کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر ۸۷ ساله جمهوری اسلامی ایران، در حمله هوایی اسرائیل و آمریکا، یک جنگ منطقهای را جرقه زده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در بحبوحه اعتراضهای دی ۱۴۰۴ که با خشونتهای مرگبار سیاسی متوقف شد، به معترضان ایرانی که بخش گستردهای از آنها بازگشت شاهزاده رضا پهلوی را در خیابانهای شهرهای ایران صدا میزدند، وعده داد که «کمک در راه است».
اما زمانی که گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو جریان داشت، او هشدار دیگری صادر کرد و گفت: «اگر به توافق نرسیم، برای ایران بد خواهد شد».
اکنون روزهاست که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با عاریت گرفتن جملهٔ دونالد ترامپ، به شهروندان معترض ایران گفته که «کمک از راه رسیده است».
دونالد ترامپ هم روز ۱۲ اسفند به شادمانی گروهی از ایرانیان در پی کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرده و به معترضان گفته است: «نوبت شماست که کشورتان را پس بگیرید. من به شما قول داده بودم و به قولم عمل کردم».
در شرایط جنگی، شهروندان چه ابزار و امکان عملی برای آغاز گذار سیاسی دارند؟
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، فهیمه ایلغمی کنشگر سیاسی پادشاهیخواه و عضو حزب زنان لیبرال بلژیک به همراه نازیلا گلستان کنشگر از گروه سیاسی «ایران همآوا» در فرانسه در اینباره گفتوگو کردهاند.
کمک از راه رسیده؟
فهیمه ایلغمی با اشاره به صحبتهای بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در هنگامهٔ کارزار نظامی علیه ایران میگوید: کمک از راه رسیده ولی هر گروه این کمک را از دید خودش تحلیل میکند.
او معتقد است از «این فرصتی که به مردم ایران داده شده باید استفاده کامل کرد».
خانم ایلغمی با انتقاد از منتقدان اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران میگوید: تاریخ نشان داده که دخالت خارجی در برخی شرایط لازم است.
به گفتهٔ این کنشگر سیاسی، زیرساختهای جمهوری اسلامی کاملاً تضعیف شده و این تضعیف باعث میشود که مردم اگر دوباره بخواهند در خیابانها حاضر شوند، بتوانند جنبش را به دست خودشان بگیرند و حملات را به صورت مسالمتآمیز ادامه دهند تا به پیروزی کامل برسیم.
اقدام نظامی؛ «دشمن کنشگری مدنی»
نازیلا گلستان، کنشگر سیاسی از گروه «ایران همآوا»، با تأکید بر این نکته که هرگز خواستار جنگ نیست، میگوید: «اکنون که اتفاق افتاده، عدهای خوشحالاند، عدهای ناراحت، و اختلاف عقیده طبیعی است».
او میگوید: جنگ مخرب است و نمیتواند به دموکراسی ختم شود. اگر ایرانیان، بهویژه کنشگران داخل کشور، مسئولیتپذیری نکنند و همبستگی شکل نگیرد، پیامدهای مخرب خواهد داشت.
خانم گلستان معتقد است: بمباران زیرساختهای غیرنظامی مثل بیمارستانها و مدارس خسارت جدی به مردم و جامعه میزند. کودکان و مردم عادی اولین قربانیان جنگ هستند.
او جنگ را نه تنها راه حل نمیداند بلکه معتقد است که اقدام نظامی نمیتواند کنشگری مردم ایران را تقویت کند.
مرامنامهٔ تحولخواهی در شرایط جنگ
فهیمه ایلغمی با ذکر این نکته که در «حملههای صورت گرفته هدف بیشتر، مراکز دولتی بوده نه شهروندان عادی»، با گریزی به تاریخ اروپا در جنگ جهانی دوم و دخالت خارجی میگوید: ما نمیتوانیم سادهانگار باشیم و باید تاریخ را مرور کنیم. در بلژیک اگر نیروهای آمریکایی نبودند، وضعیت کنونی متفاوت بود. از تاریخ باید درس گرفت و مصلحت ملت ایران را در نظر گرفت.
نازیلا گلستان با اشاره به این موضوع که جنگ مانع تحول مسالمتآمیز است و کنش مدنی از خارج نمیتواند جایگزین شود، میگوید: ایران بزرگ است و آمریکای کنونی قصد ندارد ۲۰۰ هزار سرباز به ایران بفرستد. هدف آنها استفاده از گروههای مسلح ایرانی است که میتواند به هرجومرج منجر شود.
فهیمه ایلغمی با تأکید بر انسجام مردم ایران با تمام تفاوتها بر حول سه محور «آزادی ایران»، «رسیدن به دموکراسی» و «براندازی جمهوری اسلامی»، موضوع تجزیهطلبی در ایران را منتفی میداند و میگوید در صورت استفاده صحیح از این فرصت پیشآمده، مردم ایران میتوانند مرحلهٔ بعدی جنبش را پیش ببرند و به هدف نهایی خود برسند.
اما نازیلا گلستان تحولات مدنی در شرایط جنگی را تنها در صورتی ممکن میداند که هدایت میدانی وجود داشته باشد و برای این منظور بر همراهی بازماندگان جمهوری اسلامی با جنبش دموکراسیخواهی و آزادی زندانیان سیاسی به عنوان گامهای اولیه پافشاری میکند.
فهیمه ایلغمی این نگاه را واقعبینانه نمیداند. او میگوید: مردم امروز در خانهها هستند و شرایط جنگی اجازه فعالیت عمومی نمیدهد. حمایت خارجی میتواند مفید باشد.
این کنشگر سیاسی هم تنها راه گذار مسالمتآمیز را فعال شدن شهروندان داخل کشور میداند.
نازیلا گلستان معتقد است در این مرحله باید بر مسالمتآمیز پیش بردن تغییر، جلوگیری از خشونت، حفظ جان مردم و انسجام ملی تمرکز کرد.
به گفتهٔ او، جنگ و خشونت، حتی با نیت اصلاح، تنها خسارت به مردم و زیرساختها میزند و تضمینکننده آیندهای دموکراتیک نیست.
خانم گلستان خطاب به آنچه بازماندگان جمهوری اسلامی مینامد میگوید: یا جدا از هم از بین میرویم، یا همه با هم زنده میمانیم و میتوانیم ایرانی سربلند بسازیم.
این کنشگر سیاسی با اشاره به اعتراضهای ۱۴۰۱ موسوم به «زن،زندگی،آزادی»، آن اعتراضها را برآیند پویایی مدنی و پیگیری مطالبات جامعه ایرانی میداند.