تعلیق اعتراضها بهدنبال سرکوب شدید حکومتی و همصدایی مقامهای رسمی در ایران، جامعه را از سرنوشت سیاسیاش جدا کرده و بسیاری را در برابر این پرسش قرار داده است که گروههای سیاسی چه مسئولیتی در قبال گفتهها و کنشهای خود دارند و معترضان با چه تجربهای ممکن است بار دیگر به خیابان بازگردند.
سرکوب حکومت، کنش گروههای سیاسی و واکنش معترضان رفتاری است که میتواند آینده را آبستن حوادث تازهای کند.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، مجید زمانی، کارآفرین و مدیر «گروه دولت برای ایران» در لندن، و یزدان شهدایی، کنشگر سیاسی و سخنگوی «شورای مدیریت گذار» در کلن، به مسئله مداخلهٔ خارجی، مسئولیت مخالفان و رادیکال شدن جامعه ایران پرداختند.
Your browser doesn’t support HTML5
پاراگراف اول: بحران ایران؛ مسئولیت مخالفان و رادیکال شدن جامعهٔ ایران
ضرورت گفتوگوی ایرانی-ایرانی
مجید زمانی با اشاره به دو بیانیهٔ هفت و ۱۴ امضایی که با دو رویکرد درخواست مداخلهٔ خارجی و مخالفت با آن نوشته شده است، میگوید او حاضر به امضای هیچیک از آنها نبوده است.
به باور آقای زمانی، از منظر اخلاقی و عقلانی نمیتوان شاهد قربانی شدن هزاران نفر بود و در عین حال هرگونه مداخلهٔ بشردوستانه را بهطور مطلق رد کرد. با این حال، او میگوید سادهانگاری دربارهٔ مداخلهٔ نظامی و تصور اینکه «میزنند و درست میشود»، نادیده گرفتن تجربههای گذشته و شرایط شکنندهٔ جامعهٔ ایران است؛ جامعهای که به دلیل گسستهای مذهبی، قومیتی، طبقاتی و جنسیتی در وضعیت حساسی قرار دارد.
از منظر اخلاقی و عقلانی نمیتوان شاهد قربانی شدن هزاران نفر بود و در عین حال هرگونه مداخلهٔ بشردوستانه را بهطور مطلق رد کرد.مجید زمانی، کارآفرین و مدیر «گروه دولت برای ایران»
مدیر «گروه دولت برای ایران» یادآوری میکند که دولتهای خارجی همواره منافع خود را دنبال میکنند و نامهنگاریها تأثیر تعیینکنندهای بر تصمیمهای آنان ندارد.
یزدان شهدایی، سخنگوی «شورای مدیریت گذار» که یکی از هفت امضاکنندهٔ نامه به رئیسجمهور آمریکا برای اقدام دربارهٔ ایران است، تأکید میکند که در این نامه هیچ اشارهای به دخالت نظامی نشده و روح آن مبتنی بر حقوق بشر و اصل «مسئولیت حمایت» است.
آقای شهدایی میگوید جمهوری اسلامی «دشمن ملت» است و با ارتکاب «جنایت علیه بشریت»، شهروندان را در وضعیتی قرار داده است که ناچارند از جامعهٔ جهانی طلب کمک کنند؛ بهویژه در شرایطی که اینترنت قطع میشود و کشتار گسترده رخ میدهد. او خطاب قرار دادن ترامپ را صرفاً بهعنوان یک مقام اجرایی دانست، نه دعوت به حملهٔ نظامی.
این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که با توجه به طرح گزینهٔ نظامی از سوی رئیسجمهور آمریکا، آیا چنین نامهای ناخواسته ذهنها را به سمت مداخلهٔ نظامی سوق نمیدهد، میگوید نویسندگان نامه نوع دخالت را تعیین نکردهاند و خواهان جنگ نبودهاند.
آقای شهدایی مسئولیت هرگونه حملهٔ نظامی احتمالی را متوجه جمهوری اسلامی دانست و افزود که میتوان از منظر اخلاقی، حقوق بشری و حتی دیدگاههای چپِ ضد مداخله به موضوع نگاه کرد.
به گفتهٔ او، تاریخ نشان میدهد که همه مداخلهها یکسان نبودهاند و نمونههایی مانند آلمان و ژاپن نیز وجود دارد. هدف اصلی نامه، برجسته کردن جنایت علیه بشریت و ضرورت پاسخ جهانی بوده است.
مجید زمانی هم جمهوری اسلامی را مسئول هرگونه حملهٔ احتمالی نظامی میداند، اما معتقد است چنین نامههایی میتوانند بهرغم تأثیر نداشتن بر تصمیمهای رهبران خارجی، برای آنان مشروعیت تبلیغاتی ایجاد کنند.
او میگوید جامعهٔ ایران بیش از گفتوگوی «ایرانی–ترامپی» به ابتکارهای «ایرانی–ایرانی» نیاز دارد و یادآور شد که تجربهٔ کوزوو نشان داده مشروعیت بینالمللی اهمیت دارد؛ مشروعیتی که به باور او امروز «تضعیف شده است».
مجید زمانی با اشاره به فقدان تأکید کافی بر نگاه خشونتپرهیز در رفتار بخشی از اپوزیسیون و حتی گفتار شاهزاده رضا پهلوی، میگوید مسئولیت سرکوب با جمهوری اسلامی است، اما پرسش اصلی این است که آیا نیروهای سیاسی، بهویژه در خارج از کشور، همه ظرایف و پیامدها را در نظر میگیرند و ابتکارهای ایرانی–ایرانی دارند یا نه.
تغییر وضعیت شکاف سیاسی به اجتماعی
یزدان شهدایی دربارهٔ چگونگی شکلگیری گفتوگوی ایرانی–ایرانی میگوید: سالها برای گفتوگوی ملی تلاش شده است؛ از تشکیل شورای گذار با حضور طیفهای مختلف گرفته تا دعوت به همکاری، اما بسیاری از نیروها در این روند مشارکت نکردهاند.
به تصدیق آقای شهدایی، امروز شاهزاده رضا پهلوی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شده است، او این مسئله را نتیجهٔ غیبت بخشی از اپوزیسیون در گفتوگوی ملی میداند و میگوید شکاف سیاسی به شکاف اجتماعی بدل شده و فضای مجازی به میدان جنگ تبدیل شده است؛ واقعیتی که خوشایند نیست، اما وجود دارد.
جمهوری اسلامی «دشمن ملت» است و با ارتکاب «جنایت علیه بشریت»، شهروندان را در وضعیتی قرار داده است که ناچارند از جامعهٔ جهانی طلب کمک کنند؛ بهویژه در شرایطی که اینترنت قطع میشود و کشتار گسترده رخ میدهد.یزدان شهدایی، سخنگوی «شورای مدیریت گذار» در کلن
سخنگوی «شورای مدیریت گذار» با اشاره به سابقهٔ قانون اساسی، مجلس و جامعهٔ مدنی در ایران معتقد است، این جامعه با بسیاری از کشورهای منطقه متفاوت است اما اپوزیسیون از جامعه عقب مانده است.
او یادآور شد که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» جامعه خواهان اتحاد اپوزیسیون بود، اما این اتحاد شکل نگرفت و فرصتها از دست رفت؛ نتیجه آن نیز تمرکز نمادین بر یک چهره شد.
نیاز به مرجعیت و پلسازی
یزدان شهدایی با انتقاد از نامهٔ موسوم به ۱۴ امضایی که در آن حکومت را موظف به انجام وظایفی دانسته تا بتواند ایران را از خطر احتمالی جنگ در امان نگه دارد، گفت: این بیانیه با روحیهٔ جوانان امروز همخوانی ندارد.
به باور او، ادبیات نامه به گفتمان جمهوری اسلامی نزدیک میشود و حتی از دستگاه قضایی میخواهد اصل برائت را رعایت کند؛ دستگاهی که به گفتهٔ او دههها سرکوب کرده است. او تأکید کرد که این نامه بازتاب اجتماعی ندارد.
مجید زمانی هم با انتقاد از این نامه میگوید نادیده گرفتن واقعیتهای روی زمین بیحاصل است. او معتقد است اگر مسئولیتها شفاف نباشد و متون سیاسی بهانه به دست حکومت بدهد، جامعه به مسیر اشتباه میرود.
به باور او، وضعیت ایران از گذشته بسیار خطرناکتر شده و نیازمند مرجعیت و پلسازی است.
یزدان شهدایی هم میگوید جامعه به سمت رادیکالیسم حرکت میکند، صفحهٔ مختصات سیاسی ایران دیگر مانند گذشته نخواهد بود و خشم و میل به انتقام در جامعه دیده میشود و عبور از این وضعیت نیازمند عقلانیت و تلاش مشترک است.
مجید زمانی با تأیید این روند میگوید سرکوب گسترده، خشم اجتماعی ایجاد کرده و صداهای مسالمتآمیز کمتر شنیده میشوند.
به گفتهٔ او، تنها راهْ کنشگری شهروندان است و کنار نشستن گزینهٔ مطلوبی نیست.
یزدان شهدایی هم بر این باور است که «برای عبور از این پیچ تاریخی تسویهحسابها باید به آینده موکول شود».