ایران دیماه ۱۴۰۴ را در آشوب و خشونت سپری کرد. در روزهای آغازین، شمار زیادی از شهروندان با شور و هیجان به خیابانها آمدند؛ با این امید که این، «آخرین نبرد با جمهوری اسلامی» است. شاهزاده رضا پهلوی، بهعنوان چهرهٔ مسلط اعتراضهای اخیر، از معترضانی که در خیابان بازگشت او را فریاد میزدند خواسته بود که خیابانها را ترک نکنند. همه چیز، از جمله صحبتهای این گروه از مخالفان منعکسکنندهٔ این بود که «جمهوری اسلامی در آستانهٔ فروپاشی» است.
با قطع اینترنت، ایران در خاموشی فرو رفت؛ و در همین خاموشی بود که کمکم مسافران ویدئوهایی با خود آوردند؛ تصاویری از انبوه پیکرهایی که در پزشکی قانونی، روی زمین دراز به دراز چیده شده بودند. و شهروندانی که خیره به صفحهٔ نمایشگر، نمای نزدیک چهرهٔ قربانیان را برای شناسایی تماشا میکردند.
سرکوبی خشونتبار که به تعبیر روزنامهٔ «فایننشال تایمز»، «تیانآنمن جمهوری اسلامی» بود. سرکوبی که اکنون برای خانهنشین کردن معترضان، به استقرار نیروهای مسلح در کوچه و برزن و خیابان متوسل شده است.
حالا از آن همه امید به تغییر و «بازگشت نظمی دلخواه»، چه چیزی باقی مانده یا باقی خواهد ماند؟
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول» فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران از واشینگتن، و حسین رزاق، فعال سیاسی گذارطلب از دوسلدورف، این موضوع را به بحث گذاشتند.
ماهیت اعتراض، قساوت سرکوب
حسین رزاق، فعال سیاسی، درپاسخ به این پرسش که معترضان دیماه ۱۴۰۱ اکنون و پس از سرکوب شدید این اعتراضها کجا ایستادهاند، میگوید اگر این خیزش با جنبشهای سالهای اخیر مقایسه شود، باید پذیرفت که حجم و شدت خشونتی که جمهوری اسلامی به کار برده، چندین برابر سرکوبهای قبلی بوده است.
به گفتهٔ او، وقتی سرکوب شدید است و کشتار گسترده، نمیتوان از دستاورد ملموسی صحبت کرد.
حسین رزاق میگوید جمهوری اسلامی سالهاست با بحران مشروعیت روبهروست و این بحران پس از این کشتار عمیقتر خواهد شد.
او یادآوری میکند که هر بار سرکوب رخ داده، بخشی از حامیان یا اصلاحطلبان دلبسته به نظام از آن فاصله گرفتهاند و این بار، بهدلیل داغدار شدن گستردهٔ خانوادهها، دامنهٔ این ریزش بسیار بیشتر خواهد بود.
این کنشگر سیاسی گذارطلب معتقد است باید از سادهسازی پرهیز کنیم و معتقد است «سرکوب شدن جنبش» تعریف دقیقتری است از آنچه اتفاق افتاده؛ اما همزمان میگوید معترضان مانند آبان ۹۸ تجربههایی اندوختهاند که در خیزشهای بعدی به کار میآید.
او مطرح شدن مسئلهٔ مداخلهٔ خارجی را یکی از نقاط آسیبزای اعتراضهای اخیر میداند.
حسین رزاق نتیجه میگیرد که در نهایت به گفتهٔ او مردم ایران «معامله شدند»، و همین مسئله به جمهوری اسلامی جسارت بیشتری برای سرکوب داد.
فؤاد پاشایی، دبیر کل حزب مشروطهٔ ایران، اظهار داشت: زمانی گفته میشد اگر جمهوری اسلامی برود، ایران سوریه میشود و امروز به گفتهٔ او، رفتار حکومت در خیابانهای ایران شباهت زیادی به جنایاتی دارد که نیروی قدس در سوریه مرتکب شد.
به اعتقاد آقای پاشایی، مسئلهٔ اصلی خود جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که به گفتهٔ این فعال سیاسی، مردم را به فقر، تخریب محیط زیست و ناکارآمدی مطلق کشانده و حاضر نیست از قدرت پایین بیاید، چون منافع و رانتهایش در خطر است.
آقای پاشایی با رد تلویحی نظر حسین رزاق معتقد است، تنها وعدهٔ کمک خارجی عامل حضور معترضان در خیابان نبود و آنها خودشان به خیابان آمدند.
از نگاه آقای پاشایی، وظیفهٔ ایرانیان خارج از کشور ایجاد پشتیبانی جهانی بوده و این به معنای وابستگی به آمریکا یا اروپا نیست.
او همچنین به نگرانی کشورهای منطقه مانند قطر، عربستان و ترکیه اشاره میکند و میگوید، این کشورها ترجیح میدهند جمهوری اسلامی ضعیف اما باقی بماند تا ایران ملی و قدرتمند شکل نگیرد، زیرا ایران قدرتمند میتواند موازنهٔ منطقه را تغییر دهد.
حسین رزاق با جابهجا کردن یک گزاره، با فؤاد پاشایی همعقیده است. او میگوید، کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان ایران ضعیفاند، نه لزوماً جمهوری اسلامی ضعیف، چرا که اگر ایران نتواند نفت و انرژی صادر کند، آنها سود بیشتری میبرند.
به گفتهٔ او، هیچ گذار سیاسی در دنیا بدون نوعی حمایت خارجی رخ نداده، اما تفاوت، در شکل این حمایتهاست.
آقای رزاق با یادآوری اعتراضهای ۱۴۰۱ که از آن با عنوان «جنبش مهسا» نام میبرد، دستاورد بزرگ آن را عقبنشینی عملی حکومت مذهبی ایران از حجاب اجباری میداند و میگوید، آن دستاورد با جنبشی مدنی و خشونتپرهیز حاصل شد.
این کنشگر سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا اتفاقهای اخیر این دستاوردها را هم در معرض نابودی قرار نمیدهد، میگوید چنین خطری وجود دارد.
حسین رزاق دستاورد اعتراضهای موسوم به زن، زندگی، آزادی را حاصل حدود ۱۰۰ روز حضور خیابانی میداند و میگوید اما در اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴، ترویج خشونت و امید بستن به مداخلهٔ خارجی همان چیزی بود که جمهوری اسلامی برای سرکوب خونین به آن نیاز داشت.
فؤاد پاشایی با رد دیدگاهی که «خشونتپرهیزی را مانع کشتار میداند»، اعتراضهای پیشین را مثال میآورد و میگوید حکومت به ماهیت اعتراض نگاه نمیکند، بلکه هر جا احساس خطر کند با قساوت سرکوب میکند.
به اعتقاد این فعال سیاسی مشروطهخواه، نباید مسئولیت جنایت حکومت را به گردن اپوزیسیون یا چهرههایی مانند شاهزاده رضا پهلوی انداخت.
در ادامهٔ این گفتوگو، احمد باطبی روزنامهنگار ساکن واشینگتن که در نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد دربارهٔ اعتراضها در ایران حضور داشت، روی خط برنامهٔ «پاراگراف اول» آمد. او گفت نمایندگان کشورها پس از جلسه، بهصورت فردی با آنها همدلی نشان دادند. آقای باطبی، محکومیت لفظی را کافی نمیداند و بر ابزار عملی برای توقف کشتار در ایران تأکید میکند.
وعدهٔ حمایت خارجی با کدام سازوکار؟
حسین رزاق در بازگشت به بحث، نقد خود را متوجهٔ مسئولیت رهبری سیاسی میکند و میگوید وقتی فراخوان و وعدهٔ حمایت خارجی داده میشود، باید سازوکار آن از پیش آماده باشد.
به باور آقای رزاق، اولویت نجات مردم ایران است؛ تأمین اینترنت، حمایت از آسیبدیدگان، خروج امن تحت تعقیبها و بازگشت به مبارزهٔ خشونتپرهیز.
او تأکید میکند خشونتپرهیزی اصلاحطلبی نیست، بلکه ابزاری برای خلعسلاح یک حکومت خونریز است.
فؤاد پاشایی هم معتقد است مخالفان باید اختلافها را کنار بگذارند و بر عبور از تمرکز بر عبور از جمهوری اسلامی تمرکز کنند.