پس از حمله به کشتیها و تهدید زیرساختهای کشورهای عربی، مقامهای جمهوری اسلامی حالا از اهدافی در بستر دریا هم سخن میگویند که بنا به روایت آنها میتواند به فهرست اهداف تهران اضافه شود. کابلهایی که بخشی از ارتباط اینترنتی کشورهای خلیج فارس و حتی خود ایران از طریق آنها برقرار میشود.
با مطرح شدن احتمال حمله به این کابلها در صورت ازسرگیری جنگ، نگرانی دربارهٔ دامنهٔ درگیری به شبکهای کشیده شده که خدمات ارتباطی و فعالیت اقتصادی میلیونها نفر به آن وابسته است.
در هشدارهای اخیر، کابلهای ارتباطی در کنار مراکز داده و تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی قرار گرفتهاند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، از احتمال حمله به این زیرساختها در جنگی تازه سخن گفته و حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، نیز با اشاره به کابلهای زیر تنگهٔ هرمز، از معرفی «اهداف جدید» خبر داده است.
برخی تحلیلگران معتقدند تهران با این تهدیدها میکوشد توان بازدارندگی خود را افزایش دهد و هزینهٔ حملهٔ مجدد را برای آمریکا و متحدان منطقهای آن بیشتر کند، اما دربارهٔ توان ایران برای اجرای چنین عملیاتی، میزان خسارت احتمالی و حتی کشورهایی که بیشترین آسیب را خواهند دید، اختلاف نظر وجود دارد.
گسترش تهدید برای جلوگیری از جنگ
از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مقامهای ایرانی تلاش کردهاند اهدافی را در فهرست خود قرار دهند که هزینهٔ جنگ را چه برای ایالات متحده و اسرائيل و چه برای بازیگران منطقهای و حتی اقتصاد جهانی افزایش دهد. در محاسبات تهران، نگرانی کشورهای عربی از آسیب دیدن اقتصادشان میتواند عاملی برای مخالفت آنها با ازسرگیری جنگ باشد. اضافه کردن زیرساختهای اینترنتی به فهرست اهداف احتمالی، ممکن است تلاشی برای تقویت همین نگرانی باشد؛ بهویژه در کشورهایی که سرمایهگذاری در فناوری و خدمات دیجیتال را بخشی از برنامه اقتصادی خود قرار دادهاند.
محمد قائدی، مدرس روابط بینالملل در دانشگاه جرج واشینگتن، در گفتوگو با رادیو فردا میگوید: «تهدید جمهوری اسلامی برای حمله به کابلهای زیردریایی را باید جدی گرفت، اما ایران این را مشروط به این کرده که زیرساختهای ایران در جنگ بعدی مورد حمله قرار گیرد و تلاش میکند بازدارندگی خود را از این طریق افزایش دهد».
او این تهدید را ادامه اقداماتی میداند که جمهوری اسلامی پیشتر در سطح دریا و علیه زیرساختهای زمینی دنبال کرده است. به گفتهٔ قائدی، تهران اکنون تلاش میکند «حمله به زیرساختهای اینترنت در زیر آب در تنگهٔ هرمز را به میز اضافه کند تا بازدارندگی خود را تقویت کند و جلوی یک حمله مجدد به ایران را تا حدی بگیرد».
با این حال، اثرگذاری چنین تهدیدی به توان اجرای آن نیز بستگی دارد و باید دید تا چه اندازه چنین تهدیدی امکان اجرا دارد؛ موضوعی که ناظران دربارهٔ امکان چنین چیزی تردیدهایی دارند.
بیشتر در این باره:
تهدید سپاه علیه کابلهای اینترنت در تنگهٔ هرمز؛ هشدارها چقدر جدیاند؟تردید دربارهٔ توانایی قطع کابلها
با وجود تکرار این تهدیدها، هنوز روشن نیست ایران برای قطع کابلهای زیردریایی چه امکاناتی در اختیار دارد و چگونه میخواهد در شرایط جنگی از آنها استفاده کند.
داگ مادوری، مدیر تحلیل اینترنت در شرکت کنتیک، میگوید مشخص نیست تهران چگونه میخواهد کابلها را هدف قرار دهد و اعتقاد دارد که این اظهارات ممکن است با هدف جلب توجه مطرح شده باشد.
مادوری در توضیح این تردید میگوید: «من از فناوری مشخصی که بخواهند برای این کار به کار بگیرند، اطلاعی ندارم. آیا میخواهند بمب ضدزیردریایی در آب بیندازند؟ یا سناریویی شبیه فیلمهای هالیوودی در نظر دارند که زیردریایی برود و کابلها را قطع کند؟ واقعاً روشن نیست با چه فناوریای میخواهند این کار را انجام دهند».
او افزود: «من حتی قانع نشدهام که چنین توانی داشته باشند. اگر کشتیای بفرستند که لنگرش را روی بستر دریا بکشد تا به کابلی گیر کند، فکر میکنم نیروی دریایی آمریکا احتمالاً آن کشتی را متوقف خواهد کرد. بنابراین، دربارهٔ توانایی آنها برای انجام این کار تردید دارم. شاید این هم نمونه دیگری از تهدیدی باشد که صرفاً برای تهدید کردن مطرح میشود».
به باور مادوری، فراوانی حوادثی که به قطع کابلها منجر میشود، نباید با توانایی اجرای یک عملیات عمدی در شرایط جنگی یکسان گرفته شود. او در عین حال هشدار میدهد که اگر چندین مسیر ارتباطی همزمان از دست بروند، برخی کشورهای منطقه ممکن است با اختلالهای شدیدی مواجه شوند؛ سناریویی که خود او وقوع آن در ابعاد قطع همه کابلها را بسیار بعید میداند.
سهم هرمز در ارتباطات منطقه و جهان
برای سنجیدن پیامدهای این تهدید، تفاوت میان وابستگی کشورهای خلیج فارس و سهم هرمز در شبکهٔ جهانی اهمیت دارد. بر اساس اطلاعات کمیتهٔ بینالمللی حفاظت از کابلها، با استناد به دادههای تلهجئوگرافی، کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی جهان از تنگهٔ هرمز عبور میکند. این سهم محدود، با اهمیت همین کابلها برای ارتباطات بعضی کشورهای منطقه منافاتی ندارد.
آلن مولدین، مدیر پژوهش در شرکت تلهجئوگرافی، درباره احتمال اختلال گسترده در اینترنت به رادیو فردا گفت: «با توجه به همه گزینههای دیگری که وجود دارد، کابلهای عبوری از تنگهٔ هرمز در مجموع اهمیت زیادی ندارند. برای فهمیدن این موضوع کافی است به نقشه نگاه کنید».
مولدین درباره امکان انتقال ترافیک در صورتی که کابلهای اینترنتی در این منطقه قطع شود نیز میگوید: «نمیتوان درباره این موضوع حکم کلی داد. این به تصمیمهای هر اپراتور درباره چگونگی ساخت و طراحی شبکهاش بستگی دارد».
در عمل، شرکتهایی که از قبل ظرفیت کافی در مسیرهای مستقل فراهم کرده باشند، ممکن است بتوانند خدمات خود را با اختلال کمتری ادامه دهند. برای دیگران، داشتن یک مسیر جایگزین لزوماً به معنای امکان انتقال همه ترافیک به آن نیست.
امیل آبن، متخصص علوم داده در مرکز هماهنگی شبکهٔ رایپ (RIPE NCC)، در گفتوگو با رادیو فردا توضیح میدهد که وجود مسیر جایگزین بهتنهایی برای حفظ کیفیت خدمات کافی نیست: «اگر کابلی که حجم قابل توجهی از ترافیک را منتقل میکند از کار بیفتد، مسیرهای دیگر ممکن است همچنان در دسترس باشند. اما اگر ظرفیت خالی کافی نداشته باشند، کاربران ممکن است با کاهش سرعت، افزایش تأخیر و افت کیفیت خدمات مواجه شوند، حتی اگر ارتباط همچنان برقرار باشد».
این تفاوت میتواند حتی میان کاربران دو شرکت اینترنتی در یک محل دیده شود. آبن میگوید: «ممکن است شبکهٔ شما از یک قطعی بهشدت تأثیر بگیرد، در حالی که شبکهٔ فردی که همسایهٔ شماست تحت تأثیر قرار نگیرد». به گفتهٔ او، میزان وابستگی هر شبکه به کابل آسیبدیده و ظرفیتی که از مسیرهای دیگر یا با توافق با اپراتورهای دیگر در اختیار دارد، در این تفاوت تعیینکننده است.
آقای قائدی هم معتقد است در میان کشورهای عربی، کویت، قطر و بحرین بیشتر در معرض آسیب قرار دارند؛ زیرا عربستان از مسیر دریای سرخ و امارات از طریق فجیره نیز به شبکههای زیردریایی دسترسی دارند. او میگوید: «اگر به کابلهای اینترنت زیر آب در تنگهٔ هرمز حمله شود، میتواند اینترنت اینها را با کندی مواجه کند، نه اینکه به شکل کامل قطع کند؛ چون آنها هم از مسیرهای دیگری اینترنت خود را دریافت میکنند».
مادوری هم میگوید بحرین، قطر و حتی امارات تقریباً تمام ارتباط اینترنتی خود را به جهان از این مسیر تأمین میکنند و او درباره کافی بودن ظرفیت جایگزین محتاطتر است و به مسیر زمینی ارائهشده از سوی شرکت «آیکیو نتورکس» از عراق به ترکیه و اروپا اشاره میکند که به گفتهٔ او، فعلاً سهم کوچکی از ترافیک منطقه را منتقل میکند. او همچنین تأکید دارد که گسترش چنین مسیری زمان میبرد و نمیتواند یکشبه نیاز ناشی از قطع چند کابل را پاسخ دهد.
آقای مادوری درباره اینترنت ماهوارهای هم همین محدودیتها را تعیینکننده میداند و با ذکر مثالی این وضعیت را بهتر توضیح میدهد: «اگر همه مردم منامه در بحرین بخواهند همزمان از استارلینک استفاده کنند، جواب نمیدهد. ظرفیت و میزان تمرکز خدماتی که استارلینک میتواند در هر نقطه ارائه کند، سقف دارد». به باور او، این خدمات میتواند مکمل شبکهٔ موجود باشد، اما جایگزین کردن ارتباطات یک کشور با استارلینک امکانپذیر نیست.
محدودیت دادهها باعث میشود تجربهٔ مناطق دیگر نیز پاسخ روشنی برای خلیج فارس فراهم نکند. آبن توضیح میدهد که در بررسی قطعی کابلها در دریای بالتیک، شبکههای قابل اندازهگیری توانستند با استفاده از ظرفیت اضافی، ارتباط را با مقداری افزایش تأخیر حفظ کنند. اما او تأکید میکند: «نمیتوانیم نتیجهٔ پژوهشمان دربارهٔ دریای بالتیک را به همهٔ دنیا تعمیم دهیم. نمیتوان فرض کرد که همین میزان تابآوری در همهٔ مناطق وجود دارد». به گفتهٔ او، پوشش ابزارهای اندازهگیری رایپ در خلیج فارس نیز فعلاً برای بررسی منطقهای مشابه آنچه در بالتیک انجام شده، کافی نیست.
بیشتر در این باره:
تنگهای باریک، بحرانی بزرگ؛ چرا بابالمندب اهمیت حیاتی دارد؟بابالمندب چگونه میتواند ابعاد تهدید را تغییر دهد؟
اما تجربهٔ اتفاقات ماههای اخیر نشان داده که ایران علاوه بر هرمز از ظرفیتهای جغرافیایی دیگری هم میتواند در صورت امکان برای ضربه زدن به دشمنانش استفاده کند و احتمالاً یکی از نخستین مقصدها میتواند تنگهٔ بابالمندب باشد. جایی که آقای قائدی آن را یکی از اهداف احتمالی ایران با همراهی حوثیها میداند. در آن مسیر، کابلهایی قرار دارند که ارتباط میان اروپا، آسیا و بخشهایی از آفریقا را برقرار میکنند و آسیب به آنها میتواند پیامدهایی فراتر از کشورهای خلیج فارس داشته باشد.
قائدی با اشاره به این تفاوت میگوید: «اگر جمهوری اسلامی بهطور همزمان، به شکل مستقل یا از طریق حوثیها، کابلهای زیردریایی واقع در تنگهٔ بابالمندب را هم مورد هدف قرار دهد، میتواند خسارت بالاتری ایجاد کند و در چنین وضعیتی اختلال میتواند ابعاد بینقارهای پیدا کند».
البته گسترش عملیات به این منطقه، از نگاه قائدی، به تصمیم و محاسبات حوثیها نیز وابسته است. او احتمال میدهد این گروه برای آسیب زدن به کابلهایی که ارتباط چند قاره را برقرار میکنند، تمایل کمتری داشته باشد. به گفتهٔ او، ایران ممکن است برای افزایش دامنهٔ خسارت، اقدام مستقل در بابالمندب را در نظر بگیرد، اما چنین عملیاتی دشوار خواهد بود.
استدلال قائدی درباره شرایطی است که در آن تهدید تهران میتواند از اختلال منطقهای فراتر برود؛ شرایطی که تحقق آن به توان عملیاتی و آمادگی برای پذیرش هزینههای گسترش درگیری وابسته خواهد بود.
مادوری نیز تفاوت میان دو مسیر را مهم میداند و تأکید دارد که قطع شاخهای که وارد خلیج فارس میشود لزوماً مسیر اصلی ارتباط اروپا و آسیا را از کار نمیاندازد، اما آسیب به کابلهای دریای سرخ میتواند پیامد گستردهتری داشته باشد. با این حال، او درباره چگونگی اجرای عمدی چنین حملهای در آن منطقه نیز تردید دارد.
تجربهٔ دریای سرخ نشان میدهد که کابلها ممکن است بدون هدف قرار گرفتن مستقیم نیز از جنگ آسیب ببینند. در سال ۲۰۲۴، آسیب دیدن یک کشتی بر اثر حمله حوثیها و کشیده شدن لنگر آن، به قطع کابلها انجامید. اما مشکل دقیقاً همینجا آغاز میشود و در شرایطی که وضعیت عادی در منطقه حکمفرما نباشد، ترمیم کابلهای آسیبدیده هم با دشواری بیشتری روبهرو میشود. مادوری در این رابطه میگوید: «در دریای سرخ، تهدید شلیک حوثیها به کشتیها همچنان وجود داشت. همین موضوع تعمیراتی را که میتوانست چند هفته طول بکشد، ماهها عقب انداخت؛ چون کشتیها به تضمین نیاز داشتند که هدف قرار نمیگیرند. اگر هرمز هم به منطقه درگیری تبدیل شود، کشتیهای تعمیر کابل چنین خطرهایی را نمیپذیرند. آنها کشتیهای بسیار آسیبپذیری هستند و هنگام کار بهآرامی حرکت میکنند».
در مدتی که تعمیر کابلها به تعویق میافتد، بررسی شبکه میتواند نشان دهد کاربران تا چه اندازه همچنان با اختلال مواجهاند و انتقال ترافیک به مسیرهای دیگر چقدر مؤثر بوده است. آبن توضیح میدهد که اندازهگیریهای دورهای امکان مشاهدهٔ تغییر مسیر دادهها، افزایش تأخیر و از دسترس خارج شدن بخشهایی از شبکه را فراهم میکند: «این اندازهگیریها به ما میگویند اثری مانند افزایش تأخیر چه مدت ادامه پیدا میکند و چه زمانی وضعیت به حالت عادی برمیگردد».
بیشتر در این باره:
آیا کشورهای عربی میتوانند تنگهٔ هرمز را دور بزنند؟هزینهای که میتواند به ایران بازگردد
اما پرسش مهم دیگری که در صورت اجرای این تهدید جمهوری اسلامی وجود دارد این است که آیا خود ایران میتواند از تبعات چنین اقدامی مصون بماند و این قطعی اینترنت تنها به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس محدود بماند؟ آقای مادوری درباره امکان چنین چیزی تردید دارد و میگوید: «خیلی بعید میدانم بتوانند از دست رفتن آن کابلهای زیردریایی را تحمل کنند، بدون آنکه خودشان هم آسیب ناشی از این قطعیها را احساس کنند و در نتیجه بله خود ایران هم از این موضوع آسیب خواهد دید».
او با اشاره به اینکه ایران هم استفاده زیادی از کابلهای زیردریایی در تنگه هرمز میکند، میافزاید: «البته ایران یک ویژگی متفاوت دارد: بخش قابلتوجهی از پهنای باند بینالمللی خود را از مسیر شمال تامین میکند. در این صنعت به خرید دسترسی به اینترنت جهانی از شرکتهایی مانند اپراتورهای مخابراتی بینالمللی، "ترانزیت" میگوییم. ایران بخشی از این خدمات را از مسیر ارمنستان به اروپا و بخشی را از مسیر جمهوری آذربایجان به روسیه دریافت میکند تا به اینترنت جهانی متصل شود. شاید مقامهای ایرانی تصور میکنند میتوانند ترافیک را به این مسیرها منتقل کنند».
آقای مادوری با اشاره به اینکه تردید دارد که چنین چیزی عملی باشد یا خیر میافزاید: «شاید خودشان هم ندانند که آیا واقعاً میتوانند تمام ترافیک را از شمال عبور دهند. تجربه معمولا نشان میدهد که با وجود همه برنامهریزیها، از دست رفتن این کابلها به ارتباط اینترنتی خود ایران هم آسیب بسیار شدیدی خواهد زد».
برای سنجیدن اینکه مسیرهای جایگزین تا چه اندازه میتوانند از اختلال در ارتباطات ایران بکاهند، اطلاعات دقیقتری دربارهٔ شبکهها و ظرفیت آنها لازم است. آبن در توضیح محدودیتهای چنین بررسیهایی میگوید: «باید بدانیم کدام شبکهها به کابل آسیبدیده وابستهاند، حجم ترافیک آنها چقدر است، از چه مسیرهای فیزیکی استفاده میکنند و در مسیرهای جایگزین چه ظرفیتی وجود دارد. بخش زیادی از این اطلاعات از نظر تجاری حساس است و بهصورت عمومی منتشر نمیشود».
محاسباتی که در شرایط غیرعادی، دیگر عادی نیستند
تجربهٔ حملات ایران به کشورهای عربی، با وجود روابط اقتصادی و هزینههای تشدید درگیری برای خود تهران، نشان میدهد که در محاسبات جمهوری اسلامی، حفظ این منافع همیشه بر ملاحظات امنیتی غلبه نمیکند.
اگر رهبران ایران جنگی تازه را تهدیدی برای بقای حکومت بدانند، ممکن است آمادگی بیشتری برای پذیرش خسارت به زیرساختهای خود داشته باشند. در چنین وضعی، اقدامی که از بیرون حتی «خودویرانگر» به نظر میرسد، ممکن است در تهران راهی برای بالا بردن هزینهٔ ادامهٔ جنگ و واداشتن طرف مقابل به عقبنشینی تلقی شود.
با این حال، اجرای چنین تصمیمی همچنان به امکاناتی نیاز دارد که دربارهٔ برخورداری ایران از آنها تردید وجود دارد. مادوری احتمال میدهد این اظهارات بیشتر برای تهدید کردن و جلب توجه مطرح شده باشند؛ احتمالی که میتواند به معنای استفاده از نگرانی دربارهٔ آسیبپذیری کابلها در جنگ روانی باشد. در این صورت، تهران امیدوار است ترس از اختلال ارتباطات و خسارت اقتصادی، بر تصمیم واشینگتن و دولتهای منطقه اثر بگذارد، حتی اگر توان لازم برای اجرای تهدید را در اختیار نداشته باشد.