پس از خشونتهای مرگبار سیاسی دیماه ۱۴۰۴ و حاکمشدن سکوتی امنیتی بر خیابانها، اینبار صدای معترضان از دانشگاهها شنیده شد. با پایان آموزش از راه دور و بازگشایی مراکز آموزش عالی در اسفندماه، صداهای ناهمتراز سیاسی بار دیگر از درون دانشگاهها به عرصه عمومی پرتاب شد.
بازگشایی دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه الزهرا و شماری از دانشگاههای دیگر در شهرهای مختلف، همزمان با شکلگیری تجمعها و بروز کنشهای تازه دانشجویی بود؛ دانشگاههایی که از زمان جنبش سبز به این سو چراغ حیات سیاسیشان کمفروغ و پیوندشان با کنشهای اواخر دهه ۷۰ تضعیف شده بود.
اینکه چگونه دانشجویان به همسویی و همبستگی سیاسی میرسند، یک سوی ماجراست. سوی دیگر، «دستور زبانی» است که اعتراضهای دیماه و کنشهای دانشجویی در بستر آن معنا مییابد؛ چارچوبی که میتواند زمینهای برای بازخوانی و حتی احیای جنبش خاموششده دانشجویی فراهم کند؛ سالهایی که حرکتهای دانشجویی ایران هویتی مشخص داشت و کنشگرانش میدانستند در میدان سیاست با چه کسی و با چه چیزی مواجهاند.
در برنامه رادیویی «پاراگراف اول»، علی رمضانی، مدیر اجرایی و سردبیر خبرنامه دانشجویی امیرکبیر ـ که جایزه صلح آخن را دریافت کرده ـ از آمریکا، به همراه پویا خازمی، دانشجوی انصرافی دکترای جامعهشناسی فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی و کنشگر دانشجویی از فرانسه و انسیه عرفانی، استاد مستعفی دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان و پژوهشگر مؤسسه پریمیتر از کانادا به پرسشهایی در اینباره پاسخ دادند.
آیا «نسل زِد» معادله را تغییر داده است؟
علی رمضانی مدیر اجرایی و سردبیر خبرنامه دانشجویی امیرکبیر با اشاره به آنچه شکلگیری نسل «زِد» نامید؛ از نسلی که به نام «بومیان دیجیتال» شهره است با عنوان «پاشنه آشیل» جمهوری اسلامی نام برد.
به اعتقاد آقای رمضانی، پس از هر موج اعتراضی در دهههای گذشته، سرکوب گستردهای اعمال میشد که تا پایان دوره تحصیل آن نسل، نوعی بازدارندگی ایجاد میکرد.
علی رمضانی به آمار منتشرشده در «خبرنامه امیرکبیر» اشاره کرده و مدعی شد در اعتراضهای ۱۴۰۱ حدود ۸۳۰۰ دانشجو بازداشت و نزدیک به ۵۰۰ نفر به کمیتههای انضباطی احضار شدند.
این کنشگر دانشجویی، اعتراضهای اخیر را فاقد ماهیت صنفی دانسته و میگوید، این بار دانشگاه همگام با خیابان با شعارهای مشخص سیاسی حرکت کرد و بازتاب آنچه او «فضای انقلابی جامعه» مینامد، بود.
دانشگاه در امتداد خیابان، خیابان در امتداد دانشگاه
پویا خازمی، فعال دانشجویی که بهتازگی از ایران خارج شده، معتقد است، دانشگاه از همان آغاز اعتراضها، همگام با تحرکات اجتماعی حرکت کرده، اما در ابتدا شدت و رادیکالیسم امروز را نداشته است.
به گفته آقای خازمی، پس از کشتارهای گسترده و سرکوب شدید، زبان اعتراضها رادیکالتر شد؛ از آتشزدن پرچم جمهوری اسلامی تا درگیری با نیروهای بسیج دانشجویی.
آقای خازمی از روند روند سیاستزدایی از دانشگاهها در دهه ۹۰ خورشیدی با هدف محدود کردن دانشگاه به نهادی صرفاً آموزشی میگوید و بر این باور است که این پروژه حکومتی در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ ناکام ماند.
او هم با تأکید بر بازتاب مطالبات کلان اجتماعی در خیابان، از جمله مخالفت با اعدام و عبور از جمهوری اسلامی، میگوید، دانشگاه از دوگانههای درو حکومتی اصلاح طلب-اصولگرا عبور کرده است.
رادیکالیزه شدن
انسیه عرفانی، استاد دانشگاه که در سال ۱۴۰۱ از سمت خود کنارهگیری و مهاجرت کرده است، تفاوت بنیادینی میان امروز و گذشته دانشگاه نمیبیند و میگوید، در نتیجه بسته شدن فضا، شعارها تندتر شدهاند.
خانم عرفانی با اشاره به تغییر تدریجی مطالبات دانشجویی از خواستههای اصلاحطلبانه به مطالبه عبور از جمهوری اسلامی، میگوید، آنچه در شبکههای اجتماعی دیده میشود، لزوماً تصویر کامل دانشگاه نیست و بخش بزرگی از هیئت علمی همچنان سکوت کردهاند.
به گفته خانم عرفانی، هرچه رفتار دانشجویان تندتر شود، واکنش حکومت هم شدیدتر خواهد شد و حاکمیت در صورت لزوم، ابایی از تعطیلی دانشگاهها ـ مشابه آنچه در ابتدای انقلاب اسلامی رخ داد ـ نخواهد داشت.
بازگشت نام پهلوی به دانشگاهها؛ نماد یا گرایش سیاسی؟
علی رمضانی، با اشاره به سر داده شدن شعارهایی نظیر «این آخرین نبرد، پهلوی برمیگرده» و «رضا شاه روحت شاد» از سوی دانشجویان، گفت بر این باور است که اکثریت دانشجویان امروز گرایش ملیگرایانه دارند و حتی از اعلام موجودیت بیش از ۳۰ «انجمن شیر و خورشید دانشجویی» خبر داد.
در مقابل، پویا خازمی، مطرح شدن این شعارها در هفتههای اخیر و پس از بازگشایی دانشگاهها را بیشتر برخوردار از جنبه نمادین و تقابلی با جمهوری اسلامی دانسته و نه الزاماً تعهد ایدئولوژیک به نظام پادشاهی.
آقای خازمی دانشگاههای ایران را متأثر از جریانهای فکری مختلف میدادند و می گوید، شبکههای دانشجویی متکثر و افقیاند.
انسیه عرفانی هم معتقد است، جامعه و دانشگاه در شرایط فقدان بدیل روشن، به گذشته رجوع میکنند. او تصریح کرد اگر نمایندهای از خاندان پهلوی در صحنه سیاسی امروز وجود نداشت، احتمالاً این شعارها نیز مطرح نمیشد.
«اعتراض» یا «انقلاب»؟
علی رمضانی حوادث دی ماه ۱۴۰۴ را یک جریان اعتراضی نمیداند و می گوید این یک انقلاب است و حکومت با مشاهده حمایت بخشی از دانشجویان از شاهزاده رضا پهلوی، خود را در معرض خطر دید و دست به سرکوب شدید زد.
اما پویا خازمی با تأکید بر ضرورت گفتوگو میان جریانهای مختلف دانشجویی معتقد است، دانشگاه میتواند محل شکلگیری شبکههای افقی و تمرین همزیستی سیاسی باشد؛ موضعی که به گفته این فعال دانشجویی پیشین، شاید در آینده به شکلگیری یک بدیل سیاسی کمک کند.
انسیه عرفانی با این حال، کشتارهای اخیر در جریان اعتراضهای دی ماه ۱۴۰۴ را ناشی از ترس حکومت از سقوط دانسته و نه صرفاً واکنشی به یک جریان فکری خاص.
این استاد سابق دانشگاه زنجان به دانشجویان توصیه میکند، مسیر فعالیت خود را بهگونهای تنظیم کنند که امکان گفتوگو و تداوم کنشگری حفظ شود.
او بر این باور است که جمهوری اسلامی در سرکوب و محدودسازی دانشگاهها تردیدی به خود راه نخواهد داد.