پاراگراف اول؛ ایران، جنگ و خطر ملوک‌الطوایفی شدن

نمایی از یک بیلبورد تبلیغاتی حکومتی در میدان ولیعصر تهران به مناسبت عید نوروز

۱۴ سال پیش هنوز جنگی در کار نبود، اما بستن تنگهٔ هرمز به‌عنوان واکنشی به هرگونه فشار سیاسی مطرح بود.

روزنامه «گاردین» چاپ بریتانیا، آن زمان با لحنی پرسشگرانه نوشت که بستن تنگهٔ هرمز برای ایران نه تنها از منظر اقتصادی، بلکه حتی از نظر سیاسی خطرناک است. این همان خط قرمزی بود که آمریکا تعیین کرده و هرگونه عبور از آن، پاسخ نظامی گسترده‌ای را به همراه داشت.

منتقدان جمهوری اسلامی و معترضانی که این نظام را نمی‌پذیرند، می‌گویند حکومت دینی طی چهار دههٔ گذشته سه جنگ را به ایران تحمیل کرده است. اما در گفتمان رسمی حکومت و هوادارانش، این جنگ‌ها بوده‌اند که به جمهوری اسلامی تحمیل شده‌اند.

در جنگ ایران و عراق، فرصتی وجود داشت که با آزادسازی خرمشهر، درگیری پایان یابد؛ اما شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» باعث شد جنگ هشت سال طول بکشد تا سرانجام آیت‌الله خمینی جام زهر را سر کشید و قطعنامهٔ ۵۹۸ را پذیرفت.

حال، بعد از کش‌وقوس‌های فراوان میان ایران، اسرائیل و آمریکا، وقتی حتی «نرمش قهرمانانه» هم کارساز نشد، تنش‌ها دوباره به جنگی شبیه تجربهٔ جنگ عراق کشیده است. جمهوری اسلامی در اقدامی نامتقارن، خط قرمز آمریکا را با بستن تنگهٔ هرمز، افزایش هزینهٔ بیمه و حمل‌ونقل نفتکش‌ها و بالا بردن قیمت جهانی نفت، به چالش کشیده است.

Your browser doesn’t support HTML5

پاراگراف اول؛ ایران، جنگ و خطر ملوک‌الطوایفی شدن

جنگ علیه ایران هنوز پراکنده و در حال شکل‌گیری است، اما ردپاهایی از تجربهٔ هشت ساله جنگ با عراق را می‌توان در آن دید؛ دعوت شهروندان به بسیج عمومی، برای حضور در خیابان‌هایی که جنگنده‌ها بر فراز آن پرواز می‌کنند و بمب‌های سنگین‌شان را بر پیکر شهرهای ایران می‌ریزند؛ یا حتی فراخوان دادن به «بچه‌های ۱۳و ۱۴ ساله» برای پیوستن به گشت‌های ایست بازرسی نیروهای بسیجی، که یادآور کودک‌سربازهای دوران جنگ است.

جمهوری اسلامی که سال‌هاست تهدید می‌کند جنگ را نه فقط آن‌طور که آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر کشته‌شده حکومت گفته بود منطقه‌ای کرده، بلکه حالا مرزهایش را هم فراتر برده است.

آیا در جنگ کنونی همچنان ایدئولوژی و شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی»، به جمهوری اسلامی مشروعیت می‌بخشد، یا می‌تواند ایران را در برابر تهدید نظامی واقعی محافظت کند؟

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، مهدی اصلانی زندانی‌سیاسی پیشین ساکن آلمان و تورج اتابکی استاد و پژوهشگر تاریخ در هلند به سیاست جنگی کهنه جمهوری اسلامی در این جنگ و کارکرد آن پرداخته‌اند.

موقعیت زندانیان سیاسی در شرایط جنگی

مهدی اصلانی، زندانی سیاسی سابق که در جنگ هشت ساله با عراق، زندانی بود، نگرانی‌اش از موقعیت زندانیان سیاسی در شرایط جنگی را ابراز کرده و می‌گوید؛ حکومت به محض آن‌که خیابان را جمع می‌کند و اندکی آرامش به دست ‌می‌آورد، به سراغ زندانیان سیاسی می‌رود.

آقای اصلانی با رجوع به تجربهٔ زندان خود در دههٔ مرگبار ۶۰ خورشیدی، به آنچه حساب‌کشی از زندانیان سیاسی در ایران در پایان جنگ ایران و عراق و پس از نوشیدن «جام زهر» توسط آیت‌الله خمینی می‌نامد، پرداخته و با اشاره به خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم‌مقام بنیانگذار انقلاب اسلامی در آن زمان، از قطع تمام شبکه‌های ارتباطی زندانیان با جهان خارج و کشتار دست‌کم چهار هزار جوان و دفن آن‌ها در گورهای دسته‌جمعی می‌گوید.

آقای اصلانی با انتقاد از نگاه جهانی که به گفتهٔ او بیشتر بر جنگ پهپادها معطوف شده می‌گوید: جمهوری اسلامی در شرایط جنگی از خیزش معترضان هراس دارد.

به گفتهٔ او، مشخص نیست جمهوری اسلامی با زندانیان سیاسی که او از آن‌ها با عنوان «اسرای نبرد کنونی» نام می‌برد، چه خواهد کرد.

جنگ برای بقا

تورج اتابکی، پژوهشگر تاریخ، جمهوری اسلامی را «نظامی الهیاتی» توصیف می‌کند که در بافتار ایدئولوژیکی‌اش، جنگ صرفاً درگیری سیاسی نیست و به مسئله‌ای برای بقا تبدیل می‌شود.

آقای اتابکی مشروعیت حمهوری اسلامی را «مشروعیتی الهی» می‌داند که به‌واسطه آن عقب‌نشینی از جنگ می‌تواند آن را تضعیف کند و حاضر است هزینه‌های سنگینی برای آن بپردازد.

او معتقد است که تداوم جنگ هشت ساله پس از آزادسازی خرمشهر که در روایت رسمی یک موهبت الهی خوانده شد، در نهایت به انسجام درونی حکومت انجامید.

بازگشت به وضعیت پیش از جنگ «غیرممکن» است

مهدی اصلانی با اشاره به کوتاه بودن عمر تحلیل‌های امروزی، خبرپایه بودن آن‌ها و دوری‌شان از واقعیت می‌گوید: ایران اکنون در امواج جنگی قرار گرفته که بازگشت به وضعیت پیش از آن تقریباً ناممکن است.

او بحران‌های برخاسته از این جنگ، که از ساختار‌های نظامی تا اقتصادی را در بر می‌گیرد، در تعیین نتیجهٔ آن تأثیرگذار دانسته و می‌گوید: اگر جنگ ادامه یابد و مثلاً جزیرهٔ خارک از دست برود، شریان حیاتی اقتصاد کشور قطع خواهد شد و در خوشبینانه‌ترین سناریو، ایران با انفجارهای اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

مهدی اصلانی کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در حملهٔ اسرائیل و آمریکا را پایان «روحانیت‌محوری» جمهوری اسلامی دانسته و از آغاز عصری می‌گوید، که در آن نظامیان قدرت بیشتری می‌گیرند و ایران به سمت آنچه این کنشگر سیاسی، «پاکستانیزه» شدن می‌نامد، می‌رود.

خطر ملوک‌الطوایفی شدن

تورج اتابکی، شکل‌گیری این جنگ را بر دوش آمریکا و اسرائیل می‌گذارد اما زمینه‌های آن مانند «اسرائیل‌ستیزی» را در چهار دهه رفتار سیاسی جمهوری اسلامی جست‌وجو می‌کند.

آقای اتابکی می‌گوید: باید دید جمهوری اسلامی چه تصوری از پایان جنگ دارد اما فشار اقتصادی، فرسایش اجتماعی و شکاف در ساختار قدرت محدودیت‌های حکومت در این جنگ است.

این استاد تاریخ خاورمیانه، پافشاری حکومت بر ادامهٔ جنگ را خطرناک دانسته و می‌گوید: ایران ممکن است ملوک‌الطوایفی شود؛ وضعیتی که در آن کشور به ظاهر یکپارچه باقی می‌ماند، اما در عمل بخش‌هایی از آن اقتدار مرکزی را به رسمیت نمی‌شناسند.

تصور «رهایی» با جنگ همیشه درست نیست

به باور مهدی اصلانی، اسرائیل تصور می‌کرد با حذف برخی چهره‌های تندرو در ساختار قدرت، فضای تنفسی برای چهره‌های معتدل‌تر ایجاد خواهد شد. اما نتیجه برعکس شد و نیروهای تندروتر در رأس قرار گرفتند.

او می‌گوید: این نشان می‌دهد که جنگ‌ها اغلب نتایجی متفاوت از آنچه پیش‌بینی می‌شود به همراه دارند و تصور این‌که «رهایی‌بخش» هستند، همیشه درست از آب در نمی‌آید.

به گفتهٔ این زندانی سیاسی جان‌به‌در‌برده از کشتار زندانیان سیاسی دهه ۶۰، آنچه او «پلن بی» حکومت در شرایط جنگی و حذف رهبرانش می‌نامد، فرسایشی کردن جنگ و افزایش فشار ناشی از بالا رفتن قیمت نفت و گسترش منطقه‌ای تنش‌هاست.