لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ تهران ۱۸:۴۳

پاراگراف اول؛ مجتبی خامنه‌ای؛ غایب همیشه حاضر در شبکه قدرت سپاه

مجتبی خامنه‌ای و قاسم سلیمانی
مجتبی خامنه‌ای و قاسم سلیمانی

مجلس خبرگان شامگاه ۱۷ اسفند کار را تمام کرد و از کوزه همان برون تراوید که در آن بود؛ فرزند رهبر کشته‌شدهٔ جمهوری اسلامی به جای پدر نشست و این بار ولایت مطلقهٔ فقیه شکل موروثی هم به خود گرفت.

حالا هواداران حکومت برای تکمیل روایت تبلیغاتی خود، در روزهایی که کشور در وضعیت جنگ‌زده قرار دارد، به‌گفتهٔ خود با او «بیعت» می‌کنند تا برای او مشروعیتی دست‌وپا کنند؛ مردی که تنها باری که صدایش شنیده شد، گفت کلاس درس خارج و اصولش تعطیل شده است.

مجتبی خامنه‌ای، ۵۶ ساله که همسرش در جریان حملهٔ نیروهای اسرائیلی و آمریکایی کشته شد، اکنون با وجود این‌که گفته می‌شود در آن حمله مجروح شده، با عبور از شعارهای معترضانی که مرگش را می‌خواستند و مخالفت‌هایی که بنا بر برخی گزارش‌ها حتی در خبرگان رهبری وجود داشت، بالأخره به رهبری رسید.

چهره‌ای هم‌پیمان با چهره‌های نظامی و امنیتی که سال ۱۳۸۴ نامش توسط مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز و نامزد آن دورهٔ انتخابات، به‌عنوان پشت‌پردهٔ دخالت در روند انتخابات به زبان آورده شد. در انتخابات بحث‌برانگیز ۱۳۸۸ نیز بسیاری او را صحنه‌گردان دستکاری در آرا و در به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد دانستند.

آیا مجتبی خامنه‌ای همان فردی است که برخی پیش‌تر تلاش داشتند او را «بن‌سلمان ایران» معرفی کنند، یا ادامه‌دهندهٔ مسیر دیگری خواهد بود؟ و تا چه اندازه حضورش می‌تواند تمامیت ارضی ایران را در معرض خطر قرار دهد یا برعکس، نجات‌بخش آن باشد.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، آرش هنرور شجاعی، کارشناس الهیات، حقوق و فلسفه از آلمان، همراه با میثم بادامچی، پژوهشگر ارشد در مؤسسهٔ مطالعهٔ بین‌منطقه‌ای قانون اساسی‌گرایی دانشگاه چارلز در جمهوری چک، به پرسش‌ها در این‌باره پاسخ داده‌اند.

پاراگراف اول؛ مجتبی خامنه‌ای، غایب همیشه‌حاضر در شبکه قدرت سپاه
please wait

No media source currently available

0:00 0:54:39 0:00
لینک مستقیم

غایب شبکهٔ قدرت

آرش هنرور شجاعی، کارشناس الهیات، با اشاره به تجربهٔ حضورش در حوزهٔ علمیه، می‌گوید نام مجتبی خامنه‌ای را پیش از سال ۸۴ شنیده بوده و استادان مشترکی با او داشته است.

آقای شجاعی می‌گوید مجتبی خامنه‌ای را از نزدیک نمی‌شناخته، اما استادان مشترک‌شان به مجتبی توصیه کرده بودند که برخلاف پدرش، تمرکز خود را روی درس و بحث حوزوی بگذارد.

به‌گفتۀ این روحانی پیشین که پس از تجربهٔ زندان به دلیل انتقاد از حکومت لباس حوزوی‌اش را از تن درآورد، هنگامی که بحث انتخاب مجتبی خامنه‌ای مطرح شد، اطلاعات دقیقی از زندگی و درس‌های او وجود نداشت. نه صورت‌جلسه، نه جزوه، نه لوح صوتی، نه حتی تصویری از درس خارج او منتشر شده بود.

آقای شجاعی حتی تلاش‌های مجتبی خامنه‌ای برای کسب اجتهاد و اعتبار حوزوی را نیز با استناد به فقدان در دست بودن کتاب، مقاله یا رساله‌ای از او تلاش‌هایی ناموفق می‌داند.

به‌گفتۀ آرش هنرور شجاعی، تا زمانی که گزینه‌های دیگر خبرگان، از جمله هاشمی شاهرودی و ابراهیم رئیسی، در دسترس بودند، امکان مطرح شدن مجتبی خامنه‌ای وجود نداشت.

آقای شجاعی می‌گوید، در بدنهٔ رسمی حکومت، تنها نیروهای امنیتی و سپاه و بسیج بودند که به فرزند رهبر جمهوری اسلامی تمایل داشتند و حضورش در حوزهٔ علمیه هیچ‌گاه به معنای داشتن جایگاه علمی نبوده است.

میثم بادامچی، کارشناس سیاسی، معتقد است انتخاب مجتبی خامنه‌ای برنامه‌ای طولانی‌مدت بوده که از سال ۹۴ و زمان توافق هسته‌ای موسوم به برجام شروع شد. به‌اعتقاد این کارشناس سیاسی، آمریکا و اسرائیل به جای توجه به تفاوت‌های داخلی ایران، جناح غرب‌گرایی مانند روحانی و ظریف را تضعیف کردند و این توازن قدرت را به سود اصول‌گرایان تغییر داد.

آقای بادامچی وقوع جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران و کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی را در تکیه زدن فرزندش به این جایگاه تسریع‌کننده می‌داند، اما معتقد است ساختار قدرت و شبکه‌های داخلی از قبل این مسیر را برای او هموار کرده بودند.

آقای بادامچی با مروری بر آن‌چه نقش‌آفرینی‌های مجتبی خامنه‌ای در جریان مداخله در انتخابات‌های ۸۴ و ۸۸، پیگیری مواضع احمدی‌نژاد و قالیباف و مدیریت شهرداری تهران می‌نامد، می‌گوید بخش‌های مهم سپاه، از جمله هوافضا و نیروی زمینی، از مجتبی خامنه‌ای حمایت کرده‌اند و او حتی اگر در ظاهر غایب باشد، نمایندهٔ شبکهٔ قدرت آنان است.

بیعت، خلافت، موروثی شدن و آیندهٔ نظام

آرش هنرور شجاعی با اشاره به مطرح شدن موضوع بیعت با سومین رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای، این اقدام را بی‌سابقه نمی‌داند و معتقد است در مورد اخیر بیشتر کارکرد مشروعیت‌سازی و بسیج توده‌ای دارد.

او می‌گوید در فقه شیعه، بیعت تعریف مشخصی ندارد و بیشتر متعلق به اهل سنت است، اما جمهوری اسلامی از آن به عنوان ابزار سیاسی و نمادین استفاده می‌کند.

آقای شجاعی مقایسهٔ مجتبی خامنه‌ای با شاهزاده رضا پهلوی را تحت عنوان موروثی شدن ولایت فقیه قیاس درستی نمی‌داند و می‌گوید مجتبی خامنه‌ای توسط خبرگان انتخاب شد و این انتخاب، فرزند بودنش، صرفاً مزیت مشروعیت‌آفرین دارد، نه دلیل اصلی قدرت او.

آرش شجاعی با این حال معتقد است که جمهوری اسلامی ویژگی‌های خلافت را دارد؛ یعنی یک حکومت ایدئولوژیک با پشتوانهٔ بسیج توده‌ای و ساختار سیاسی مرکزی که در عمل هیچ شباهتی به دموکراسی غربی ندارد.

میثم بادامچی می‌گوید جمهوری اسلامی با پایگاه شیعی و منابع اقتصادی و سیاسی در منطقه، یک قدرت فراملی است و واکنش‌های شیعیان در عراق، لبنان و یمن به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی یا حمایت از جانشینی فرزند او به صورت طبیعی رخ داده است.

او با به میان آوردن نمونه‌هایی از پادشاهی مراکش و محمد بن‌سلمان در عربستان سعودی از کنترل این رهبران بر نهاد دین و همزمان حفظ روابط خارجی می‌گوید و معتقد است مجتبی خامنه‌ای قادر به تقلید این مدل‌ها نیست، زیرا پایگاه اجتماعی او محدود و ضدغربی است.

به‌گفتۀ آقای شجاعی، مجتبی خامنه‌ای در محیطی محافظه‌کار و محدود، تحت نظارت خانواده، سپاه و روحانیون نزدیک تربیت شده است. او هیچ تجربه‌ای از تعامل با روشنفکران، جامعهٔ مدنی یا جریان‌های فرهنگی نداشته و بر اساس این تربیت و پایگاه اجتماعی، احتمال دارد سخت‌گیرتر از پدرش عمل کند.

چشم‌انداز محدود

آرش هنرور شجاعی می‌گوید با توجه به اعتراض‌های گستردهٔ این سال‌ها و فشار ایرانیان خارج از کشور، مسیر احتمالی پیشِ روی مجتبی خامنه‌ای اوج سرکوب و انسداد سیاسی خواهد بود.

میثم بادامچی هم بر این باور است که جمهوری اسلامی منابع و شبکه‌های فراملی خود را حفظ کرده و در این شرایط حتی با فشارهای خارجی، امکان تغییرات بنیادین سیاسی یا فرهنگی وجود ندارد و به‌گفتۀ او تنها راه ممکن، اصلاحات از درون توسط یک رهبر لیبرال یا اعتدالی مثل حسن روحانی یا حسن خمینی بود؛ گزینه‌هایی که توسط ساختار قدرت حذف یا تضعیف شدند.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG