روشنترین نتیجهٔ بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، توسط ایالات متحده در نگاه کرملین این است که این اقدام هم ضربهای به نفوذ منطقهای روسیه وارد میکند و هم به غرور ولادیمیر پوتین.
مادورو که بهعنوان متحد مهم مسکو اردیبهشت همین امسال با رئیسجمهور روسیه توافق «شراکت راهبردی» امضا کرده بود، ناگهان از قدرت کنار گذاشته شده و اکنون در زندانی در شهر نیویورک به سر میبرد.
دستگیری مادورو کمی بیش از یک سال پس از سقوط بشار اسد در سوریه رخ میدهد؛ کسی که در ازای حمایت حیاتی روسیه در جنگ با مخالفانش، برای مسکو جای پایی محکم در خاورمیانه فراهم کرده بود.
این رویداد ضربهٔ بزرگ دیگری است به تلاشهای پوتین برای بازگرداندن جایگاه جهانی روسیه پس از عقبنشینیای که با فروپاشی اتحاد شوروی آغاز شد.
علاوه بر این، عملیات آمریکا در ونزوئلا در سوم ژانویه طی چند ساعت به هدفی دست یافت که روسیه در نزدیک به چهار سال از زمان آغاز تهاجم گسترده به اوکراین نتوانسته به آن برسد؛ هدفی که یکی از اولویتهای اصلی او به شمار میرفت: کنار زدن رهبر یک کشور از قدرت.
با این حال، تمرکز روسیه بر جنگ اوکراین باعث میشد که حفاظت از مادورو عملاً امکانپذیر نباشد، حتی اگر مسکو چنین قصدی داشت. از سوی دیگر، اهمیت ونزوئلا برای روسیه، دستکم از نظر اقتصادی ، کاهش یافته است؛ چرا که تحریمها و عوامل دیگر، تولید نفت را پایین آوردهاند، آن هم در بخشی که روسیه منافع قابلتوجهی در آن دارد.
در عین حال، این تحولات برای روسیه جنبههای مثبتی هم دارد. مسکو میتواند عملیات آمریکا را بهعنوان نمونهای از تلاش واشینگتن برای تحمیل ارادهٔ خود به دیگر کشورها و نادیده گرفتن حقوق بینالملل هر زمان که بخواهد، مطرح کند؛ استدلالی که با وجود جنگ روسیه علیه اوکراین، همچنان برای برخی قانعکننده است.
وزارت خارجهٔ روسیه در بیانیههایی در سوم ژانویه اعلام کرد که نسبت به آنچه «اقدام تجاوزکارانهٔ مسلحانه علیه ونزوئلا» خواند، «بهشدت نگران» است و از ایالات متحده خواست «رئیسجمهور قانونیِ منتخب یک کشور مستقل و همسرش» را آزاد کند.
اما بهگفتۀ تحلیلگران، آنچه برای کرملین از تقویت این تصویرسازی از آمریکا مهمتر است، امید به این است که اقدامات واشینگتن در ونزوئلا و تمرکز دونالد ترامپ بر نیمکرهٔ غربی، به روسیه آزادی عمل بیشتری بدهد، هم از نظر اخلاقی و هم نظامی، تا در آنچه حوزهٔ نفوذ خود میداند، بهویژه در اوکراین، مطابق میلش رفتار کند.
الکساندرا سیتنکو، تحلیلگر سیاسی مستقر در برلین و کارشناس روابط روسیه با آمریکای لاتین، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «صرفنظر از تصمیمهایی که ولادیمیر پوتین در اوکراین میگیرد، محکوم کردن برخی اقدامات صرفاً بر پایهٔ حقوق بینالملل روزبهروز دشوارتر میشود.»
بهگفتۀ مارک گالئوتی، تحلیلگر مسائل روسیه و استاد افتخاری دانشگاه کالج لندن، این برداشت گسترده که عملیات آمریکا نقض حقوق بینالملل بوده، «برای روایت کلی روسیه چیز بدی نیست».
او در پادکست خود در چهارم ژانویه گفت: «در نگاه پوتین، قدرتهای بزرگ همین کارها را میکنند و حوزههای نفوذ دارند. اگر قرار است آمریکا حوزهٔ نفوذ خود را در آمریکای لاتین داشته باشد، نتیجهاش این است که ما هم باید اجازه داشته باشیم حوزهٔ نفوذ اسلاوی خودمان را داشته باشیم.»
سم گرین، استاد مؤسسهٔ روسیه در کینگز کالج لندن، نیز گفت: «نارضایتی از کنار گذاشته شدن مادورو به دست واشینگتن با این وعده تعدیل میشود که نوعی همزیستی جهانی میان قدرتها شکل بگیرد؛ وضعیتی که در آن مسکو حق خواهد داشت در همسایگی خود نیز همان کار را انجام دهد.»
شواهد نشان میدهد که روسیه مدتها پیش از آغاز جنگ علیه اوکراین در فوریهٔ ۲۰۲۲، به دنبال چنین معاملهای بوده است.
فیونا هیل، مشاور ارشد امور روسیه و اروپا در شورای امنیت ملی آمریکا در دورهٔ نخست ریاستجمهوری ترامپ، در اکتبر ۲۰۱۹ به یک کمیتهٔ کنگره گفت که در جریان بحرانی که روسیه برای حفظ مادورو در برابر تلاش یک رهبر اپوزیسیونِ مورد حمایت آمریکا وارد عمل شد، «روسها بهروشنی پیام میدادند که میخواهند نوعی معاملهٔ عجیب میان ونزوئلا و اوکراین انجام دهند».
بهگفتۀ او، پیام روسیه این بود: «شما ما را از حیاط خلوتتان بیرون میخواهید؛ اما ما هم نسخهٔ خودمان را داریم. شما در حیاط خلوت ما در اوکراین هستید.»
این بار نیز رویکرد روسیه و واکنش نسبتاً ملایمش به بازداشت مادورو بخشی از روندی است که نشان میدهد تمایل مسکو برای بهزانو درآوردن اوکراین تا چه اندازه سایر ابعاد سیاست خارجیاش را شکل میدهد.
هانا نوت، مدیر بخش اوراسیا در مرکز جیمز مارتین برای مطالعات منع اشاعه، در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت: «پوتین برای واداشتن جو بایدن به کنار گذاشتن اوکراین، از همکاری با او پرهیز کرد. در یک سال گذشته هم تلاش کرده در نظر ترامپ خوشایند بماند، این بار با هدف کشاندن او به اتخاذ موضعی همسو با روسیه علیه اوکراین.»
او افزود: «چه با فشار و چه با تمجید از یک رهبر آمریکایی، هدف نهایی روسیه همواره یکسان بوده است: ایجاد شکاف میان آمریکا و اوکراین.»
با وجود آنکه لحن و محتوای دیپلماسی دربارهٔ اوکراین میتواند بهسرعت تغییر کند، تاکنون نشانهای از تغییر عمده در موضع آمریکا پس از بازداشت مادورو دیده نشده است. این بازداشت همزمان با چندین دور گفتوگو میان آمریکا، اوکراین، اروپا و روسیه در قالبهای مختلف رخ داد؛ گفتوگوهایی که در چارچوب تلاش دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ جریان دارد.
ترامپ ساعاتی پس از عملیات در کاراکاس گفت که «از پوتین راضی نیست» و افزود او «آدمهای زیادی را میکشد». او همچنین در چهارم ژانویه، با تکرار جمعبندی سیآیای، گفت باور ندارد که اوکراین یکی از اقامتگاههای پوتین را در حملهٔ پهپادی اواخر ماه گذشته هدف قرار داده باشد؛ آن هم پس از آنکه پیشتر به نظر میرسید ادعایی را بپذیرد که بهگفتۀ خودش پوتین در یک تماس تلفنی مطرح کرده بود.
مارک گالئوتی این پرسش را مطرح کرد که آیا تمرکز بر ونزوئلا و نیمکرهٔ غربی به این معناست که ایالات متحده از اوکراین غافل خواهد شد یا نه. پاسخ او این بود: «میشود پرسید ادعای ادارهٔ ونزوئلا اصلاً چگونه قرار است عملی شود. اما از سوی دیگر، یک ابرقدرت میتواند همزمان چند کار را پیش ببرد. به نظر من این موضوع تأثیر خاصی بر آنچه در اوکراین رخ میدهد نخواهد داشت.»
سم گرین نیز گفت اگر کرملین امیدوار است به تفاهمی گسترده میان قدرتهای بزرگ برسد و در قبال اوکراین دستِ کاملاً بازی داشته باشد، احتمالاً ناامید خواهد شد.
او نوشت: «اگر در کوتاهمدت مجوزی کاملاً آزاد برای اقدام در اوکراین داده نشود، مسکو این ماجرا را نمونهٔ دیگری از ریاکاری معمول آمریکا تلقی خواهد کرد؛ امری که احتمالاً به تیره شدن ائتلاف فرضی هژمونی جهانی میان پوتین، ترامپ و شی جینپینگ میانجامد.»