میراث فرهنگی ایران زیر ضرب جنگ و بی‌توجهی و تعرض ساختاری حکومت

میراث فرهنگی ایران این روزها آسیب‌دیده از دو سو است؛ از یک‌ سو حملات آمریکا و اسرائیل که تا کنون به بیش از ۱۰۰ بنای تاریخی خسارت زده و از سوی دیگر سال‌ها بی‌توجهی و یا تعرض نهادهای حکومتی که به آسیبی مزمن تبدیل شده است.

وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایران ۲۶ اسفند پارسال اعلام کرد که شمار آثار تاریخی و فرهنگی آسیب‌دیده در پی حملات نظامی اخیر به ۱۰۸ اثر رسیده است.

این وزارتخانه می‌گوید استان تهران با آسیب به ۶۰ اثر تاریخی، بیشترین خسارت را متحمل شده و پس از آن اصفهان با ۱۹ اثر و کردستان با ۱۲ اثر قرار دارند.

در حملاتی که شامگاه همان روز به تهران انجام شد، بخش‌هایی از کاخ سعدآباد بر اثر موج انفجار آسیب دید. پیش‌تر نیز گزارش شده بود که مجموعه‌هایی چون کاخ گلستان و کاخ چهل‌ستون اصفهان، که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند، از موج حملات و انفجارها آسیب دیده‌اند.

یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، هم‌زمان با تشدید درگیری‌ها نسبت به آسیب دیدن آثار تاریخی در ایران و کشورهای منطقه ابراز نگرانی کرد. این سازمان از طرف‌های درگیر خواست «تمام اقدامات احتیاطی ممکن را برای جلوگیری از آسیب به میراث فرهنگی و تاریخی جهان انجام دهند.»

این نهاد بین‌المللی همچنین اعلام کرد که به‌شدت نگران تأثیر جنگ بر بناهای تاریخی «حفاظت‌شده‌ای» است که برای «هویت ایرانی و تاریخ جهان» اهمیت دارند. سازمان بین‌المللی «سپر آبی» نیز تخریب میراث فرهنگی را اقدامی «برگشت‌ناپذیر» توصیف کرده و هشدار داده است که نابودی این آثار، هویت و حافظهٔ مشترک تمدن‌ها را از میان می‌برد.

پیش از این واکنش‌ها، مقام‌های جمهوری اسلامی نیز نسبت به آسیب دیدن میراث فرهنگی در جریان جنگ اخیر ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه مجامع بین‌المللی شده بودند. با این حال، این موضع‌گیری‌ها در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از همین بناها در چهار دههٔ گذشته بارها با بی‌توجهی و تعرض نهادهای حکومتی روبه‌رو بوده‌اند.

آسیب جنگ و ضعف حفاظت در داخل

تشدید درگیری‌ها و موج انفجار حملات هوایی به بناهایی چون کاخ گلستان، کاخ چهل‌ستون، قلعهٔ فلک‌الافلاک، کاخ سعدآباد و شماری دیگر از بناهای تاریخی آسیب وارد کرده است. مقام‌های جمهوری اسلامی این وضعیت را «جنایتی علیه هویت، حافظهٔ تاریخی و روح یک ملت» توصیف کرده‌اند.

با این حال، کارنامهٔ داخلی جمهوری اسلامی در حوزهٔ حفاظت از میراث فرهنگی، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. در جریان جنگ ۱۲ روزه، نبود آمادگی برای حفاظت از آثار تاریخی به‌وضوح آشکار شد؛ از جمله زمانی که مشخص شد ایران فاقد «فهرست قرمز آثار تاریخی» است.

احمد محیط‌طباطبایی، رئیس کمیتهٔ ملی موزه‌های ایران (ایکوم)، تیرماه ۱۴۰۴ هشدار داده بود که در شرایط جنگ یا بی‌ثباتی، «فهرست قرمز» مهم‌ترین ابزار حفاظت از اشیای تاریخی است و در ایران معمولاً پس از وقوع بحران‌ها تهیه می‌شود.

«فهرست قرمز آثار تاریخی» در واقع ابزاری تخصصی برای شناسایی، اولویت‌بندی و حفاظت از مهم‌ترین آثار فرهنگی هر کشور در شرایط بحرانی است. این فهرست در موقعیت‌هایی مانند جنگ، ناآرامی‌های اجتماعی یا بلایای طبیعی کاربرد دارد و به نهادهای داخلی و بین‌المللی کمک می‌کند تا به‌سرعت تصمیم بگیرند کدام آثار باید در اولویت حفاظت، جابه‌جایی، ثبت اضطراری یا مراقبت ویژه قرار گیرند.

این فهرست همچنین نقش مهمی در جلوگیری از قاچاق آثار تاریخی دارد، زیرا امکان شناسایی سریع اشیای سرقت‌شده و پیگیری بین‌المللی آن‌ها را فراهم می‌کند. به همین دلیل، در بسیاری از کشورها تهیه و به‌روزرسانی آن بخشی از برنامه‌های مدیریت بحران فرهنگی محسوب می‌شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد مرحلهٔ نخست این طرح در ایران با همکاری یونسکو انجام شده، اما ادامهٔ آن، از جمله تدوین نسخهٔ نهایی و انتشار عمومی، به دلیل کمبود بودجه متوقف مانده است.

«سپر آبی» و خلأهای بین‌المللی

هم‌زمان با حملات اخیر، موضوع عدم عضویت ایران در سازمان بین‌المللی «سپر آبی» نیز مطرح شد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که تاکنون اقدام مؤثری برای پیوستن ایران به این نهاد صورت نگرفته است.

«سپر آبی» شبکه‌ای بین‌المللی برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ، بلایای طبیعی و بحران‌ها است که در سال ۱۹۹۶ تأسیس شد. این سازمان از همکاری چهار نهاد اصلی تشکیل شده است: شورای بین‌المللی موزه‌ها، شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها، فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های کتابداری و شورای بین‌المللی آرشیوها.

مأموریت «سپر آبی» ایجاد یک شبکهٔ هماهنگ جهانی برای حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران است. این سازمان با دولت‌ها، نیروهای نظامی و نهادهای فرهنگی همکاری می‌کند تا از آسیب به آثار تاریخی جلوگیری شود و در صورت وقوع بحران، امکان واکنش سریع و مؤثر فراهم باشد.

نشان «سپر آبی» که در جریان جنگ اخیر در کنار برخی بناهای تاریخی نصب شد، علامتی بین‌المللی و معادل فرهنگی «صلیب سرخ» به شمار می‌رود. این نشان بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه روی بناها و مکان‌های فرهنگی نصب می‌شود تا در زمان جنگ به‌عنوان «آثار تحت حفاظت» شناخته شوند.

با وجود این، ایران با داشتن صدها بنای تاریخی و ده‌ها اثر ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، هنوز عضو این شبکه نیست. تلاش‌هایی در دولت حسن روحانی برای پیوستن به این سازمان انجام شد، اما نیمه‌کاره رها شد و پس از جنگ ۱۲ روزه هم با وجود تأکید بر پیوستن ایران به «سپر آبی»، فعالیت مؤثری در این زمینه انجام نشد.

با این اوصاف، پس از آسیب به کاخ گلستان در حملات هوایی ۱۱ اسفند، مقام‌های جمهوری اسلامی بدون عضویت رسمی در این شبکه، اقدام به نصب نشان «سپر آبی» بر روی برخی بناها کردند و از یونسکو خواستند محوطه‌های ثبت جهانی ایران را تحت «حفاظت تقویت‌شده» قرار دهد؛ اقدامی که برخی فعالان میراث فرهنگی آن را «نوشدارو پس از مرگ سهراب» توصیف کردند.

تعرض‌های داخلی به میراث فرهنگی

وزارت میراث فرهنگی آسیب به بناهای تاریخی در جنگ اخیر را «تهدیدی علیه حافظهٔ تاریخی بشریت» دانسته است. با این حال، در ۴۷ سال گذشته، حریم بسیاری از آثار تاریخی ایران بارها از سوی نهادهای حاکمیتی و شهرداری‌ها مورد تعرض قرار گرفته است.

از جملهٔ این موارد می‌توان به مجموعهٔ کاخ گلستان، برج آزادی، تئاتر شهر، خانه‌های تاریخی تهران، میدان نقش جهان، چغازنبیل، تخت جمشید، قلعهٔ فلک‌الافلاک، سازه‌های آبی شوشتر و بافت‌های تاریخی شیراز و کرمان اشاره کرد.

در آذرماه گذشته، صدور مجوز گودبرداری برای پروژهٔ «مروی‌سنتر» در حریم درجهٔ یک کاخ گلستان خبرساز شد. این پروژه خطر خروج این اثر از فهرست میراث جهانی و همچنین فرونشست زمین را افزایش داد.

این پروژه در نهایت با فشار فعالان میراث فرهنگی و ورود وزیر میراث فرهنگی به‌طور موقت متوقف شد، اما سرنوشت آن در صورت نبود اعتراض‌ها مشخص نیست.

پیش از آن نیز تخریب خانهٔ «امین‌لشکر» در محلهٔ پامنار و تعرض به حریم تئاتر شهر و برج آزادی مورد انتقاد فعالان قرار گرفته بود.

از تخت جمشید تا شوش؛ الگوی تکرارشونده

تعرض به میراث فرهنگی محدود به تهران نبوده است. مهرماه ۱۴۰۴ گزارش‌هایی دربارهٔ الحاق ۴۵۰ هکتار از حریم درجهٔ دو تخت جمشید به محدودهٔ شهری مرودشت منتشر شد.

با وجود تکذیب اولیه، طرح جامع مرودشت با در نظر گرفتن همین الحاق تصویب شد. این اقدام می‌تواند به دلیل آسیب به منظر تاریخی، تخت جمشید را در معرض ثبت در فهرست میراث در خطر یا حتی حذف از فهرست جهانی یونسکو قرار دهد.

نمونه‌های مشابهی نیز در حریم چغازنبیل و میدان نقش جهان گزارش شده است. فعالان میراث فرهنگی می‌گویند در برخی از این موارد، نقش افراد نزدیک به ساختار قدرت قابل مشاهده است.

این موارد را باید در کنار مرمت‌های غیراصولی، حضور پادگان در عرصهٔ برخی بناهای تاریخی، فرسایش سازه‌های آبی شوشتر و تخریب بافت‌های تاریخی شهرهایی چون شیراز و کرمان قرار داد.

در مجموع، میراث فرهنگی ایران امروز نه‌تنها از پیامدهای جنگ، بلکه از سال‌ها ضعف مدیریت و حفاظت نیز آسیب دیده است.

برخی منتقدان می‌گویند اگر حفاظت از این آثار در اولویت قرار داشت، بسیاری از آن‌ها پیش از جنگ نیز در معرض تهدید قرار نمی‌گرفتند. همچنین در صورت پیوستن ایران به سازوکارهای بین‌المللی مانند «سپر آبی»، امکان حفاظت مؤثرتر از این میراث در شرایط بحرانی فراهم می‌شد تا شاید در برابر حملات نظامی در امان بمانند.