پاراگراف اول؛ تداوم یا توقف جنگ و آیندهٔ سیاسی شاهزاده رضا پهلوی

شاهزاده رضا پهلوی و اعضای کمیتهٔ موسوم به «عدالت انتقالی»

روزنامهٔ آمریکایی «واشینگتن‌پست» پس از دیدار محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در اسلام‌آباد نوشت که اعضای هیئت مذاکره‌کنندهٔ آمریکایی قالیباف را «مذاکره‌کننده‌ای حرفه‌ای و پخته» و حتی «رهبر بالقوهٔ یک ایران جدید و تأثیرگذار» ارزیابی کرده‌اند.

هم‌زمان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نیز در حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی از روابط «بسیار دوستانه و محترمانه» میان طرفین مذاکره گفت.

طرح چنین اظهارنظرهایی از سوی مقام‌های آمریکایی در میان انبوه مواضع رسمی واشینگتن، می‌تواند تلاش‌های بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی را که از زمان اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران ابعاد گسترده‌تری یافته، تحت‌الشعاع قرار دهد.

اپوزیسیونی که پس از سرکوب خشونت‌بار این اعتراض‌ها، ایده‌ای را با عنوان «مسئولیت حمایت» از یک زمزمهٔ محدود به مطالبه‌ای پرصداتر در بیرون از مرزهای ایران تبدیل کرد. بر اساس این دیدگاه، مداخلهٔ نظامی خارجی می‌توانست راهی برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی باشد؛ مداخله‌ای که از سوی حامیان آن «بشردوستانه» توصیف می‌شد.

با این حال، اقدام نظامی علیه ایران، حتی با تأکید بر حمایت از خواست بخشی از معترضان، پیامدهایی نیز برای شهروندان غیرنظامی به همراه داشت و در مواردی به تخریب زیرساخت‌های صنعتی، کشاورزی، انرژی و شهری انجامید.

در این میان، رضا پهلوی، یکی از چهره‌های برجستهٔ اپوزیسیون، از دولت‌های اسرائیل و ایالات متحده آمریکا خواست که در حملات احتمالی خود زیرساخت‌های حیاتی ایران را هدف قرار ندهند؛ چرا که به گفتهٔ او چنین اقداماتی «آب به آسیاب جمهوری اسلامی می‌ریزد».

با این حال، او تا مدت‌ها حملهٔ نظامی به ایران را به‌صراحت محکوم نکرد تا آن‌که در گفت‌وگویی با یک رسانهٔ فرانسوی، هرگونه درخواست برای حملهٔ نظامی را انکار کرد.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، ایرج مصداقی، ساکن سوئد و از جان‌به‌دربردگان اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ در ایران که در اسفند ۱۴۰۴ از سوی شاهزاده رضا پهلوی به عضویت کمیتهٔ تدوین مقررات عدالت انتقالی او درآمد، در کنار رامین پرهام نویسنده و پژوهشگر صاحب نظریهٔ «مشروطه نوین» از فرانسه آیندهٔ سیاسی اپوزیسیون را با تمرکز بر نقش شاهزاده رضا پهلوی در آینهٔ جنگ به بحث گذاشته‌اند.

Your browser doesn’t support HTML5

پاراگراف اول؛ تداوم یا توقف جنگ و آیندهٔ سیاسی شاهزاده رضا پهلوی

مصداقی: شاهزاده بازتعریف هویت ملی است

ایرج مصداقی، کنشگر سیاسی، با رد کردن نقش تعیین‌کنندهٔ جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران در سرنوشت سیاسی شاهزاده رضا پهلوی می‌گوید: جایگاه سیاسی رضا پهلوی نتیجهٔ تحولات اجتماعی و هویتی در داخل جامعه ایران است.

به گفتهٔ او، گرایش به شاهزاده رضا پهلوی نتیجهٔ چند دهه حکومت جمهوری اسلامی و تلاش این حکومت برای تعریف هویت جامعه بر پایه ایدئولوژی اسلامی است.

آقای مصداقی با اشاره به مطرح شدن شعارهای ملی‌گرایانه، نام رضاشاه و نماد شیر و خورشید، معتقد است که جامعهٔ ایران به بازتعریف هویت ملی روی‌ آورده و در چنین فضایی شاهزاده رضا پهلوی به عنوان «رهبر خیزش» در کانون توجه قرار گرفته است.

این کنشگر سیاسی با تفکیک تداوم یا توقف جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران و آنچه او «نزاع شهروندان معترض با حکومت» می‌نامد، می‌گوید: آنچه در ایران جریان دارد «جنگی میان ملت ایران و حکومت» است؛ نزاعی که به گفتهٔ او دهه‌ها ادامه داشته و در قالب سرکوب، بازداشت و اعدام معترضان دیده می‌شود.

پرهام: نزدیکی الگوی شاهزاده و مجاهدین خلق

رامین پرهام، پژوهشگری که با نظریهٔ «مشروطه نوین‌» شناخته می‌شود، با انتقاد از شعارهای پادشاهی‌خواهان معتقد است که رویکرد آن‌ها «کثرت‌گرایانه» نیست و نوعی «تمرکزگرایی سیاسی» در آن‌ها دیده می‌شود.

آقای پرهام الگوی سیاسی کنونی شاهزاده رضا پهلوی را به الگوی سازمان مجاهدین خلق ایران تشبیه می‌کند و می‌گوید: در هر دو مورد نوعی تأکید بر رهبری شخصی و ادعای نمایندگی کل جامعه دیده می‌شود.

به استدلال این تحلیلگر سیاسی، ادعای «رهبر منتخب مردم» بودن، بدون وجود فرآیند انتخاباتی یا سازوکار نمایندگی مشخص، قابل اثبات نیست.

رامین پرهام با پرداختن به مواضع شاهزاده رضا پهلوی پس از اعتراض‌های سراسری و همچنین در جریان جنگ غزه، مواضع او را «همسو» با رژیم بنیامین نتانیاهو دانسته و می‌گوید: استفاده از عباراتی مانند «زدن سر مار» نشانه‌ای از حمایت ضمنی از فشار یا اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است.

به اعتقاد آقای پرهام، چنین مواضعی می‌تواند در سطح اخلاقی در ارتباط با پیامدهای خشونت‌آمیز تحولات سیاسی مورد بحث قرار گیرد.

به باور او، فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی در اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ آن را از شکل روزانه و مدنی به اعتراض‌های شبانه و خشونت‌آمیز سوق داد و به گفتهٔ پرهام، درباره مسئولیت اخلاقی این فراخوان‌ها هم می‌توان بحث کرد.

ایرج مصداقی با انتقاد از صحبت‌های رامین پرهام، گفته‌های او را در راستای آنچه روایت رسمی جمهوری اسلامی نامید، دانسته و می‌گوید: حکومت ایران نیز کشته‌شدن مردم در درگیری‌ها را نتیجه اقدامات خارجی یا مخالفان حکومت معرفی می‌کند.

به گفتهٔ او، مسئولیت اصلی وضعیت ایران و خشونت‌های رخ‌داده بر عهده رهبری جمهوری اسلامی و نهادهای حکومتی است.

ایرج مصداقی می‌گوید: بزرگی تجمع‌های ایرانیان خارج از کشور در پاسخ به فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی یک واقعیت و نشان دهندهٔ پایگاه او در «بسیج اجتماعی» ایرانیان در خارج از کشور است که در تحلیل‌هایی از این دست نادیده گرفته می‌شود.

رامین پرهام همچنین ضمن مخالفت با استدلال ایرج مصداقی دربارهٔ ضرورت کمک خارجی برای سقوط نظام‌های تمامیت‌خواه، سقوط این دست حکومت‌ها را در اروپای شرقی بدون مداخلهٔ نظامی مثال زد.

به گفته او، تحولات تاریخی اغلب نتیجهٔ فرسایش ساختارهای سیاسی، تغییرات اجتماعی و تجربه‌اندوزی نخبگان و جامعه است و نمی‌توان آن‌ها را صرفاً با شعارهای سیاسی توضیح داد.

«تضاد سیاسی» یا «جنگ ملت با رژیم»

ایرج مصداقی با به میان کشیدن اصطلاح «جنگ میان ملت و رژیم» برای توصیف رابطهٔ جامعه و حکومت، آن را به معنای نزاعی طولانی‌مدت دانست که در قالب سرکوب و مقاومت سیاسی ادامه دارد.

اما رامین پرهام با تأکید بر واژه جنگ و معنای واقعی آن، درگیری نظامی، بمباران و تخریب زیرساخت‌ها، می‌گوید که اطلاق و یکی کردن آن با تضاد سیاسی یا اجتماعی میان جامعه و حکومت درست نیست.

ایرج مصداقی با اشاره به تجربهٔ پیگیری پرونده قضایی حمید نوری به جرم دست داشتن در کشتار زندانیان سیاسی در شهریور ۱۳۶۷ بر پاسخگو کردن کسانی که به گفتهٔ او در ساختار قدرت مسئول تصمیم‌گیری بوده‌اند در آینده تأکید کرد.