لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ تهران ۱۹:۴۴

حسن روحانی رئیس جمهور ایران، دهمین سخنران روز دوم اجلاس عمومی سازمان ملل متحد بود. از زمان ورود به نیویورک تیم دولت و دیپلمات های ایرانی فعالیت های متعددی داشتند تا نقطه نظر های ایران را در امور بین المللی و به ویژه توافق اتمی (برجام) برای رسانه های آمریکایی و مقامات سازمان ملل روشن کنند. روحانی را محمد جواد ظریف،(وزیر امور خارجه) عباس عراقچی (معاون وزیر خارجه)، محمد نهاوندیان (معاون اقتصادی رئیس جمهور)، و محمود واعظی (رئیس ذفتر رئیس جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری) همراهی می کردند.

اما روحانی از لحظه ورود به نیویورک برنامه فشرده ای داشت. محور اصلی بحث و گفتگو در ملاقات های روحانی عمدتاً به توافق اتمی مربوط می شد. درملاقات روحانی با آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل، مصاحبه با کریستین امانپور در شبکه سی ان ان، و همینطور مصاحبه با شبکه سی بی اس تا ملاقاتهای وزیر خارجه ایران با وزیر امور خارجه بریتانیا و سایر افراد داشت، برجام مرکز ثقل گفتگو ها را تشکیل می داد. هرچند به احتمال زیاد در ملاقات وزرای خارجه ایران و بریتانیا مسایل کنسولی نیز مطرح شده بود که طبیعتاً می تواند به وضعیت نازنین زاغری زندانی دو تابعیتی بریتانیایی-ایرانی نیز مرتبط باشد. به موضوع محبوسین آمریکایی و خارجی در ایران مستقیماً در سخنرانی روز گذشته دونالد ترامپ نیز اشاره شده بود.

با موضعگیری های اخیر دولت آمریکا در مورد خروج احتمالی از برجام و سخنرانی غیر منتظره و تندی که روز گذشته دونالد ترامپ در صحن عمومی سازمان ملل ارائه کرد، کار رئیس جمهور و تیم دیپلماتیک همراه وی مشکل تر بود. از طرفی روحانی باید در زمان کوتاهی که سخنرانی خود را ارائه می کرد مواضع رسمی دولت خود را در زمینه های مختلف از جمله مسایل مربوط به حقوق شهروندی و اقلیت ها روشن کند و از طرفی دیگر بتواند به گونه ای موثر پاسخ سخنان دونالد ترامپ را هم بدهد.

روحانی در سخنرانی سازمان ملل خود "مانیفست" زیبایی را از تعامل با دنیا ارائه می دهد. بسیاری از نکاتی که او در این مانیفست ارائه می دهد با واقعیت های اجرایی در کشور همخوانی ندارد. به عبارت دیگر جنبه های نظری این مانیفست از جنبه های عملی آن قوی تر است چرا که در عمل باید از سد بنیادگرایان و افراطیون وابسته به حلقه قدرت مرکزی و نظامیان حامی آنان بگذرد تا قابل پیاده شدن باشد. دو نقطه ضعف در این مانیفست وجود دارد که عبور از آن برای موفقیت برنامه های تعاملی آقای روحانی الزامی است. یکی از این دو مانع داخلی و در اتباط با باز شدن فضای جامعه، تامیت مشارکت عموم مردم صرفنظر از جنسیت، مذهب، قومیت و باور های سیاسی است. درکنار این قضیه نقض گسترده آزادی ها و عدم رعایت ضوابط حقوق بشردر ایران نیز از موانع اساسی در بخش داخلی است.دومین مانع مشکلی است که از زمان آغاز نظام سیاسی ایران در رابطه با آمریکا ایجاد شده و و باید برای آن چاره جویی اساسی بشود.

روحانی از متنی که در دست داشت قرائت می کرد و به نظر می رسید بخشهایی از گفتار وی در پاسخ به سخنان روز گذشته دونالد ترامپ به نگارش در آمده بود. سخنرانی ۲۴ دقیقه ای آقای روحانی شامل چند بخش بود که اهم آنرا در زیر مورد بررسی قرار می دهیم:

جایگاه دولت واعلام مواضع سیاسی – روحانی در ابتدا برای نشان دادن جایگاه و فلسفه سیاسی دولت خود به نتایج آماری انتخابات بهار گذشته اشاره کرد و گفت مردم به برنامه او برای "اعتدال و احترام به حقوق بشر و حقوق شهروندی در سیاست داخلی و اتخاذ خط مشی تعامل سازنده در سیاست خارجی و پیشرفت در مسیر تحول اقتصادی" رای دادند. وی همچنین از "بلوغ سیاسی- اجتماعی جامعه" در حکومتی "مردم سالار" سخن گفت که به زعم او تنها چهار دهه است در ایران برپا شده است. وی مردم را "بزرگترین پشتوانه نظام جمهوری اسلامی" دانست. این در حالی است که دونالد ترامپ مردم ایران را در مقابل حاکمیت قرار داده بود و گفته بود بزرگترین ترس حکومت جمهوری اسلامی از مردم است. روحانی نیز تائید کرد که در طول ۱۵۰ سال گذشته "حقوق بشر و حقوق شهروندی در کنار اسلام خواهی و عدالت جویی" از مهمترین خواسته های مردم بوده است. وی اشاره کرد که دولت در دوره گذشته "منشور حقوق شهروندی" را اعلام کرده است. در حالیکه منشور مورد اشاره وی هیچوقت از حالت تئوری فراتر نرفته، روحانی آنرا "تحقق" خواسته های مردم در یکصد و ده سال اخیر دانست.

به نظر می رسد بین آنچه روحانی حکومت "مردم سالار" توصیف می کند وتعریف علمی مردم سالاری از یک طرف و واقعیت های موجود اجتماعی و سیاسی ایران از طرف دیگر، فاصله زیادی وجود دارد. چشم های نگران مردم سالاری، دیده بان حقوق بشر، گزارشگرهای سازمان ملل، خبرنگاران بدون مرز، و غیره ایران را به عنوان یک نظام "مردم سالار" نمی شناسند. در شرایطی که همه نمایندگان مردم سالاری از کنشگران اوپوزیسیون، زنان، روزنامه نگاران، فعالان کارگری، اقلیت های دینی و غیره زندان ها را پر کرده اند آیا می توان توصیف رئیس جمهوری را از یک نظام مردم سالار باور کرد؟

فلسفه اعتدال – روحانی سعی کرد فلسفه اعتدال را به عنوان آئین دولت خود تبیین کند و آنرا در نقطه مقابل "رقص شمشیر ها" و "سلاحهای صادراتی" قرار داد که اشاره ای تلویحی به سفر دونالد ترامپ به عربستان سعودی و شرکت وی در مراسم سنتی رقص شمشیر و همچنین عقد قراردادهای تسلیحاتی بین آمریکا و عربستان بود. در ادامه وی "فقر و جنگ و درگیری" مسلمانان در یمن، سوریه، عراق، بحرین، افغانستان، و میانمار را در تعارض با وجود توسعه، امنیت، و رفاه در برخی کشور ها قرارداد و به محرومیت مردم فلسطین از "کمترین حقوق انسانی" اشاره کرده آنرا ناشی از ازامنیتبرای "غاصبان" آن سرزمین دانست بدون اینکه نامی از اسرائیل ببرد.

در شرایطی که پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران از جانب اقلیت سنی به خاطرعدم رعایت حقوق اجتماعی و عدم برخورداری از حق مشارکت سیاسی گلایه های متعددی مطرح بودهو یا اقلیت بهایی بخاطر محرومیت و سرکوب شکایت می کند؛ آقای روحانی ایران را "پرچمدار تسامح در حق ادیان و اقوام مختلف" معرفی کردو گفت: "ما همان ملتی هستیم که یهودیان را از رنج اسارت بابلی نجات دادیم، ارمنیان مسیحی را با آغوش باز در میان خویش پذیرفتیم". گرچه این دو مقوله به لحاظ تاریخی با هم فاصله ای طولانی دارند و یکی به دنیای کهن و دیگری به دوران اسلامی بر میگردد.این واقعه انکار ناپذیری در تاریخ است که بخشی از مسیحیان دست کم در قرن یازده هجری قمری به اجبار به جلفا کوچانده شدند. البته می توان فهمید که نگاه آقای روحانی از جنبه منافع ملی و هدف وی در مقابله با صداهای جنگ طلبانه موجود و ایجاد این باور است که ایران قصد جنگ ندارد.

امپراطوری مذهبی - روحانی از مواضع ایران در مبارزه با تروریسم دفاع کرد و از تاریخ ادبیات ایران از "شعر و ادب و حکمت" در فرهنگ ایرانی مدد گرفت و "توسعه امپراطوری مذهبی" را نفی کرد. یاد آوری مولوی، سعدی و حافظ قطعاً جوامع روشنفکر و تاریخ گرا را به یاد جایگاه رفیعفرهنگی ایران می اندازد و بی شک اگر این اظهارات از طریق تند روهای مذهبی نفی نشود می تواند برای خلق چهره ای میانه رو تر از ایران در سطح بین المللی موثر باشد. ولی متاسفانه بین بیانات رئیس جمهور و عملکرد ایران در منطقه هماهنگی اطمینان بخشی وجود ندارد و بزودی سیل انتقادات تند روها از سخنان رئیس جمهور کاربرد و ارزش این بیانات را کاهش خواهد داد.

توافقنامه اتمی - آقای روحانی پس از این مقدمه تمدنی و فرهنگی به قطعنامه ۲۳۳۱ شورای امنیت و توافق هسته ای (برجام) پرداخت. در واقع به نوعی خواست بگوید قطعنامه ۲۳۳۱ به عنوان یک کلیت باید در نظر گرفته شود که مرجع حمایت و تصویب آن یعنی "شورای امنیت" به آن مشروعیت می بخشد و لذا هرگونه حرکت برای نقض آن مخالفت با اقدام شورای امنیت تلقی می شود و چون برجام بخشی از این قطعنامه است لذا قابل مذاکره مجدد نیست.

وی برجام را "سند شورای امنیت" و تعاملی بر مبنای مشارکت سازنده بین ایران و جهان تعریف کرد و اظهارات پرزیدنت ترامپ را در مورد تجدید نظر در برجام نوعی "خود تحریمی" دانست که اکنون تبدیل به "احساس غُبن" شده است.ناظران جهانی در اینمورد تعبیر دیگری دارند و این تصور وجود دارد که علیرغم اینکه ایران توانسته است به دنبال امضای توافق اتمی با کشورهای اروپایی به توافق برسد به خاطر بدبینی های متقابل در برقراری رابطه دوستانه با آمریکا توفیقی نداشته است. تنها راه برداشتن این مانع شروع مذاکرات است و اینکار را می توان در هر بازه زمانی آغاز کرد. بی شک مذاکرات با آمریکا می توان درک جدیدی را در مورد ایران، اهداف منطقه ای و سیاست های دفاعی ایران ایجاد کند و در سایه آن ممکن است حتی نیازی به مذاکره در مورد برجام نباشد.

گرچه روحانی "عبور ازتهدیدات خطرناک و تحولات پیچیده دوران گذار فعلی"را تنها از طریق "افزایش تماس ها و مراودات، و نهادینه کردن گفتگو ها از سوی دولت ها و ملت ها" میسر می داند ولی معلوم نیست چرا در عمل این دستورالعمل را برای حل و فصل اختلافات ایران با ایالات متحده اجرا نمی کند؟

روحانی دونالد ترامپ را برای ادبیاتی "کینه توزانه و زشت" که در نطق روز گذشته خود در تقابل با جمهوری اسلامی ایران بکار برد به شدت مورد انتقاد قرار می دهد و طرح آنرا در سازمان ملل خلاف شئونات این سازمان می داند. دیگر سران دولت ها مانند فرانسه، نیز از مواضع ایالات متحده در قبال توافق اتمی انتقاد کرده اند.

روحانی در بخش دیگری از سخنان خود از برنامه های موشکی ایران دفاع و با توجه به جنگ هشت ساله و حملات موشکی عراق به ایران در زمان صدام حسین، تولیدات موشکی فعلی را کاملاً موجه و تدافعی تلقی می کند. این نکته ای نیست که آمریکا و اروپا با آن توافق داشته باشند و یکی از موارد مهم مورد اختلاف است که در عین حال در فضای مذاکرات (اگر مذاکراتی صورت بگیرد) قابل حل و فصل به نظر می رسد.

در بخش دیگری از سخنان خود، رئیس جمهور ایران اعلام می کند که "بحران های سوریه، یمن، و بحرین راه حل نظامی ندارند" و برای حل و فصل آن پذیرش آرای مردم و توقف خشونت ها را پیشنهاد می کند.

افق اقتصادی - در دقایق پایانی، رئیس جمهوری ایران از ظرفیت های اقتصاد کشور برای "رشد و توسعه" سخن می گوید. وی تحریم ها را بی فایده و جامعه بین المللی را برای سرمایه گذاری در این اقتصاد که به زعم او ظرفیت رشدی برابر با "یک تریلیون دلار در بیست سال آینده" دارد دعوت می کند. وی به درستی به ذخایر ذیقیمت نفت و گاز ایران اشاره می کند و آمادگی کشور را برای مشارکت در امر سرمایه گذاری و "همکاری بلند مدت برای امنیت انرژی جهانی" فاعلام می کند.

آقای روحانی در سخنرانی سازمان ملل خود "مانیفست" زیبایی را از تعامل با دنیا ارائه می دهد. بسیاری از نکاتی که او در این مانیفست ارائه می دهد با واقعیت های اجرایی در کشور همخوانی ندارد. به عبارت دیگر جنبه های نظری این مانیفست از جنبه های عملی آن قوی تر است چرا که در عمل باید از سد بنیادگرایان و افراطیون وابسته به حلقه قدرت مرکزی و نظامیان حامی آنان بگذرد تا قابل پیاده شدن باشد. دو نقطه ضعف در این مانیفست وجود دارد که عبور از آن برای موفقیت برنامه های تعاملی آقای روحانی الزامی است. یکی از این دو مانع داخلی و در اتباط با باز شدن فضای جامعه، تامیت مشارکت عموم مردم صرفنظر از جنسیت، مذهب، قومیت و باور های سیاسی است. درکنار این قضیه نقض گسترده آزادی ها و عدم رعایت ضوابط حقوق بشردر ایران نیز از موانع اساسی در بخش داخلی است.دومین مانع مشکلی است که از زمان آغاز نظام سیاسی ایران در رابطه با آمریکا ایجاد شده و و باید برای آن چاره جویی اساسی بشود. هفتاد و دومین اجلاس عمومی سازمان ملل متحد این امکان را فراهم کرد که بار دیگر این مسایل بازنگری شود. امیدواریم فلسفه سیاسی رئیس جمهور ایران بتواند چنین ظرفیت هایی را برای موفقیت برنامه های دولت فراهم کند و گرنه چهار سال دیگر هم می گذرد بدون اینکه تحولی اساسی مشاهده شود.

____________________________________
*نظرات و آرای مطرح‌شده بیانگر دیدگاه‌های نویسندگان است و بازتاب دیدگاهی از سوی رادیو فردا.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG