انقلاب بهمن ۵۷ به ۴۷ سالگی خود رسیده است؛ پیکرهای میانسال که زیر بار بیثباتی اقتصادی، منازعات ایدئولوژیک و بحرانهای سیاست خارجی کمر خم کرده است.
از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰، بیش از ۴۰۰۰ مورد ناآرامی مدنی در ایران ثبت شده است و هر چه جمهوری اسلامی پیشتر آمده، صداهایی که خواستار گذار سیاسی هستند، بلندتر و پررنگتر شدهاند.
حتی بازداشت فعالان مدنی و اصلاحطلبانی که در چارچوب نظام فعالیت میکنند، و آنچه منتقدان از آن با عنوان «خالصسازی» یاد میکنند، نتوانسته است امنیت و کنترل کامل را برای حکومت دینی آیتالله علی خامنهای فراهم کند.
در چنین فضایی جمهوری اسلامی با کدام سپر گفتمانی در عرصه بینالمللی میخواهد وضعیت موجود را برای بقایش توجیه کند.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، کیان تاجبخش، کارشناس روابط بینالملل، حکمرانی جهانی و سیاستگذاری شهری از دانشگاه کلمبیا همراه با تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد تاریخ اجتماعی و استاد کرسی تاریخ اجتماعی خاورمیانه و آسیای مرکزی در دانشگاه لیدن هلند، این موضوع را به بحث گذاشتیم.
ضعف داخلی، اقتدار بیرونی
کیان تاجبخش که در جریان اعتراضهای جنبش سبز همراه با تعداد زیادی از کنشگران جامعه مدنی بازداشت شد، با مروری بر تجربهاش در سال ۱۳۸۸ و دستگیری چهرههای سیاسی و مدنی، ضمن تأیید شباهتهایی میگوید اعتراضهای اخیر و واکنش حکومت، ایران را وارد مرحلهای جدید کرده است.
به گفتهٔ او، در جنبش سبز، میلیونها نفر از طبقهٔ متوسط شهری به خیابان آمدند. به ظاهر، مسئله نتیجهٔ انتخابات بود اما در بطن آن خواستی برای تغییر ساختاری جمهوری اسلامی وجود داشت.
آقای تاجبخش با مقایسه سطح کشتار دیماه ۱۴۰۴ در ایران و تیانآنمن چین میگوید انتظار داشت که حکومت دست به خشونت بزند اما هرگز انتظار «حمام خون» را نداشت و این برخورد در تاریخ ایران و حتی خاورمیانه بیسابقه بوده است.
نویسندهٔ کتاب «ایجاد دموکراسی محلی در ایران: دولتسازی و سیاست تمرکززدایی» با اشاره به میانگین سنی شرکتکنندگان ۱۸ تا ۲۵ ساله در اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ میگوید این اعتراضها مطالبهٔ عینی مشخصی نداشتند، بلکه بیانگر عمق خشم اجتماعی بودند و واکنش حکومت نشان میدهد که گسستی جدی میان جامعه و حکومت ایجاد شده است.
تورج اتابکی، استاد تاریخ اجتماعی خاورمیانه، خشونت را بخش «ذاتی» جمهوری اسلامی دانسته و معتقد است حکومت دینی ایران در روابط بینالملل از مذاکره و صلح میگوید، اما در داخل هیچ فضایی برای مخالفان باقی نمیگذارد و برای حفظ خود از بیرحمانهترین اشکال سرکوب استفاده میکند.
کیان تاجبخش تصویر اقتدار رژیم در نگاه بینالمللی را رژیمی میداند که هنوز منسجم است و هیچ شکافی در رأس آن دیده نمیشود.
او با مقایسهٔ اسپانیای پس از فرانسیسکو فرانکو (۱۹۳۶ و ۱۹۷۵) و ایران دوران آیتالله خامنهای میگوید، در آنجا ریزش در رأس وجود داشت ولی در ایران چنین چیزی را نمیبینیم، در سرکوبهای اخیر حتی یک مقام روحانی یا نظامی درون حاکمیت مخالفت نکرد. اپوزیسیون سازمانیافتهای هم وجود ندارد.
این کارشناس حکمرانی جهانی اعتقاد دارد که هدف آمریکا براندازی نیست، بلکه هدف مهار تهدیدهای نظامی و هستهای ایران است.
در مقابل، تورج اتابکی با رد تلویحی صحبتهای آقای تاجبخش گفت این خشونتها از اقتدار نیست و از ضعف حکومت و نگرانی عمیقش از آینده حکایت میکند.
به گفتهٔ نویسندهٔ کتاب «تجدد آمرانه: جامعه و دولت در عصر رضاشاه»، جمهوری اسلامی با بازداشت تعدادی از رهبران جبهه اصلاحات در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی بهمن ۵۷ میخواهد به آمریکا بگوید تنها طرف مذاکره، خود حکومت است.
پیشنیاز سرنگونی حکومت اقتدارگرا
آقای اتابکی اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ را ادامهای بر جنبش موسوم به «زن، زندگی، آزادی» دانست اما کیان تاجبخش میگوید این اعتراضها از نظر ریشههای نارضایتی میتواند ادامهای بر اعتراضهای ۱۴۰۱ باشد.
اما به گفتهٔ این کارشناس سیاستگذاری شهری، «زن، زندگی، آزادی» یک شورش فمینیستی مستقیم علیه هستهٔ ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بود در حالی که اعتراضهای اخیر بیشتر بیان خشم عمیق بودند.
تورج اتابکی، جمهوری اسلامی را در هر سناریویی چه جنگ، سازش یا مذاکره بازنده میداند و میگوید عاملیت مردم از طریق اعتراض، اعتصاب و نافرمانی مدنی تعیینکننده است.
آقای تاجبخش در مقابل میگوید برای سرنگونی یک حکومت اقتدارگرا، حداقل پنج درصد جمعیت باید در خیابان باشند؛ یعنی حدود چهار میلیون نفر در ایران. او بر این باور است که تا کنون چنین جمعیتی در ایران دیده نشده است.
این کارشناس روابط بینالملل، مدل مطلوب آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران را شبیه عربستان سعودی میداند؛ اینکه اگر تهدید منطقهای نباشید، ما به حکومت داخلی شما کاری نداریم.
اما او معتقد است که جمهوری اسلامی احتمالاً از خصومت با آمریکا و اسرائیل دست برنمیدارد و به همین دلیل احتمال درگیری نظامی بالاست.