دور تازهٔ اعتراضات در ایران که از کمتر از یک هفته پیش آغاز شده و ماهیت اقتصادی- سیاسی دارد، در رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای داشته و بسیاری از آنها به جنبههای خبری و تحلیلی این اعتراضات پرداختهاند.
تقریباً همه رسانههای غربی، دو وجه مهم این اعتراضات را مورد توجه قرار دادهاند: اینکه گرچه فشارهای خردکنندهٔ اقتصادی بر بدنهٔ جامعه و سقوط شتابان ارزش پول ملی، جرقهٔ شروع اعتراضات را زد، اما نارضایتی عمومی و انباشتهشدهٔ مردم به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفت و معترضان، بار دیگر کل نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفتند.
موضوع مهم دیگری که از چشم این رسانهها دور نمانده، گستردگی صنفی و جغرافیایی اعتراضات جاری است و همگی به این موضوع اشاره کردهاند که با وجود گذشت کمتر از یک هفته، ایران شاهد گستردهترین اعتراضات از زمان جان باختن مهسا امینی در پاییز ۱۴۰۱ است.
میخواهیم ملاها بروند
روزنامه «گاردین» چاپ بریتانیا در گزارشی تحلیلی، با اشاره به سقوط شتابان ارزش ریال طی هفتههای اخیر و رسیدن نرخ برابری هر دلار آمریکا به عدد بیسابقه ۱۴۲ هزار تومان، افت بیش از ۵۶ درصدی ارزش ریال در کمتر از شش ماه را، «نقطه عطفی» برای مردم ایران و اقتصاد درهمشکستهٔ کشور توصیف میکند.
این روزنامهٔ بریتانیایی با تأکید بر تأثیر بازگشت مجموعهای از «خردکنندهترین تحریمهای بینالمللی» بر اقتصاد ایران، به عنوان نمونه، به افزایش ۷۲ درصدی قیمت مواد غذایی نسبت به دوره مشابه در سال قبل اشاره کرده است.
گاردین در ادامه اما تأکید میکند دامنهٔ اعتراضاتی که بهدلیل شرایط بهشدت نابسامان اقتصادی آغاز شده بود، به سرعت گسترش پیدا کرد و به بستری برای ابراز شکایت از شیوهٔ حکومت ایران تبدیل شد.
این روزنامه مینویسد از مغازهداران و کسبه تا دانشجویان و فعالان مدنی و حقوق زنان، به خیابانها آمده و شعارهایی همچون «مرگ بر دیکتاتور» و «زن، زندگی، آزادی» سر میدهند؛ شعارهایی که به سادگی میتوانند مجازات زندان و بیش از آنرا بهدنبال داشته باشند.
گاردین در ادامه به نقل از یک معترض جوان در تهران مینویسد: «سالهاست که آهسته اما پیوسته برای ایجاد تغییرات اساسی در شیوهٔ زندگیمان با این حکومت فاسد مبارزه کردهایم. وضعیت اقتصادی فعلی، آخرین میخ را به تابوت حکومت زد. سالهاست که خواستهایم این حکومت برود و حالا دیگر آنها گزینهای برای بقا ندارند».
تانک تنهای تهران
بسیاری از رسانههای بینالمللی، یکی از تصاویر مربوط به اعتراضات جاری را مورد توجه قرار دادهاند: تصویری که در آن، یک معترض در نزدیکی مرکز خرید علاالدین در تهران، به تنهایی و در آرامش، در مقابل نیروهای امنیتی موتورسوار روی زمین نشسته است.
تصویری نمادین که بسیاری را به یاد معترض معروف میدان «تیان آن من» پکن در سال ۱۹۸۹ میاندازد؛ معترضی که یکتنه در مقابل تانکهای ارتش جمهوری خلق چین ایستاده بود.
یورونیوز، ضمن پرداختن به این تصویر، آنرا نشانهای از «جانبهلب» شدن بدنهٔ جامعه و گسترش اعتراضات به همهٔ لایههای اجتماعی ایران تعبیر کرده است.
این رسانهٔ اروپایی شعارهای برخی از معترضان در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و درخواست برای بازگشت حکومت پادشاهی در کنار شعارهای دموکراسیخواهانه بخشهای دیگری از معترضان را، نشانهای از همین گستردگی طیفهای معترضان دانسته است؛ معترضانی که بهرغم دیدگاههای سیاسی مختلف و متنوع، همگی بر سر یک خواسته متفقالقولند: «بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی».
از حمله اسرائیل تا بیآبی: بحران پس از بحران
روزنامه نیویورک تایمز هم ضمن اشاره به شرایط بد اقتصادی و اجتماعی ایران، مسائل دیگری را هم بهعنوان عوامل موثر در فراگیرتر شدن اعتراضات جاری و لبریز شدن خشم مردم برمیشمارد.
به باور این روزنامه، بحران آب طی ماههای اخیر هم به نارضایتی عمومی از شیوهٔ حکومتی جمهوری اسلامی دامن زده است.
نیویورک تایمز به نقل از تحلیلگرانش مینویسد بیماری مهلکی که همچون خوره به جان اقتصاد ایران افتاده، ناشی از مجموعهٔ متنوعی از عوامل است: از سوءمدیریت تا سیاستهایی که اقتصاد کشور را بسته نگه داشته است. از سوی دیگر، اقدامات روزافزون دولت دونالد ترامپ برای بهصفررساندن فروش نفت ایران و دسترسی تهران به ارز خارجی و منابع بلوکهشدهاش در بانکهای خارجی هم بسیاری از تلاشهای جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها را بیاثر کرده است.
این روزنامه به درگیری نظامی شش ماه پیش ایران و اسرائیل، معروف به جنگ ۱۲ روزه هم به عنوان عامل مهم دیگری در فروپاشی اقتصادی ایران اشاره کرده است.
نیویورک تایمز با اشاره به سرکوب شدید و مرگبار اعتراضات اقتصادی و اجتماعی ایرانیان طی نزدیک به دو دههٔ گذشته، در مورد مفید واقعشدن رویکرد «نرمتر» مسئولان و حتی رسانههای حکومتی طی روزهای نخست اعتراضات، از جمله تغییر سریع رئیس بانک مرکزی و وعدههای رئیسجمهور و مجلس برای «شنیدن و توجه به اعتراضات معیشتی مردم» ابراز تردید کرده و نتیجهگیری کرده که باید صبر کرد و دید که آیا حکومت خواهد توانست بدون توسل به خشونتهای مشابه سالهای قبل، از این دور از اعتراضات هم جان بهدر ببرد یا خیر.
لزوم «حمایت معنادار» از معترضان و «حفظ فشار اقتصادی» بر رژیم
روزنامه وال استریت جورنال اما با توجه به تحولات یکی دو روز اخیر، به نحوی پرسش پایانی نیویورک تایمز را پاسخ داده است.
این روزنامه با اشاره به بازگشت نیروهای ضد شورش و لباسشخصی به خیابانها، بازداشت برخی معترضان و حتی شلیک تیر جنگی در کنار گاز اشکآور در برخی مناطق، نسبت به احتمال گسترش اقدامات سرکوبگرانه حکومت، در صورت ادامه و گسترش اعتراضات هشدار داده است.
مقامات تهران بازداشت ۲۱ هزار «مظنون» در طول جنگ ۱۲ روزه را تأیید کردهاند. نهادهای حقوق بشری هم ادعا میکنند که در طول شش ماه گذشته، جمهوری اسلامی بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تن را اعدام کرده است. به باور تحلیلگران وال استریت جورنال، این سطح از سرکوب حکومتی، «اهمیت اعتراضات جاری را دوچندان میکند».
این روزنامه در عین حال، این شرایط ویژه را «فرصتی برای ایالات متحده جهت نشاندادن حمایت واقعیاش از مردم ایران» میداند.
وال استریت جورنال با اشاره به پیامهایی که وزارت خارجه ایالات متحده به زبان فارسی منتشر میکند، تأکید کرده که ایرانیانی که جانشان را در دست گرفته و در خیابانها به حکومت اعتراض میکنند، «مستحق حمایتی معنادارتر هستند». این روزنامه به عنوان مثال به نیاز به تضمین دسترسی ایرانیان به اینترنت، معرفی عوامل کمتر شناختهشدهٔ جمهوری اسلامی و اقداماتی از این دست اشاره میکند.
اجراییکردن «قانون مهسا امینی» که با هدف پاسخگو کردن مقامات و ناقضان حقوق بشر تدوین و در اردیبهشتماه ۱۴۰۳ از سوی کنگره ایالات متحده تأیید و با امضای جو بایدن تبدیل به قانون شد هم از دیگر پیشنهادات وال استریت جورنال به دونالد ترامپ است.
این روزنامه با اشاره به سکوت دولت آمریکا در سال ۲۰۰۹ در قبال سرکوب معترضان ایرانی، به امید دستیابی به توافق هستهای با جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ را از تکرار «اشتباه باراک اوباما» برحذر میدارد.
وال استریت جورنال با تأکید بر ادامهٔ فروش نفت ایران، آنهم به میزان دو میلیون بشکه در روز بهرغم تحریمهای آمریکا، خواستار جدیت واشینگتن در اعمال فشار واقعی بر تهران، «حتی با نصف جدیتی که اخیراً در قبال کاراکاس در پیش گرفته» شده و یادآوری میکند که در حال حاضر «حفظ فشار اقتصادی بر رژیم، بیشترین اهمیت را دارد».
این روزنامه در عین حال یادآوری میکند که هنوز برای این ادعا که جمهوری اسلامی در «خطر سقوط فوری» است، زود است؛ هرچند که حکومتهای دیکتانوری معمولاً «تا لحظه فروپاشی و سقوط، پایدار و استوار به نظر میرسند».
والاستریت جورنال تحلیل خود را با تأکید بر وابستگی حیاتی علی خامنهای به درآمدهای نفتی برای حفظ وفاداری فرماندهان سپاه و اطمینان از ایستادن نیروهای سرکوبگر در مقابل هموطنانشان به پایان رسانده و نتیجهگیری کرده که در صورت قطع این شریان حیاتی رهبر جمهوری اسلامی، معلوم نیست از وفاداری این سرداران و پاسداران به نظام اثری باقی بماند.