پاراگراف اول: چرخهٔ خشونت «جمهوری آخرالزمانی» با «کمکی در راه» متوقف می‌شود؟

دونالد ترامپ روز ۲۳ دی‌ماه از معترضان ایرانی با عنوان «میهن‌پرست» نام برد و خواستار «ادامهٔ اعتراضات» آنان شد و گفت که «کمک در راه است»

گزارش‌های اولیه از کشته شدن صدها نفر و بازداشت هزاران تن از معترضان در جریان اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ حکایت می‌کند. به گونه‌ای که این خشونت افسارگسیخته، فولکر تورک کمیسر حقوق بشر سازمان ملل متحد را «وحشت‌زده» کرده است.

دیده‌بان حقوق بشر خواسته است که شورای امنیت سازمان ملل وضعیت سرکوب‌ها در ایران را بررسی کند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، هم پس از وضع ترفه‌های ۲۵ درصدی بر معامله‌کنندگان با حکومت ایران به معترضان وعده داده که «کمک در راه است».

آیا همه این‌ها در کنار درخواستی که بیش از هر زمان دیگری شنیده می‌شود، «مداخله بشردوستانه»، می‌تواند چرخهٔ خشونت در جمهوری اسلامی را متوقف کند؟

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، عبدالرضا احمدی اقتصاددان و از اعضای حزب «ایران نوین» در برلین، مهرداد لقمانی محقق و نویسنده در تورنتو و بهروز چمن‌آرا پژوهشگر ایران‌شناسی در فرانکفورت به این موضوع پرداخته‌اند.

Your browser doesn’t support HTML5

پاراگراف اول: چرخه خشونت «جمهوری آخرالزمانی» با «کمکی در راه» متوقف می‌شود؟

تعرفه‌های ترامپ

عبدالرضا احمدی، کارشناس اقتصادی، دربارهٔ اعمال تعرفه ۲۵ درصدی دونالد ترامپ بر هر گونه تجارت با جمهوری اسلامی ایران، جامعهٔ هدف این اقدام را بیش از خود حکومت، شرکای تجاری جمهوری اسلامی می‌داند.

به گفتهٔ او، این تعرفه‌ها می‌تواند به‌ویژه برای چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، هزینهٔ تأمین مالی جمهوری اسلامی را افزایش دهد؛ هرچند تأثیر آن بیشتر میان‌مدت یا بلندمدت است.

آقای احمدی این اقدام دونالد ترامپ را «ناکافی» خواند و گفت مسئله فراتر از فشار اقتصادی است.

این عضو ارشد حزب ایران نوین، با متهم کردن جمهوری اسلامی به «جنایت سازمان‌یافته» می‌گوید، نه‌فقط آمریکا، بلکه کل جهان، به‌ویژه سازمان ملل، باید وارد عمل شود.

عبدالرضا احمدی تعلیق رسمیت جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد را با تجربهٔ آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید مقایسه کرد و می گوید این حداقل اقدام ممکن است تا این حکومت از منظر حقوق بین‌الملل به‌عنوان یک «دولت متخاصم» شناخته شود.

به باور او، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها نیز دیگر نمی‌توانند با تحریم‌های نمایشی یا سیاست مماشات، این سطح از خشونت را نادیده بگیرند و باید به سمت سخت‌ترین اقدام‌ها بروند.

بیشتر در این باره: ترامپ: کشورهای جهان برای تجارت با ایران مشمول تعرفه ۲۵ درصدی می‌شوند

جمهوری آخرالزمانی

مهرداد لقمانی، محقق و نویسندهٔ ساکن تورنتو، هم این اقدام دونالد ترامپ را «بسیار ناکافی» می‌داند. او گفت این تعرفه‌ها تأثیر مستقیمی بر رفتار حکومت ندارد.

آقای لقمانی، جمهوری اسلامی را حکومتی «آخرالزمانی» توصیف می‌کند که برای بقای خود می‌جنگد و وضعیت کنونی را با روزهای پایانی حکومت نازی‌ها مقایسه کرد.

به گفتهٔ این پژوهشگر جنبش‌های اعتراضی خشونت‌پرهیز، هیچ فشار دیپلماتیک حتی تعلیق عضویت در سازمان ملل یا بستن سفارت‌ها قادر به تغییر رفتار ماشین سرکوب جمهوری اسلامی نیست.

او تأکید کرد این حکومت، بقای خود و گسترش شیعه‌گری در منطقه را وظیفه‌ای الهی می‌داند و در چنین چارچوبی، تنها زبان زور را می‌فهمد.

مهرداد لقمانی می‌گوید سابقه‌ای وجود ندارد که یک حکومت ایدئولوژیک آخرالزمانی با دیپلماسی تغییر رفتار دهد.

به گفتهٔ او، جمهوری اسلامی حتی اگر کشتارها بیشتر شود عقب‌نشینی نخواهد کرد.

او می‌گوید خشم مردم ایران از نبود مداخلهٔ بشردوستانه رو به افزایش است و حکومت به «آخر خط» رسیده است.

بیشتر در این باره: ریچارد گلدبرگ: یک وضعیت بسیار نامطلوب برای آیت‌الله در راه است

میهن‌پرستی، انسداد سیاسی و چرخهٔ خشونت

در میانهٔ این بحث، انتشار نوشتهٔ جدیدی از دونالد ترامپ در حساب کاربری‌اش در شبکهٔ اجتماعی‌ خود، تروث سوشیال، برنامهٔ «پاراگراف اول» را وارد فضای دیگری کرد. آقای ترامپ با خطاب قرار دادن معترضان و نام بردن از آنان با عنوان «میهن‌پرستان» نوشته است، «به اعتراض‌ها ادامه دهید… کمک در راه است».

بهروز چمن‌آرا در واکنش به این پیام گفت نه این توئیت و نه تعرفه‌های اعلام‌شده، به‌تنهایی باعث کاهش خشونت نخواهد شد. او تأکید کرد خشونت در ایران صرفاً به خشونت فیزیکی روزهای اخیر محدود نیست و جمهوری اسلامی از بدو تأسیس بر انواع مختلف خشونت بنا شده است.

به گفتهٔ او، خشونت نمادین، ساختاری و شبه‌استعماری علیه زنان، اقلیت‌های دینی، گروه‌های اتنیک و زبان‌ها از دوران دو پادشاهی مطلقه وجود داشته و همین امر به انسداد سیاسی و اجتماعی انجامیده است.

آقای چمن‌آرا این انسداد را عاملی دانست که جامعه را به سمت چرخه‌ای از خشونت، حتی خشونت کور، سوق داده است.

او می‌گوید مردم در واکنش به بسته بودن راه‌های عقلانی، حقوقی و سیاسی اعتراض می‌کنند، در حالی که جمهوری اسلامی با وجود انحصار خشونت، فاقد مشروعیت است و قانون را به ابزار خشونت تبدیل کرده؛ چرخه‌ای که به‌طور مداوم تشدید می‌شود.

عبدالرضا احمدی با انتقاد از مواضع بهروز چمن‌آرا می‌گوید، این نوع بحث‌ها در شرایطی که به گفتهٔ او «هزاران هموطن کشته شده‌اند»، تأسف‌انگیز است و مباحث را به سمت پروپاگاندا یا تحریف تاریخی می‌برد که نوعی «خیانت» است.

آقای احمدی استفاده از مفاهیم مرتبط با سال ۵۷ و آنچه را «تطهیر خشونت ایدئولوژیک» نامید، شریک شدن در جنایت دانست و گفت امروز زمان مباحث انتزاعی نیست.

به باور او، جهان باید فوراً وارد عمل شود و بیانیه و همدردی دیگر کافی نیست. این کنشگر سیاسی می‌گوید هرگونه کوتاهی، زمینه‌ساز فاجعه‌ای بزرگ‌تر خواهد بود و مسئولیت خون‌های آینده را نیز به همراه دارد.

بیشتر در این باره: گفتگو با برمن؛ آمریکا تا کجا آمادهٔ حمایت از معترضان در ایران است؟

مهرداد لقمانی هم مسئله اصلی را از کار انداختن ماشین خشونت دانسته و با پیش‌کشیدن مبحث «دفاع مشروع» می‌گوید: وضعیت کنونی نوعی جنگ داخلی است و مردم حق دارند از خود دفاع کنند.

به گفتهٔ آقای لقمانی، ایرانیان خارج از کشور وظیفه دارند از دولت‌های محل اقامت خود درخواست مداخلهٔ بشردوستانه کنند؛ امری که به گفتهٔ او در بالکان نیز سابقه داشته است.

آقای لقمانی با اشاره به صحبت‌های بهروز چمن‌آرا، همسان‌سازی حکومت پهلوی با جمهوری اسلامی را خطایی فلسفی و تاریخی دانست و تأکید کرد جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک توتالیتر است. او میهن‌دوستی را شرط لازم دموکراسی خواند و گفت بدون تعلق جمعی، امکان شکل‌گیری دموکراسی وجود ندارد.

بهروزچمن‌آرا در پاسخ به این انتقادها گفت، صحبت‌هایش توصیف وضعیت بوده، نه تجویز آن.

به گفتهٔ این پژوهشگر ایران‌شناسی، انسداد سیاسی به خشونت منجر می‌شود و این یک واقعیت توصیفی است.

آقای چمن‌آرا می‌گوید هرگز جمهوری اسلامی و نظام شاهنشاهی یکسان نیستند.

به گفتهٔ او، نظام شاهنشاهی ابزارهای گفتمانی و نمادین قدرتمندتری برای اعمال خشونت داشته است.

چمن‌آرا با انتقاد از نگاه مهرداد لقمانی درباره «میهن‌پرستی» می‌گوید میهن‌پرستی را مفهومی رمانتیک و الزاماً شرط دموکراسی نمی‌داند و نادیده گرفتن به گفته او «خشونت‌های استعماری و قومی» در ایران می‌تواند جامعه را دوباره به چرخه خشونت بازگرداند.