روایت تبلیغاتی جمهوری اسلامی مبنی بر «تروریست» بودن معترضان در ایران موجی از مخالفتها و در عین حال نگرانیها را دربارۀ دامنۀ سرکوبها در شرایط خاموشی اینترنت برانگیخته است.
از زمان سخنرانی علی خامنهای در ۱۳ دی که معترضان را «یک عده آدم تحریکشدۀ مزدور دشمن» نامید که باید آن ها را «سر جای خود نشاند»، رتوریک رسمی مقامات بلندپایه حکومت ایران و رسانههای وابسته و نزدیک به حکومت در قبال اعتراضات کاملاً تغییر کرد.
اگرچه در آن سخنرانی، رهبر جمهوری اسلامی اعتراض بازاریان را وارد دانست، اما جداسازی او میان «اعتراض» و «اغتشاش»، آغاز روندی بود که به «تروریست» خواندن معترضان و برخورد خشونتآمیز با آنها انجامید.
این دستهبندی از آن رو تعیینکننده شد که خامنهای همزمان با جداسازی، در عین حال نحوۀ برخورد با «معترض» و «اغتشاشگر» را نیز در همان سخنرانی مشخص کرد؛ «با معترض حرف میزنیم...اما با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
الگویِ رهبر جمهوری اسلامی در جداسازیِ «اغتشاشگر» از «معترض»، و نحوۀ برخورد با افراد زیرمجموعۀ این دو فهرست، بعد از آن توسط سایر مقامات سیاسی و نظامی و انتظامی تکرار و عملی شد.
گفتمان رسمی خشونت چگونه به اِعمال رسمی خشونت انجامید؟
شامگاه ۱۸ دی ماه و در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، جایجای تهران و دهها شهر دیگر ایران شاهد برگزاری تجمعات اعتراضی گسترده بود. رهبر جمهوری اسلامی فردای آن شب، بار دیگر در یک سخنرانی به اعتراضات واکنش نشان داد.
او در این سخنرانی که ۱۹ دی و شش روز پس از نخستین موضعگیری او دربارۀ اعتراضات بیان شد، به صراحت معترضان را «یک مشت تخریبگر، اغتشاشگر و افراد مضر برای کشور» خواند.
خامنهای برخلاف سخنرانی اول که بیشتر روی «شعار ضد اسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی» توسط معترضان تکیه داشت، در دومین سخنرانی خود به صراحت از «کوتاهنیامدن» حکومت ایران مقابل اعتراضات سخن گفت.
او همچنین با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی «با خون چند صد هزار انسان» روی کار آمده، هشدار داد که حکومت «مزدوری بیگانگان را تحمل نمیکند».
با این حال اعتراضات همچنان ادامه یافت و گستردهتر شد تا جایی که شامگاه ۱۹ دیماه نیز کمتر جایی از ایران بود که تصاویری از اعتراضات پرجمعیت مردم از آن منتشر نشود و شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنهای و جاوید شاه شنیده نشود.
دو روز پس از نخستین سخنرانی خامنهای، غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوۀ قضاییه، در روز ۱۵ دی معترضان را تهدید کرده بود که «ارفاقی» برای آنها در کار نخواهد بود و به دادستان کل و دادستانهای سراسر کشور دستور داده تا «هیچگونه اغماض و مماشاتی» در قبال معترضان نداشته باشند.
یک روز قبل از دومین سخنرانی او و همزمان با تهدیدهای دوبارۀ اژهای، احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی که سابقۀ دستورات خشونتآمیز در برخورد با معترضان را در کارنامۀ خود دارد، نیز تهدید کرد که «با اغتشاشگران تا نفر آخر برخورد میکنیم».
بررسی خبرها و اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی نشان میدهد که مدل جداسازی رهبر جمهوری اسلامی پس از آن نعلبهنعل در رسانههای نزدیک و وابسته به حکومت و ادبیات مقامهای بلندپایهای چون رئیس مجلس، رئیسجمهور، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سخنگوی دولت تکرار شد.
حتی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در نخستین موضعگیری آشکار دربارهٔ اعتراضهای گسترده در ایران، معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» خواند و خواستار برخورد «قاطع» نیروهای امنیتی با آنها شد.
پزشکیان در یک گفتوگوی تلویزیونی که یکشنبه ۲۱ دی پخش شد، همچنین مدعی شد معترضان از آمریکا و اسرائیل «دستور» میگیرند و افزود که «دشمن تروریستهای آموزشدیده را به کشور وارد کرده است».
او با ادبیاتی کمسابقه اما همتراز با رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران، ادعای بیسابقۀ «سر بریدن» توسط معترضان را هم مطرح کرد.
تا پیش از اعتراضات اخیر، حکومت برای سرکوب معترضان در ادوار گذشته، مرز برچسبزنی به آنها را در حد عناوینی چون «اغتشاشگر و آشوبگر» نگه داشته بود، اما این نخستین بار است که اجزای حکومت و رسانههای آن بهطور گسترده و بهطور هماهنگ از برچسب «تروریست» برای معترضان استفاده میکنند.
این چرخش در حالی رخ داد که پزشکیان در دوران تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری از بهکار بردن واژۀ «اغتشاشات» برای اعتراضات سال ۱۴۰۱ و پیش از آن خودداری کرده بود؛ اقدامی که هواداران او به شدت آن را برجسته کردند.
اظهارات کمسابقۀ دیگر را ماشاءالله شمسالواعظین، روزنامهنگار و عضو شورای اطلاعرسانی دولت ایران مطرح کرد، آنجا که دور تازۀ اعتراضات سراسری را «مرحله دوم جنگ اسرائیل علیه ایران» توصیف کرد.
خبرگزاری تسنیم به نقل از آقای شمسالواعظین نوشته بود که او در مورد حمایت رئیسجمهور آمریکا از معترضان، مدعی شده بود که او «به دنبال حفظ جان عوامل خود در داخل ایران است و نمیخواهد که با اغتشاشگران و ناامنیآفرینان مواجهه صورت بگیرد».
سایر مقامهای رسمی از جمله عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، نیز اعتراضات را «ادامۀ جنگ اسرائیل و آمریکا» علیه جمهوری اسلامی معرفی کردند و حتی دیوارنگارهای عظیم در یکی از میدانهای بزرگ تهران نصب شد با این مضمون که اعتراضات جاری «روز سیزدهمِ» جنگ ۱۲ روزهٔ ایران و اسرائیل است.
هشدار از تلویزیون حکومت: بعداً گله نکنید
یک شب قبل از نخستین سرکوب گستردۀ معترضان در دور تازۀ اعتراضاتِ ایران، حسین یکتا، از چهرههای شناختهشدۀ نیروی بسیج، در تلویزیون جمهوری اسلامی خانوادههای ایرانی را تهدید کرد که جلوی بیرون رفتن بچههایشان را بگیرند و اگر مأموران نظام آنها را کشتند، «بعداً گله نکنند!»
او که عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار است و پیش از این در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز بارها به تهدید معترضان پرداخته بود، در یک برنامۀ زنده در شبکۀ سوم تلویزیون ایران، خانوادههای ایرانی را تهدید کرد که اگر اتفاقی برای فرزندانشان که در اعتراضات رفتهاند رخ بدهد، مقصر خودشان هستند.
این ادبیات تهدیدآمیز حتی پس از خاموشی اینترنت و قطع دسترسی مخابراتی به ایران، در معدود رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران که کماکان در این شرایط فعال بوده و نیز در صداوسیمای جمهوری اسلامی ادامه یافت.
توجیه اعمال خشونت علیه افرادی که در ادبیات رسمی حکومت «اغتشاشگر» نامیده میشوند، تا جایی پیش رفت که پس از سرکوبها خبرگزاریهای تسنیم و فارس، و حتی حسن خمینی، نوۀ روحالله خمینی نیز معترضان را «داعشی» نامیدند.
خبرگزاری فارس در روز ۲۴ دی و همزمان با انتشار گزارشهایی از احتمال کشتهشدن هزاران نفر در جریان سرکوبهای حکومتی، از واژههای «داعشیهای ارتقایافته» و «زامبیهای ۱۸ دی» استفاده کرد.
ارتقاء سطح واژههای استفادهشده در فهرست اولیۀ رهبر جمهوری اسلامی که به نوعی همزمان با گزارشها دربارۀ افزایش شمار قربانیان صورت میگیرد، در شرایطی است که هنوز دسترسی به داخل ایران برقرار نیست و رسانههای حکومتی نیز اخبار را یکجانبه و در تأیید اظهارات مقامها و نهادهای امنیتی منتشر میکنند.
با این حال از خلال سخنان مقامهای رسمی از جمله احمد موسوی، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران جمهوری اسلامی که از شمار بالای کشتهشدگان دور تازۀ اعتراضات در ایران خبر داده و آنها را «شهدای مردمی» نامیده و نیز گزارشهای رسانههای رسمی حکومت دربارۀ نحوۀ کشتهشدن معترضان، میتوان ابعاد خشونتها در قبال فهرست اولیۀ علی خامنهای را درک کرد.
در شرایط محدودیتهای دسترسی به ایران، خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران نیز در کانال تلگرامی خود، از روشهایی چون «تیر خلاصزنی، شاهرگزنی، مثلهکردن، زندهسوزی، کشتن با نارنجک» بهعنوان «مدلهای جدید کشتهسازی» در جریان اعتراضات اخیر نوشته، که میتواند نشاندهندۀ خشونت بیسابقه علیه اعتراضات است.
برچسبی که مورد قبول قرار نگرفت
علیرغم تلاش پیوسته و گستردهٔ جمهوری اسلامی در توجیه خشونت بیسابقه علیه معترضان با «تروریست» خواندن آنها و نسبت دادن اقدامات «مسلحانه» و «تخریبهای گسترده» به آنها، واکنش جامعۀ بینالمللی حاکی از نپذیرفتن این ادعاها است.
حساب وزارت خارجۀ آمریکا به فارسی در شبکۀ ایکس، در واکنش به تلاش حکومت ایران برای معرفی معترضان به عنوان «تروریست»، در پُستی در شبکۀ ایکس نوشت: «اینکه رژیم جمهوری اسلامی معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» مینامد، دنیا را فریب نمیدهد.»
در این پُست آمده که «اینها برچسبی هستند که برای توجیه خشونت به کار میروند، نه چیزی بیشتر.»
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد هم اعلام کرده که برچسب «تروریست» زدن به معترضان در ایران توسط مقامهای حکومت برای توجیه اِعمال خشونت علیه آنها غیرقابل قبول است.
فولکر تورک سهشنبه ۲۳ دی همچنین خواستار پاسخگویی حکومت ایران در قبال «نقضهای جدی حقوق بشر» در جریان سرکوب اعترضات مردم ایران شد.
سایر مقامهای بلندپایۀ جهان از جمله فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان نیز جمهوری اسلامی را «نامشروع» دانسته و توسل آن به خشونت برای باقیماندن در قدرت را نشانۀ «پایان کار» آن دانستند.
فعالان سیاسی ایرانی و شماری از کاربران اینترنت نیز به صراحت نوشتهاند که هدف حکومت ایران از استفاده از واژۀ «تروریست» برای معترضان، در واقع صدور مجوز برای برخورد نامحدود خشونتآمیز با آنها بوده است.
اقدام خبرگزاریهای حکومتی در پخش تصاویر و ویدئوهای کشتهشدگان در داخل کیسههای پلاستیکی سیاه و تکرار رتوریک حکومتی در قبال آنها در سخنان کارمندان این رسانهها، بدون هیچ احساسی دربارۀ افراد کشتهشده، هم با انتقادهای گستردهای مواجه شده است.
جمهوری اسلامی با آنکه اتهام اقدام فعالیتهای «تروریستی» به معترضان وارد میکند، با این حال توضیح نداده است که مشخصات وابستگی این «تروریست»ها چیست، در کجا آموزش دیدهاند و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی چگونه نتوانستهاند از امکان فعالیت تروریستی تا این حد گسترده در کشور جلوگیری کنند.
برخی نوشتهاند علیرغم تلاشهای حکومت ایران، بهدلیل کارنامۀ جمهوری اسلامی در زمینۀ حقوق بشر و سرکوب اعتراضات، مقامات نتوانستند افکار عمومی داخلی و خارجی را برای توجیه کشتار معترضان توجیه کنند و حتی این اقدام منجر به افزایش تنشهای جمهوری اسلامی با کشورهای غربی و از همه بیشتر با ایالات متحده آمریکا شده است.