علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز ۲۸ بهمن گفت که «ملت ایران به خوبی درسهای اسلامی و شیعی خود را میداند و هرگز با رهبران آمریکا بیعت نخواهد کرد».
این صحبتهای تند در حالی بیان میشود که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد و نشاندهندهٔ رادیکال شدن فضای سیاسی جمهوری اسلامی هم در داخل و هم در خارج از مرزهای ایران است.
امیرحسین گنجبخش، فعال سیاسی جمهوریخواه در آمریکا، در مقالهای که به تازگی در نشریهٔ بریتانیایی «اکونومیست» منتشر شده است، مینویسد: «با وجود سرکوبهای شدید اخیر، اپوزیسیون بیش از هر زمان دیگری پراکنده است و برای تغییر توازن قدرت، نیاز به شکلگیری نوع جدیدی از ائتلاف وجود دارد».
به باور او، دشمنان پیشین باید زیر پرچم «از پهلوی تا موسوی» متحد شوند.
او مینویسد: «حضور موسوی در این ائتلاف، به نیروهای نظامی و امنیتی این اطمینان را میدهد که هدف تغییر مسالمتآمیز و منظم است، نه جنگ داخلی. مشارکت رضا پهلوی نیز به جامعه بینالمللی این اطمینان را میدهد که بحرانهای منطقهای و برنامه هستهای ایران بازنخواهد گشت».
در سوی دیگر میز، حسین رزاق، فعال سیاسی گذارطلب ساکن آلمان، بر ایدهٔ «از پایداری تا پهلوی» تأکید دارد و در حساب کاربری خود در شبکههای اجتماعی نوشته است: «این ایده به معنای "همه با هم" است؛ راهی برای شکستن چرخهٔ ترس و تبدیل تقابل صفر و صدی به یک پیوستار سیاسی که در آن حتی بازندگان امروز نیز در آیندهٔ سهمی از امنیت و امکان حضور خواهند داشت».
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، امیرحسین گنجبخش، از گروه جمهوریخواهان ملی ایران و از تدوینکنندگان استراتژی انتخابات آزاد برای گذار مسالمتآمیز به دموکراسی و حسین رزاق فعال سیاسی گذارطلب ساکن آلمان دیدگاههایی را که مطرح کردهاند به بحث گذاشتهاند.
امیرحسین گنجبخش؛ ایده «از پهلوی تا موسوی»
امیرحسین گنجبخش، فعال سیاسی جمهوریخواه، که ایدهٔ «از پهلوی تا موسوی» را ارائه داده است آن را شاخصی برای نشان دادن فرق ماهوی میان دو سر طیف میداند و معتقد است که این ایده اساساً اعلام نمیکند جمهوری اسلامی پایان یافته و باید به سراغ انتخابات مجلس مؤسسان و قانون اساسی نوین برویم.
بلکه به گفتهٔ او، هر کدام از این دو سر طیف، مانند شاهزاده رضا پهلوی و میرحسین موسوی، اصول و برنامههایی دارند که میتواند مبنای عدالت انتقالی و نجات ملی باشد.
در این الگوی پیشنهادی، حقوقدانانی مانند مهرانگیز کار و نسرین ستوده باید اطمینان حاصل کنند که افرادی مانند سرلشکر رادان که این فعال سیاسی از او با عنوان آیشمن ایران (از افسران بلندپایهٔ آلمان نازی که در کشتار یهودیان نقش داشت) نام میبرد، محاکمهای عادلانه خواهند داشت.
آقای گنجبخش با نقد ایدهٔ دیگر مهمان برنامه، حسین رزاق، با عنوان «از پایداری تا پهلوی» میگوید؛ اینجا آیندهٔ ایران مد نظر است؛ همه نیروهای سیاسی باید آزاد باشند و هیچ کسی را نمیتوان از صحنهٔ سیاسی حذف کرد، البته به جز کسانی که جرم جنایی دارند و قانونی محاکمه خواهند شد.
به گفتهٔ او، وظیفهٔ تعیین تکلیف این افراد با خودشان است و آنها باید روشن کنند که آیا میخواهند وارد آشتی ملی شوند یا نه.
امیر حسین گنجبخش، انتخاب میرحسین موسوی از رهبران جنبش سبز را «نمادین» دانسته و میگوید: «این انتخاب تصادفی نیست؛ آقای موسوی نماد پایان دعوای ۵۷ و ضد ۵۷ است و نشان میدهد که یک ائتلاف واقعی میتواند بین نیروهای ضد ولایت فقیه شکل بگیرد».
حسین رزاق هدف از نام بردن «جبههٔ پایداری» به عنوان نماد گروههای رادیکال حامی جمهوری اسلامی را جلب این طیف از نیروها به سمت گذار مسالمتآمیز دانست.
او با اشاره به خشونتهای مرگبار سیاسی دیماه ۱۴۰۴ و واکنش برخی مقامهای دولتی و حکومتی میگوید: در آن روزها حتی معاون زندان اوین به نیروهای اصلاحطلب گفته بود که جمهوری اسلامی در حال سقوط است و باید به سمت پایان برود.
آقای گنجبخش در همراهی با حسین رزاق با پرداختن به ضرورت خلعسلاح نیروهای جمهوری اسلامی و تضمین مشارکت آنها در دموکراسی آینده میگوید: اگر نیروهای نظامی و انتظامی همراه نشوند، تغییر اساسی رخ نمیدهد.
به باور او، تضمین رفتار مسالمتآمیز توسط حقوقدانانی مانند شیرین عبادی و سعید دهقان داده میشود تا خشونت و رفتار انقلابی تکرار نشود.
امیرحسین گنجبخش، شکلگیری ائتلاف از «پهلوی تا موسوی» را دلگرمکننده دانسته و معتقد است، حضور میرحسین موسوی تضمین میکند که اعدامهای انقلابی تکرار نخواهد شد و میتوان نیروها را به سمت همکاری برای گذار مسالمتآمیز هدایت کرد.
در نظریهٔ آقای گنجبخش، ولایت فقیه یک نهاد ضدایرانی است که بر اساس اصل ۱۱۰ و ۱۷۷ همه کارها را تعیین میکند.
او میگوید: حذف ولی فقیه، فرصت تاریخی ایجاد میکند تا همه در ائتلاف حداکثری برای رفتن به سمت مجلس مؤسسان شرکت کنند.
او هشدار داد که بدون مدیریت درست، خشونت میتواند به یک «داعش شیعی» منجر شود، مشابه تجربهٔ افغانستان و طالبان.
رزاق نیز با اشاره به آمار غیررسمی قربانیان اعتراضها و امکان بروز و ظهور پدیدهای از دل نیروهای وفادار به هستهٔ سخت قدرت در جمهوری اسلامی که او از آنها با عنوان «داعش شیعی» نام میبرد، میگوید: گذار مسالمتآمیز نیازمند پذیرش این واقعیت است که بخش عمدهای از مردم، حتی کسانی که طرفدار جمهوری اسلامی هستند، هنوز به قدرت و ایدئولوژی آن وفادارند. باید این گروهها نیز همراه شوند تا پس از گذار، خشونت و انتقامگیری کور رخ ندهد.
به گفتهٔ این فعال سیاسی، فروپاشی جمهوری اسلامی بدون پایگاه اجتماعی را نباید سادهانگارانه دانست و میافزاید: بخش قابل توجهی از جامعه هنوز ایدئولوژی خاص خود را دارد و قابلیت سازماندهی در مناسک مذهبی و اجتماعهای خود را حفظ میکند.
به باور او، مخالفت با نظام و ولی فقیه در بدنهٔ جمهوری اسلامی شدید است و این نیروها میتوانند نقش مهمی در گذار مسالمتآمیز ایفا کنند.
با این حال، امیرحسین گنجبخش نسخهٔ توافق و آشتی ملی بین دو سر طیف شاهزاده رضا پهلوی و میرحسین موسوی را تضمینی برای جلوگیری از راه افتادن حمام خون میداند و احتمال میدهد که طبقهٔ متوسط ایران با این حداقل اطمینان همراه شوند.
حسین رزاق هم با تأیید ائتلاف و اهمیت آن، میگوید: آشتی ملی شامل همه نیروهاست و باید آن داعش شیعی را هم که در هیئتهای مذهبی متمرکزند در نظر گرفت.