جنگ معمولاً با صدا و تصویر انفجار شناخته میشود، اما بخشی از آن بیصدا اتفاق میافتد؛ جایی که چیزی در لحظه فرو نمیریزد، اما آرام و بیوقفه از میان میرود. در این سوی پنهان جنگ، فقط انسانها زیر آوار نمیروند، بلکه لایههایی از حافظهٔ تاریخی و فرهنگی نیز دچار فرسایش میشوند؛ فرسایشی آرام، اما عمیق و ماندگار.
بر اساس گزارشها، بیش از ۱۰۰ اثر تاریخی ایران در جریان بمبارانهای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا آسیب دیدهاند؛ از مجموعههای تاریخی تهران تا بناهای شاخص اصفهان. این آسیبها اگرچه پراکندهاند، اما در واقع به شبکهای از مکانها مربوط میشوند که بخش مهمی از هویت و حافظه جمعی ایران را شکل میدهند؛ مکانهایی که تخریبشان فقط از دست رفتن یک بنا نیست، بلکه گسست در تداوم تاریخ است.
کدام مرزی میتواند شکاف میان جنگ، جامعه و میراث فرهنگی را بازتعریف کند.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، مهرنوش سروش مدیر آزمایشگاه مرکز چشماندازهای باستانی خاورمیانه در دانشگاه شیکاگو و تورج دریایی، استاد تاریخ ایران در دانشگاه کالیفرنیا ارواین و پژوهشگر تاریخ ایران ساسانی، به این موضوع پرداختهاند.
هزینه تقابل انسان و میراث فرهنگی
مهرنوش سروش، باستانشناس ساکن شیکاگو که از مبتکران نگارش نامهای است دربارهٔ آسیب جنگ به میراث فرهنگی ایران که به امضای ۲۰۰ نفر از کارشناسان ایرانی و بینالمللی رسیده است، میگوید: حساسیت عمومی نسبت به میراث فرهنگی در ایران بهصورت یکنواخت شکل نگرفته است. در تجربهٔ تاریخی جامعهٔ ایران، معمولاً آثار شاخص مانند تختجمشید یا مسجد شیخ لطفالله حساسیت بیشتری برمیانگیزند، در حالی که سایر بافتهای تاریخی کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
به گفتهٔ خانم سروش، ما با شکافی میان حساسیت اجتماعی نسبت به آثار تاریخی و تحولات سیاسی و انسانی در شرایط جنگی روبهرو هستیم.
او میگوید: در برخی کشورها حتی بناهای صد ساله نیز بهعنوان میراث مهم تلقی میشوند، در حالی که در ایران این حساسیت محدودتر است.
مهرنوش سروش با تأکید بر ارزشمند بودن جان انسانها و میراث فرهنگی معتقد است که نباید یکی به بهای دیگری نادیده گرفته شود و میگوید: بخشی از این وضعیت به «عادیسازی پیامدهای جنگ» و نیز نوعی گفتمان عمومی بازمیگردد که تلاش میکند خسارتهای انسانی و فرهنگی را در برابر یکدیگر قرار دهد.
او در این باره از بناهایی در بافتهای تاریخی تهران و اطراف دانشگاه تهران میگوید که بسیاری از آنها حتی ثبت ملی نشده بودند، اما بخشی از حافظه تاریخی شهر را تشکیل میدادند.
مهرنوش سروش همچنین با اشاره به نقش بحرانهای اقتصادی در شکلگیری باور افراد جامعه به اهمیت میراث فرهنگی میگوید: مشکل اساسی این است که بسیاری از آثار تاریخی اصلاً بهعنوان «میراث» در ذهن عمومی جامعه تعریف نشدهاند.
سیاست، انکار و تخریب فرهنگی
تورج دریایی، استاد رشته تاریخ ایران و جهان در کالیفرنیا، مطرح شدن ادعاهایی مانند انکار واقعی بودن تخریبها و یا دست داشتن حکومت در آن را نشانهٔ بیتفاوتی و وارد شدن سیاست در حوزه میراث فرهنگی میداند.
او ضمن تأکید بر ضرورت مستندسازی تخریب میراث فرهنگی در دوران جنگ، میگوید: در مقایسه با اعتراضهای گذشته به آسیبهای کوچک در بناهای تاریخی، واکنشها نسبت به تخریبهای گسترده در جنگ بسیار کمرنگ بوده است.
به باور تورج دریایی، آسیبهای وارد شده به میراث فرهنگی ایران در جنگ اخیر در قیاس با دورههای تاریخی بزرگ و ویرانگر، گستردهتر بوده است.
وقتی چارچوب حقوقی «سپر آبی» نادیده گرفته شد
مهرنوش سروش با اشاره به کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه که به حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ ملزم میکند، این الزام را بیشتر تعهداتی فرضی دانسته و معتقد است که در عمل اجرای آنها با چالشهای جدی مواجه است.
او میگوید: در سالهای اخیر تلاشهایی برای گنجاندن تخریب هدفمند میراث فرهنگی در چارچوب «جرائم علیه بشریت» صورت گرفته است، اما اجرای این قوانین به دلیل ساختار قدرت در نهادهای بینالمللی دشوار است.
خانم سروش، نپیوستن کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل به برخی از این کنوانسیونها یا پایبند نبودنشان را مزید بر پیچیدگیهای حقوقی برای اجرای این قوانین میداند.
این کارشناس باستانشناسی به مسئله نشان «سپر آبی» اشاره کرده و میگوید: در جریان جنگ، تلاشهایی برای حفاظت از آثار از طریق علامتگذاری انجام شده، اما در برخی موارد این نشانهها نادیده گرفته شدهاند.
به گفتهٔ مهرنوش سروش، گزارشهای متعددی از آسیب به آثار ثبتشده ایران به یونسکو ارسال شده، اما محدودیتهای دسترسی و مسائل اداری، روند پیگیری را دشوار کرده و در برخی موارد بازتاب کافی نداشته است.
مسئله تمدن و مسئولیت تاریخی
تورج دریایی در ادامه به اظهارنظرهای تهدیدآمیز دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا نسبت به هدف قرار دادن میراث فرهنگی ایران در چهارسال ابتدایی ریاست جمهوریاش اشاره کرده و میگوید: «تمدن» یک کل یکپارچه است و نمیتوان بخشهایی از آن را جدا کرد یا حذف کرد. تخریب بناهای تاریخی در عمل به معنای حذف حافظه جمعی است و این موضوع پیامدهای بلندمدت برای هویت فرهنگی یک ملت دارد.
به اعتقاد آقای دریایی، تاریخ و تمدن ایران نباید به میدان رقابت سیاسی تبدیل شود و حذف یا نادیده گرفتن بخشهایی از آن به معنای از دست دادن درک تاریخی یک ملت است.
تشکیل صندوق مردمی برای مرمت میراث فرهنگی ایران
مهرنوش سروش دربارهٔ امکان تشکیل صندوقی مردمنهاد در خارج از ایران برای کمک به مرمت و بازسازی بناهای تاریخی آسیب دیده از جنگ، آن را مستلزم درخواست صریح و شفاف دولت ایران و شفافیت و سلامت اقتصادی چنین طرحی دانسته، میگوید: یعنی افرادی که در شرایط جنگی علاقه خود را به ایران حفظ کردهاند، بدانند پولها چگونه جمعآوری و دقیقاً چگونه هزینه میشود و سازوکار روشن و قابل اعتمادی برای مدیریت آن وجود داشته باشد.
او همچنین جدا از مسئله اعتمادسازی، بر ضرورت تضمین امنیت شهروندی و سیاسی کمککنندگان هم تأکید میکند.
اما تورج دریایی معتقد است، انجام چنین کاری پیش از هر چیز وابسته به شرایط بینالمللی و سیاسی و رابطه ایران و آمریکا است.