لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۲۰:۰۸

مارک کتز: با تشدید بحران ایران، موازنه‌گری روسیه دچار تزلزل شده است

با ادامه و گسترش تنش‌ها در اروپای شرقی و خلیج فارس، در دو مسیر جداگانه اما هم‌راستا، این برداشت در حال شکل‌گیری است که جنگ‌های اوکراین و خاورمیانه دیگر رویدادهایی جدا از هم نیستند، بلکه دو جبهه از یک تقابل جهانیِ در حال تحول به شمار می‌روند.

تماس سطح‌بالای اخیر میان ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، و مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ایران پرده از موقعیت حساس و ظریف کرملین برمی‌دارد، آن هم در حالی که گزارش‌های تازه از کمک روسیه به تقویت توان هدف‌گیری نظامی ایران حکایت دارد.

مسکو طی سال‌ها تلاش کرده است خود را به‌عنوان یک میانجی منعطف در خاورمیانه معرفی کند؛ قدرتی که می‌تواند هم‌زمان با ایران، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس تعامل داشته باشد. اما با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و گره خوردن جنگ اوکراین با رقابت‌های گستردهٔ ژئوپلیتیکی، این موازنه‌گری نشانه‌هایی از فشار و فرسایش را نشان می‌دهد.

در واشینگتن، جایی که دونالد ترامپ در حال بازتنظیم اولویت‌های سیاست خارجی ایالات متحده است، و در پایتخت‌های خلیج فارس که نسبت به تشدید اقدامات ایران نگران‌تر شده‌اند، تردیدها دربارهٔ پایداری «ابهام راهبردی» مسکو در حال افزایش است؛ این‌که آیا این رویکرد می‌تواند دوام داشته باشد یا نتیجهٔ معکوس خواهد داشت.

برای بررسی این تحولات، رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی با مارک کتز، استاد بازنشستهٔ دانشگاه جرج میسون و پژوهشگر ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک، گفت‌وگو کرده است. کَتز که متخصص سیاست خارجی روسیه و روابط کرملین با ایران و خاورمیانه است، می‌گوید مسکو روی طنابی باریک‌تر از گذشته حرکت می‌کند و این وضعیت می‌تواند نفوذ مسکو در تهران و فراتر از آن را دگرگون کند.

رادیو اروپای آزاد: در سطح کلی، این دیدگاه در حال گسترش است که جنگ‌های اوکراین و خاورمیانه به‌طور فزاینده‌ای به هم مرتبط شده‌اند. روسیه می‌گوید از نظر نظامی در ایران دخالت نمی‌کند. آیا این خویشتنداری واقعی است یا باید آن را نوعی ابهام راهبردی دانست؟

مارک کتز: به نظر من بیشتر ابهام راهبردی است. گزارش‌های زیادی منتشر شده و مقام‌های دولت آمریکا هم اشاره کرده‌اند که روس‌ها به ایرانی‌ها در زمینهٔ هدف‌گیری نظامی کمک می‌کنند، به‌ویژه در حملات پهپادی و موشکی ایران در سراسر منطقه، از جمله علیه پایگاه‌های آمریکا. حتی نشانه‌هایی وجود دارد که تسلیحاتی هم در اختیارشان گذاشته‌اند، هرچند دقیقاً مشخص نیست چه چیزهایی.

بنابراین روشن است که روسیه نیروهای زمینی یا سامانه‌های بزرگ تسلیحاتی اعزام نمی‌کند، اما اقداماتش نشان می‌دهد که قطعاً از حکومت ایران حمایت می‌کند.

هفتهٔ گذشته دیداری میان پوتین و مقام‌های ارشد ایرانی برگزار شد. چه کسی بیشتر به این دیدار نیاز داشت، تهران یا مسکو؟ و آیا ایران دستاورد ملموسی داشت یا بیشتر با حمایت لفظی مواجه شد؟

سؤال خوبی است. به نظر می‌رسد در حال حاضر ایران بیشتر به روسیه نیاز دارد. آن‌ها زیر حملات اسرائیل بوده‌اند و با وجود آن‌که ایران از این حملات جان به در برده، آمریکا و اسرائیل خسارات زیادی وارد کرده‌اند و تهران به‌دنبال هر کمکی است که بتواند از روسیه بگیرد.

روسیه هم البته موضع حمایتی گرفت، پوتین سخنان مثبتی بیان کرد، اما در سطح علنی نشانه‌ای از حمایت ملموس دیده نمی‌شود. البته این به این معنا نیست که چنین حمایتی در کار نیست، اما روسیه آن را به‌طور علنی مطرح نمی‌کند.

به نظر می‌رسد برای آن‌چه حاضرند به‌طور علنی بپذیرند، حد و مرزی دارند و همین نشان می‌دهد که می‌خواهند این همکاری را در سطحی محدود نگه دارند. یکی از دلایل این است که پوتین نمی‌خواهد روابطش با ترامپ را خراب کند. کاهش ۹۹ درصدی کمک نظامی آمریکا به اوکراین از سوی ترامپ امتیاز بزرگی برای پوتین بوده و اگر ترامپ از کمک روسیه به ایران خشمگین شود، ممکن است این کمک‌ها را از سر بگیرد.

همچنین پوتین به حفظ روابط خوب با کشورهای عربی خلیج فارس علاقه‌مند است. تجارت، به‌ویژه از طریق امارات متحدهٔ عربی، به روسیه کمک کرده تحریم‌های غرب را دور بزند، در حالی که ایران برخی اهداف در امارات را هدف قرار داده است.

عامل دیگر این است که برخی کشورهای خاورمیانه برای دفاع هوایی در برابر ایران به اوکراین روی آورده‌اند، و این به نفع پوتین نیست.

ایران درخواست سامانه‌های دفاع هوایی اس-۴۰۰ را مطرح کرده است. آیا پوتین عملاً پاسخ منفی داده و اگر چنین کند، نشانهٔ محدودیت نقش روسیه به‌عنوان ضامن امنیت ایران خواهد بود؟

برداشت من این است که او «نه» نگفته، بلکه هنوز «بله» هم نگفته، که تفاوت مهمی است. شاید به این دلیل که خود پوتین به این سامانه‌ها نیاز دارد و نمی‌تواند آن‌ها را واگذار کند. همچنین ارسال اس-۴۰۰ می‌تواند برای کشورهای عربی خلیج فارس هشدار جدی باشد.

ممکن است در مقطعی چنین کاری انجام دهد، اما به نظر نمی‌رسد عجله‌ای برای این کار داشته باشد، و این باید برای تهران ناامیدکننده باشد.

گزارش‌هایی حاکی از آن است که روسیه تصاویر ماهواره‌ای از اهداف انرژی اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در اختیار ایران قرار داده است. آیا مسکو در واقع «مغز» عملیات هدف‌گیری است، در حالی که از ایفای نقش «بازوی عملیاتی» خودداری می‌کند؟

دقیقاً روشن نیست آن‌ها چه نقشی در تعیین اهداف حملات دارند؛ آیا توصیه هم می‌کنند یا فقط اطلاعات می‌دهند؛ روشن نیست.

ظاهراً می‌خواهند به ایران کمک کنند، اما در عین حال سطحی از «انکارپذیری قابل قبول» را حفظ کنند، به‌ویژه به این منظور که دولت ترامپ نتواند بگوید روسیه در کشتن نیروهای آمریکایی نقش دارد. آن‌ها نمی‌خواهند آن‌قدر با این عملیات مرتبط شوند که از سوی آمریکا مقصر شناخته شوند.

اگر این ارتباط بیشتر شود، ممکن است دیگر نتوانند از نسبت دادن مستقیم این اقدامات به روسیه جلوگیری کنند.

اگر ایران تحت فشار مداوم سامانه‌های پیشرفتهٔ غربی قرار گیرد، آیا این وضعیت روسیه را به اقدام بیشتر وادار می‌کند یا محدودیت‌های آن را آشکار می‌سازد؟

هر دو ممکن است. روسیه مستقیماً وارد چنین درگیری‌هایی نخواهد شد، اما احتمالاً تلاش می‌کند به اندازه‌ای به ایران کمک کند که بتواند دوام بیاورد.

از نگاه پوتین، این شاید نوعی اقدام تلافی‌جویانه هم باشد. کمک آمریکا به اوکراین باعث شده که این کشور بتواند اهدافی را در داخل روسیه هدف قرار دهد، بنابراین روسیه هم کاری مشابه انجام می‌دهد. حتی پوتین گفته اگر آمریکا کمک به اوکراین را متوقف کند، روسیه هم کمک به ایران را متوقف می‌کند، که نشان می‌دهد چنین کمکی وجود دارد.

اما چنین اظهاراتی احتمالاً برای ایران رضایت‌بخش نیست. آن‌ها همواره نگران‌اند که پوتین در صورت رسیدن به توافقی با آمریکا، از ایران صرفاً به‌عنوان یک ابزار چانه‌زنی استفاده کند.

در سطح کلان، هدف نهایی روسیه در قبال ایران چیست، حفظ بقای حکومت یا کنترل صحنهٔ ژئوپولیتیکی گسترده‌تر؟

قطعاً بقای حکومت مهم است. برخلاف سوریه، که مسکو پس از سقوط دولت اسد سریعاً با حکومت جدید رابطه برقرار کرد، در مورد ایران نمی‌خواهد چنین وضعیتی پیش بیاید. البته اگر چنین شود، احتمالاً سریعاً با حکومت جدید هم رابطه برقرار می‌کند.

فراتر از آن، روسیه مایل است نفوذ آمریکا در همه‌جا کاهش یابد. اختلاف میان آمریکا و اروپا، چه بر سر اوکراین و چه ایران، از نگاه پوتین مفید است.

در نهایت، روسیه ترجیح می‌دهد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این نتیجه برسند که نمی‌توانند به آمریکا تکیه کنند و شاید برای مهار ایران به روسیه نیاز داشته باشند، هرچند این هدف لزوماً واقع‌بینانه نیست.

در پایان، آیا پوتین ایران را شریکی برای حمایت می‌داند یا ابزاری برای معامله با غرب؟

این همان سؤالی است که اکنون در تهران هم مطرح است. تجربهٔ سوریه نشان داد اگر حکومتی سقوط کند، پوتین سریعاً با جایگزین آن ارتباط برقرار می‌کند.

آیا ممکن است معاملهٔ بزرگی میان ترامپ و پوتین شکل بگیرد که ایران هم بخشی از آن باشد؟ بله، ممکن است، اما چرا تاکنون رخ نداده است؟

همین که چنین پرسشی در تهران مطرح است، نشان می‌دهد که نمی‌توان پوتین را متحدی کاملاً قابل اعتماد دانست. در این هیچ تردیدی نیست.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG