پاراگراف اول؛ جامعه مدنی ایران و نیروهای سیاسی در آینه جنگ

یک بیلبورد تبلیغاتی در میدان ولی عصر تهران به مناسبت چهلمین روز کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در حملات آمریکا و اسرائیل

جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران قرار بود موازنه قدرت را دگرگون کند و به تعبیر برخی از معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی، به‌مثابه «آخرین نبرد» با حکومت برآمده از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ عمل کند.

در این میان، خشونت‌های سیاسی مرگبار دی‌ماه ۱۴۰۴، صدایی را به متن موسیقی اعتراض‌ها افزود که در نهایت، مخرج مشترک آن «مداخله نظامی» بود؛ مداخله‌ای با این تصور که می‌تواند «شیشه عمر» حکومت را بشکند.

به نظر می‌رسید کسانی که بر ضرورت مسئولیت‌پذیری یا حمایت از این روند تأکید داشتند، بر این باور بودند که هزینه‌ها و پیامدهای این میدان جنگ، عمدتاً از جیب جمهوری اسلامی پرداخت خواهد شد. اکنون، این جنگ با همه فراز و فرودهایش، در ظاهر تصویری از ویرانی‌های گسترده بر جای گذاشته است؛ ویرانی‌هایی که بی‌تردید بی‌پیامد نخواهد بود.

اما پرسش از «تداوم یا توقف» این وضعیت، همچنان گزاره‌ای تعیین‌کننده برای آنان است که اهل تحلیل و محاسبه‌اند. جامعهٔ مدنی ایران که در سال‌های گذشته، با وجود سرکوب‌های مکرر، توانسته بود دستاوردهای محدودی به‌دست آورد—از جمله در اعتراض‌های ۱۴۰۱ و نیز در کاهش غیررسمی الزام به پوشش اجباری زنان—اکنون در مواجهه با جنگی قرار گرفته است که می‌تواند این دستاوردها را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، یزدان شهدایی، سخنگوی «شورای مدیریت گذار» از آلمان، همراه با اکبر کرمی، پزشک، پژوهشگر دینی و کنشگر سیاسی از آمریکا، به وضعیت جامعه مدنی ایران، نیروهای سیاسی در آینه جنگ پرداخته‌اند.

Your browser doesn’t support HTML5

پاراگراف اول؛ جامعه مدنی ایران و نیروهای سیاسی در آینه جنگ

اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی و «زنده کردن یک چهره»

اکبر کرمی، کنشگر سیاسی، جامعه مدنی ایران را پیش از آغاز حمله اسرائیل و آمریکا به ایران با پس از آن قابل قیاس نمی‌داند و می‌گوید: جنبش «زن، زندگی، آزادی» آخرین نقطه عطف جامعهٔ مدنی ایران بود.

به گفتهٔ او، اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی با زنده کردن یک چهره سیاسی، جامعهٔ مدنی ایران را به سمت فروپاشی بردند؛ وضعیتی که او آن را «بمباران جامعه مدنی» ایران می‌نامد.

کرمی با تأکید بر این‌که قصدش انکار واقعیت‌های سیاسی و شهروندانی که در حمایت از کارزار سیاسی شاهزاده رضا پهلوی به او پیوستند و خواستار «مداخله خارجی» برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی شدند، نیست، گفت که جمهوری اسلامی خود تولیدکننده «گفتمان براندازی» است و به این طریق جریان‌های سیاسی مخالف را با زنده کردن شاهزاده رضا پهلوی در دام آنچه او «نفرت سیاسی» می‌نامد، گرفتار کرد.

وضعیتی که به اعتقاد او با نقش‌آفرینی برخی رسانه‌ها منجر شد که این کنشگر سیاسی، آن‌ها را به «شست‌وشوی مغزی» جامعه متهم می‌کند و مجموعه‌ای از جریان‌های سیاسی «برانداز» طرفدار مداخلهٔ نظامی، جنگ، تقویت جمهوری اسلامی و تضغیف جامعه مدنی را به‌دنبال آورد.

«براندازی محصول جمهوری اسلامی نیست»

یزدان شهدایی، کنشگر سیاسی و از امضاکنندگان نامه معروف به «هفت امضایی» که از رئیس‌جمهور آمریکا خواستار «مداخله نظامی» برای پایان دان به سرکوب جمهوری اسلامی شده بودند، با انتقاد از شیوه بحث اکبر کرمی، او را متهم کرد که از پشت «عینک کینه نسبت به رضا پهلوی» به سیاست نگاه می‌کند.

آقای شهدایی با نقد صحبت‌های اکبر کرمی، می‌گوید که براندازی محصول جمهوری اسلامی نیست و سابقه‌ای به درازای مبارزه‌ گروه‌های سیاسی بعد از انقلاب بهمن ۵۷ دارد.

به گفتهٔ آقای شهدایی، متهم کردن معترضان به «فریب‌خوردگی» حتی به صورت غیرمستقیم با رجوع به اعتراض‌های ۹۸،۹۶ و ۱۴۰۱ ناسازگار و متناقض است.

یزدان شهدایی می‌گوید: نمی‌شود در مقطعی معترضان را «آگاه» خواند و در جای «فریب‌خورده» تصور کرد.

آقای شهدایی همچنین فرضیهٔ از بین رفتن جامعه مدنی ایران را رد کرده و می‌گوید: جامعه مدنی حتی پس از سرکوب‌های گسترده دوباره بازگشته و در صورت وجود شرایط دوباره بازخواهد گشت.

شهدایی: بحث ما مداخلهٔ نظامی نبود

اکبر کرمی با انتقاد از مداخلهٔ نظامی، آن را بخشی از پروژه‌ای بیرونی و خواستهٔ نیروهایی که او از آن‌ها با عنوان «برانداز» نام می‌برد، عنوان می‌کند.

یزدان شهدایی در انتقاد از این دیدگاه می‌گوید: بحث ما «آرتوپی» (مسئولیت حمایت) است، نه صرفاً مداخله نظامی و هدف، گذار از جمهوری اسلامی است.

به گفتهٔ او، اگر جامعه جهانی درگیر این مداخله نظامی شده، نتیجه شرایطی است که در ۴۷ سال گذشته جمهوری اسلامی پدید‌آورده و نه صرفاً درخواست‌ گروهی از معترضان و محالفان جمهوری اسلامی.

چرا صدای یک جریان شنیده نمی‌شود؟

اکبر کرمی در پاسخ به این پرسش که چرا جریان فکری که او به آن تعلق دارد و مخالف جنگ است، تا کنون نتوانسته تجمع‌های پر تعدادی برگزار کند، می‌گوید: جریان‌هایی که به قدرت و رسانه و منابع مالی متصل هستند صدای بلندتری دارند، درحالی که جامعه مدنی ابزار و نهادهای کافی ندارد.

به گفتهٔ این کنشگر سیاسی، ذات فعالیت‌های فرهنگی و اصلاحی، کم‌صدا و زمان‌بر است.

آقای کرمی می‌گوید: سیاست‌ورزی باید کند، صبور و مدنی باشد و تندروی، ایران را نابود می‌کند.

او، شاهزاده رضا پهلوی را نماینده ایرانیان ندانسته و با انتقاد از همسویی بخش‌هایی از اپوزیسیون با به گفته او پروژه‌های خارجی، جامعه مدنی داخل ایران را از این فضا مبرا می‌داند.

نویسنده کتاب «هرمنوتیک صلح» می‌گوید: مسئله اصلی جلوگیری از نابودی ایران در روندهای سیاسی و نظامی است.

یزدان شهدایی با رد نگاه اکبر کرمی، سیاست امروز را پیچیده‌تر از روایت‌های تک‌خطی دانسته و با اشاره به وابستگی‌های خارجی در مقاطعی از تاریخ ایران می‌گوید: هیچ‌کدام از طرف‌ها نباید خود را در جایگاه برتر بدانند.

آقای شهدایی با تأکید بر قوه تشخیص سیاسی ایرانیان، معتقد است که مسئله را نمی‌توان با دوگانه‌های ساده «عامل بیگانه» و «غیر بیگانه» توضیح داد.