دو روزنامه آمریکایی و اسرائیلی از آنچه که جزئیات بیشتری در مورد طرح ادعایی موساد برای جذب محمود احمدینژاد و به قدرت رساندن او پس از جنگ ۴۰ روزه، منتشر کردهاند. اما دفتر این رئیسجمهور پیشین ایران گزارشهای تازه را «اکاذیب سخیف» و «ادعاهای هالیوودی» خوانده و آن را رد کرده است.
روزنامه نیویورک تایمز گزارش تازه خود را بر اساس گفتوگو با «چهار منبع ایرانی» و منابع غربی، بدون نام بردن از آنها منتشر کرده است، اما به میزان دسترسی منابع ایرانی مورد استنادش به اطلاعات حقیقی و محرمانه اشاره نکرده و نگفته اگر این منابع از نیروهای اطلاعاتی نظام ایران هستند، چرا و با چه انگیزهای این اطلاعات را با این روزنامه آمریکایی در میان گذاشتهاند.
همزمان، روزنامه اسرائیلی هاآرتص، آنچه را که «تحقیق مستقل» خود نامید، درباره طرح موساد برای ارتباط گرفتن با محمود احمدینژاد منتشر کرد و هدف از این اقدام را «استفاده از او به عنوان کسی که قدرت را بعد از مرگ علی خامنهای به دست بگیرد»، عنوان کرده است.
هاآرتص نوشت که برای تهیه این گزارش با ۳۰ تن از مقامهای سیاسی و امنیتی و منابع خارجی گفتوگو کرده است.
این دو روزنامه گزارشهای خود را همزمان و روز دوشنبه ۲۲ تیر منتشر کردند اما نگفتند که انتشار همزمان امری توافقی بوده یا اتفاقی.
دو گزارش نکات مشترکی دارد. هر دو مدعی هستند که جذب احمدینژاد به اولویت برای موساد تبدیل شده بود.
به نوشته هاآرتص، هرچند احمدینژاد در دوران ریاستجمهوریاش هولوکاست را انکار کرد و از محو اسرائیل از نقشه دنیا حرف میزد، اما پس از اینکه عملا از سوی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، طرد و تلاشهای بعدیاش برای نامزدی دوباره در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس رد شد، مورد توجه اسرائیل قرار گرفت؛ به گونهای که موساد به این باور رسید مخالفتش به حدی رسیده که ممکن است حاضر به همکاری باشد.
هاآرتص افزود انتقادهای احمدینژاد در مورد اینکه جمهوری اسلامی با ادامه رویکرد شناختهشده خود نخواهد توانست کشور را اداره کند و از پس تحریمهای سنگین برنخواهد آمد، مورد توجه اسرائیل قرار گرفت.
هاآرتص نوشت این طرح موساد در سال ۲۰۲۲ کلید خورد.
محمود احمدینژاد با وجود طردشدن از سوی رهبر جمهوری اسلامی، در سالهای اخیر در سفرهایی به خارج، در چند نشست علمی در گواتمالا، مجارستان و ترکیه شرکت کرده بود؛ سفرهایی که به ادعای نیویورک تایمز و هاآرتص، دستکم بخشی از آن برای ارتباط گرفتن عوامل موساد با او بوده است.
هاآرتص افزود پس از درگیرشدن اسرائیل در جنگ غزه، بهدنبال حملهٔ گروه افراطی حماس به خاک اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، طرح موساد ادامه یافت و بهدنبال سفر احمدینژاد به گواتمالا در سال ۲۰۲۳ شتاب گرفت؛ به گونهای که داوید برنئا، رئیس وقت موساد، خود در آن درگیر شد.
به ادعای نیویورک تایمز، گرگلی دلی، رئیس دانشگاه لودوویکا در بوداپست، پایتخت مجارستان، از سوی یک مقام ارشد دولتی کشورش این پیام را دریافت کرد که محمود احمدینژاد را به یک کنفرانس اقلیمی که در دانشگاه او برگزار میشد، دعوت کند.
این گزارش مدعی است که آن مقام دولتی مجار به این چهره دانشگاهی گفته بود این دعوت برای هدف نزدیک کردن اسرائیل و ایران به یکدیگر است و او آن را پذیرفت.
در آن دوره، ویکتور اوربان، دوست نزدیک و متحد مهم اسرائیل در اتحادیه اروپا، نخستوزیر مجارستان بود.
نیویورک تایمز مدعی دیداری بین بارنئا و احمدینژاد در یک سفر رئیسجمهور پیشین ایران به بوداپست شده است اما اشاره نکرد که اگر چنین ملاقاتی انجام شده، آیا احمدینژاد آگاه بوده که فرد حاضر در میان اساتید و حاضران در یک نشست علمی پرمخاطب، رئیس موساد بوده است یا نه.
با توجه به رویکرد حدوداً ۸۰ ساله موساد، و با استناد به کتابهای نوشته شده توسط یوسی کوهن، رئیس اسبق موساد، یا کتابهای سایر مأموران ارشد این سازمان، آنها همواره خود را در قالب افرادی دیگر و از کشوری غیر اسرائیل به مخاطب معرفی میکنند.
«استفاده از نیروهای مسلح کرد با الهام از سقوط اسد در سوریه»
پس از سقوط سریع حکومت بشار اسد در سوریه در نتیجهٔ پیشروی نیروهای مسلح احمد الشرع، نخستوزیر اسرائیل از این رویداد الهام گرفت و به موساد گفت که سرنگونی حکومت ایران نیز نیازمند نیروی زمینی و جنگجویان مسلحی است که از داخل یا مرزهای ایران نظام را به چالش بکشند.
هاآرتص نوشت موساد استفاده از نیروهای مسلح کرد ایرانی در کردستان عراق را کلید زد و وارد مذاکرات و آموزش آنها شد، اما بخشی از شبهنظامیان کرد را که علیه حکومت ترکیه بودند، کنار گذاشت تا موجب حساسیت حکومت آنکارا نشود.
گزارش هاآرتص به ۱۶ هزار نیروی کرد ایرانی که قرار بود پس از شروع جنگ اخیر ابتدا کرمانشاه و مریوان را بگیرند، و همچنین بهره بردن از سایر اقلیتها برای تحرکات امنیتی در ایران، اشاره دارد.
به نوشته این روزنامه، گروهی از مقامهای امنیتی اسرائیل مقایسه ایران و سوریه را «غیرواقعبینانه» میدانستند.
در مباحثاتی که هر جمعه بین مقامهای موساد و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ماههای قبل از شروع جنگ اخیر جریان داشت، تساخی هانگبی، مشاور وقت امنیت ملی اسرائیل، این طرح را «علمی-تخیلی» دانست و خود را از این طرح کنار کشید.
ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش نیز در شرایطی که تدارکات برای حمله به ایران در اوج بود، مخالفتش را اعلام کرد و به ارتش دستور داد که این عملیات متوقف شود؛ اما نتانیاهو حرف آخر را زد و دستور اجرای آن را صادر کرد.
نیروی هوایی اسرائیل در جریان جنگ ۴۰ روزه، با نیت ایجاد یک دالان امن زمینی برای ورود کردهای مسلح از عراق، بمبارانهای شدیدی در نقاط مرزی ایران و برخی شهرهای کوچک و بزرگ کردنشین کشور انجام داد.
هاآرتص مدعی است که نتانیاهو در آخرین دیدار خود با دونالد ترامپ قبل از شروع جنگ اخیر، این طرح را با رئیسجمهور آمریکا در میان گذاشت در حالی که برخی از مقامات ارشد مانند وزیر خارجه، رئیس سیآیای و معاون رئیسجمهور با آن مخالف بودند.
گزارشهای پیشین حاکی بود که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، با آگاهی از اقدامات اسرائیل، از دونالد ترامپ خواست که مانع از به کارگیری کردها شود و آقای ترامپ درخواست او را پذیرفت.
رهبران گروههای کرد مسلح در دوره اخیر پس از سخنان آقای ترامپ در این مورد که تسلیحات آمریکایی به دست کردها نرسیده، گزارشها در مورد دریافت سلاح آمریکایی را رد کردند.
به نوشته هاآرتص، طرح موساد با حمایت نتانیاهو، بدون آنکه کردها اولین گلوله را شلیک کنند، شکست خورد.
حضور احمدینژاد در حلقه مأموران در سوگواری خامنهای
در روز نخست حملهٔ مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ که به جنگ ۴۰ روزه منجر شد، اطراف خانه آقای احمدینژاد در نارمک تهران نیز بمباران شد.
رسانههای ایران پس از گزارشهای اولیهٔ ادعایی در مورد کشته شدن او، با اصلاح خبر خود، از زنده ماندن رئیسجمهور پیشین ایران گزارش دادند، اما نوشتند که چند تن از محافظانش در اتاقک نگهبانی کشته شدند.
نیویورک تایمز که پیشتر نیز نوشته بود آن بمباران با هدف رهایی احمدینژاد انجام شد، حال مدعی است که پس از آن حمله، یک خودروی حامل مأموران موساد (یک پژوی سیاهرنگ) به محل رسید و احمدینژاد را به خانه امن برد تا پس از جنگ آماده به دست گرفتن قدرت باشد.
با این حال، این روزنامه مدعی است که احمدینژاد توانست «در شرایطی مرموز» از آن خانه بگریزد، بویژه آنکه از طرحی که در آن درگیر شد، ناامید شده بود.
نیویورک تایمز مدعی است نهادهای اطلاعاتی ایران متوجه ارتباطات موساد شدند و احمدینژاد هم اکنون در بازداشت خانگی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران است.
آقای احمدینژاد ۱۵ تیرماه، روزی که جنازهٔ علی خامنهای، رهبر کشتهشدهٔ جمهوری اسلامی، در خیابان آزادی تهران برای وداع آخر و پیش از بردن به سوی قم تشییع شد، در میان عزاداران حضور یافت. این نخستین حضور عمومی او پس از چند ماه بود و در حلقهٔ شمار زیادی از نیروهای امنیتی که اطرافش را گرفته بودند، در مراسم شرکت کرد.
چرایی انتشار این گزارشها و انگیزههای پشت پرده
الکس وطنخواه، مدیر برنامهٔ ایران در اندیشکدهٔ خاورمیانه در واشینگتن، به روزنامهٔ گاردین گفت که در مورد چرایی انتشار چنین گزارشهایی در این مقطع زمانی و انگیزه پشت پرده آن مشکوک است.
او پرسید: اگر به راستی موساد این میزان برای به قدرت رساندن احمدینژاد سرمایهگذاری کرد، چرا اجازه داد که او از دستشان بگریزد؟
آقای وطنخواه انتشار این گزارشها را تلاش اسرائیل برای گسترش تنش و بحران در درون نظام باقیماندهٔ بر ایران میداند.
استنباط از مجموعهای از گزارشهای پیشین رسانهای و سخنان تحلیلگران اسرائیلی و غربی در ماههای اخیر این احتمال را تقویت میکند که یکی از مأموریتهای دارای اولویت موساد، بهویژه «بخش نفوذ» آن، پراکندن ضداطلاعات، گسترش بیثباتی و بهرهگیری حداکثری از تنش و شکافها با هدف هرچه متزلزلتر کردن مجموعهٔ باقیمانده از نظام حاکم، بعد از کشته شدن علی خامنهای است.
«الف»، افسر ۵۱ ساله موساد، که تا چندی پیش رئیس «بخش نفوذ» در سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل بود، به تازگی در گفتوگو با رسانههای اسرائیلی جزئیاتی درباره فعالیتهای این نهاد در موساد فاش کرده است. او به طرحهای متنوع این تشکیلات با هدف ایجاد تزلزل در نظام ایران اشاره کرده بود.
بارنئا ماه گذشته در روز پایانی کار خود در ریاست موساد کماکان تأکید داشت که ساقط کردن نظام ایران هنوز عملی است و باید در دستور کار رئیس بعدی موساد باشد.
نتانیاهو نیز در دوره اخیر دوباره ابراز اطمینان کرد که ساقط شدن جمهوری اسلامی امری حتمی است.
دفتر احمدینژاد: گزارشهای «کذب» و «سخیف» برای «مشوش کردن افکار عمومی»
محمود احمدینژاد بهویژه از دوران دوم ریاستجمهوریاش با افرادی پرقدرت در درون نظام مانند سپاه پاسداران و مقامهای وزارت اطلاعات درگیر شده بود اما تا زمانی که علی خامنهای زنده بود، او هنوز به برخی از مراسم «بیت رهبری» دعوت میشد و عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بود.
دفتر آقای احمدینژاد روز سهشنبه ۲۳ تیرماه گزارشهای تازه منتشر شده را «اکاذیب سخیف» و «ادعاهای هالیوودی» نامید و آن را رد کرد.
در بیانیه این دفتر، ادعای نیویورک تایمز در مورد حصرخانگی او نیز «کذب» خوانده شده و آمده است که آقای احمدینژاد «بنا به ملاحظات سیاسی و شرایط حساس کشور و برای رفع فتنه دشمنان، همه ادعاهای سراسر دروغ جریدهٔ بیآبروی نیویورک تایمز و عوامل پلید و پلشت دستاندرکار فتنه مذکور» را تکذیب میکند.
این بیانیه، نیویورک تایمز را «روزینامه» نامید و آن را متهم کرد که «اخبار جعلی» از «عناصر بدنام و معلومالحال» منتشر کرده است.
دفتر او افزوده که روزنامه آمریکایی با «سوءاستفاده از حساسیتهای سیاسی ناشی از تهدیدات نظامی» تلاش کرده تا «افکار عمومی را مشوش کند و با توجه به محبوبیت مردمی گستردهٔ ایشان، به جنگ روانی علیه ملت شریف ایران بپردازد».
این بیانیه مدعی است که احمدینژاد «مانند همیشه» مشغول امور جاری و «خدمت به مردم ایران» است.