نگاهی به آثار نقاشی «شقایق عربی» در دوبی

شقایق عربی نقاش ایرانی که ساکن دوبی است و به سبک ابستره نقاشی می کند.

شقايق به سبک ابستره نقاشی مي کند و هنرمندی است خلاق که در عين جوانی پر تجربه نشان مي دهد.


در آثار او کمتر مي توان شکل يا فرمی را يافت که تداعی کننده گوشه ای از طبيعت باشد و اين امکان وجود دارد تا بيننده با تکيه بر تخيل خويش اشکال و معانی خاص را بيابد يا بيافريند. نمايشگاه و کارگاه نقاشی او در دبی هر ماه آثار جديدی را توليد کرده و به نمايش عموم مي گذارد.


راديو فردا به بهانه برگزاری آخرين نمايشگاه « شقايق عربی» در دوبی با او گفت و گویی کرده است.



درباره خودتان بگویيد و اینکه از چه زمانی کار نقاشی را شروع کردید؟


متولد سال ۱۳۵۳هستم واز سال ۶۵ نقاشی را را شروع کردم .اوایل برای اينکه سنم کم بود ومدرسه می رفتم فقط به صورت تفريحی کار مي کردم تا اينکه وارد کلاس های آيدين آغداشلو شدم وسپس به طور جدی تر در دانشگاه الزهرا گرافيک خواندم.



چطور از فضای نقاشی و کلاس آغداشلو به نقاشی ابستره رسيديد؟


اين حرکت با تصميم گيری اتفاق نيافتاد. خودش در کار شکل گرفت. من همان شيوه ساخت وسازی را که آغداشلو درس می داد ياد گرفتم و خوب هم ياد گرفتم اما آن شيوه راضی ام نمی کرد.


شروع کردم به پاشيدن لکه رنگ هایی روی آ ن ساخت وسازها. کم کم نقش ها ضعيفتر و آن لکه ها قوی تر شدند و کم کم اصلا نقشها از بين رفتند و اين لکه ها و حرکت های اتفاقی مشغوليت اصلی ذهن من شدند.


برخورد مردم و هنرمندان با نمايشگاه شما چگونه بود؟


شروع کردم به پاشيدن لکه رنگ هایی روی آ ن ساخت و سازها . کم کم نقش ها ضعيفتر و آن لکه ها قوی تر شدند و کم کم اصلا نقش ها از بين رفتند و اين لکه ها و حرکت های اتفاقی مشغوليت اصلی ذهن من شدند.
شقایق عربی

نقاشی ابستره جوری است که هر کس هر جور دوست دارد با آن برخورد مي کند .گروهی بنا به عادتی که دارند دنبال چيزی يا تصويری در آن می گردند.


ولی واقعيت اين است که اظهار نظر جدی کمتر شنيدم .بيشتر مردم اعم ار عرب ها ، اروپایی ها و حتی هموطن های عزيزمان از کارهای من تعريف مي کنند و تک و توک هم اظهار نظر های منتقدانه.


به نظر من نمايشگاه، بخش آخر نقاشی کردن است. بخش اصلی وقتی است که شما نقاشی مي کنيد. من در آن وقت لذت می برم. بخش ديگر نمايش آنهاست و تا اين مرحله اتفاق نيفتد کار تمام نمي شود. من يک سری کار دارم که نمايش نداده ام .نه می توانم پرونده شان را ببندم و نه بگذارم کنار و نه ادامه بدهم .



نقاشی های شما عموما موضوعات دنباله دار را در ذهن افراد تداعی مي کند گو اينکه اين قاب بندی ها می توانند نگاه به يک موضوع از چند کادر متفاوت و يک پنجره قاب بندی شده باشند .شما چه نگاهی را مد نظر داشته ايد ؟


من يک بار يک اثر را چهار بار در چهار بوم تکرار کرد ه بودم، ولی در اين کارهای اخير بريده شدن و قاب شدن تصوير برايم مهم بود.


اين تابلوها علاوه بر اينکه هر يک معنای خودشان را دارند در کنار هم نيز معنای عمده تری پیدا کرده و ايجاد حرکت می کنند .


به عنصر حرکت در کارهايتان اشاره کرديد. در این باره بگویید؟


چون حسی کار می کنم اين ها خواه نا خواه باز تاب آن احساسی است که در آن دوره از زندگيم داشته ام .


وقتی کارهايم را کنار هم می گذارم مثل اين است که دفتر خاطراتم را ورق می زنم و مي خوانم و تمام لحظات و خاطراتم را مرور می کنم .شايد اين لحظات برايم لحظات پر شتابی بوده اند که به اين صورت در تابلوها بيان شده اند.