برخلاف روحالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی که پس از پایان جنگ هشتساله مسیر سرکوب مخالفان و تعیین جانشین را هموار کرد، علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی که روز ۹ اسفند در عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا کشته شد، میراثی جز انبوه مشکلات اجتماعی، بنبست سیاسی داخلی، تنشهای خارجی، اعتراضهای گسترده و ورشکستگی اقتصادی برای فرزندش که جانشین او شده، باقی نگذاشته است.
در سپهر سیاسی امروز ایران، نه نشانهای از فردی مانند محمدعلی فروغی دیده میشود که بتواند با تدبیر و فراست کشور را در میانهٔ بحران حفظ کند و نه کسی شایسته همسطح احمد قوام است که بتواند با دیپلماسی کارآمد از فشار خارجی بکاهد. بهجای آن، سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی تحت تاثیر لجاجت، غرضورزی و ادامه رویکردهای ایدئولوژیک خامنهای، به بنبست رسیده است.
در شرایط کنونی، ساختار سیاسی ایران مانند یک بازی شطرنج ناکام عمل میکند: در جنگی که برای آن دههها تبلیغ شده بود، جمهوری اسلامی در حرکت اول آسیب دید و اکنون ماشین سیاست و اقتصاد در مواجهه با جنگ، تحریم، انزوای بینالمللی و فساد سازماندهی شده، گرفتار بحران شده است. در این شرایط، اسرائیل و آمریکا برای آیندهٔ ایران برنامهریزی میکنند، در حالی که مقامهای تهران بیشتر واکنشمحور عمل میکنند تا پیشرو.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، شاهین مدرس کارشناس مطالعات بینالملل از ایتالیا همراه با مهدی عربشاهی مدیر اجرایی تشکیلات همبستگی جمهوریخواهان ایران از آمریکا به این موضوع پرداختهاند.
نقش غیرمستقیم
شاهین مدرس با طرح موضوع حملهٔ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در چارچوب نظریهٔ «واقعگرایی سیاسی» میگوید: جمهوری اسلامی به جنایت علیه بشریت دست زده و این باعث شد که ایالات متحده اصل «مسئولیت محافظت یکطرفه» را علیه جمهوری اسلامی مطرح کند.
او ارادهٔ احیای برنامهٔ هستهای، برنامه موشکی و گروههای نیابتی جمهوری اسلامی را از دیگر دلایل مداخلهٔ نظامی آمریکا میداند.
آقای مدرس با تأکید بر موفقیت احتمالی این دو کشور، نقش آنها را در تعیین گروهی که عهدهدار امور سیاسی میشوند، نقشی غیرمستقیم میداند.
به گفتهٔ آقای مدرس، نصب مستقیم یک رهبر از سوی خارجیها مشروعیت او را تضعیف میکند. بنابراین، کار نیروهای خارجی ایجاد خلأ موقت قدرت و جهتدهی به گروهی برای مستقر شدن است.
چشمانداز باز زیر بمباران
مهدی عربشاهی، کنشگر سیاسی جمهوریخواه، معقد است هدف آمریکا از مداخلهٔ نظامی، ایجاد ایرانی با چشمانداز بازتر برای شهروندانِ زیر بمباران است.
اما به گفتهٔ این تحلیلگر سیاسی، اهداف آمریکا و اسرائیل در این اقدام متفاوت است. او میگوید اسرائیل تمایل دارد کلیت جمهوری اسلامی سرنگون شود، اما آمریکا بیشتر دنبال تغییر رفتار نظام با حملات محدود و سریع است.
به گفتهٔ آقای عربشاهی، بدترین سناریو برای ایران تثبیت فردی مثل مجتبی خامنهای است که مسیر جمهوری اسلامی را ادامه دهد.
شاهین مدرس میگوید این میتواند بدترین اتفاق باشد اما بعید به نظر میرسد، چون به گفتهٔ او حضور اسرائیل روند را دشوار میکند.
اسرائیل، شاهزاده و هژمونی
آقای مدرس ضمن اشاره به توجه اسرائیل به برخی گزینهها مانند شاهزاده رضا پهلوی، میگوید اسرائیل بهطور مستقیم حمایت نمیکند، چرا که حمایت مستقیم از فردی خاص مشروعیت او را تضعیف میکند.
مهدی عربشاهی هم اولویت اصلی اسرائیل را سرنگونی جمهوری اسلامی میداند و میگوید در الگوی مورد نظر اسرائیل حتی ایران پس از جمهوری اسلامی هم نباید قدرت منطقهای قوی شود. مطلوب آنها حکومتی ضعیف و متمرکز نشده است، مشابه عراق، لبنان یا سوریه.
شاهین مدرس از اساس ظرفیتی برای هژمون (سلطهگر) شدن ایران در منطقه قائل نیست و معتقد است: ایران با زیرشاخهای به گفتهٔ او ضعیفش حتی با سقوط جمهوری اسلامی، مسیر سخت و پرفراز و نشیبی خواهد داشت.
با وجود این، مهدی عربشاهی با اشاره به سابقهٔ تاریخی ایرانیان که در چهار دههٔ گذشته حق انتخاب سرنوشت سیاسیشان را نداشتهاند، معرفی رهبر از سوی خارجیها بدون نقشآفرینی شهروندان را مشکلساز ارزیابی میکند.
آقای عربشاهی میگوید: مردم داخل ایران ممکن است نگرششان سریعاً عوض شود. خارج از ایران با تأخیر فاز مواجهاند. تجمعها و اعتراضها نقش مکمل دارند، اما تعیینکننده نیستند.
به باور او، در همین روزهای دشوار فرصتهایی برای کنشگری شهروندان وجود دارد که جامعه مدنی، شبکههای اجتماعی و حرفهای میتوانند حتی در شرایط فروپاشی و دیکتاتوری جدید تحولات را به سمت مطلوب هدایت کنند.
شاهین مدرس هم با اشاره به عاملیت سیاسی به عنوان اهرمی که نمایندگی مستقیم و شبکه داخلی ایجاد میکند، میگوید این عاملیت برای بسیج سیاسی و اجتماعی لازم است.