گستره استقرار نیروهای آمریکا در منطقه خاورمیانه نشانی جز رویارویی احتمالی تهران و واشینگتن ندارد.
این تحرکات نظامی تا چه اندازه پرده از چگونگی آغاز یک حمله برمیدارد؟ آیا آنگونه که برخی گفتهاند چیزی شبیه «دوزخ دانته» در انتظار ایران است، یا باید تهدیدهای رهبر جمهوری اسلامی را جدی گرفت که گفته بود «خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد؟»
چند رسانهٔ آمریکایی به نقل از منابع آگاه نوشته بودند که «ژنرال دنیل کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، هشدار داده است که کمبود مهمات و نبود حمایت متحدان میتواند به معنای خطر بیشتر برای نیروهای آمریکایی باشد»؛ موضوعی که البته رئیسجمهور آمریکا آن را از اساس خبری نادرست خواند.
هدف نهایی آمریکا چیست؟ تضعیف قابلیتهای هستهای و موشکی ایران، بازدارندگی از تشدید تنش، یا تغییر رژیم؟
ژنرال دیوید پترائوس، رئیس پیشین سیآیای، گزینهٔ آخر را مردود دانسته و گفته است بمباران ایران به تغییر رژیم منجر نخواهد شد.
به نظر میرسد هر یک از طرفین تخممرغهای خود را در سبدی چیدهاند. آمریکا معتقد است که فشار نظامی، جمهوری اسلامی را به عقبنشینی وا میدارد؛ تهران گمان میکند دونالد ترامپ تمایلی به یک کارزار نظامی طولانیمدت ندارد؛ و اسرائیل بر شکافهای عمیق طرفین چشم دوخته است، شکافهایی که رویارویی را از هر زمان دیگر محتملتر کردهاند.
اما ایرانیها تا چه اندازه دربارهٔ ابعاد جنگی که دونالد ترامپ گفته است «برای ایران و مردمش بد خواهد شد» آگاهند؟ جنگی که آغاز آن میتواند آسان باشد، اما تبدیل آن به یک نتیجه راهبردی، دشوار.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، این موضوع را در گفتوگو با حسین آرین کارشناس امور دفاعی، نظامی و راهبردی در بریتانیا و محسن مدیرشانهچی، کارشناس روابط بینالملل در اندیشکده نظم جهانی در استرالیا، به بحث گذاشتیم.
آرایش نظامی برای حملهٔ گستردهٔ احتمالی به ایران؟
حسین آرین، افسر پیشین نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران، با تکیه بر تجربیات خود میگوید با ورود ناو جرالدفورد فورد به شرق دریای مدیترانه و گسیل بیش از ۸۰ هواپیمای دیگر به نظر میرسد آمریکا خود را برای یک حملهٔ گسترده آماده کرده و بهدنبال یک حمله محدود و متوسط نیست.
او معتقد است در این حمله چینش نیروها به گونهای است که هم امکان حملهٔ نظامی به جمهوری اسلامی فراهم میشود، هم واکنش احتمالی ایران محدود میماند. از سوی دیگر، از اسرائیل و پایگاهها و همپیمانان واشینگتن محافظت میشود.
آقای آرین تمرکز اصلی این حمله را در مرحلهٔ اول بر روی بمبافکنها و حملات موشکی دانسته ولی احتمال یک عملیات زمینی با نیروهای ویژه را هم رد نمیکند.
محسن مدیرشانهچین با اشاره به صحبتهای برِت مکگِرک، مشاور سابق جورج بوش، باراک اوباما و دونالد ترامپ، احتمال حمله به تأسیسات موشکی ایران با حمایت آمریکا را مطرح کرده و میگوید مسئلهٔ موشکی اولویت اصلی اسرائیل بوده و در دیدارهای بنیامین نتانیاهو نخستوزیر این کشور از آمریکا بهطور جدی مطرح شده است.
او معتقد است بر خلاف تصویری که از گفتوگوهای غیر مستقیم ایران و آمریکا در رسانهها میبینیم، این گفتوگوها تنها پیرامون مسئلهٔ هستهای نیست.
آقای مدیرشانهچی با تأکید بر نامشخص بودن چارچوب گفتوگوهای تهران-واشینگتن میگوید هر دو طرف در حال خرید زمان هستند؛ آمریکاییها برای مستقر کردن نیروهای خود و جمهوری اسلامی برای مدیریت بحرانهای داخلی.
این کارشناس اندیشکده نظم جهانی در استرالیا با اشاره به الگوهای فرضی حملهٔ احتمالی آمریکا که در این مرکز به آن پرداختهاند، حملهٔ هوایی را برای آنچه «تغییر رفتار جمهوری اسلامی» مینامد، کافی نمیداند و می گوید: آمریکا میتواند با کارزار هوایی قدرتمند و ابزارهای مدرن هوش مصنوعی، پهپادها، فناوریهای نوین، کیفیت حکمرانی جمهوری اسلامی را کاهش و توان آفندی آن را در ۴۸ تا ۷۲ ساعت اولیه ۷۰ تا ۹۰ درصد محدود کند.
آقای مدیرشانهچی این الگو را تنها تضعیفکننده جمهوری اسلامی میداند و معتقد است که چنین برنامهای بدون عاملیت مردم و فشار داخلی منجر به سقوط رژیم نخواهد شد.
نقش گروههای گذار طلب داخلی در برابر بیثباتی
حسین آرین، گفتوگوهای غیر مستقیم واشینگتن و تهران را نه مذاکره بلکه ابزاری برای فشار حداکثری، تسلیم جمهوری اسلامی و آماده کردن شرایط برای اعمال ارادهٔ سیاسی ایالات متحده آمریکا میداند.
این کارشناس امور دفاعی و راهبردی، معتقد است جمهوری اسلامی به رغم شعارهای تهدیدآمیز و نمایش قدرت، در ضعیفترین نقطهٔ سیاسی و اقتصادی خود قرار دارد و با توجه به محدودیت نیروی نظامی و توان موشکیاش، رژیم بیش از هر چیز بر بقای خودش متمرکز است.
آقای آرین بر عاملیت مردم در تغییر و گذار از جمهوری اسلامی در شرایط کنونی ایران بعد از اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ تأکید کرده و میگوید: حملهٔ خارجی نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه وضعیت کشور را وارد یک خلأ قدرت عمیق و بیثباتی شدید خواهد کرد.
به اعتقاد او، حملات گسترده و هدفمند، برکنار از پیامدهای آن، بدون حمایت و نقش دادن به مردم و گروههای گذارطلب داخلی، تأثیر پایداری بر تغییر رفتار رژیم نخواهد داشت.
این کارشناس امور دفاعی، هرگونه هدف قرار دادن ظرفیت انرژی ایران مانند تصرف جزیره خارک و یا اختلال در خطوط انتقال نفت از خوزستان و بندر گناوه را مشابه حوادث جنگ نفتکشها بین سالهای ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۶ دانسته و میگوید: جمهوری اسلامی توان مقابله با این اختلالات را دارد. مینگذاری در خلیج فارس، تنگهٔ هرمز و مسیرهای حیاتی دریایی میتواند عملیات آزادسازی خطوط مواصلاتی توسط آمریکا و متحدانش را به مدت ۳۰ روز تا سه ماه به تأخیر بیندازد.
اما محسن مدیرشانهچی میگوید براساس الگویی که آنها تحلیل کردهاند، صنایع انرژی و زیرساخت نفتی ایران در بازار جهانی هدف قرار نمیگیرند.
او معتقد است مردم معترضی که جمهوری اسلامی حقوق شهروندیشان را گروگان گرفته است، باید مانند الگوهای مشابه در آرژانتین و شوروی سابق که دولتها را مجبور به پاسخگویی و یا فروپاشی کردند، عمل کنند.
به گفتهٔ او، گروههای گذارطلب باید اقدامهای مدنی انجام دهند مانند اعتصاب غذا، بستنشینی یا درخواست انتخابات آزاد؛ مسائلی که میتواند عاملیت مردم را جلو ببرد و ممکن است حکومت را وادار به پاسخگویی کند.
حسین آرین در برابر، چنین اتفاقی دربارهٔ جمهوری اسلامی را دور از ذهن دانسته و میگوید اگر حکومت به برگزاری انتخابات آزاد تن دهد یعنی پایان عمرش را اعلام کرده است.
با این حال، او بر این باور است که هر حملهٔ خارجی، چه جمهوری اسلامی در قدرت باشد و چه نه، به ضرر منافع ملی ایران خواهد بود و کشور را در بیثباتی فرو میبرد.
محسن مدیرشانهچی هم میگوید مردم ایران میتوانند با سازماندهی سیاسی، رهبر مشخص و کارزار مدنی مؤثر مسیر تغییر را بدون جنگ خارجی هموار کنند.