔ آقای طوبیان، این دست دوستی در همان دهههای آغازین با پاسخ منفی روبهرو شد.
او با اشاره به جنگ استقلال ۱۹۴۸ و جنگ شش روزه ۱۹۶۷ میگوید: این موضوع صرفاً سیاسی نیست.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه، دو جنگ یاد شده را نقطهٔ شکلگیری وضعیت امنیت دائمی در اسرائیل دانسته و معتقد است که اختلافهای مذهبی و تعصبات تاریخی، آنها را به سرعت به سمت جنگهای نظامی برده است.
به باور او، تهدید علیه اسرائیل نه تنها پایان نیافته، بلکه در قالبهای جدید اکنون جمهوری اسلامی یکی از بازیگرانی است، که این تهدید را در سطح گفتمانی و سیاسی بازتولید میکند.
طوبیان معتقد است که در این میان آمریکا صرفاً یک ناظر نیست و رقابتش با چین بهویژه دربارهٔ طرحهای اقتصادی منطقهای، اسرائیل را در مرکز یک «نظم امنیتی و ژئوپولیتیکی» گسترده قرار داده و همین مسئله، اسرائیل را در وضعیت به گفتهٔ آقای طوبیان، «امنیت دائمی و تهدید مستمر» نگه داشته است.
نقد روایت صلح؛ «ساختار اشغال و جنگ»
علی معموری با نقد مفهوم «دست دوستی اسرائیل»، از آن با عنوان «ادعایی» نام میبرد که در «تجربهٔ تاریخی منطقه» قابل مشاهده نیست و معتقد است که در این باره باید از نگرش سیاسی به موضوع پرهیز و به «ساختار عملکردی اسرائیل» نگاه کرد.
آقای معموری میگوید: بخش قابل توجهی از سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل طبق حقوق بینالملل «اشغالی» محسوب میشوند و شهرکسازی در کرانه باختری هم در همین چارچوب قابل نقد است.
او با پرداختن به آثار آوی شلایم، مورخ هشتاد ساله اسرائیلی-بریتانیایی، به نمونههایی از عملیات مخفی اسرائیل در عراقِ دههٔ ۱۹۵۰ میلادی اشاره میکند که به گفتهٔ او در راستای ایجاد فشار بر یهودیان عراق و تسهیل مهاجرت آنان به اسرائیل انجام شده است.
آقای معموری همچنین از جنگ سوئز ۱۹۵۶، اشغال لبنان ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲، و مداخلههای نظامی در سوریه و لبنان در دهههای بعد به عنوان آنچه این پژوهشگر علوم سیاسی «الگوی تکرارشونده سیاست نظامی اسرائیل» میخواند، نام میبرد.
در این چارچوب، او میگوید: روند جنگ اخیر اسرائیل با ایران نه تنها به صلح منجر نشده بلکه بیثباتی منطقه را افزایش داده است.
به باور علی معموری، مسئلهٔ اصلی در «منطق سیاست اسرائیل» نهفته است، نه در واکنشهای بیرونی.
تقابل دو ایدئولوژی؛ «اسلامگرایی و صهیونیسم»
اما میثم بادامچی معتقد است برای درک بحران منطقه باید به دو ایدئولوژی «اسلامگرایی و صهیونیسم» همزمان پرداخته شود.
آقای بادامچی با تأکید بر پرهیز از یکدست دیدن اسرائیل و نادیده گرفتن جریانهای چپ، لیبرال و منتقد دولت بنیامین نتانیاهو، میگوید: هر دو جریان اسلامگرا و صهیونیست در شکلهای افراطی خود به نوعی ناسیونالیسم سیاسی تبدیل میشوند و همین امر زمینهساز استمرار تنش است.
آقای بادامچی با اشاره به ایران پس از دو جنگ اخیر با اسرائیل، از شکل گیری نوعی «ملیگرایی مذهبی» در جریانهای سیاسی داخل ایران میگوید و نتیجه میگیرد که این شباهتها نشان میدهد که به گفتهٔ این پژوهشگر فلسفه سیاسی، «بحران یک طرفه نیست».
به اعتقاد او، تنها راه برای جلوگیری از درگیریهای بیشتر میان ایران و اسرائیل، پذیرش این کشور به عنوان یک واقعیت سیاسی، نقد همزمان آن و پیش رفتن به سوی کاهش تدریجی تنشهاست.
تابوی اسرائیل؛ «عادیسازی و منازعه»
نوید طوبیان، مسئلهٔ اصلی خاورمیانه را فهم مناسبات میان آنچه این تحلیلگر ساکن تلآویو، «واقعیت تاریخی اسرائیل»، «الگوی تهدید امنیتی» و «ضرورت نظم منطقهای جدید» مینامد، دانسته و میگوید: منطقه در یک وضعیت «نظم ناپایدار اما در حال شکلگیری» قرار دارد.
به گفتهٔ آقای طوبیان، در این آرایش جدید و ناپایدار، اسرائیل همزمان با فرصتهای همکاری (مانند پیمانهای ابراهیم) و تهدیدهای امنیتی پایدار مواجه است، و همین وضعیت، تعیینکننده رفتار و سیاستهای این کشور در منطقه است.
اما علی معموری معتقد است که این موضوع نه در «برداشت امنیتی اسرائیل از تهدیدها»، بلکه در «ساختار کنش سیاسی و نظامی اسرائیل» نهفته است.
به باور آقای معموری، حتی اگر توافقهای سیاسی یا پروژههایی مانند عادیسازی روابط در قالب پیمانهایی شبیه پیمان ابراهیم شکل بگیرند، تا زمانی که مسئله فلسطین و ساختارهای، به گفتهٔ این کارشناس علوم سیاسی بنیادین قدرت و اشغال حل نشود، این توافقها ظرفیت تبدیل شدن به صلح پایدار و واقعی را نخواهند داشت و منطقه همچنان در چرخه منازعه باقی میماند.
در برابر، میثم بادامچی با نقد تحلیل روابط دولتها یا منازعات روزمره برای توضیح بحران خاورمیانه میگوید: مسیر عادیسازی روابط ایران و اسرائیل دشوار است و مقدمه این اتفاق میتواند عادیسازی روابط ایران و آمریکا باشد.
این کارشناس فلسفه سیاسی ابراز امیدواری میکند که این عادیسازی روابط در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ بیافتد تا با اتکا به جایگاه آمریکا در نظم جهانی و رابطه ویژهاش با اسرائیل، بتوان درباره شکستن برخی تابوها در رابطه با اسرائیل هم صحبت کرد.