دسترسی از خارج ایران به روزنامههای چاپ تهران همچون دیگر راههای ارتباطی قطع است. با این حال، متن چهار گزارش منتشرشده در روزنامههای «شرق» و «هممیهن» به دست رادیوفردا رسیده که ابعاد دیگری از شدت و گستردگی سرکوب اعتراضات دی ۱۴۰۴ را برملا کردهاند و بهرغم فشار سانسور حاکم بر رسانهها، حاوی جزئیاتی تکاندهندهاند.
هفت روز از قطع کامل اینترنت در ایران، که از شامگاه ۱۸ دی آغاز شد، میگذرد. ارتباط تلفنی هم با داخل کشور همچنان قطع است و تنها در مواردی، در یکیدو روز اخیر، ساکنان ایران موفق شدهاند با شمارهگیری مستقیم مخابراتی با بستگان خود در خارج از کشور صحبت کنند.
در این شرایط، دسترسی به اطلاعات دقیق و موثق از آنچه این روزها در ایران میگذرد، بسیار دشوارتر از قبل شده است؛ بهخصوص با توجه به آمارهای مختلف و بهشدت متفاوتی که، از جمله، دربارهٔ تعداد کشتهشدگان، مجروحان و بازداشتیهای اعتراضات به گوش میرسد؛ آمارهایی که در شرایط فعلی و بدون دسترسی به داخل کشور، راستیآزماییشان از همیشه سختتر است.
برخی سازمانهای حقوق بشری از آمار بیسابقهٔ قربانیان سرکوب این اعتراضات خبر داده و از تأیید کشتهشدن دستکم سه تا پنج هزار تن خبر دادهاند. این در حالی است که عباس عراقچی، وزیر خارجهٔ جمهوری اسلامی، ادعا کرده که در این اعتراضات «تنها چند صد نفر» جان باختهاند و عاملان کشتار هم «تروریستها» بودهاند.
چهار گزارشی که از روزنامههای چاپ تهران به دست رادیو فردا رسیده، طی یک هفته، پس از سرکوب اعتراضات شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، منتشر شدهاند. این گزارشها آمار جامع و کاملی از کشتهشدگان بهدست نمیدهند و مهمتر آنکه تنها روی تهران تمرکز کردهاند و حاوی اطلاعاتی از دیگر شهرها نیست.
با این حال، مرور آنها میتواند «تصویری میدانی» از شمار بالای قربانیان و شرایط ناگوار خانوادههای آنها ترسیم کند.
گزارشهای «میدانی» از داخل کشور
بر اساس گزارشی که در روزنامهٔ هممیهن منتشر شده، در نخستین روزی که بستگان قربانیان برای شناسایی افراد مراجعه میکردهاند، پزشکی قانونی کهریزک به نزدیکان اجازه میداده که اجساد را دیده و احراز هویت کنند.
هممیهن نوشته که این رویه از روز دوم تغییر کرده و از آن به بعد، پزشکی قانونی تنها «تصاویر چهرههای اجساد» را روی یک نمایشگر پخش میکند و افراد باید فقط از همین راه، نزدیکان خود را شناسایی کنند؛ موضوعی که خود نشانگر تعداد بسیار بالای اجساد و تلاش برای تسریع روند احراز هویت آنها است.
در بخش دیگری از گزارش هممیهن، به دشواری شناسایی برخی از اجساد، بهدلیل «وضعیت نامناسب» آنها اشاره شده است؛ از جمله موردی که خواهر یکی از قربانیان، تصویری را روی نمایشگر پزشکی قانونی میبیند؛ اما بهدلیل «ورم و خونیبودن سر و صورت جسد»، با وجود برخی شباهتها، مطمئن نیست که جسد برادرش باشد.
خانوادهٔ همین قربانی ظاهراً پیشتر هم جسدی را شناسایی کرده و حتی مقدمات خاکسپاری را هم فراهم کرده بودهاند، اما پس از اینکه خالکوبی روی دست برادرشان را روی دست جسد پیدا نمیکنند، آن را به پزشکی قانونی بازمیگردانند.
بر اساس گزارش هممیهن، این زن به حاضران در سالن پزشکی قانونی توصیه میکند برای اطمینان، علائمی همچون خالکوبی و ماهگرفتگی را بررسی کنند؛ موضوعی که از آمار بالای اجساد غیرقابلشناسایی بهدلیل آسیب زیاد سر و صورت حکایت دارد.
موضوع دیگری که هممیهن، هرچند بهشکلی گذرا و تلویحی به آن پرداخته، تنوع و طیف گستردهٔ قربانیان است. این گزارش تأیید کرده که زنان هم، هرچند به نسبتی کمتر از مردان، در میان قربانیان وجود دارند؛ همینطور تعداد زیادی نوجوان ۱۵-۱۶ ساله، یا کسانی که به ادعای نزدیکانشان، اصولاً در اعتراضات حضور نداشته و صرفاً رهگذر، کاسب یا نظارهگر بودهاند.
روزنامهٔ شرق هم گزارشی نسبتاً مشابه منتشر کرده و از جمله بهنقل از یکی از شهروندان پاکدشت نوشته که یکی از بستگان جوانش، که مردی ۲۷ ساله به نام حجت و در آستانهٔ مهاجرت به آلمان بوده، «در حال خرید از یک مغازه» تیر خورده و کشته شده است.
در این گزارش همچنین به نقل از پرستاری که داییاش از جملهٔ قربانیان است، آمده که «هرکسی که در این روزها به بیمارستان منتقل میشد، در سر و سینهٔ خود جراحاتی داشت»؛ موضوعی که در صورت صحت، شاهدی بر ادعای فعالانی است که بارها از «شلیک هدفمند» مأموران به نیمهٔ بالایی بدن معترضان خبر میدادهاند؛ موضوعی که در دورههای قبلی اعتراضات، از جمله در سال ۱۴۰۱ هم بهوفور مشاهده و گزارش شد.
در گزارش روزنامهٔ هممیهن هم به دشواری احراز هویت اجساد بهدلیل آسیبهای واردشده به سر و صورت قربانیان اشاراتی شده است.
آسیبهای چشمی
شرق در دو گزارش دیگر هم به موضوع مجروحان و بازداشتیهای روزهای اخیر پرداخته است.
این روزنامه از جمله به آمار بالای آسیبدیدگان چشمی و فشار مضاعف روی کادر درمانی بیمارستانهای تخصصی چشم، از جمله بیمارستان فارابی تهران، پرداخته است.
خبرنگار شرق که روز دوشنبه ۲۲ دیماه در این بیمارستان حضور داشته، بهنقل از یکی از اعضای کادر درمان نوشته که در روزهای اخیر، تعداد مراجعان آنچنان بالا بوده که بیمارستان با کمبود پزشک و پرستار مواجه شده بوده است.
این روزنامه مینویسد درحالیکه چندین پرستار شاغل در سایر بیمارستانهای دولتی ایران هم کمبود پزشک و پرستار برای رسیدگی به مجروحان و بهویژه آسیبدیدگان چشمی را تأیید کردهاند، سیمین رنجبران، معاون پرستاری دانشگاه تهران، ادعا کرده که شرایط «عادی» است و نیازی به جابهجایی و انتقال نیرو به مراکز درمانی نبوده و تنها برخی پزشکان و پرستاران «داوطلبانه و برای خدمت به مردم» در بیمارستانهای دیگر حاضر شدهاند.
در اعتراضات سال ۱۴۰۱ هم شلیک نیروهای امنیتی با تفنگهای ساچمهای به سر و صورت معترضان و از فاصلهٔ نزدیک، منجر به آسیبهای چشمی گستردهای شد. بسیاری بینایی خود را بهطور کامل و دائم از دست دادند و در مواردی هم ورود ساچمه از مسیر چشم به مغز، منجر به مرگ قربانیان شد.
در آن سال، سازمانهای حقوق بشری و درمانی داخلی و بینالمللی، پروندهٔ تعداد زیادی از این مجروحان را ثبت و مستند کردند. برخی از این مجروحان جوان هم برای درمان به کشورهای دیگر منتقل شدند.
بازداشتهای «بیسابقه»
در گزارش دیگر روزنامهٔ شرق، شمار بالای بازداشتیها و بلاتکلیفی بسیاری از خانوادهها مورد توجه قرار گرفته است.
خبرنگار شرق نوشته که روز شنبه بیستم دیماه، در مقابل درِ اصلی زندان اوین، گروه زیادی از زنان و مردان به امید یافتن خبر و نشانی از عزیزانشان جمع شده بودهاند.
در این گزارش هم بسیاری از خانوادهها ادعا کردهاند که فرد بازداشتی «هیچ نقشی در اعتراضات نداشته» و عابر، رهگذر یا تماشاگر بوده و حالا معلوم نیست کجا، در چه شرایطی و با چه اتهاماتی نگهداری میشود.
بر اساس گزارش شرق، در این روزها بازداشتیها را با چندین اتوبوس از دادسراها و بازداشتگاههای مختلف به زندانها منتقل کردهاند؛ از جمله به فشافویه و اوین.
برخی مقامهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر هشدار دادهاند که با هرکسی که پس از ۱۸ دیماه در اعتراضات حضور داشته، بهعنوان «تروریست یا محارب» برخورد میکنند؛ موضوعی که موجب نگرانی دوچندان خانوادهها شده است.
خبرنگار شرق به نقل از زنی نوشته که پسرش را، با وجود آنکه پایش شکسته بوده و اصلاً «امکان حضور در هیچ تجمعی را نداشته»، بازداشت و به اوین منتقل کردهاند.
از سوی دیگر، برخی خانوادهها هم به حصول اطمینان از بازداشت عزیزانشان، که در واقع به معنای زندهبودن آنهاست، راضیاند؛ با این امید که در نهایت آزاد خواهند شد.
بر اساس مشاهدات خبرنگار شرق، در میان بازداشتیها نوجوانان هم کم نیستند؛ از جمله محمدرضا ۱۵ ساله که پدر و مادرش میگویند درسخوان است و «فقط رفته بوده ببیند چه خبر است».
در این میان، وکیلی که در جمع خانوادههای مقابل اوین حضور داشته، تأکید میکند که «تا کنون چنین حجمی از بازداشتها را ندیده بوده است».
با ادامهٔ قطع اینترنت و سایر کانالهای ارتباطی با ایران، اطلاع چندانی از وضعیت سایر نقاط این کشور در دست نیست، اما پیشتر گزارشهایی از آمار بسیار بالای کشتهها، مجروحان و بازداشتیها در شهرهای بزرگی همچون شیراز، اصفهان، رشت و مشهد، و بسیاری از شهرهای کوچکتر و حتی روستاها منتشر شده بود؛ گزارشهایی که راستیآزمایی و تأیید جزئیاتشان در شرایط کنونی کار آسانی نیست.