لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ تهران ۲۰:۰۸

جنگ ایران چگونه «شاهین‌ها» را از «کبوترها» جدا کرد؟

نمایی از شهر دوبی در امارات متحده عربی
نمایی از شهر دوبی در امارات متحده عربی

در تاریخ معاصر، اتحاد میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی به‌ویژه از دهه ۲۰۱۰ و در پی تحولات موسوم به «بهار عربی» شکل منسجم‌تری به خود گرفت؛ زمانی که هر دو کشور با نگرانی از گسترش بی‌ثباتی منطقه‌ای، نفوذ جریان‌های اسلام‌گرای سیاسی و افزایش نقش ایران، به هم نزدیک‌تر شدند.

این همگرایی در دوره رهبری محمد بن زاید آل نهیان در امارات و محمد بن سلمان در عربستان به اوج خود رسید و به همکاری‌های گسترده سیاسی، امنیتی و نظامی انجامید؛ از جمله تشکیل ائتلاف مشترک در یمن در سال ۲۰۱۵ و هماهنگی در سیاست‌های منطقه‌ای علیه رقبای مشترک.

با این حال، این اتحاد از ابتدا نیز بیشتر بر پایه منافع مشترک و موقتی استوار بود تا یک همگرایی پایدار، و به همین دلیل به‌تدریج نشانه‌های رقابت و اختلاف در حوزه‌هایی مانند نفوذ منطقه‌ای، اقتصاد و انرژی در آن پدیدار شد.

ریشه‌های اختلاف این دو کشور عربی چیست؟ هر کدام چه انتظارات و سیاست‌هایی دارند؟ و چه چشم‌اندازی مقابل منطقه است؟

زبان و دین مشابه، شرایط جمعیتی و مالی متفاوت

امارات و عربستان هر دو دارای جمعیت اکثراً سنی‌مذهب و عربی‌زبان هستند و در دو منطقهٔ نفت‌خیز شبه‌جزیرهٔ عربستان و در حاشیهٔ خلیج فارس واقع‌اند. اما تفاوت‌های جمعیتی و منابع مالی به آن‌ها ظرفیت‌های متفاوتی داده و در نتیجه این دو را به سیاست‌های متفاوتی کشانده است.

امارات متحده عربی دارای صندوق‌های ثروت حاکمیتی است که حتی از صندوق‌های سعودی نیز غنی‌ترند. دوبی، در سال ۲۰۲۵ پررفت‌وآمدترین فرودگاه بین‌المللی جهان را با نزدیک به صد میلیون مسافر در اختیار داشت. با این حال، هیدروکربن‌ها همچنان یک‌سوم تولید ناخالص داخلی امارات را تأمین می‌کنند، در حالی که این سهم در عربستان سعودی یک‌چهارم است.

عربستان پیشتر تولید نفت خود را محدود کرده بود، در حالی که امارات خواهان افزایش سهمیهٔ تولید خود بود. مهم‌تر از آن، شهروندان بومی تنها یک‌دهم جمعیت امارات را تشکیل می‌دهند، در حالی که عربستان سعودی که ۲۵ برابر وسیع‌تر و سه برابر پرجمعیت‌تر از امارات است، دو سوم جمعیتش را سعودی‌ها تشکیل می‌دهند.

به بیان روشن، کمی بیش از یک میلیون اماراتی در برابر ۲۳ میلیون سعودی قرار دارند؛ عدم تعادلی که امارات آن را در نیروهای مسلح خود با استخدام گستردهٔ خارجی‌ها جبران می‌کند.

«پیمان‌های ابراهیم»، نشانهٔ جدایی دیپلماتیک ریاض و ابوظبی

جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل با ایران، اختلافاتی را که از قبل میان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس وجود داشت، عمیق‌تر و علنی‌تر و دسته‌بندی‌های جدیدی را به ویژه میان ابوظبی و ریاض ایجاد کرد.

در سال‌های گذشته، اختلاف میان این شش کشور، خود را در انزوای منطقه‌ای قطر از سوی همسایگان عربش نشان می‌داد. اما از سال ۲۰۲۱ که انزوای قطر به پایان رسید، اختلافات به مرور تجمیع شدند تا این که در جنگ اخیر، منطقه شاهد یک تقابل جدید، یعنی تقابل میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، است.

شرایط جدید منطقه به ویژه خود را با نتایج عملی توافق‌های صلح با اسرائیل موسوم به «توافق‌های ابراهیم» نشان داده و گزارش‌ها حاکی از ارسال بی‌سابقه پدافند هوایی از سوی اسرائیل به امارات متحده عربی است.

این توافق‌ها که در اولین دورهٔ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ میان اسرائیل و برخی کشورها به ویژه امارات و بحرین به امضا رسید، تفاوت رویکرد دو پایتخت مهم عربی منطقه، یعنی ابوظبی و ریاض، نسبت به اسرائیل را نشان داد.

نیل کوئیلیام، پژوهشگر اندیشکده چتم هاوس مستقر در لندن، در این زمینه به رویترز می‌گوید که عربستان سعودی در سال‌های اخیر با احتیاط به روابط امارات و اسرائیل نگریسته است: «پس از امضای توافق‌نامه‌های ابراهیم، این پرسش مطرح شد که کشور بعدی کدام خواهد بود. از جمله اهداف، پیوستن عربستان سعودی به این توافق‌ها بود. اما عربستان سعودی در حاشیه نشست و بسیاری از مزایایی را که امارات از توافق‌نامه‌های ابراهیم به دست آورده یا در حال به دست آوردن بود، مشاهده کرد».

«توافق‌های ابراهیم» گرچه در اولین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ به امضا رسید، اما در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن نیز پیگیری شد. آقای کوئیلیام می‌گوید که در سال‌های گذشته، قطعاً علاقه‌ای از سوی ایالات متحده برای سوق دادن سعودی‌ها به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل وجود داشت و از طرف سعودی‌ها هم، آن‌ها به عادی‌سازی با اسرائیل علاقه داشتند، «اما می‌خواستند آن را با تعدادی شرط با ایالات متحده پیوند دهند و شرط اصلی این بود که ایالات متحده تضمین‌های امنیتی به آن‌ها ارائه دهد».

اما این فقط تضمین‌های امنیتی نبود که مانع نزدیکی ریاض به اسرائیل شد. عربستان سعودی که مکان‌های مقدس مسلمانان را در خود جای داده، به نوعی در خود رهبری جهان اسلام را هم می‌بیند و نمی‌تواند نسبت به افکار عمومی کشورهای اسلامی در مورد مناقشه فلسطینیان و اسرائیل بی‌تفاوت باشد.

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، نوامبر ۲۰۲۵ وقتی به واشینگتن سفر کرد، در کنار ترامپ در کاخ سفید، درباره شروطش در زمینه پیوستن به توافق‌های ابراهیم گفت: «ما معتقدیم داشتن روابط خوب با همه کشورهای خاورمیانه چیز خوبی است و می‌خواهیم بخشی از توافق‌نامه‌های ابراهیم باشیم، اما همچنین می‌خواهیم مطمئن شویم که مسیر روشنی برای راه‌حل دو کشوری فراهم می‌کنیم».

خروج امارات از اوپک؛ نشانه جدایی اقتصادی

علاوه بر این که امارات متحده عربی در زمینه دیپلماسی با پیوستن به توافق‌های ابراهیم، راه خود را از عربستان سعودی جدا کرد، ابوظبی اخیر با خروج از اوپک، به نوعی به این جدایی ابعاد اقتصادی نیز بخشید.

آقای کوئیلیام می‌گوید که چنین خروجی بر بستر اختلافات و تنش‌های پیشین روی داد: «زمان‌ خروج امارات از اوپک بسیار جالب است و فکر می‌کنم در زمانی رخ می‌دهد که روابط عربستان و امارات واقعاً دچار تنش است. شاهد رقابت میان این دو در سودان، سومالی‌لند و یمن بوده‌ایم. لذا این زمان‌بندی نشان می‌دهد که با توجه به فشارها و تنش‌ها در این رابطه، ابوظبی تصمیم گرفته که در این مقطع خاص این گزینه را دنبال کند».

تحلیلگران بر دلایل سیاسی خروج امارات از اوپک اشاره می‌کنند و آن را به‌وضوح به ضرر عربستان سعودی می‌دانند، اما مقامات اماراتی تلاش می‌کنند که این تصمیم را «غیرسیاسی» معرفی کنند.

سهيل المزروعی، وزیر انرژی امارات، پس از اعلام خروج این کشور از اوپک گفت: «این در درجهٔ نخست یک تصمیم حاکمیتی است. این تصمیم پس از یک مطالعهٔ گسترده اتخاذ شد و مزایای آن برای ما روشن است: پویایی و سرعت در تصمیم‌گیری مطابق با منافع ملی، و منافع کشورها و شرکت‌هایی که در امارات سرمایه‌گذاری کرده‌اند، و نیز کشورهایی که به امارات متکی هستند».

او افزود: «این تصمیمات، تصمیمات غیرسیاسی هستند که بر اساس تعادل عرضه و تقاضا و بر پایه پویایی‌های بازار گرفته می‌شوند. نمی‌توانیم فقط جانب تولیدکنندگان را بگیریم و مصرف‌کنندگان را رها کنیم، زیرا آن‌ها نقش مهمی در خرید نفت و در توسعه کشورهای ما دارند».

تمایل بیشتر امارات به آمریکا و اسرائیل در نتیجه جنگ ایران

به دلیل بسته بودن تنگهٔ هرمز، ناظران معتقدند که خروج امارات از اوپک بیشتر یک اقدام نمادین است، اما چرا امارات این گونه تلاش می‌کند که نشان دهد مسیر و سیاستی جدای از دیگر کشورهای عربی منطقه اتخاذ کرده است؟

پژوهشگر اندیشکده چتم هاوس می‌گوید که این شرایط یکی از نتایج جنگ ایران است که موجب شد امارات بیش از گذشته به سمت آمریکا و اسرائیل متمایل شود: «دلیل اهمیت توافق‌نامه‌های ابراهیم در حال حاضر این است که می‌بینیم امارات به‌طور نزدیک با اسرائیل همسو شده است. می‌بینیم که این توافق‌ها به نوعی جان گرفته‌اند».

او می‌افزاید: «همیشه این پرسش وجود داشت که آیا این توافق‌ها دوام خواهند آورد، آیا می‌توان آن‌ها را حفظ کرد، به‌ویژه پس از جنگ دوساله در غزه. اما آنچه در چارچوب جنگ اخیر ایران دیده‌ایم این است که امارات واقعاً طرف خود را انتخاب کرده و بدیهی است که با ایالات متحده است و همچنین با اسرائیل».

روزنامهٔ «لوموند» در گزارشی نوشته که ابوظبی حامی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است اما عربستان سعودی طرفدار نوعی توافق با تهران در زمینه عدم تجاوز به خاک یکدیگر است. فیصل بن‌فرحان، وزیر خارجه سعودی، در هفته‌های اخیر تماس‌هایی با عباس عراقچی همتای ایرانی خود داشته و در مذاکرات صلح منطقه‌ای نیز شرکت داشته است.

اما در ابوظبی، انور قرقاش مشاور دیپلماتیک رئیس امارات متحده عربی بارها صریحاً از ایران انتقاد کرده و اخیرا نیز در اظهاراتی توضیح داده که چرا رویکرد امارات در قبال ایران متفاوت است.

آقای قرقاش در نشستی در ابوظبی گفت: «امروز ما در برابر یک بحران عمیق اعتماد قرار داریم؛ به نظر من این بحران تا دهه‌های آینده ادامه خواهد یافت. از دید من، رویدادی با این اندازه نیازمند بازنگری عمیق در همان سطح است. نمی‌توان چنین حادثه‌ای را با تعارفات و امثال آن از سر گذراند».

او افزود: «همیشه در خلیج فارس گفت‌وگویی میان "شاهین‌ها" و "کبوترها" وجود داشت؛ شاهین‌ها که ایران را منبع خطر می‌دانند، و کبوترها که معتقدند روابط با ایران ضروری است چون همسایه است. من فکر می‌کنم امروز این گفت‌وگو به نفع شاهین‌ها تمام شده است؛ بیایید در این مورد صریح باشیم. این به معنای دعوت به تقابل نیست، چون همان‌طور که گفتم روابط یک چیز است، اعتماد و بازسازی اعتماد چیز دیگری است، و اعتماد به ده‌ها سال زمان نیاز دارد».

آن سوی آب‌های خلیج فارس، مقامات جمهوری اسلامی نیز ساکت ننشسته‌اند و در روزهای اخیر تهدیدهای خود علیه امارات را صریح تر و تندتر کرده‌اند. به عنوان نمونه، علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگویی تلویزیونی درباره امارات گفت که ممکن است بر اثر حملات ایران در جنگ بعدی احتمالی، دیگر «تکنولوژی» در این کشور پیدا نشود.

با وجود این تهدیدها، به نظر نمی‌رسد که اماراتی‌ها از مسیر خود عقب‌نشینی کنند.

آقای قرقاش می‌گوید: «امروز، در هر اتاق برنامه‌ریزی یا اتاق عملیات در کشورهای خلیج، خطر اصلی، خطر ایران است. به نظر من استراتژی امروز ایران، با اشتباهاتش و از طریق هدف قرار دادن کشورهای خلیج، چند نتیجه داشته است. اول این‌که باعث شد کل محیط جنوبی منطقه نسبت به ایران دشمنی پیدا کند. دوم این‌که باعث آغاز مثلاً مذاکراتی شده که امروز بین لبنان و اسرائیل می‌بینیم؛ چیزی که شاید پیش‌بینی نمی‌کردید».

او افزود: «سوم، به نظر من، باعث تقویت نقش آمریکا در منطقه شده است. یعنی امروز نقش آمریکا در منطقه نه کمتر، بلکه مهم‌تر شده است. چون نقش آمریکا فقط تسهیلات نظامی نیست؛ بلکه یک مجموعه دفاعی است که شامل حمایت سیاسی هم می‌شود».

تغییر چشم‌انداز منطقه برای دست‌کم دهه‌های آینده

علاوه بر مخالفت جمهوری اسلامی با بهبود روابط کشورهای عربی با اسرائیل، برخی نارضایتی‌ها نیز ممکن است در داخل این کشورها نسبت به رویکرد در قبال ایران و اسرائیل وجود داشته باشد.

اما نیل کوئیلیام، پژوهشگر اندیشکده چتم‌هاوس، در این زمینه می‌گوید: «امارات به خاطر حفظ نزدیکی خود با اسرائیل با انتقاداتی مواجه شده. در بحرین هم نارضایتی داخلی قابل توجهی نسبت به این توافق‌ها وجود دارد. اما هیچ‌یک از این دو کشور عقب‌نشینی نخواهند کرد».

او افزود: «این موضوع بسیار شبیه توافق‌های صلحی است که میان مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ و میان اردن و اسرائیل در سال ۱۹۹۴ امضا شد. صرف‌نظر از مخالفت مردم با امضای این توافق‌ها، آن‌ها دوام خواهند آورد؛ آن‌ها برای مدت بسیار طولانی بخشی از چشم‌انداز منطقه خواهند بود».

در مجموع، شکاف جدید در میان کشورهای عربی خلیج فارس بیش از آن‌که صرفاً بر سر ایران باشد، بازتابی از رقابت بر سر نظم آینده منطقه است؛ نظمی که در آن امارات متحده عربی با تکیه بر نزدیکی به اسرائیل و اتکای امنیتی به آمریکا به دنبال نقش‌آفرینی مستقل‌تر و فعال‌تر است و عربستان سعودی نیز ترجیح می‌دهد ضمن مهار تنش با ایران، و پیشبرد برنامه‌های توسعه و شاید عادی‌سازی تدریجی روابط با اسرائیل، جایگاه سنتی خود به عنوان رهبری جهان اسلام را حفظ کند.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG