از «حق خطر» تا عبور در تاریکی؛ بازگشت خاطرات «جنگ نفتکش‌ها» در بحران امروز هرمز

آریلد سیورتسن یکی از بی‌شمار دریانورد بازنشسته‌ای است که در پی بحران کنونی در تنگهٔ هرمز، خاطرات تلخ و آسیب‌زای گذشته را دوباره از سر می‌گذرانند.

او از خانه‌اش در نروژ به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی می‌گوید: «در جریان این جنگ، این [اختلال استرس پس از سانحه] دوباره در ما فعال شده است. دریانوردانی که در دههٔ ۱۹۸۰ آن‌جا بودند، حالا روزگار سختی دارند، چون همهٔ خاطرات دوباره زنده شده‌اند.»

سیورتسن در اوج «جنگ نفتکش‌ها» که بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸ رخ داد و بازتاب آن را می‌توان در بحران امروز خلیج فارس دید، ناخدای برخی کشتی‌هایی بود که از تنگهٔ هرمز عبور می‌کردند.

یک بالگرد برای نجات ملوانان از عرشهٔ یک نفتکشِ در حال سوختن با پرچم قبرس فرود می‌آید؛ این نفتکش پس از حملهٔ قایق‌های تندروی ایرانی در تنگهٔ هرمز، در دسامبر ۱۹۸۷، دچار حریق شده بود

جنگ نفتکش‌ها بخشی از جنگ ایران و عراق بود که با حمله عراق به ایران در شهریور ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) آغاز شد. این جنگ به‌سرعت به آب‌های خلیج فارس کشیده شد؛ جایی که ابتدا عراق و سپس ایران تأسیسات نفتی و کشتیرانی طرف مقابل را هدف حمله قرار دادند.

تا میانهٔ دههٔ ۱۹۸۰، عراق با استفاده از جنگنده‌هایی که از فرانسه تأمین شده بود و موشک‌های ضدکشتی، کشتی‌های بی‌طرفِ حامل نفت ایران را هدف قرار می‌داد. در مقابل، ایران با ناوچه‌ها و قایق‌های تندرو به نفتکش‌های متعلق به کشورهای ثالث که از بنادر کویت و عربستان سعودی استفاده می‌کردند، حمله می‌کرد. این دو کشور عربی در جنگ از عراق حمایت می‌کردند.

در جریان این درگیری دریایی، صدها کشتی هدف حمله قرار گرفتند و بیش از ۱۰۰ دریانورد تجاری جان خود را از دست دادند.

با وجود این خطرها، پرداخت «حق خطر» یا همان «فوق‌العاده سختی کار در مناطق پرخطر» به دریانوردان یکی از عواملی بود که آنان را به کار روی نفتکش‌های عبوری از خلیج فارس ترغیب می‌کرد؛ دستمزدی که در برخی موارد درآمد روزانهٔ آن‌ها را در این آب‌های پرریسک تا دو برابر افزایش می‌داد.

او ناخدای بازنشسته می‌گوید: «می‌خواستیم وظیفه‌مان را انجام دهیم، چون مالکان کشتی به ما گفته بودند باید تنگهٔ هرمز را باز نگه داریم و انرژی را منتقل کنیم، وگرنه اقتصاد کل جهان فرو می‌پاشد.»

یکی از خدمهٔ یک نفتکش با پرچم پاناما، محل اصابت نارنجک‌انداز راکتی را نشان می‌دهد که در اکتبر ۱۹۸۷ از سوی یک شناور مسلح ایرانی شلیک شده بود

اولاو میکلبوست که در دهه ۱۹۸۰ به‌عنوان مهندس روی کشتی‌های فعال در خلیج فارس کار می‌کرد، از دو حمله هواپیماهای عراقی جان سالم به در برد. در یکی از این حملات، نزدیک سواحل دوبی، یک موشک ضدکشتی به‌سختی از کنار کشتی او گذشت و سپس به کشتی دیگری برخورد کرد و باعث شد چند نفر در موتورخانهٔ آن کشتی کشته شوند. میکلبوست امروز هم به‌عنوان مدیر نفتکش فعالیت می‌کند.

این چهرهٔ باسابقه در این صنعت می‌گوید روش‌هایی که کشتی‌ها در دههٔ ۱۹۸۰ برای پنهان ماندن به کار می‌بردند، احتمالاً اکنون نیز توسط برخی کشتی‌هایی که در روزهای اخیر از تنگهٔ هرمز عبور کرده‌اند، استفاده می‌شود.

او می‌گوید نفتکش‌ها در آن زمان عمدتاً در تاریکی شب حرکت می‌کردند، «بدون هیچ نور و چراغی»، و تمام پنجره‌های محل استقرار خدمه پوشانده می‌شد. «تقریباً از رادار استفاده نمی‌کردیم، فقط گاهی روشن و خاموش، چون ممکن بود سیگنالی به ساحل بدهد. بنابراین الان هم همین کار را خواهند کرد، بی‌صدا عبور می‌کنند.»

به‌گفتهٔ او کشتی‌ها ممکن است دستگاه‌های فرستنده‌ای را که برای جلوگیری از برخورد به کار می‌روند، خاموش کنند، چون این ابزارها علاوه بر پیشگیری از تصادف، موقعیت کشتی را برای وب‌سایت‌های رهگیری دریایی نیز آشکار می‌کنند.

قایق‌های تندرو ایرانی، چند ثانیه پیش از شلیک به سوی یک بالگرد خبری در سواحل دوبی، در دسامبر ۱۹۸۷، به تصویر کشیده شده‌اند

سیورتسن که کتابی دربارهٔ «جنگ نفتکش‌ها» نوشته، هنوز به‌شدت تحت تأثیر تصمیمی است که در اوت ۱۹۸۷ (تابستان ۱۳۶۶) گرفت؛ زمانی که به تنگهٔ هرمز نزدیک می‌شد.

کشتی او که چراغ‌هایش خاموش بود، شبانه و در سکوت رادیویی در حال عبور از خلیج فارس بود تا نفتکش حامل آمونیاک را بدون جلب توجه از تنگهٔ هرمز عبور دهد.

ناگهان نوری روی سطح دریا ظاهر شد که نشان می‌داد کشتی دیگری که قصد عبور به‌شکل مشابه داشت، هدف حملهٔ گروهی از قایق‌های تندرو سپاه پاسداران قرار گرفته است.

سیورتسن می‌گوید: «موشک‌ها را دیدیم و از طریق رادیوی وی‌اچ‌اف هم شنیدیم. ناخدای آن کشتی درمانده شده بود.» وقتی پیام اضطراری «مِی‌دِی» [درخواست کمک] از رادیو پخش شد، «در درون خودم دچار کشمکش شدم». کمک کردن می‌توانست تقریباً به معنای خودکشی باشد، اما او می‌توانست پیام درخواست کمک را به دیگران منتقل کند؛ کاری که دریانوردان به آن «می‌دی رله» می‌گویند.

او می‌گوید: «اما می‌دانستم اگر تماس بگیرم و پیام را منتقل کنم، قایق‌های ایرانیِ مهاجم متوجه می‌شوند که یک نفتکش دیگر هم در نزدیکی است.» در نهایت تصمیم می‌گیرد سکوت کند.

«باید به ۲۴ نفر دیگر روی کشتی خودمان فکر می‌کردم و فقط در تاریکی، بدون هیچ پاسخی، به مسیر ادامه می‌دادم.»

یک بالگرد کاروان نفتکش‌های تحت اسکورت نیروی دریایی آمریکا را در خلیج فارس در ژوئن ۱۹۸۸، همراهی می‌کند

پس از آن‌که در دههٔ ۱۹۸۰ صدها کشتی هدف حملهٔ ایران و عراق قرار گرفتند، ایالات متحده ناوهای جنگی خود را برای اسکورت نفتکش‌ها به خلیج فارس اعزام کرد. اما این مداخله نیز پیامدهای تراژیکی داشت.

در ماه مه ۱۹۸۷ ( اردیبهشت ۱۳۶۶) ناو آمریکایی «یواس‌اس استارک» با دو موشک اگزوسه که از یک جنگندهٔ عراقی شلیک شده بود، هدف قرار گرفت. بغداد بعداً اعلام کرد که خلبان این ناو را با یک نفتکش اشتباه گرفته بود. در این حادثه ۳۷ ملوان آمریکایی کشته شدند.

یک سال بعد (تیرماه ۱۳۶۷)، پس از آن‌که اختیارات درگیری برای ناوهای آمریکاییِ اسکورت‌کنندهٔ نفتکش‌ها در خلیج فارس افزایش یافت، ناو «یواس‌اس وینسنس» یک هواپیمای مسافربری ایرانی را با یک جنگندهٔ در حال نزدیک شدن اشتباه گرفت.

پس از هشدار به هواپیما برای تغییر مسیر، این ناو دو موشک شلیک کرد که هواپیما را در آسمان منهدم کرد و هر ۲۹۰ سرنشین آن کشته شدند.

جنگ ایران و عراق در اوت ۱۹۸۸ (همان تیرماه ۱۳۶۷) پایان یافت و یک ماه بعد، ناوهای آمریکایی به عملیات اسکورت نفتکش‌ها در خلیج فارس خاتمه دادند.

تصویر ماهواره‌ای که تنگه هرمز در گوشهٔ بالا سمت چپ و خلیج عمان را نشان می‌دهد

کهنه‌سربازان جنگ نفتکش‌ها در دههٔ ۱۹۸۰ می‌گویند امروز نیز نیروی دریایی آمریکا می‌تواند تنگهٔ هرمز را به‌زور باز نگه دارد. اما سیورتسن معتقد است چنین اقدامی «فقط اوضاع [بحران کنونی] را بدتر خواهد کرد.»

میکلبوست نیز به حادثه‌ای در ژوئیهٔ ۱۹۸۷ (مرداد ۱۳۶۶) اشاره می‌کند که در آن یک نفتکش تحت اسکورت ناوهای آمریکایی با یک مین دریایی برخورد کرد و می‌گوید این نشان می‌دهد که «حتی با حضور یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان هم نمی‌توان این محیط را به‌طور کامل کنترل کرد.»