لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۱۱:۲۳

پاراگراف اول؛ آیا کارزارهای تحریمی، تیم ملی فوتبال را به سمت حکومت هل داد؟

مراسم خیابانی بدرقه تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶
مراسم خیابانی بدرقه تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶

«اجازه دادن به تیم رژیم ایران برای شرکت در جام جهانی یک فاجعه اخلاقی است»؛ این را یک ایرانی طرفدارِ دوآتشه فوتبال در یادداشتی برای هفته‌نامه بریتانیایی «اسپکتیتور» نوشته است.

نام او آتبین معیدی است و در متن خود تأکید می‌کند که از طرفداران دو آتشه سردار آزمون و مهدی طارمی است؛ زوجی در خط حمله تیم ملی ایران که این هوادار فوتبال برای توصیف عملکردشان از تعبیر تله‌پاتیک (دورآگاهانه) استفاده می‌کند.

با این حال، او اصرار دارد که مخالفتش با حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی صرفاً سلیقه شخصی‌اش نیست و آن را «خواستی عمومی» معرفی می‌کند؛ به‌گونه‌ای که می‌نویسد، مسئله برای «ایرانیان» نه یک بحث سیاسی، بلکه مسئله‌ای درباره حقوق بشر و عدالت است.

در ذهنیت او، سردار آزمون یک ترکمن ایرانیِ خونسرد، بی‌تکلف و دوست‌داشتنی است که در سال‌های اخیر علیه رژیم صحبت کرده است؛ و در مقابل، مهدی طارمی چهره‌ای آرام و کم‌حرف که در نگاه او حامی رژیم و ایدئولوژی آن بوده است. هرچند این هوادار فوتبال در ادامه می‌نویسد نشانه‌هایی وجود دارد که ستاره پیشین اینترمیلان موضع خود را تغییر داده است.

این هوادار فوتبال، تابستان امسال به دیدار خانواده‌اش در لس‌آنجلس می‌رود؛ شهری که میزبان دو بازی ایران در جام جهانی است.

پاراگراف اول؛ آیا کارزارهای تحریمی، تیم ملی فوتبال را به سمت حکومت هل داد؟
please wait

No media source currently available

0:00 0:55:04 0:00
لینک مستقیم

لس‌آنجلس به جمعیت انبوه ایرانیانش شهره است، ایرانیانی که پس از خشونت‌های سیاسی مرگبار دی‌ماه ۱۴۰۴ در تجمع‌های گسترده‌شان از شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، حمایت کردند و خواستار اقدام نظامی علیه ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی شدند.

این هوادار که در سه جام جهانی گذشته تیم ایران را دنبال کرده، این‌بار قلم به دست گرفته تا بنویسد تیمی که تمام عمر آن را تشویق کرده، به باور او نماینده یک «حکومت تروریستی و نامشروع» است و دیگر نباید «تریبون» داشته باشد.

سال ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراض‌های موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، گروهی از کنشگران سیاسی و ورزشی خارج از کشور، کارزاری به راه انداختند تا تیم ملی فوتبال ایران را در فهرست تحریم‌ها قرار دهند و جلوی حضور این تیم در جام جهانی قطر را بگیرند، اما این تیر به هدف ننشست.

از آن پس مخالفان عبارت «تیم جمهوری اسلامی» را در برابر «تیم ایران» و یا «تیم ملی» قرار دادند تا به قولی، حساب خود را از حکومت جدا کرده باشند.

اما در تهران همین تیم در یکی از شب‌های تجمع‌های خیابانی با حضور پر شمار هواداران حکومت با رونمایی از سرود ویژه تیم ملی ایران بدرقه شد.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، محمد حیرانی، روزنامه‌نگار حوزه ورزش در آلمان که سابقه فعالیت در صداوسیمای جمهوری اسلامی و باشگاه استقلال تهران را دارد و امیر خسروجردی، خبرنگار ورزشی در بریتانیا که او هم برای مدتی طولانی با صداوسیمای جمهوری اسلامی و باشگاه پرسپولیس تهران همکاری داشته است، از شکافی گفته‌اند که میان تیم ملی فوتبال و معترضان جامعه ایران افتاده است.

تیم ملی ایران یا تیم جمهوری اسلامی؟

محمد حیرانی با رد کردن دوگانه «تیم ملی ایران یا تیم جمهوری اسلامی»، معتقد است که این تیم فارغ از این‌که چه حاکمیتی بر سر کار باشد، تیم ملی ایران است هرچند امروز در آغوش حکومت قرار گرفته است.

در مقابل، امیر خسروجردی بر این باور است که این تیم به اسم ایران به میدان می‌رود اما در عمل «تیم جمهوری اسلامی» است.

آقای خسروجردی با اشاره به خشونت‌های مرگبار سیاسی در ۱۴۰۱، نسل کنونی بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران را متهم می‌کند که به گفتهٔ این خبرنگار و تحلیلگر ورزشی، حساب خود را از معترضان جدا کرده‌اند.

او می‌گوید: وقتی بدرقه این تیم در میان نیروهای ارزشی و افرادی انجام می‌شود که در تجمع‌های حکومتی حضور دارند، دیگر سخت است صرفاً آن را تیم ملی فوتبال بدانیم.

کارزاری به نام «مردم»، به کام حکومت

محمد حیرانی با تأکید بر دور نگه‌داشتن فوتبال از سیاست و ابراز تأسف از آلوده شدن این ورزش در عرصه جهانی به مسایل سیاسی، می‌گوید: واقعیت این است که تیم ملی امروز در آغوش حکومت قرار گرفته و یکی از دلایلش هم رفتار بخشی از مخالفان بوده است.

آقای حیرانی در این‌باره به کارزاری اشاره می‌کند که چهار سال پیش با تلاش مسیح علینژاد، کنشگر سیاسی مخالف حکومت، برای محروم کردن تیم ملی از جام جهانی به راه افتاد.

این کارزار توانست شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، شیوا امینی عضو سابق تیم ملی فوتسال زنان، محمدرضا فغانی داور بین‌المللی فوتبال و تعدادی دیگر از چهره‌های ورزشی غیر مرتبط با فوتبال را با خود همراه کند.

اما محمد حیرانی می‌گوید که این کارزار «عملاً تیم ملی فوتبال ایران را به سمت حکومت هل داد».

مدیر پیشین روابط عمومی باشگاه استقلال با نقد تلویحی نگاهی که بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران را «نوکر حکومت» می‌نامد، می‌گوید: اگر فرض کنیم جمهوری اسلامی سقوط کرده بود، آیا کل بازیکنان تیم ملی عوض می‌شدند؟

به گفتهٔ آقای حیرانی، مسایل دیگری وجود دارد که این بازیکنان را به سوی همکاری با سامانه حکومتی سوق می‌دهد اما به اعتقاد این کارشناس ورزشی، «چه جمهوری اسلامی باشد و چه نباشد، بازیکنان کنونی، همچنان چهره‌های شاخص فوتبال ایران هستند و نمی‌شود صرفاً گفت این‌ها نوکر حکومت‌اند».

فشار‌های سیاسی و امنیتی و نمایش‌های تبلیغاتی

به باور امیر خسروجردی، افراد حاضر در تیم ملی کنونی همه فوتبال ایران را نمایندگی نمی‌کنند.

او مسئلهٔ بازیکنان حاضر در این تیم را صرفاً سیاسی ندانسته، به قراردادهای نجومی آن‌ها اشاره کرده و می‌گوید: حتی اگر اتفاقات سیاسی هم رخ نداده بود، باز هم فاصله‌ آن‌ها با مردم مشخص بود؛ چه از نظر رفاه و چه سبک زندگی به نوعی با حکومت گره خورده‌اند.

محمد حیرانی با تأکید بر نتایج منفی کارزارها علیه بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران، سوءبرداشت‌ها از عملکرد آن‌ها و نادیده گرفتن واکنش‌هایشان به رخدادهای سیاسی ایران، معتقد است که افرادی پشت این کارزارها هستند که بدون شناخت از ورزش و نگاه دلسوزانه برای فوتبال، انگیزه‌های شخصی و سیاسی دارند.

به گفته آقای حیرانی، «در نتیجه چنین اقدام‌هایی، در مقطعی بازیکنان احساس تنهایی کردند، شکافی میان تیم ملی و مردم ایجاد شد واین دقیقاً بهترین فرصت برای حکومت بود».

در مقابل، امیر خسروجردی ضمن مخالفت با تحریم کامل فوتبال ایران، انتقادها را تنها محصول کارزارهایی که بعد از اعدام نوید افکاری کشتی‌گیر معترض راه‌اندازی شد، ندانسته و می‌گوید: «بحث فقط یک روایت‌نما در شبکه‌های اجتماعی یا واکنش محدود نیست، بسیاری از این بازیکنان در برابر اتفاق‌های بزرگ اجتماعی و کشته شدن معترضان، سکوت کردند».

این مشاور پیشین دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران می‌گوید: «اگر قرار است فوتبال از سیاست جدا باشد، پس چرا در بدرقه تیم ملی شعارهای سیاسی مثل “مرگ بر آمریکا” مطرح می‌شود؟»

محمد حیرانی بخشی از آنچه سکوت بازیکنان فوتبال در قبال کشتار معترضان از ۱۴۰۱ به این سو عنوان می‌شود را «نتیجه فشارهای گسترده» می‌داند.

او برای مثال به فشارهای وارد شده به علی دایی سومین گلزن برتر جهان در رده ملی و یحیی گل‌محمدی یکی از پر افتخارترین مربیان فوتبال باشگاهی ایران اشاره کرده و می‌گوید: «فشارها شاید به شکل مستقیم و علنی نباشد، اما فشارهای دیگری اعمال می‌شود که گاهی حتی از تهدید مستقیم هم سنگین‌تر است به گونه‌ای که دیگر آن صدای معترض را هم از آن‌ها نمی‌شنویم».

با این حال، امیر خسروجردی برای فشارهایی که محمد حیرانی از آن می‌گوید، نقش تعیین‌‌کننده‌ای قائل نیست و معتقد است که بخشی از آنچه او سکوت بازیکنان فوتبال حاضر در تیم ملی در برابر خشونت‌های سیاسی حکومتی می‌نامد، انتخاب شخصی آن‌هاست.

سردبیر پیشین خبر ورزشی پخش اخبار صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، می‌گوید: «اگر کسی نمی‌خواهد موضع‌گیری کند، حداقل وارد نمایش‌های تبلیغاتی نشود».

«حضور در جام جهانی بستری برای طرح اعتراض‌ها»

محمد حیرانی حضور ایران در جام‌جهانی ۲۰۲۶ که آمریکا، کانادا و مکزیک به صورت مشترک میزبان آن هستند را یک فرصت دانسته و می‌گوید: حذف ایران از این مسابقه‌ها تمام ماجرا را به یک خبر محدود می‌کرد اما اکنون این حضور می‌تواند به بستری برای طرح اعتراض‌ها تبدیل شود.

به باور او، تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی پیش رو یکی از «کم‌محبوب‌ترین» دوره‌های تاریخ فوتبال ایران را تجربه خواهد کرد، و «در ورزشگاه‌هایی که مسابقه‌های ایران را میزبانی می‌کنند، بیشتر از صدای حامیان حکومت، صدای مخالفان شنیده خواهد شد».

امیر خسروجردی نیز پایان خوبی برای دوقطبی شکل گرفته پیرامون حضور تیم ملی فوتبال ایران متصور نیست و می‌گوید: «جمهوری اسلامی اساساً بر همین دوقطبی‌ها و تنش‌ها ادامه پیدا می‌کند و ضرر چنین فضایی متوجه کل ایران است».

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG