پاراگراف اول؛ پس از خامنه‌ای توپ «گذار کم‌هزینه» در میدان کیست؟

از راست به چپ: علیرضا اعرافی، مسعود پزشکیان و غلامحسین محسنی اژه‌ای اعضای شورای موقت رهبری

او دیگر نیست؛ آیت‌الله خامنه‌ای، یکی از پیرترین رهبران جهان که بیش از سه دهه رهبری ایدئولوژیک و سیاسی جمهوری اسلامی را در دست داشت، بامداد ۹ اسفند در حمله‌ای مشترک از سوی اسرائیل و آمریکا کشته شد و حالا تاریخ جمهوری اسلامی با پس‌لرزه‌ای شدید روبه‌روست.

او در دوران حکومتش تصمیم‌گیرنده بسیاری از رخدادهای خشونت‌آمیز سیاسی بود؛ از سرکوب و اعدام گرفته تا ترور و کشتار معترضان، مخالفان سیاسی و دگراندیشان، و نیز قرار دادن ایران در شرایط فروپاشی اقتصادی.

در حالی که خامنه‌ای هرگز کاریزمای آیت‌الله روح‌الله خمینی را نداشت، اما در سال‌های حکومتش تلاش کرد تصویری از رهبر مقتدر و غیرقابل تسخیر از خود بسازد؛ تلاشی که تا هفته‌های پایانی عمرش ادامه داشت.

اکنون شورای موقت رهبری، متشکل از رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان، مأموریت دارد وظایف او را بر عهده بگیرد و کالبد نیمه‌جان ولایت فقیه را احیا کند.

یکی از اعضای این شورا، آیت‌الله علیرضا اعرافی است گه از او به عنوان یکی از گزینه‌های محتمل رهبری آینده جمهوری اسلامی نام برده می‌شود؛ چهره‌ای کم‌نور در سایه، تندرو با پوشش آکادمیک که طرفدار اسلامی کردن علوم و تربیت نیروهای مذهبی مبارز است؛ مسئله‌ای که بسیاری از روحانیون سنت‌گرا در قم با آن میانه‌ای ندارند.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، حسن شریعتمداری، کنشگر سیاسی جمهوری‌خواه فدرالیست از آلمان و رضا علیجانی، تحلیلگر و کنشگر سیاسی عضو شورای فعالان ملی-مذهبی در فرانسه، از جمهوری اسلامی در دروان «پسا‌خامنه‌ای»، شورای موقت رهبری و گذار کم‌هزینه از حکومت دینی تبادل نظر کرده‌اند.

Your browser doesn’t support HTML5

پاراگراف اول؛ پس از خامنه‌ای توپ «گذار کم‌هزینه» در میدان کیست؟

مرگ خامنه‌ای، چالشی بزرگ برای ادامه جمهوری اسلامی

حسن شریعتمداری با اشاره به کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و تداوم حملات اسرائیل و آمریکا به ایران معتقد است که مرگ خامنه‌ای که بیش از ۳۷ سال زمام امور را در دست داشته، چالشی بزرگ برای ادامه حیات جمهوری اسلامی است.

این کنشگر سیاسی با به میان آوردن انگارهٔ تجربهٔ رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی در مهار قیام‌های اجتماعی و بحران‌های بین‌المللی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا کسانی که قرار است رهبر بعدی را انتخاب کنند، مانند علی خامنه‌ای حفظ نظام برایشان از «اوجب واجبات» است و توان مقابله با فشار آمریکا و اسرائیل را دارند.

به اعتقاد این دانش‌آموخته فقه و الهیات، آنچه او «تعادل بزرگ» در این شرایط می‌نامد را مردم و حضور آن‌ها در میدان تعیین خواهد کرد.

رضا علیجانی تحلیلگر سیاسی اما تشکیل شورای رهبری را تنها بخش کوچکی از بحران بزرگ جمهوری اسلامی در مواجهه با جامعه معترض داخلی و قدرت‌های جهانی می‌داند.

او می‌گوید، اعضای شورای موقت رهبری، مانند پزشکیان رئیس‌جمهور و اعرافی نماینده فقهای شورای نگهبان، بیشتر نقش دکور دارند و قدرت واقعی در دست کسانی مانند آقای اژه‌ای رئیس قوه قضائیه و حلقه‌های نزدیک به سپاه و دیگر مراکز قدرت است.

رضا علیجانی، جان سالم به در بردن جمهوری اسلامی از این گردنه را بعید می‌داند و می‌گوید، تنها راه خروج از بحران، آشتی با مردم و جهان است.

به گفته این کنشگر سیاسی، ادامه رویه مقابله با مردم و جهان منجر به هزینه‌های بالاتر و ویرانی بیشتر خواهد شد.

آقای علیجانی می‌گوید، با این‌که آمریکا مسیر دیپلماسی را بازگذاشته است، اما رفتار نتانیاهو مستقل است و بر طبل جنگ می‌کوبد.

گذار ممکن است؟

حسن شریعتمداری درباره پایان یافتن «عصر ولایی» با تأکید بر قانون اساسی جمهوری اسلامی، نتیجه را یک رهبر جدید می‌داند که باید مجتهد باشد یا وانمود کند که مجتهد است.

فرزند آیت‌الله کاظم شریعتمداری که پدر او پس از انقلاب در سلک روحانیون مخالف آیت‌الله خمینی درآمد و از روحانیت خلع لباس شد، مرگ خامنه‌ای را در فعال شدن جنگ قدرت مؤثر دانسته و می‌گوید: شورای موقت رهبری نمی‌تواند مشکل را حل کند، زیرا معنی شورای رهبری پذیرش آتش‌بس میان باندهای قدرت است، در حالی که سیاست این باندها ایجاد هژمونی (سرکردگی) و اختلاف است.

او بر این باور است که عامل مردم و میدان از طریق نیروهای مسلح اپوزیسیون و فشارهای خارجی دخالت خواهند کرد و تعادل همه را به هم خواهند زد.

با این حال رضا علیجانی، از نوسان میان ایدئولوژی و مصلحت در جمهوری اسلامی، شکاف‌ها در سپاه و در میان فرماندهانش می‌گوید و معتقد است آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها هم توافق نظر ندارند. بنابراین تهدیدهای جانی کار را دشوار کرده و نشستن بر هر صندلی خالی در رأس حکومت هم بسیار خطرناک است.

به اعتقاد حسن شریعتمداری، اگر آمریکا و اسرائیل راهبرد مشترکی دربارهٔ ایران داشته باشند و جمهوری اسلامی هم بخواهد تغییر ایجاد کند، گذار ممکن است.

اما او رسیدن به چنین تصمیمی در جمهوری اسلامی را دشوار می‌داند و می‌گوید: فقدان چهره توافق‌پذیر، فساد اقتصادی، باندهای مختلف قدرت و فشار مردمی موجب می‌شود، شورای موقت نتواند همه این‌ها را حل کند و به گفتهٔ او، این شورا بیشتر نقش «محلّل» را خواهد داشت، مشابه دوره شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر حکومت پهلوی.

رضا علیجانی، هرچند فرصت برای جمهوری اسلامی را محدود می‌داند ولی معتقد است، گروهی که او از آن‌ها با عنوان «عمل‌گرایان» در پشت صحنه جمهوری اسلامی نام می‌برد، می‌توانند مسیر تسلیم و گذار را با باز کردن درهای زندان‌ها، برگزاری انتخابات آزاد و توجه به مطالبه‌های مردمی کم‌هزینه‌تر کنند.

حسن شریعتمداری با انتقاد از بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور می‌گوید؛ اپوزیسیون انحصارطلب و خشونت‌گرا نمی‌تواند گزینه قابل اتکا باشد و ممکن است باعث جنگ داخلی شود.

او معتقد است: جمهوری‌خواهان و گروه‌های متکثر می‌توانند جایگزینی برای قدرت سالم ایجاد کنند که اعتماد عمومی و ثبات دوران گذار را فراهم کند.

رضا علیجانی در همراهی با آقای شریعتمداری، بر این باور است که بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور که به دنبال تک‌صدایی است، هم مردم را می‌ترساند و هم قدرت‌های خارجی را بیمناک می‌کند.