نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی ایران به فاصلهٔ کوتاهی از سرکوب گستردهٔ اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴، خیابانهای پایتخت را قُرق کرده است؛ با برگزاری تظاهرات حکومتی و پشتبند آن تشییع جنازهٔ تعدادی از کشتهشدگان اعتراضها- مأموران انتظامی و امنیتی- که در روایت حکومت از آنها با عنوان «شهدای امنیت» نام برده میشود.
آیا جمهوری اسلامی از اینجای ماجرا دارد اعتماد به نفسش را بازسازی میکند تا وارد فاز تازهای از مواجهه با اعتراضها شود؛ فازی که در آن میخواهد، خیابان و روایتش را از آن خود کند تا از کاهش دامنهٔ اعتراضها بکاهد و ظاهراً به موازات این تلاش، کانالهای دیپلماتیکش را هم فعال کند؟
همه اینها همزمان شده است با پیام ابهامآمیز رئیسجمهور آمریکا که در نوشتاری در حساب کاربری شبکهٔ اجتماعی خود، تروث سوشیال، خطاب به معترضان نوشت: «کمک در راه است». پیامی که حالا تحتالشعاع صحبتهای بعدی او دربارهٔ توقف کشتارها در ایران قرار گرفته است؛ با این جمله که «برنامهای برای اعدام وجود ندارد، هرچند باید ببینیم دقیقا به چه معناست».
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، این موضوع را با میترا جشنی دبیر اجرایی «بنیاد فَرَشگَرد» در ایتالیا و فاطمهٔ حقیقتجو مدیر «مرکز خشونتپرهیزی برای دموکراسی» در واشینگتن به بحث گذاشتیم.
«جنگ تمامعیار»
میترا جشنی، مدیر اجرایی بنیاد فَرَشگَرد، معتقد است که تجربه نشان داده که دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، معمولاً صحبتی را مطرح نمیکند مگر آنکه دستکم بخشی از آن را عملی کند.
او با بحرانی ارزیابی کردن وضعیت کنونی ایران که در آن معترضان با گلولههای جنگی در خیابان هدف قرار میگیرند، این وضعیت را یک «جنگ تمامعیار» خواند.
به باور این عضو هیئت مدیرهٔ «مشاوران سازمان ایرانیان آمریکایی برای آزادی»، اینبار بعید است جامعهٔ جهانی در برابر وضعیت ایران سکوت کند. خانم جشنی به مواضع کشورهایی مانند آلمان و حتی دولتهایی اشاره کرد که پیشتر رویکردی میانهروانه داشتند اما اکنون بهگفتهٔ او «خیلی محکم» این وقایع را محکوم میکنند.
او همچنین یادآور شد که دونالد ترامپ آشکارا گفته است که این وضعیت بیپاسخ نخواهد ماند. بر همین اساس انتظار میرود در روزهای آینده جامعهٔ جهانی با جمهوری اسلامی بسیار جدی برخورد کند.
مشکلات امروز نتیجهٔ سیاستهای آیتالله علی خامنهای است که کشور را به بنبست کشانده است و این نظام حکومتی، انعطافپذیر نیست و حفظ نظام را به معنای حفظ قدرت، حتی با خونریزی، فهم کرده است.فاطمه حقیقتجو، مدیر «مرکز خشونتپرهیزی برای دموکراسی»
در ادامه، فاطمهٔ حقیقتجو، نمایندهٔ پیشین مجلس شورای اسلامی، ضمن ابراز همدردی با خانوادههای کشتهشدگان گفت که نباید این جانهای ازدسترفته به عدد تقلیل داده شوند.
او با اشاره به تلاش جمهوری اسلامی برای پیش بردن همزمان مذاکره و کنترل خیابان میگوید، حکومت میکوشد ادعاهای خود را روی میز مذاکره بگذارد؛ از جمله با جمع کردن دیپلماتهای خارجی و نمایش فیلمهایی که در آنها «عوامل موساد» مسئول بخشی از کشتهها معرفی میشوند.
خانم حقیقتجو میگوید دربارهٔ درستی یا نادرستی این ادعاها نظر قطعی نمیدهد، چرا که اطلاعات میدانی در دست نیست، اما یادآور شد که جمهوری اسلامی بهصراحت اعلام کرده که قصد کنترل خیابان را دارد و با اعتراضها برخورد خواهد کرد.
او در پاسخ به پرسشی دربارهٔ تجربه حضورش در مجلس شورای اسلامی و مقایسهٔ وضعیت کنونی با دورههایی مانند حوادث کوی دانشگاه، خشونت را «بخشی از هویت جمهوری اسلامی» میداند که مبتنی بر کشتار، زندان و سرکوب است؛ امری که به گفتهٔ این کنشگر سیاسی در دورههای مختلف شدت و ضعف داشته اما ماهیت آن تغییر نکرده است.
مدیر «مرکز خشونتپرهیزی برای دموکراسی» میگوید، مشکلات امروز نتیجهٔ سیاستهای آیتالله علی خامنهای است که کشور را به بنبست کشانده و به گفتهٔ او، این نظام حکومتی انعطافپذیر نیست و حفظ نظام را به معنای حفظ قدرت، حتی با خونریزی، فهم کرده است.
به اعتقاد خانم حقیقتجو، تردیدی نیست که مسئول اصلی کشتارها، جمهوری اسلامی است، حتی اگر عوامل دیگری نیز در این میان نقش داشته باشند.
خطر سوریهای شدن
میترا جشنی در واکنش به صحبتهای خانم حقیقتجو و طرح برخی ادعاها دربارهٔ نقش موساد، گفت تکرار ادعاهای بیمنبع جمهوری اسلامی، عملاً تبدیل شدن به تریبون حکومت و نوعی سفیدشویی جنایتهاست.
حتی اگر حکومت با کشتار بتواند مدتی باقی بماند، بهمراتب ضعیفتر از گذشته خواهد بود؛ حتی ضعیفتر از حکومت بشار اسد.میترا جشنی، دبیر اجرایی «بنیاد فرشگرد» در ایتالیا
میترا جشنی با بیان اینکه مخالف «رؤیافروشی» است، میگوید: جمهوری اسلامی «صددرصد مشروعیت مردمی» خود را از دست داده و برای نخستین بار شاهد حضور خانوادهها در کنار یکدیگر در خیابانها و جانباختن آنها هستیم.
خانم جشنی میگوید حتی اگر حکومت با کشتار بتواند مدتی باقی بماند، بهمراتب ضعیفتر از گذشته خواهد بود؛ حتی ضعیفتر از حکومت بشار اسد.
به گفتهٔ او، برای نخستین بار میتوان گفت جمهوری اسلامی دیگر توان ماندگاری گذشته را ندارد و «این کاخ موریانهخورده فرو خواهد ریخت».
او با پیش کشیدن تجربهٔ سوریه، نگرانی خود را از اینکه جمهوری اسلامی در صورت تداوم حیات، ایران را به سوریه، لیبی یا افغانستان تبدیل کند، پنهان نکرده و میگوید تنها راه بازسازی، رفتن جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با ساختاری است که بتواند ایران را سر پا نگه دارد.
فاطمه حقیقتجو میگوید مسئله فقط رفتن نیست، بلکه «چگونه رفتن» اهمیت دارد.
او بعید دانست جمهوری اسلامی توان مدیریت یک گذار بدون خشونت را داشته باشد و هشدار داد خطر سوریهای شدن کشور جدی است.
به گفتهٔ او، راه جلوگیری از این سناریو، ادامهٔ حضور مردم در خیابان به شکلی است که خشونت تشدید نشود، هرچند اذعان کرد که سرکوب شدید عملاً چنین امکانی را محدود کرده است.
حقیقتجو همچنین به وضعیت اپوزیسیون پرداخت و گفت اپوزیسیون انسجام ندارد، تفرقهبرانگیز است و گاه شعارهایی میدهد که مردم را میترساند.
از نظر او، شکستن چرخهٔ خشونت، توجه به عدالت انتقالی و ارائهٔ تصویری روشن از آینده، حیاتی است و ایران متعلق به همه ایرانیان است.
«خیزش ملی» برای بازپسگیری ایران
در پاسخ به پرسشی دربارهٔ نقش اپوزیسیون، میترا جشنی میگوید مردم ایران وارد «نبردی نابرابر» شدهاند و نباید با نگاه فانتزی تصور کرد که چنین حکومتی با رقص و شعار عقبنشینی میکند.
خانم جشنی با استناد به کنوانسیون ژنو میگوید وقتی جان و معیشت مردم هدف قرار میگیرد، دفاع مشروع حق مردم است.
به گفتهٔ او، برای نخستین بار خواست داخل و خارج کشور یکی شده و این یک «انقلاب ملی» است.
به گفتهٔ میترا جشنی، کسانی که هنوز از آرمانهای ۵۷ دفاع میکنند یا کنار مردم ایران نمیایستند، بخشی از مردم نیستند و مسئله اصلی، خود مردماند نه اختلافات سیاسی.
عضو ارشد بنیاد فرشگرد، اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ را «خیزشی ملی با خواست مشخص بازپسگیری ایران» میداند و معتقد است ایران اشغال شده و مردم معترض برای نخستین بار یکصدا اعلام کردهاند «دیگر بس است».
فاطمهٔ حقیقتجو با تأکید بر اینکه «ایران مال همه ایرانیان است»، میگوید بدون پذیرش این اصل، چرخهٔ خشونت متوقف نخواهد شد.