لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴ تهران ۰۱:۲۱

پاراگراف اول: ایرانِ پس از سرکوب؛ در آستانهٔ «آرش» یا «سهراب»؟


اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴، با چرخشی معنادار از مطالبات اقتصادی به خواسته‌هایی آشکارا سیاسی، بار دیگر پویایی جامعه معترض ایران در برابر جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت. این‌بار، نشانه‌ها از مواجههٔ حکومت با نسلی تازه حکایت داشت؛ نسلی که نه شباهتی به کنشگران پیشین دارد و نه پیشران‌هایش همان عوامل آشنای گذشته است. ابهام نسبت به آینده، خشم انباشته و فوران احساسات، همگی در این حرکت قابل مشاهده بود.

پس از اعتراضات «زن زندگی آزادی» در سال ۱۴۰۱ که جنبشی بی‌رهبر و افقی بود، در اعتراض‌های اخیر بخشی از معترضان به‌دنبال رهبری رفتند و نام او را در خیابان‌ها فریاد زدند. جامعه ایران امروز در کدام موقعیت تاریخی ایستاده است؟

آیا جامعهٔ ایران به آرش می‌ماند که به تعبیر سیاوش کسرایی در درآمدی بر معرفی اثرش «مهره سرخ»، با بر جا نهادن گردِ تن از سد مرگ بر می‌جهد و نه جان خود که جان‌های بی‌شمار دیگری را می‌رهاند یا به سهراب شبیه است که باز به تعبیر کسرایی، خطر کرده و با خنجری در پهلو دادخواهانه نگران سرانجام داوری بر کار خویشتن است؟

در برنامه رادیویی پاراگراف اول، جلال ایجادی جامعه‌شناس و نویسنده کتاب «شیعه‌گری و از خودبیگانگی ایرانیان» و سعید پیوندی استاد جامعه‌شناسی دانشگاه لُرن هر دو از پاریس این موضوع را به بحث گذاشتیم.

پاراگراف اول: ایرانِ پس از سرکوب؛ در آستانهٔ «آرش» یا «سهراب»؟
please wait

No media source currently available

0:00 0:55:00 0:00
لینک مستقیم


از جنبش فرهنگی تا انقلاب ملی؟

جلال ایجادی، جامعه‌شناس مقیم پاریس، با مقایسه اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ با جنبش «زن، زندگی، آزادی» معتقد است آن جنبش واجد یک بُعد فرهنگی بسیار قوی بود؛ حرکتی که ارزش‌های سیاسی، فرهنگی و مذهبی مسلط را به چالش کشید و با نقش برجسته زنان و دختران، از حضور یک نیروی اجتماعی تازه خبر داد.

به‌گفتۀ آقای ایجادی، محتوای آن جنبش در نهایت به‌سوی خواست یک حکومت دموکراتیک و سکولار حرکت می‌کرد، هرچند همه اقشار جامعه در آن مشارکت نداشتند.

او اما اعتراض‌های اخیر را فراتر از یک جنبش می‌داند و از آن با عنوان «انقلاب ملی» نام می‌برد؛ انقلابی که به‌زعم این جامعه‌شناس همه اقشار و گروه‌های اجتماعی، از بازاریان و کارگران تا دانشجویان، کارمندان و گروه‌های قومی، در آن حضور دارند.

آقای ایجادی می‌گوید این حرکت عملاً سراسر جغرافیای ایران را در بر گرفته و بیانگر اراده‌ای ملی برای تعرض به جمهوری اسلامی و پایان دادن به این نظام است.

جلال ایجادی شعارهایی مانند «مرگ بر خامنه‌ای» و نقد سیاست خارجی جمهوری اسلامی، که پیش‌تر نیز با شعارهایی چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» شنیده می‌شد، را نشانگر خواسته جنبش برای زیر سؤال بردن کل ساختار موجود و تغییرات اساسی ارزیابی می‌کند.

جنبش اجتماعی انقلابی یا انقلاب؟

سعید پیوندی، جامعه‌شناس دیگری که از پاریس در پاراگراف اول حضور داشت، می‌گوید اگرچه نقطه آغاز اعتراض‌ها اقتصادی بود، اما همهٔ شعارها سیاسی بودند و دو محور اصلی را برجسته می‌کردند: ابتدا، بی‌کفایتی رهبران حکومت و دوم، ناکارآمدی ساختارهایی که کشور را به این نقطه بحرانی رسانده‌اند.

او توضیح می‌دهد که چگونه حکومت همزمان با احساس خطر، روایت رسمی‌اش را تغییر داد؛ معترضان از «اغتشاشگر» به «مزدور خارجی» و «تروریست» تبدیل شدند و همین تغییر واژگان، زمینه‌ساز سرکوب گسترده شد.

آقای پیوندی معتقد است آنچه امروز در ایران می‌گذرد، یک «جنبش اجتماعی انقلابی» است، اما هنوز به انقلاب به معنای کامل کلمه نرسیده است.

آقای پیوندی می‌گوید تفاوت اصلی این حرکت با اعتراض‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ در این است که برای اولین‌بار نام شاهزاده رضا پهلوی در خیابان‌ها مطرح شد؛ چرخشی مهم نسبت به جنبش‌های بدون رهبر پیشین.

با این حال، این جامعه‌شناس با طرح این پرسش می‌پرسد باید دید این رهبری تا چه حد ملی، سراسری و فراگیر است و آیا این جنبش پس از سرکوب خشن کنونی، توان بازخیزی خواهد داشت یا نه.

قیام ملی و مسئلۀ رهبری

جلال ایجادی با پیش‌کشیدن مشارکت میلیونی، گستره سراسری در بیش از ۳۰۰ شهر و شهرستان و هدف‌گیری مستقیم قدرت سیاسی، می‌گوید همه انقلاب‌ها الزاماً به پیروزی سریع نمی‌رسند و برخی از آن‌ها سال‌ها به طول می‌انجامند.

به‌گفتۀ او، این حرکت نه اعتصاب صنفی است، نه شورش کور و نه جنبش سندیکایی. ویژگی تازه آن، طرح مسئلۀ رهبری است. هرچند جامعه ایران متکثر است و همه معترضان لزوماً طرفدار نظام پادشاهی نیستند، اما فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی با استقبال گسترده مواجه شده و همین پدیده از منظر جامعه‌شناختی نیازمند تحلیل جدی است.

خشم اجتماعی؛ موتور یا تهدید؟

سعید پیوندی با اشاره به مسئله خشم اجتماعی در اعتراض‌ها، جامعه ایران را به فنری فشرده تشبیه می‌کند و می‌گوید اگر این خشم مدیریت نشود، می‌تواند به تقدیس نوعی اقتدارگرایی جدید منجر شود.

پیوندی نقش رهبران، کنشگران، روشنفکران و نخبگان سیاسی را در هدایت عقلانی این خشم تعیین‌کننده می‌داند و می‌گوید انتخاب‌های سیاسی امروز، مسیر آینده را رقم می‌زند.

آرش یا سهراب؟

سعید پیوندی با اشاره به شاهنامه یادآور می‌شود که برخلاف بسیاری از اسطوره‌ها، در این روایت پدر است که پسر را می‌کشد. به‌گفتۀ او، امروز نیز با رهبری فرسوده روبه‌رو هستیم که از کشتن فرزندانش ابایی ندارد. با این حال، او می‌گوید می‌توان آرش‌هایی را دید که با خردمندی و تاب‌آوری، بار سنگین چهار دهه را به مقصد برسانند و راه توسعه و دموکراسی را بگشایند.

جلال ایجادی هم تاریخ ایران را آکنده از تراژدی توصیف می‌کند و می‌گوید همواره در دل این تراژدی‌ها، آرش‌هایی برخاسته‌اند.

به باور آقای ایجادی، جامعه ایران نه شبیه دیگر جوامع خاورمیانه است و نه جوامع اسلامی. پویایی فرهنگی، فاصله‌گیری از اسلام سیاسی و گرایش به دموکراسی، آزادی و حقوق بشر موتورهای درونی این جامعه هستند و در نهایت بیش از هر چیز، عقلانیت و اولویت دادن منافع ملی بر منافع گروهی، نیاز امروز ایران است.

XS
SM
MD
LG