با مشاهدهٔ نشانههایی از بازگشایی تنگه هرمز، بازارهای ارزهای دیجیتال جهش کردند و معاملهگران نفت ارزیابیهای خود را تغییر دادند، هرچند تنشهای نظامی و پیامهای متناقض طرفهای درگیر در مورد این تنگه همچنان ادامه دارد.
در مقابل، بازارهای سهام واکنش کندتری نشان دادهاند. تحلیلگران میگویند این اختلاف نشان میدهد بخشهای مختلف نظام مالی جهانی، ریسک و نقدینگی را به شیوههای متفاوتی ارزیابی و مدیریت میکنند.
رایان کرکلی، مدیرعامل یک شرکت پرداختهای بلاکچینی
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی پس از اعلام باز شدن تنگه هرمز در روز ۲۸ فروردین، با رایان کرکلی، مدیرعامل شرکت پرداختهای بلاکچینی «گلوبال ستلمنت نتورک»، گفتوگو کرد و از او دربارهٔ اهمیت اقتصادی جهانی تنگه هرمز، دلایل حرکت بازارها با سرعتهای متفاوت، و احتمال چرخش قیمت نفت پرسید.
- چرا تنگهٔ هرمز برای بازار جهانی تا این حد حیاتی است؟
حدود ۲۰ درصد از کل نفت و نزدیک به ۳۰ درصد از فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکنند. حتی یک اختلال کوچک، زنجیرههای تأمین جهانی را از داروسازی و کشاورزی گرفته تا سوخت هواپیما و انرژی مورد نیاز شبکههای برق مختل میکند.
- بهمحض توقف این جریان، کشورها دچار مشکل میشوند، اقتصادها تضعیف میشوند و صنایع مختلف بهسرعت تحت فشار قرار میگیرند. واقعبینانه، تنگه هرمز تقریباً با همهٔ بخشهای اقتصاد جهانی در ارتباط است.
چرا بیتکوین ناگهان وارد این بحث شده است؟
بیتکوین همیشه بخشی از این بحث در ارتباط با ایران بوده است. بسیاری نمیدانند که ایران سهم قابلتوجهی از استخراج جهانی بیتکوین را به خود اختصاص داده است.
در جریان درگیری، شاهد کاهش شدید «سختی استخراج» بودیم، یعنی هزینه و دشواری تولید بیتکوین کاهش یافت، زیرا زیرساخت انرژی مختل شده بود. اکنون با آتشبس و بازسازی نسبی شبکههای انرژی، این روند معکوس شده و همراه با آن قیمتها نیز افزایش یافتهاند.
بیتکوین عملاً به یک محرک در اقتصاد ایران تبدیل شده و بهطور مستمر در تسویهٔ معاملات با کشورهایی مانند روسیه و چین استفاده میشود. بنابراین، اگرچه ممکن است ناگهانی به نظر برسد، این نقش طی سالها شکل گرفته است.
- این پیامهای متناقض دربارهٔ باز بودن تنگه را چگونه باید تفسیر کرد؟
شاید برای نخستین بار بتوان گفت تنگه بهطور عملیاتی باز است. پیشتر هم اظهارات قوی دیده بودیم، اما اکنون واقعاً حرکت کشتیها را شاهد هستیم. سطحی از اعتماد در چارچوب آتشبس در حال شکلگیری است.
من ترافیک کشتیها را زیر نظر داشتهام و برای نخستین بار میبینیم که نزدیک به ۱۰۰ فرستنده وارد این گذرگاه حیاتی میشوند. پیشتر معمولاً تنها سه تا پنج مورد در ساعت مشاهده میشد و سپس کشتیها بازمیگشتند. بنابراین امروز فرصت واقعی برای کاهش تنش وجود دارد.
با این حال، به نظر میرسد بازارها اثرات این درگیری را نادیده میگیرند. کمبود سوخت هواپیما، لغو پروازها، افزایش قیمت محصولات کشاورزی و رشد ۳۰ درصدی هزینههای حملونقل، همگی واقعی هستند. با این حال بازارهای سهام واکنش اندکی نشان دادهاند.
نوعی گسست وجود دارد، به این ترتیب که بازارهای مالی در نوعی حباب سفتهبازانه عمل میکنند، در حالی که مصرفکنندگان عادی، بهویژه در آمریکا و سراسر اروپا، از طریق افزایش هزینهٔ سوخت و تورم، فشار را احساس میکنند.
- دریافت عوارض از کشتیها، حتی با بیتکوین، در عمل چگونه انجام میشود؟
این موضوع برای ایران جدید نیست. این کشور سالها است پرداخت رمزارزی برای نفت تحریمشده را پذیرفته است. در عمل، این تراکنشها سادهاند؛ یک کیف پول ایجاد میشود، وجوه ارسال میشود، چه بهصورت بیتکوین، چه استیبلکوین یا رمزارزهای دیگر، و به کیف پولی تحت کنترل حکومت ایران منتقل میشود.
از آنجا که این شبکهها غیرمتمرکز هستند، مرجع مرکزی برای مسدود کردن تراکنش وجود ندارد. اگرچه میتوان کیف پولها را ردیابی کرد، ولی اجرای قوانین به همکاری حوزههای قضایی مانند روسیه یا چین بستگی دارد که اغلب با ساختارهای غربی همکاری نمیکنند.
اگر دریافت عوارض در مقیاس گسترده آغاز شود، میتواند شیوهٔ تسویهٔ نفت در جهان را بهشدت تغییر دهد. ناتوانی آمریکا در حفظ کنترل کامل بر تنگه، نظام پترو-دلار را به چالش میکشد [جایگاه دلار در معاملات جهانی نفت را تضعیف میکند]. ترکیب معاملات نفت در قالب توکنهای دیجیتال با تسویهٔ سریع رمزارزی به گزینهای جذاب تبدیل میشود.
با این حال، بخش زیادی از این فعالیت احتمالاً همچنان به استیبلکوینهای مبتنی بر دلار آمریکا وابسته خواهد بود، زیرا قیمتگذاری جهانی نفت همچنان بر پایهٔ دلار است.
- با انتقال پرداختها میان بانکها و شبکههای رمزارزی، وضعیت اعتماد چه میشود؟
این موضوع میتواند بهطور چشمگیری بهتر یا بدتر شود؛ بستگی به نحوهٔ اجرای سیستمها دارد. صنعت تجارت نفت همین حالا هم بهشدت به اعتماد متکی است، چون تقلب و اسناد غیرقابلاعتماد زیاد است.
با فاصله گرفتن از نظامهای بانکی غربی، سؤال این است که اعتماد از کجا تأمین میشود؟ آیا به سیستمهای بانکی روسیه یا چین اعتماد میکنید؟ بسیاری چنین اعتمادی ندارند.
آنچه اکنون میبینیم، ظهور سیستمهای هویت غیرمتمرکز است. این سیستمها میتوانند استانداردهای انطباق مانند سوئیفت یا الزامات صندوق بینالمللی پول را در قالبی مبتنی بر بلاکچین بازتولید کنند.
آنها مشروعیت و مجوز فعالیت طرفها از جمله اثبات منابع مالی و اعتبار را تأیید میکنند. امروز شکاف اعتماد وجود دارد، اما اگر بلاکچین بهدرستی اجرا شود، میتواند در نهایت آن را بهبود دهد.
- آیا نظام مالی برای این وضعیت آماده است یا با یک آزمون فشار روبهرو هستیم؟
قطعاً با یک آزمون فشار در زمان واقعی روبهرو هستیم. زمانبندی تا حدی کمک کرده است؛ این اتفاق در پایان زمستان نیمکرهٔ شمالی رخ داد، در دورهای با سفر کمتر و پیش از اوج تقاضای تابستانی. این موضوع ضربهٔ فوری را کاهش داده است.
اما اگر جنگ و درگیری یک تا دو ماه دیگر ادامه یابد، میتواند پیامدهای شدیدی داشته باشد. آنچه اکنون یک آزمون است، ممکن است به بیثباتی گستردهٔ اقتصادی و حتی فروپاشی در برخی مناطق تبدیل شود.
- چشمانداز کوتاهمدت برای قیمت نفت چیست؟
انتظار دارم در صورت تداوم معنادار آتشبس، قیمتها از امروز روند کاهشی بگیرند. با این حال، یک عقبماندگی وجود دارد؛ اینکه نفتکشها و تأسیسات ذخیرهسازی پر هستند و تولید فوراً از سر گرفته نمیشود.
احتمالاً ۳۰ تا ۹۰ روز زمان لازم است تا تولید از سر گرفته شود و شاید سه تا شش ماه برای بازگشت کامل.
در عین حال، ذخایر جهانی میتوانند به تثبیت کمک کنند. اگر بازارها به پایان جنگ اطمینان پیدا کنند، کشورهایی مانند آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپایی ممکن است ذخایر خود را آزاد کنند. این اقدام میتواند سریعتر به کاهش قیمت برای مصرفکنندگان کمک کند.
- کسبوکارها و سرمایهگذاران باید به چه چیزی توجه کنند؟
آتشبس، بهطور خلاصه. آیا این یک کاهش تنش واقعی است یا فقط وقفهای موقت؟ باید بگویم این متغیر کلیدی است.
هنوز هم لفاظیهایی دربارهٔ تشدید احتمالی، از جمله احتمال جابهجایی نیروها، وجود دارد. حتی اگر این بخشی از استراتژی مذاکره باشد، برای سرمایهگذاران عدم قطعیت ایجاد میکند. بهمحض روشن شدن وضعیت ایران، چه به سمت ثبات برود و چه بدتر شود، بازارها شروع به آرام گرفتن و بازگشت به دیدگاه بلندمدت خواهند کرد.
- اظهار نظر ترامپ دربارهٔ بسته نشدن دوبارهٔ تنگه چه اهمیتی دارد؟
اغلب میان اظهارات عمومی و واقعیت میدانی فاصله وجود دارد. دههها است مقامهای آمریکایی میگویند ایران توان بستن تنگه را دارد، و عملاً هم دیدیم که چنین توانی وجود دارد.
در عین حال، ایران نیز پیامدهای این اقدام را متحمل میشود. بستن تنگه به اقتصاد خود این کشور، که حدود نیمی از آن به صادرات وابسته است، آسیب میزند. بنابراین، اگر تنشها بهطور جدی تشدید نشود، بعید است حکومت ایران انگیزهای برای بستن کامل آن داشته باشد. چنین اقدامی خطر آسیب اقتصادی متقابل در مقیاس جهانی را به همراه دارد.