«جان‌دوست و مال‌پرست»؛ پشت‌پرده چهرهٔ مردمی و مذهبی ولادیمیر پوتین

کتاب «شخص تزار» بیش از آن‌که صرفاً یک زندگی‌نامه سیاسی باشد، تلاشی برای توضیح سازوکار قدرت پوتین و رابطه میان دروغ، پنهان‌کاری، فساد و تبلیغات و بقای سیاسی اوست

هر سال کتاب‌های متعددی در جهان درباره ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، خاستگاه قدرت او، و نظام سیاسی‌ای که او بنا کرده، منتشر می‌شود. اما مدتی است که کتاب «شخص تزار» نوشته دو روزنامه‌نگار تحقیقی روس توجه رسانه‌های بین‌المللی را به خود جلب کرده است.

کتاب تازه رومن بادانین و میخائیل روبین حاصل سال‌ها تحقیق این دو روزنامه‌نگار درباره زندگی، شخصیت و سازوکار قدرت پوتین است و ضمن بررسی شیوه تبلیغات کرملین، تصویر ساخته‌شده از پوتین از سوی حکومت روسیه را مورد تردید قرار می‌دهد.

اهمیت این کتاب که با عنوان کامل «شخص تزار؛ یک تحقیق روسی درباره ولادیمیر پوتین واقعی» به زودی به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس منتشر می‌شود، فقط در حجم آن یا ادعای ارائه اطلاعات تازه درباره زندگی شخصی پوتین نیست، بلکه مسئله اصلی نویسندگان، بازسازی یک شخصیت سیاسی از خلال مجموعه‌ای از اسناد، شهادت‌ها، تحقیقات و روایت‌هایی است که در طول ۲۶ سال حکومت پوتین در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

در نتیجه، کتاب بیش از آن‌که صرفاً یک زندگی‌نامه سیاسی باشد، تلاشی برای توضیح سازوکار قدرت پوتین و رابطه میان دروغ، پنهان‌کاری، فساد و تبلیغات و بقای سیاسی اوست.

بیشتر در این باره:

ربع قرن زمامداری؛ وعده‌های پوتین چه بود و چه شد؟

ویسیاک؛ شیوه پنهان‌سازی حقیقت

یکی از مفاهیم محوری کتاب واژه روسی «ویسیاک» است؛ اصطلاحی که در دوران شوروی سابق و روسیه کنونی به پرونده‌های حل‌نشده و دفن‌شده اشاره دارد؛ پرونده‌هایی که حقیقت آن‌ها می‌تواند نظام سیاسی حاکم را رسوا کند. از این منظر، «ویسیاک» فقط یک اصطلاح حقوقی یا امنیتی نیست، بلکه استعاره‌ای برای حکومت پوتین است: نظامی که برای پوشاندن پرونده قبلی، پرونده تازه‌ای به وجود می‌آورد.

به روایت نویسندگان، از ماجرای یوری اسکوراتوف، دادستان کل روسیه، در پایان دههٔ ۱۹۹۰ که نمونه‌ٔ مهم از انتشار اطلاعات یا تصاویر رسواکننده برای فشار سیاسی در مسیر تثبیت قدرت پوتین به شمار می‌رود، تا سرکوب مخالفان و مرگ الکسی ناوالنی، یک رشته از بحران‌ها و جنایت‌های حل‌نشده در روسیه شکل گرفته که حکومت را به ادامه پنهان‌کاری و سرکوب واداشته است.

روبین و بادانین در کتاب می‌نویسند که پوتین «برای سرپوش گذاشتن بر هر یک از جنایت‌های خود، از ترورهای سازمان اطلاعات داخلی، تا جنایت‌های جنگ‌های چچن و غارت سیستماتیک دولت روسیه، ناچار شده جنایت‌های تازه‌ای مرتکب شود».

این دو روزنامه‌نگار با اشاره به شیوه «فرار به جلو» از سوی حکومت در زمینه پاسخگویی به اقداماتی که انجام داده، این پرسش را مطرح می کنند: «اگر پوتین روزی مجبور شود بابت تمام اقدامات گذشته‌اش پاسخگو باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

بیشتر در این باره:

پوتین کجاست و کرملین چگونه محل واقعی‌اش را مخفی می‌کند؟

پوتین دارای یک ایدئولوژی خاص است؟

دیگر مسئله مهمی که کتاب به آن می‌پردازد این است که آیا می‌توان پوتین را دارای ایدئولوژی خاصی تصور کرد؟

در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از آغاز جنگ اوکراین، تصویری از پوتین شکل گرفته که او را نماینده یک ایدئولوژی منسجم می‌داند: احیای امپراتوری روسیه، محافظه‌کاری اجتماعی، مومن به مسیحیت ارتدوکس، مخالفت با لیبرالیسم غربی و بازگشت به ارزش‌های سنتی.

ولی بادانین و روبین این تصویر را زیر سؤال می‌برند و از نگاه آنان، آنچه در ظاهر «ایدئولوژی» به نظر می‌رسد، در بسیاری موارد «ابزاری برای حفظ قدرت» است. حتی «ارزش‌های سنتی» که از سال ۲۰۱۲ به یکی از محورهای مهم سخنان پوتین تبدیل شد، در تحلیل آن‌ها بیش از آنکه یک اعتقاد شخصی باشد، ابزاری تبلیغاتی برای مشروعیت‌بخشی به حکومت و پوشاندن فساد و سرکوب است.

پوتین فردی مذهبی است؟

آن‌ها در این زمینه به یک نمونه از تبلیغات حکومتی اشاره می‌کنند که تلاش می‌کند پوتین را فردی شدیداً مذهبی و معتقد نشان دهد.

این تبلیغات از این قرار است که در روسیه شایع شده بود که در تابستان ۱۹۹۶، زمانی که آناتولی سابچاک، سیاستمدار باسابقه، حمایت بوریس یلتسین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، را از دست داد و از شهرداری سن‌پترزبورگ کنار گذاشته شد، پوتین به جزیره والام، در دریاچه لادوگا، در غرب روسیه پناه برد، زیرا نگران تحقیقات دادستانی درباره تخلفاتی بود که او به عنوان معاون سابچاک انجام داده بود.

این جزیره دست‌کم از قرن پانزدهم، محل استقرار یک صومعه ارتدوکس بوده است. گرچه این صومعه یکی از مشهورترین اماکن عبادت در سراسر روسیه است، اما در آن زمان وضعیت بسیار اسفباری داشت و راهبان امکانات خود را با خانواده‌های تبعیدی و معلولان جنگ جهانی دوم تقسیم می‌کردند؛ افرادی که به نوشته کتاب «شخص تزار»، حکومت شوروی آن‌ها را از شهرهای بزرگ اخراج کرده بود تا حضورشان تصویر آرمانی زندگی در دوران کمونیسم را خدشه‌دار نکند.

بیشتر در این باره:

«پوتین یک تبهکار است»؛ سناتور ریک اسکات: کنگره باید روسیه را پاسخگو کند

در کتاب «شخص تزار» آمده که این روایت از رویدادهای سال ۱۹۹۶ کاملاً جعلی است و شبیه افسانه‌هایی است که بر اساس آن تزارهای قدیم به شکلی معجزه‌آسا از بزرگ‌ترین خطرات جان سالم به در می‌بردند و با پناه گرفتن در یک مکان مقدس مذهبی، خود را مخفی می‌کردند؛ مانند مورد پتر اول که گفته می‌شود در سال ۱۶۸۹ با فرار به یک صومعه خود را از یک توطئه محافظت کرد. او مشهور به پتر کبیر، یازدهمین تزار روسیه تزاری بود که از سال ۱۶۸۲ تا ۱۷۲۱، به‌عنوان تزار تمام روسیه و از سال ۱۷۲۱ تا زمان مرگش در ۱۷۲۵ میلادی، به‌عنوان نخستین امپراتور تمام روسیه بر این کشور حکومت کرد.

هم‌زمان با انتشار این شایعات، پوتین از زمان به قدرت رسیدن خود تاکنون تلاش کرده که نشان دهد رابطه‌ای قوی و تقریباً عرفانی میان خود و این صومعه وجود دارد؛ هر سال به آن‌جا می‌رود و حتی یک ساختمان وابسته به صومعه به‌طور ویژه برای اقامت او در هنگام سفرهایش ساخته شده است.

همچنین در سال ۲۰۰۸ یک معبد به افتخار «ولادیمیر قدیس»، یکی از شاهزادگان روسیه کهن، و «شهید لودمیلا»، قدیسه بوهم که بعداً کشته شد و «شهید» لقب گرفت، افتتاح شد. نویسندگان کتاب «شخص تزار» می‌گویند مشخص است که این نام‌گذاری بی‌دلیل نبود و همه را به یاد نام‌های خود ولادیمیر پوتین و همسرش لودمیلا می‌اندازد.

جنگ، ابزاری برای محبوبیت پوتین

همچنین در بخش دیگری از کتاب، نویسندگان به این موضوع می‌پردازند که چگونه جنگ برای پوتین به ابزاری مؤثر برای افزایش محبوبیت و تثبیت قدرت تبدیل شد.

آن‌ها می‌نویسند که تجربهٔ جنگ چچن در سال ۱۹۹۹ به پوتین نشان داد که یک «جنگ کوچکِ پیروزمندانه» می‌تواند محبوبیت سیاسی او را به‌سرعت افزایش دهد و این الگو در جنگ ۲۰۰۸ با گرجستان و سپس در الحاق شبه‌جزیره کریمه نیز تکرار شد.

در سال‌های قدرت پوتین، محبوبیت او در زمانی که روسیه جنگی را تجربه نمی‌کرد، کاهش می‌یافت و از حدود ۹۰ درصد پس از اشغال شبه‌جزیره کریمه اوکراین، دوباره تا حدود ۶۰ درصد در سال ۲۰۲۱ و پیش از حمله به اوکراین پایین آمد.

از این منظر، نویسندگان معتقدند جنگ برای حفظ جایگاه و مشروعیت سیاسی پوتین اهمیت اساسی داشته است؛ به‌ویژه این‌که او پس از تغییر قانون اساسی برای امکان حضور در دوره‌های پنجم و ششم ریاست‌جمهوری، نمی‌توانست به محبوبیت نسبتاً پایین خود رضایت دهد.

بیشتر در این باره:

«مخفی‌ترین کودکان روسیه»؛ تحقیقات جدید درباره پسران پوتین

پوتین، «مال‌دوست و نگران سلامت خود»

همچنین یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، افشای آن چیزی است که «پوتین واقعی» خوانده شده، و در تقابل با تصویر رسمی پوتین قرار دارد.

در حالی که در تصویر رسمی ارائه شده از سوی کرملین، پوتین مردی مذهبی، محافظه‌کار، خانواده‌دوست، ساده‌زیست و نزدیک به مردم است، تحقیقات این دو روزنامه‌نگار نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور روسیه به شدت نگران امنیت و سلامت خود است، مایل نیست کسی از زندگی شخصی‌اش چیزی بداند و اهل تجملات و املاک بسیار گران‌قیمت است.

بادانین در گفت‌وگویی درباره کتاب، هدف پوتین را در دو کلمه خلاصه می‌کند: ثروتمند شدن و حکومت کردن ابدی؛ و البته به گفته او، میل به قدرت از میل به ثروت مهم‌تر است.

با این حال، این برداشت به معنای انکار اهمیت تاریخ شوروی یا ملی‌گرایی روسی در تفکر پوتین نیست. بلکه تأکید می‌کند که نباید زبان ایدئولوژیک حکومت را با انگیزه واقعی تصمیم‌گیری سیاسی پوتین یکی دانست.

نویسندگان کتاب در گفت‌وگو با «لوپوئن»، حتی از یک «وارونگی کامل ارزش‌ها» سخن می‌گویند. از دید آنان، طی ۲۶ سال یک ماشین عظیم تبلیغاتی ساخته شده که وظیفه اصلی آن تولید و حفاظت از تصویر عمومی پوتین بوده است.

این دو روزنامه‌نگار تاکید می‌کنند که دروغ برای پوتین صرفاً وسیله‌ای برای پنهان کردن حقیقت نیست؛ بلکه بخشی از شیوه حکومت کردن اوست.

بیشتر در این باره:

گزارش ادارهٔ اطلاعات ملی آمریکا از ترورهای سیاسی حکومت پوتین